اکوایران:شوک جنگی در خاورمیانه، این‌بار هزاران کیلومتر دورتر از میدان درگیری، بازار سوخت برزیل را هدف گرفت؛ جهش ۴۵ درصدی قیمت دیزل در کمتر از دو هفته، نشان می‌دهد اختلال در گلوگاه‌های انرژی چگونه می‌تواند به‌سرعت به اقتصادهای وابسته به واردات سرایت کند و زنجیره‌ای از فشارهای تورمی را به‌دنبال داشته باشد.

به گزارش اکوایران، بازار جهانی انرژی بار دیگر نشان داد که تا چه اندازه به تحولات ژئوپلیتیک حساس است. جنگ ایران در خاورمیانه، اگرچه در ظاهر یک بحران منطقه‌ای به‌نظر می‌رسد، اما در عمل توانست طی کمتر از دو هفته، بازار سوخت در کشوری مانند برزیل را با شوک قیمتی جدی مواجه کند؛ به‌طوری‌که قیمت گازوئیل در این کشور طی ۱۱ روز حدود ۴۵ درصد افزایش یافت.

این اتفاق، نمونه‌ای روشن از سازوکار انتقال بحران در اقتصاد جهانی است؛ جایی که اختلال در مسیرهای کلیدی تأمین انرژی، به‌سرعت به افزایش قیمت‌ها در بازارهای دوردست منجر می‌شود. با آغاز درگیری‌ها در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، جریان صادرات فرآورده‌های نفتی از خلیج فارس با اختلال مواجه شد. همین موضوع کافی بود تا تقاضا برای منابع جایگزین، از جمله آمریکا و روسیه، افزایش یابد و رقابت برای تأمین سوخت شدت بگیرد. همزمان، هزینه‌های حمل‌ونقل نیز به‌دلیل تغییر مسیرها جهش پیدا کرد و در نهایت، قیمت‌ها در بازارهای وارداتی با شتاب بالا رفت.

در این میان، برزیل به‌عنوان یکی از واردکنندگان بزرگ دیزل، بیش از دیگران تحت تأثیر قرار گرفت. این کشور در دو ماه ابتدایی سال ۲۰۲۶ حدود ۲.۷ میلیارد لیتر گازوئیل وارد کرده؛ رقمی که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱۷ درصد رشد نشان می‌دهد. چنین وابستگی بالایی به واردات، باعث شده هرگونه نوسان در بازار جهانی، مستقیماً به بازار داخلی این کشور منتقل شود.

از سوی دیگر، ساختار بازار انرژی برزیل نیز بر شدت این شوک افزوده است. این کشور در عین حال که واردکننده فرآورده‌های نفتی است، صادرکننده نفت خام هم محسوب می‌شود؛ وضعیتی که در زمان بحران، سیاست‌گذاری را پیچیده‌تر می‌کند. علاوه بر این، تقاضای فصلی بخش کشاورزی برای سوخت، فشار مضاعفی بر بازار وارد می‌کند و باعث می‌شود هر اختلالی، اثر بزرگ‌تری بر قیمت‌ها داشته باشد.

نشانه‌های این اختلال را می‌توان در شکاف قیمتی میان دیزل و بیودیزل مشاهده کرد. در اوج بحران، قیمت دیزل وارداتی به بیش از ۵۱۷۰ رئال در هر مترمکعب رسید، در حالی که بیودیزل با قیمت پایین‌تری معامله می‌شد. این وارونگی قیمتی، که به‌ندرت رخ می‌دهد، نشان‌دهنده از کار افتادن موقت سازوکارهای معمول بازار است؛ جایی که حتی فرصت‌های سودآور نیز به‌دلیل محدودیت عرضه، قابل بهره‌برداری نیستند.

در واکنش به این وضعیت، دولت برزیل تلاش کرد با کاهش مالیات سوخت و ارائه یارانه، فشار قیمتی را کنترل کند. این اقدامات به کاهش نسبی قیمت‌ها کمک کرد، اما در عین حال نشان داد که ابزارهای سیاستی نیز در برابر شوک‌های جهانی، محدودیت‌هایی دارند.

پیامدهای این افزایش قیمت تنها به بازار انرژی محدود نماند. بخش کشاورزی، به‌عنوان یکی از مصرف‌کنندگان اصلی دیزل، با افزایش هزینه‌های تولید مواجه شد. در بخش حمل‌ونقل نیز رشد هزینه سوخت، به افزایش قیمت کالاها و خدمات دامن زد و نگرانی‌ها درباره بازگشت فشارهای تورمی را تقویت کرد.

در مجموع، آنچه در برزیل رخ داد، تنها یک نوسان قیمتی نبود؛ بلکه نشانه‌ای از بودن زنجیره تأمین انرژی در اقتصاد جهانی است. تجربه اخیر نشان می‌دهد کشورهایی که وابستگی بالایی به واردات سوخت دارند، ناگزیرند برای کاهش ریسک، به سمت تنوع‌بخشی به منابع تأمین، توسعه ظرفیت‌های داخلی و سرمایه‌گذاری در انرژی‌های جایگزین حرکت کنند؛ مسیری که شاید پرهزینه باشد، اما در بلندمدت، ثبات بیشتری برای اقتصاد به همراه خواهد داشت.