اکو ایران: «جنگ خیلی معادله‌ها را تغییر داده است. حالا همه مردم، یک‌رنگ و یک‌دل و یک‌صدا، هواخواه ایران هستند.»/ ایسنا

 یادداشت 

صدف گلمرادی 

«دوم فروردین ماه هزار و چهارصد و پنج هجری شمسی بود. لب شط را رد می‌کردیم(خرمشهر) شب بود. خسته از خانه‌نشینی و جنگ‌زدگی! و با کمی استیصال و ترس، از قضا خطرناک‌ترین مسیر را چون انتحاریان پیش گرفته بودیم. خبر آمده بود که در کوبش‌های شب گذشته ملتی که لب شط بوده‌اند چنان امواج موشک سنگین بوده است که بعضا مخشان دچار مشکل شده بود. پرستاری که دوست خواهرم بود منبع خبر بود. 

یک جوان ماهی‌فروش جلوی بازار تعطیل ماهی‌فروشان، ماهی‌های بزرگ قزل‌آلا را در دو سینی بزرگ جا داده بود. ایستادیم و ضمن انتخاب دو سه ماهی با او وارد صحبت شدیم. می‌خواستم مواضعش را بدانم. گفتم اینجا می‌ایستید وقتی موشک می‌زند اذیت نمی‌شوید؟ گفت موشک آن طرف پل جدید می‌زند و صدایش اذیت می‌کند؛ همه‌اش یک کشتی و یک جا را می‌کوبد، چیزی هم ندارد آنجا... کشتی‌سازی را می‌زند، کشتی‌سازی شهید موسوی را ... گفت ولی ایران هم می‌زند با لهجه زیبای جنوبی -عربی‌اش که در نوشتار نمی‌آید و با غرور و خرسندی‌ای که در چهره و صدایش نمایان بود، ادامه داد: ایران هم می‌زند جواب می‌دهد، می‌دانی کی را می‌زند؟ گفتم کی را؟ گفت کشورهای آن سوی خلیج‌فارس را! 

گفتم: شما نظرتون چیه؟ با غرور گفت: خوب کاری می‌کند. اینها خائن هستند، نه فقط پایگاه می‌دهند بلکه از نظر مالی هم باور کنید هزینه جنگ امریکا را می‌دهند. باید حساب دستشان بیاید.

به گذشته‌ها فکر کردم که به نظرم این مردم بعضا به اعراب همسایه دلبسته و حتی گاه تک و توک، در مسابقات فوتبال ایران با اعراب، هواخواه همسایگان بودند! 

جنگ خیلی معادله‌ها را تغییر داده است. حالا همه مردم، یک‌رنگ و یک‌دل و یک‌صدا، هواخواه ایران هستند. امید که در دوران پساجنگ، قدر این یک‌دلی و صمیمیت دانسته شود!»