در حالی که رژیم اسرائیل با افتخار از چندلایه بودن سامانه‌های دفاعی آمریکایی خود سخن می‌گفت، موشک‌های نقطه‌زن ایران در روزهای اخیر با دقت کامل به هر هدفی که نیروهای مسلح انتخاب کرده‌اند، اصابت کرده‌اند و چالشی سخت برای سامانه‌های میلیارد دلاری ایجاد کرده است.

در حالی که آمریکا و اسرائیل در روزهای و هفته‌های اخیر با تجاوز گسترده به خاک ایران، به دنبال تغییر معادلات منطقه‌ای بوده‌اند، نیروهای مسلح ایران با عملیات‌های دقیق و گسترده موشکی، پاسخ محکمی به این تجاوزات داده‌اند. این تقابل، که همچنان در جریان است، به وضوح نشان‌دهنده ضعف‌های ساختاری و عملیاتی سامانه‌های دفاعی چندلایه رژیم اشغالگر قدس است.

 

ادعای مقامات ایرانی مبنی بر اینکه آسمان تل‌آویو و حیفا برای موشک‌های نقطه‌زن ایران کاملاً باز و آزاد است، نه تنها یک شعار، بلکه واقعیتی میدانی است که تصاویر و گزارش‌های متعدد از اصابت دقیق به اهداف مورد نظر نیروهای مسلح ایران آن را تأیید می‌کند.

 

هر نقطه‌ای که نیروهای دفاع مشروع ایران انتخاب کنند، با دقت بالا مورد اصابت قرار می‌گیرد و این در حالی است که رژیم صهیونیستی سال‌ها بر برخوردار بودن از چندین لایه سامانه دفاعی آمریکایی مانند گنبد آهنین، فلاخن داوود، ارو، پاتریوت و حتی پیشرفته‌ترین نمونه‌هایی چون تاد (THAAD) تأکید کرده است.

 

این سامانه‌های دفاعی که با سرمایه‌گذاری‌های هنگفت آمریکایی و صهیونیستی توسعه یافته‌اند، در عمل نتوانسته‌اند در برابر موج‌های گسترده و هماهنگ موشک‌های بالستیک و کروز ایرانی مقاومت کنند. تحلیل‌های نظامی نشان می‌دهد که حتی با فعال‌سازی تمام لایه‌ها، رهگیری همزمان صدها پرتابه در یک زمان کوتاه، سامانه‌ها را به مرز اشباع می‌رساند.

 

در درگیری‌های اخیر، موشک‌های ایران نه تنها از موانع اولیه عبور کرده‌اند، بلکه به اهداف استراتژیک و شهری در عمق سرزمین‌های اشغالی اصابت دقیق داشته‌اند. این واقعیت، حاکی از آن است که ادعای «غیرقابل نفوذ بودن» آسمان رژیم اسرائیل، بیشتر یک پروپاگاندای رسانه‌ای بوده تا یک ظرفیت واقعی عملیاتی.

 

یکی از جنبه‌های برجسته این ضعف، سردرگمی و ناکارآمدی سامانه‌های رهگیری در مواجهه با حجم بالای حملات است. تصاویر و ویدیوهای منتشرشده در فضای مجازی، به وضوح نشان‌دهنده لحظاتی هستند که رادارها و اپراتورهای دفاعی رژیم اسرائیل در برابر موج‌های پی‌درپی موشک‌های ایرانی، قادر به اولویت‌بندی صحیح نیستند.

 

در برخی موارد، سامانه‌ها به جای رهگیری موفق، یا موشک‌های خودی را هدف قرار داده‌اند یا به دلیل بار اضافی، بخشی از پرتابه‌ها را از دست داده‌اند. این اشتباهات نه تنها منجر به اصابت موشک‌های ایرانی به اهداف شده، بلکه گاه آسیب‌های جانبی به نیروهای خودی و زیرساخت‌های رژیم وارد کرده است.

 

برای مثال، گزارش‌هایی از اصابت خرده‌های رهگیرهای اسرائیلی به تأسیسات صنعتی حیفا یا مناطق مسکونی، حاکی از آن است که فشار روانی و فنی ناشی از حملات گسترده، حتی سیستم‌های پیشرفته را به اشتباهات فاحش وادار کرده است. این تصاویر که در شبکه‌های اجتماعی به سرعت پخش شده‌اند، نمادی از گیجی و ناتوانی دفاعی در برابر تاکتیک‌های اشباع‌کننده ایران هستند.

 

از منظر اقتصادی نیز، این تقابل نامتقارن، چالش عمیقی برای ارتش‌های متجاوز ایجاد کرده است. سامانه‌های دفاعی اسرائیل و آمریکا، با هزینه‌های میلیارد دلاری توسعه و نگهداری شده‌اند.

 

هر رهگیر گنبد آهنین یا فلاخن داوود، ده‌ها تا صدها هزار دلار هزینه دارد و سامانه‌های پیشرفته‌تری مانند تاد یا پاتریوت، میلیون‌ها دلار برای هر پرتابه. در مقابل، موشک‌های بالستیک و کروز ایران با قیمتی بسیار پایین‌تر تولید می‌شوند و در حجم انبوه شلیک می‌شوند.

 

کارشناسان نظامی خارجی بر این نکته تأکید دارند که هزینه یک حمله موشکی گسترده ایرانی، کسری از هزینه‌های دفاعی طرف مقابل است. این شکاف اقتصادی، به معنای آن است که ایران می‌تواند با تداوم حملات، منابع مالی و لجستیکی اسرائیل و حامیان آمریکایی‌اش را به سرعت فرسوده کند.

 

انبارهای موشکی ایران که شامل تولیدات انبوه سال‌های گذشته می‌شود، همچنان پر است و این قابلیت، اجازه می‌دهد تا عملیات‌ها بدون وقفه ادامه یابند. در حالی که هر رهگیری موفق برای اسرائیل و آمریکا، میلیون‌ها دلار از بودجه نظامی‌شان را می‌بلعد، ایران با هزینه‌ای ناچیز، ضربه‌های مؤثر وارد می‌کند.