با ورود جنگ میان آمریکا و اسرائیل علیه ایران به سومین هفته، تبعات این درگیری به‌سرعت از حوزه نظامی فراتر رفته و بازارهای جهانی کالا، به‌ویژه آلومینیوم، را به‌شدت تحت تأثیر قرار داده است. این بحران نه‌تنها شوک قیمتی اولیه ایجاد کرده، بلکه اکنون به مرحله‌ای رسیده که کل زنجیره تأمین فیزیکی این فلز استراتژیک را دچار تنش و کمبود کرده است.

به گزارش اکوایران، آلومینیوم به‌عنوان یکی از ارکان اصلی صنایع مدرن از ساخت‌وساز و خودروسازی گرفته تا صنایع هوافضا و انرژی‌های تجدیدپذیر نقشی حیاتی در اقتصاد جهانی دارد. خاورمیانه، به‌ویژه کشورهای حوزه خلیج فارس، حدود ۹ درصد از تولید جهانی این فلز را تأمین می‌کنند. اما اهمیت واقعی این منطقه زمانی آشکار می‌شود که چین به عنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده جهان از معادله کنار گذاشته شود؛ در این صورت سهم خاورمیانه به بیش از ۲۰ درصد افزایش می‌یابد. اگر روسیه را نیز به‌دلیل تحریم‌های غرب حذف کنیم، وابستگی کشورهای صنعتی غرب به آلومینیوم این منطقه حتی پررنگ‌تر می‌شود.


از شوک قیمتی تا بحران در بازار فیزیکی

در روزهای ابتدایی بحران، بازارهای مالی واکنش سریعی نشان دادند و قیمت آلومینیوم در بورس فلزات لندن (LME) تا سطح ۳۵۴۵ دلار در هر تن افزایش یافت؛ رقمی که بالاترین سطح در چهار سال گذشته محسوب می‌شود. با این حال، آنچه اکنون بیش از قیمت‌های رسمی اهمیت دارد، فشار فزاینده در بازار فیزیکی است.
پریمیوم‌ها — یعنی مبلغی که خریداران علاوه بر قیمت پایه بورس پرداخت می‌کنند — در سراسر جهان به‌شدت افزایش یافته است. در آسیا، خریداران ژاپنی که ابتدا در برابر افزایش حدود ۲۸ درصدی پریمیوم‌ها مقاومت می‌کردند، اکنون ناچار به پذیرش نرخ‌های بسیار بالاتر شده‌اند. این نرخ‌ها به‌عنوان معیار مهمی برای سایر بازارهای آسیایی نیز عمل می‌کنند.
در اروپا، پریمیوم آلومینیوم به حدود ۴۵۰ دلار در هر تن رسیده که بالاترین سطح از اواخر سال ۲۰۲۲ است. در ایالات متحده، وضعیت حتی بحرانی‌تر است؛ جایی که علاوه بر تعرفه‌های وارداتی ۵۰ درصدی، پریمیوم منطقه میدوست به حدود ۲۴۰۰ دلار در هر تن افزایش یافته است. این ارقام نشان می‌دهد که تولیدکنندگان برای تضمین دسترسی به مواد اولیه، ناچار به پرداخت هزینه‌های بسیار سنگین هستند.


اختلال در تولید و گلوگاه‌های لجستیکی

در بخش عرضه، بحران به‌طور مستقیم تولیدکنندگان خلیج فارس را هدف قرار داده است. دو مجتمع بزرگ ذوب آلومینیوم در منطقه، در مجموع حدود ۵۷۰ هزار تن از ظرفیت تولید سالانه خود را کاهش داده‌اند. این کاهش در شرایطی رخ می‌دهد که بازار جهانی از پیش با محدودیت عرضه مواجه بوده است.
در همین حال، تنگه هرمز یکی از حیاتی‌ترین مسیرهای انتقال انرژی و کالا در جهان عملاً به گلوگاهی پرخطر تبدیل شده است. تهدیدهای امنیتی و ریسک‌های حمل‌ونقل باعث شده صادرات آلومینیوم از منطقه به‌شدت کند یا متوقف شود.
برخی تولیدکنندگان، مانند «امارات گلوبال آلومینیوم»، در تلاش‌اند مسیرهای جایگزین برای صادرات ایجاد کنند؛ از جمله استفاده از بنادر خارج از تنگه هرمز. با این حال، این راهکارها ظرفیت محدودی دارند و نمی‌توانند به‌طور کامل جایگزین مسیرهای اصلی شوند.
از سوی دیگر، مشکل تنها به خروج محصول محدود نمی‌شود. ورود مواد اولیه مانند بوکسیت و آلومینا نیز با اختلال مواجه شده است. در این میان، تنها تولیدکننده‌ای که از زنجیره تأمین نسبتاً مستقل برخوردار است، شرکت سعودی «معادن» است که به منابع داخلی دسترسی دارد. سایر تولیدکنندگان به ذخایر محدود خود وابسته‌اند و در صورت تداوم بحران، با خطر توقف کامل تولید مواجه خواهند شد.


بازاری بدون جایگزین‌های کافی

در سمت تقاضا، خریداران با واقعیتی دشوار روبه‌رو هستند: گزینه‌های جایگزین بسیار محدود است. چین، اگرچه بزرگ‌ترین تولیدکننده آلومینیوم جهان است، اما بخش عمده تولید خود را به محصولات نیمه‌ساخته اختصاص می‌دهد و ظرفیت مازاد قابل‌توجهی برای صادرات فلز اولیه ندارد.
روسیه نیز که پیش‌تر یکی از تأمین‌کنندگان مهم بازارهای غربی بود، پس از اعمال تحریم‌ها مسیر صادرات خود را به سمت آسیا تغییر داده است. در نتیجه، بخش بزرگی از عرضه جهانی عملاً از دسترس خریداران غربی خارج شده است.


بورس فلزات لندن؛ آخرین پناهگاه

در چنین شرایطی، معامله‌گران و مصرف‌کنندگان به ذخایر بورس فلزات لندن به‌عنوان آخرین منبع تأمین روی آورده‌اند. از ابتدای ماه جاری، بیش از ۱۵۰ هزار تن از موجودی‌های ثبت‌شده این بورس برای تحویل فیزیکی کنار گذاشته شده است.
با این حال، همه این ذخایر به‌راحتی قابل استفاده نیستند. بخش قابل‌توجهی از موجودی‌ها شامل فلز روسی است که بسیاری از خریداران غربی تمایلی به استفاده از آن ندارند. علاوه بر این، ذخایر خارج از بورس نیز در سال گذشته به‌شدت کاهش یافته و اکنون به سطوح پایینی رسیده است.
یکی از نشانه‌های بارز این کمبود، تغییر ساختار بازار از «کنتانگو» به «بک‌واردیشن» است؛ وضعیتی که در آن قیمت نقدی از قیمت‌های آتی بالاتر می‌رود و نشان‌دهنده کمبود شدید عرضه در کوتاه‌مدت است.