به گزارش اکوایران، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت در یادداشتی نوشت:
در روزهایی که کشور درگیر یکی از پیچیدهترین و حساسترین مقاطع خود است، یک پدیده یا یک فرآیند بدیع و تاریخی در ایران تجربه میشود. امروز در کنار مقاومت، هماهنگی و ایستادگی، همافزایی هم دیده میشود. قرار گرفتن مقاومت، هماهنگی، ایستادگی و همافزایی در جنگ رمضان، نشان داد وقتی پای منافع ملی درمیان باشد، مرزهای معمول میان دستگاهها، نهادها و حتی سلایق سیاسی رنگ میبازد و یک هویت مشترک به نام «ایران» در مرکز تصمیم و عمل قرار میگیرد.
در روزهایی که کشور درگیر یکی از پیچیدهترین و حساسترین مقاطع خود است، یک پدیده یا یک فرآیند بدیع و تاریخی در ایران تجربه میشود. امروز در کنار مقاومت، هماهنگی و ایستادگی، همافزایی هم دیده میشود. قرار گرفتن مقاومت، هماهنگی، ایستادگی و همافزایی در جنگ رمضان، نشان داد وقتی پای منافع ملی درمیان باشد، مرزهای معمول میان دستگاهها، نهادها و حتی سلایق سیاسی رنگ میبازد و یک هویت مشترک به نام «ایران» در مرکز تصمیم و عمل قرار میگیرد.
از سوی دیگر، دیپلماسی فعال جمهوری اسلامی ایران نشان داد «میدان» و «مذاکره» نه در دو سمت متفاوت، بلکه در امتداد یکدیگر عمل میکنند. دستگاه دیپلماسی با بهرهگیری از ظرفیتهای منطقهای و بینالمللی و با تکیه بر آوردههای ناشی از مقاومت نیروهای مسلح، تلاش کرد از یک سو روایت واقعی از شرایط کشور را به جهان منتقل و از سوی دیگر، مسیرهای مدیریت تنش را پیگیری کند. این همان چیزی است که میتوان از آن بهعنوان «دیپلماسی در شرایط جنگی» یاد کرد؛ دیپلماسیای که نه از موضع ضعف، بلکه بر پایه «اقتدار ملی» شکل میگیرد.
تجربه این روزها، یک درس مهم برای آینده ایران دارد: کشور زمانی موفقتر عمل میکند که همه اجزای آن، به جای رقابتهای فرساینده، در چهارچوب یک هدف مشترک و در یک تقسیم کار مشترک حرکت کنند. این به معنای حذف اختلافنظرها نیست؛ بلکه به معنای مدیریت آنها در جهت تأمین هر چه بیشتر منافع ملی است. آنچه امروز بهعنوان «وحدت در میدان» و «هماهنگی در تصمیمگیری» مشاهده میکنیم، میتواند به الگویی برای مواجهه با سایر چالشهای کشور نیز تبدیل شود؛ از مسائل اقتصادی گرفته تا تحولات اجتماعی. در این میان، نقش مردم را نمیتوان نادیده گرفت. همراهی، صبوری و درک شرایط از سوی جامعه، یکی از مهمترین عوامل موفقیت در مدیریت این دوره بوده است. مردم ایران بارها نشان دادهاند در لحظات حساس، با بلوغ و مسئولیتپذیری برای کشور خود میایستند.
این سرمایه اجتماعی بزرگترین پشتوانه هر سیاستگذاری است و باید با صداقت، شفافیت و پاسخگویی از آن صیانت کرد.
آنچه امروز در حوزههای مختلف، از دولت و بخشهای نظامی تا بخشهای امدادی و مردم، در حال شکلگیری است، فقط یک واکنش به یک بحران نیست؛ بلکه نقطهای کلیدی است برای بازتعریف کارآمدی، هماهنگی و مسئولیتپذیری. این مسیر نیازمند تداوم است. وحدتی که در شرایط بحران شکل میگیرد، اگر به یک فرهنگ مدیریتی تبدیل نشود، بهتدریج کمرنگ خواهد شد. امروز فرصتی تاریخی پیش روی ماست تا نشان دهیم میتوان در عین تنوع دیدگاهها در عمل یکپارچه بود و میتوان در عین فشارهای بیرونی، با اتکا به ظرفیتهای داخلی مسیر پیشرفت را ادامه داد.
اگر این تجربه بهدرستی فهم و تثبیت شود، نهتنها عبور از این مقطع را تسهیل میکند، بلکه میتواند نقشه راهی برای آیندهای باثباتتر، کارآمدتر و منسجمتر برای ایران باشد.