به گزارش اکوایران به نقل از خبرآنلاین؛ با نزدیک شدن به پایان دو هفته آتشبس میان ایران با آمریکا و اسرائیل، روند تحولات نیز با سرعت بیشتری همراه است. سفر عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان به تهران و عزیمت او بعد از تهران به سمت واشنگتن، نشان از تسریع رایزنیها و تحولات در چارچوب تلاش برای برنامهریزی دور دوم مذاکرات صلح ایران و آمریکا دارد. در این میان هم شب گذشته آتشبس میان اسرائیل و لبنان آغاز شد؛ آتشبسی که در ادامه گفتگوهای لبنان، آمریکا و اسرائیل بود.
احمد بخشایش اردستانی عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در گفتگو با خبرآنلاین، به موضوع مذاکرات ایران و آمریکا، سفر عاصم منیر، آتشبس لبنان و البته قطعی اینترنت پرداخت.
او در مورد قطعی اینترنت میگوید: آمریکاییها و اسراییلیها و انگلیسیها مدام روی اینترنت مانور میدهند. اگر بیبیسی فارسی را نگاه کنید، روزانه میشمارد. این عصبانیت آنها نشان میدهد که در این صورت ایران میفهمد دست روی جای خوبی گذاشته است.
این عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس همچنین با بیان اینکه سه شاخص پیروزی ایران را داریم، گفت: یکی قیمت نفت (که بالا رفت)، یکی فشار افکار عمومی آمریکا و دیگری سربازان آمریکایی که عمودی بیایند و افقی برگردند.
او معتقد است که این سه مورد به ترامپ فشار خواهد آورد.
در ادامه مشروح گفتگو با احمد بخشایش اردستانی نماینده اردستان در مجلس میآید؛
*****************************************
*آتشبس ۱۰ روزه در لبنان میتواند بر مذاکرات ایران و آمریکا اثرگذار باشد؟
من مذاکره را یک پروسه میدانم. جنگی که حدود ۴۰ روز طول کشیده، طبیعتا نمیتواند در یک دور مذاکرات تمام شود. آمریکا ۱۵ شرط را گذاشته بود که بر مبنای آن شروط مذاکره شود. ایران هم ۱۰ شرط گذاشته بود که نهایتا ترامپ به پاکستانیها اعلام کرد که شروط ایران را به عنوان مبنای کار مذاکره میپذیریم. دو پیش شرط این بود که لبنان و مقاومت و حشد الشعبی و حزبالله را {به عنوان یک پیکره} ببینیم. متاسفانه اسراییل زیر بار نرفت و آن شب حاضر نشد آتش بس کند و گفت تا آخرین لحظاتی که میتوانم ضربات سنگینی به حزبالله بزنم. دولت لبنان هم مقاومت را دور زد. به این نحو که دولت لبنان با اسراییل در یک جبهه و علیه حزبالله قرار گرفت، ولی این ایران بود که به دنبال سفر آقای عاصم منیر به تهران، پیش شرط خود را تحمیل کرد و گفت اگر لبنان آتشبس نشود، بعید است در مذاکره شرکت کنیم و این فشار را آورد. ترامپ خیلی بیشتر از ایران به توافق و مذاکره نیاز دارد. چون ایران تنگه هرمز را به عنوان گلوگاه گرفته و ترامپ، اقیانوس هند و دریای عمان را محاصره کرده است و در دراز مدت به ضرر ترامپ است. چون او باید نفت بقیه دنیا را بر مبنای تعادل نظام بینالملل و ژاندارم جهان تنظیم کند. ولی احساس میکنم مذاکرهای که در آینده انجام بگیرد، موفقیت آمیز باشد و توافقی حاصل شود.
*یعنی سفر فرمانده ارتش پاکستان به تهران باعث آتشبس لبنان شده است؟
بله صد درصد. یکی از مباحث این بوده است که نقاط افتراق از جمله غنیسازی و تنگه هرمز را به هم نزدیک کند. آمریکاییها گفتند میتوانید در تنگه هرمز تعرفه بگیرید ولی با ما شریک شوید. ایران راضی نمیشود. ولی عمان میتواند سهم خود را به آمریکا بدهد. ایران قصد دارد آمریکا را از منطقه بیرون کند؛ اگر شریک باشد، به این معنی نیست که از منطقه بیرونش کند. ایران دست بالا را میگیرد و میگوید تنگه هرمز برای من است و تعرفه هم میگیرم. اگر میخواهید امتیاز دهم، آرامکو و بنادر کشورهای حاشیه خلیج فارس را نمیزنم. از طرفی سه شاخص پیروزی ایران را داریم. یکی قیمت نفت (که بالا رفت)، یکی فشار افکار عمومی آمریکا و دیگری سربازان آمریکایی که عمودی بیایند و افقی برگردند. این سه به ترامپ فشار خواهد آورد. فکر میکنم نیاز ترامپ به توافق بیشتر از ایران است. از طرفی ترامپ متوجه شد که اگر میخواست حکومت ایران را اذیت کند، نباید حمله میکرد. چون ایرانیها در مقابل تهاجم بیگانه متحد میشوند. باید از راههای دیگری مانند اقتصاد، بالا و پایین کردن ارزش دلار و طلا و سختی معیشت، توسط مردم، حکومت را منفعل کند. این را فهمیدهاند و فکر میکنم به توافق میرسند. ولی این که بعد از توافق چطور رفتار شود بحث دیگری است.
*خب از آن سو، در بحث غنی سازی چطور پیش خواهد رفت؟
در این موضوع، آنها تعلیق ۲۰ ساله را مطرح کرده بودند و ایران گفته بود باید تک رقمی باشد؛ و میانگین مثلا ۵ سال که آنها قبول نکردند. ایران هم رقیقسازی آن ۴۰۰ کیلو اورانیوم را در داخل کشور و تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی قبول کرده است. ولی آنها میگویند اورانیوم به کشور دیگری برده شود. ترامپ پیغام داده است که باید در این توافق یک پیروزی بدست بیاورد و برود تا هیمنهاش شکسته نشود و این امتیاز خوبی به ایران میدهد که تنگه هرمز در اختیار ما و فرزندان ما در آینده قرار خواهد گرفت. ثانیا حق غنیسازی را حفظ میکنیم. ثالثا میتوانیم به راحتی نفت خود را بفروشیم و تحریمها برداشته میشوند و اگر تحریمها برداشته نشوند، همین بازی را در تنگه هرمز و کشورها آغاز میکنیم و ابزار فشار به وجود میآید. محاصره ایران توسط محاصره آمریکا از بین رفتنی نیست و برای آمریکا سخت است. شاید در ظاهر برای ایران سخت باشد ولی بیشتر به ضرر آمریکا خواهد بود.
*باتوجه به این که کشور رو به آرامش رفته و از جنگ خبری نیست، ولی اینترنت همچنان با محدودیتهای وسیعی مواجه است. فکر میکنید همچنان بسته نگه داشتن اینترنت، چقدر میتواند بر فضای انسجام ملی اثر منفی بگذارد؟
جنگ ۱۲ روزه درسهای زیادی به ایران داد و خیلی از ابزارهای ما به واسطه جاسوسی که از نظام سایبرنتیک انجام شد، از دست رفتند. هرچه غربیها و تلویزیونهای فارسی زبان و آمریکا و اسراییل و انگلیس روی اینترنت فشار میآورند، به این معنی است که ایران دست روی جای خوبی گذاشته است. اما نهایتا اینترنت باز خواهد شد ولی چون آنها مرتب گفتند اینترنت چرا بسته است، پس آنها بیشتر از ایران استفاده میکردند. وقتی اینترنت بسته باشد، خیلیها ضرر میکنند و کسب و کارهای قابل توجهی از بین میروند و خیلی از مردم نسبت بهم بیارتباط میشوند؛ اینها درست است ولی مسئله امنیت و منافع ملی بحث دیگری است. علت عمدهاش این است که آمریکاییها و اسراییلیها و انگلیسیها مدام روی اینترنت مانور میدهند. اگر بیبیسی فارسی را نگاه کنید، روزانه میشمارد. این عصبانیت آنها را نشان میدهد که در این صورت ایران میفهمد دست روی جای خوبی گذاشته است.
*یعنی چون آنها میگویند اینترنت را وصل کنید، باید اینترنت را بسته نگه داشت؟
دیدید شخصیتهای ما را زدند. این یا از نفوذ است و یا از اینترنت.
*ولی این بار هم شخصیتهای موثر کمی نزدند.
قبول دارم و متوجه هستم. ولی چنین چیزی در ذهن مقامات ایرانی است. اما به سرعت باید باز شود. معتقدم بعد از انجام توافق، به سرعت باز میشود.
*فکر میکنید این توافق میتواند رابطه ایران و امریکا را به لحاظ عادی سازی روابط، تحت تاثیر قرار دهد؟
بله؛ این مقدمه عادیسازی رابطه با آمریکا است. کشورهای زیادی با آمریکا درگیر بودهاند و ما جدا از جهان نیستیم. ویتنامیها ۶ سال جنگیدند. کرهایها ۳ سال با آمریکا جنگیدهاند. آمریکا با خیلی از کشورها جنگیده است و بعد رابطه برقرار کردهاند. ایران هم باید در گذشته رابطه برقرار میکرد تا کار به اینجا نرسد. ولی این توافق میتواند مقدمه رابطه باشد. البته اگر کشورهای منطقه مقداری سرمایه گذاری کنند یا ایران در کشورهای منطقه کاری انجام دهد یا آمریکاییها نفت ایران را بخرند، راه باز میشود. البته بین ایران و آمریکا زخمهای عمیقی وجود دارد که بیهوده پیچیده شدهاند. برخی به خاطر نفرتهای اول انقلاب بود. برخی دیگر هم به خاطر شعارهای ایران و اذیتهای آمریکا و مقامات آمریکایی در طول زمان و برخی به خاطر جنگ هشت ساله ایران و عراق بود و همه عوامل دست در دست هم میگذاشت. مهم تر از همه دشمنی ایران و اسراییل است اما آمریکا متعهد به اسراییل است.اسراییل یکی از مواردی است که بین ایران و آمریکا مشکل ایجاد میکند.