به گزارش اکوایران، در شرایطی که مذاکرات روز شنبه در اسلامآباد بدون نتایج ملموسی پایان یافت، اکنون پرسش اصلی این است که مسیر بحران کنونی به کدام سو خواهد بود.
برای مذاکره نیامدند؟
به نوشته نیویورکتایمز، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور ایالات متحده، شکست ۲۱ ساعت مذاکره با ایران را در یک جمله خلاصه کرد: «آنها تصمیم گرفتهاند شرایط ما را نپذیرند». برای مقامات ایرانی، این جمله منعکس کننده بزرگترین مشکل آنها با مذاکرات نیز بود: آنها تاکید میکنند که ایالات متحده برای مذاکره نیامده بود. واشنگتن و تهران روز شنبه در شرایطی مذاکرهکنندگان خود را به اسلامآباد فرستادند که هر طرف معتقد بود که دست بالا را دارد. و هر دو همچنان با این تصور که از برتری برخوردارند، مذاکرات را ترک کردند - اگر چه فضا را برای دیپلماسی باز گذاشتند.
مقامات آمریکایی مزیت خود را در خسارات ویرانگری که به ایران وارد کردهاند میبینند. اما ایران نه تنها به خاطر جان سالم به در بردن از آن حمله، بلکه به خاطر یک کارت جدید و استراتژیک، خود را پیروز میداند. از زمان شروع جنگ، جمهوری اسلامی ایران کنترل عبور از تنگه هرمز را در دست گرفته و اکنون حاضر نیست از این اهرم دست بکشد.
بنبست دیپلماتیک در پسزمینه یک نبرد ژئوپلیتیکی بزرگتر
به باور ناظران منطقهای، بنبست دیپلماتیک در اسلامآباد نشان دهنده یک نبرد ژئوپلیتیکی بزرگتر بین این دو دشمن دیرینه است. رمزی ماردینی، بنیانگذار موسسه Geopol Labs، یک شرکت مشاوره ریسک ژئوپلیتیک مستقر در خاورمیان: «این فقط اختلاف بر سر تعیین طرف پیروز جنگ نیست - بلکه اختلاف بر سر معنای خود جنگ است. برای تهران، این جنگی است که نظم منطقهای را اصلاح میکند - جنگی که قوانین را از نو تعریف میکند و به آن اجازه میدهد از محدودیتها و تحریمهای اعمال شده بر آن خارج شود. از طرف دیگر، واشنگتن هنوز خود را مجری نظم هژمونیک موجود میداند که دیگران باید با آن مطابقت داشته باشند».

تصور اینکه دیپلماسی یکروزه میتواند قفل دههها اختلاف ریشهدار را باز کند، همیشه دور از دسترس بوده است. اگر چه در دورهای پیشین مذاکرات جمهوری اسلامی ایران سرسختی زیادی در مورد برنامه هستهای خود نشان داده بود، به نظر میرسد در این دور گفتوگوها تهران مصمم است در مورد تنگه هرمز هم کوتاه نیاید، و این نشان میدهد کار مذاکرات دشوارتر نیز شده است. ایران نه تنها به دنبال کنترل این آبراه است، بلکه سیاستمداران ایرانی نیز اعلام کردهاند که امیدوارند از آن عوارض بگیرند.
چه کسی بیشتر طاقت میآورد؟
به گفته ساسان کریمی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران و معاون سابق مرکز امور استراتژیک رئیسجمهوری، اگر ایران به خواستههایش برسد، بازگشت به دوران کشتیرانی آزاد قبل از جنگ ناممکن میشود. او افزود: «ایران از قبل نشان داده است که به راحتی شکست نمیخورد - این یک بازی آسان مانند ونزوئلا نیست.»
علی واعظ، مدیر برنامه ایران در گروه بینالمللی بحران، هم باور دارد این امر خطرات جدیدی را برای اقتصاد جهانی ایجاد خواهد کرد. ایران احتمالاً از متحد منطقهای خود، نیروهای حوثی در یمن، خواهد خواست که باب المندب، یکی دیگر از مسیرهای مهم کشتیرانی در نوک جنوبی دریای سرخ، را مسدود کنند. و اگر دیپلماسی در نهایت شکست بخورد و جنگ از سر گرفته شود، مقامات ایرانی روی این حساب میکنند که میتوانند با تحمل ضربات نظامی ایالات متحده، ترامپ را مجبور کنند که به واسطه هرجومرج در اقتصاد جهانی از ادامه راه چشمپوشی کند.
ارزیابیهای اطلاعاتی فعلی ایالات متحده نشان میدهد که ایران مقدار قابل توجهی از ذخایر سلاحهای خود را حفظ کرده و توانسته است انبارها و سیلوهای موشکی خود را سریعتر از آنچه پیشبینی میشد، بازیابی کند. به گفته واعظ گفت: «آنها دستکم میتوانند تا دو ماه دیگر، مواضع خود را حفظ کنند. و از نظر اقتصادی، فکر میکنم هیچ آستانهای برای میزان درد بیشتری که ایرانیها حاضر به تحمل آن هستند، وجود ندارد. سوال واقعی این است: آیا دولت ترامپ حاضر است هزینه اقتصادی بالایی را بپردازد؟»
فرو رفتن در یک جنگ ابدی دیگر؟
از سوی دیگر، واشنگتن پست نوشت، برخی از مفسران گمان میکردند که با عدم دستیابی به توافق در اسلامآباد، ایالات متحده ممکن است به شکلی عمیقتر در یک جنگ «ابدی» دیگر فرو رود - چرا که این مذاکرات میتوانست مقدمهای برای یک مرحله جدید و شاید خطرناکتر از درگیری باشد. اما به گفته افراد نزدیک به مذاکرات، بنبست اسلامآباد لزوماً به معنای بازگشت به جنگ نخواهد بود.

مطمئناً محاصره یک تاکتیک فشار است، اما در درجه اول یک تاکتیک نظامی نیست. ترامپ هیچ اشتهایی برای درگیری مسلحانه بیشتر ندارد. او میداند که برای آمریکاییها جنبههای مثبت محدود و «ریسک دنباله» -همانطور که معاملهگران مالی دوست دارند بگویند- بزرگ است. در عوض، هدف او این است که ایرانِ به شدت آسیبدیده را در یک مخمصه اقتصادی قرار دهد تا ببیند آیا مسیر متفاوتی را در یک معامله بزرگ و جامع در پیش خواهند گرفت یا خیر. و بدین ترتیب، طرف آمریکایی انتظار دارد که علیرغم بنبست در اسلامآباد، تماسها احتمالاً از طریق واسطههای پاکستانی ادامه خواهد یافت. مقصد ترامپ هنوز هم راه خروج است.
اگر نمیتوانید مشکلی را حل کنید، آن را بزرگ کنید!
«اگر نمیتوانید مشکلی را حل کنید، آن را بزرگ کنید»؛ این توصیه که اغلب به رئیسجمهور فقید ایالات متحده، دوایت دی. آیزنهاور نسبت داده میشود، به نظر میرسد این استراتژی ترامپ باشد. با توجه به اینکه ایران پس از هفتهها بمباران شدید هنوز در حال مقاومت است و هنوز کارتهای مهمی در بقایای برنامه هستهای خود و تواناییاش در ایجاد اختلال در کشتیرانی از طریق تنگه هرمز در اختیار دارد، ترامپ تصمیم گرفت چیزی را پیشنهاد دهد که میتوان آن را معامله «تیفانی» نامید: یک بسته بزرگ و درخشان از مزایای اقتصادی، از جمله لغو تحریمهای اقتصادی، در ازای انصراف کامل ایران از برنامههای هستهای و موشکی و حمایت از گروههای مقاومت.
به نوشته واشنگتن پست، استراتژی جدید ترامپ ممکن است در واقع «عملیات خشم حماسی اقتصادی» باشد. گفته میشود ترامپ تصور میکند که حملهی زمینی یا تشدید نظامی دیگر ممکن است ایالات متحده را به باتلاق بکشاند. همانطور که منتقدان هشدار دادهاند، کاخ سفید دریافته که شروع جنگها در خاورمیانه آسان اما توقف آنها دشوار است.
حمله برای شکست بنبست؟
همچنین، با پایان دور اول مذاکرات در اسلامآباد، والاستریت ژورنال نوشت، به گفته مقامات و افراد آگاه، ترامپ و مشاورانش علاوه بر مسدود کردن تنگه هرمز توسط ایالات متحده، به دنبال از سرگیری حملات نظامی محدود به ایران به عنوان راهی برای شکستن بنبست در مذاکرات صلح هستند. این یکی از گزینههایی است که ترامپ روز یکشنبه، ساعاتی پس از شکست مذاکرات در پاکستان، در نظر داشت.

ترامپ همچنین ممکن است یک کمپین بمباران تمام عیار را از سر بگیرد، اگرچه مقامات آمریکایی گفتند که با توجه به چشمانداز بیثباتی بیشتر منطقه و بیزاری او از درگیریهای نظامی طولانی مدت، این احتمال کمتر است. او همچنین ممکن است در حالی که متحدان آمریکا را تحت فشار قرار میدهد تا مسئولیت یک ماموریت اسکورت نظامی طولانی مدت از طریق تنگه را در آینده بر عهده بگیرند، به دنبال یک محاصره موقتتر باشد. دستیاران او میگویند که او همچنان پذیرای یک راهحل دیپلماتیک است، حتی با وجود اینکه قول محاصره را داده و دوباره تهدید به هدف قرار دادن زیرساختهای ایران کرده است.
ترامپ ادعا کرده که ایران میخواهد به میز مذاکره بازگردد و یک مقام نزدیک به تیم مذاکرهکننده ایالات متحده گفت که پیشنهادی باقی مانده است. رضا امیری مقدم، عضو ارشد هیئت ایرانی در مذاکرات، این گفتوگوها را آغاز یک فرآیند خواند. او در رسانههای اجتماعی نوشت: «مذاکرات اسلامآباد پایه و اساس یک فرآیند دیپلماتیک را بنا نهاد که در صورت تقویت اعتماد و اراده، میتواند چارچوبی پایدار برای منافع همه طرفها ایجاد کند».
خطوط قرمز و کمخطرترین گزینه
به نوشته این روزنامه، مقامات آمریکایی خطوط قرمز ترامپ را در مذاکرات بیشتر با ایران مشخص کردند. این خطوط قرمز شامل باز کردن کامل تنگه هرمز بدون عوارض عبور از سوی ایران؛ پایان دادن به برنامه غنیسازی اورانیوم و برچیدن تأسیسات مربوطه؛ تحویل اورانیوم با غنای بالای خود؛ پذیرش یک چارچوب امنیتی گستردهتر که شامل متحدان منطقهای باشد؛ و پایان دادن به تأمین مالی گروههای مقاومت، مانند حزبالله لبنان و شورشیان حوثی یمن میشود.
برخی از مقامات و تحلیلگران آمریکایی تصمیم ترامپ برای اعمال محاصره دریایی تنگه را به عنوان کمخطرترین گزینه موجود او ستودند. حدود نیمی از درآمد دولت ایران از نفت و گاز حاصل میشود. اعمال محاصره احتمالا صادرات نفت ایران را که موتور اقتصاد است، مسدود و به متحدان ایالات متحده و بازارهای انرژی جهانی سیگنال جدی میدهد. با این همه، دولت ایران هنوز در برابر فشار اقتصادی ایالات متحده، از جمله دههها تحریمهای فلجکننده، تسلیم نشده و پس از هفتهها بمباران شدید ایالات متحده و اسرائیل، همچنان پایداری کرده است.
ترامپ در طول جنگ بارها جهت خود را تغییر داده و اصرار داشته که تنگه مسئلهای مهم نبوده است. او تحت فشار متحدانی بوده که به شدت احساس میکنند ایران گذرگاهی را که حدود 20 درصد از عرضه نفت جهان را مدیریت میکند، مسدود کرده است. ترامپ همچنین با واکنشهای سیاسی فزایندهای در داخل کشور مواجه است و اذعان کرده است که قیمت بنزین میتواند همچنان بالا بماند - مشکلی برای جمهوریخواهان در آستانه انتخابات میاندورهای. یک جنگ طولانی مدت فقط نگرانیهای مشاوران، متحدان و رهبران شرکتهای ترامپ را در مورد هزینههای اقتصادی، از جمله افزایش قیمت انرژی، عمیقتر خواهد کرد.
به گفته استیو مور، مشاور اقتصادی ترامپ: «توصیه من به افراد کاخ سفید که با آنها صحبت کردهام این است که تنگه هرمز را به هر قیمتی و فوراً به عنوان یک موضوع اقتصادی، امنیت ملی و جهانی ایمن کنید. ما قدرت محافظت از جریان تجارت بینالمللی را داریم و باید از آن استفاده کنیم. در غیر این صورت، کل اقتصاد جهان میتواند به رکود جهانی دچار شود» . فرد فلیتز، یکی از مقامات ارشد شورای امنیت ملی در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ، گفت که هیئت بزرگی که ایران به اسلامآباد فرستاد، نشان داد که میتوان به یک راهحل دیپلماتیک دست یافت.