محمود صادقی، فعال سیاسی، در گفت‌وگو با برنامه «گفت‌وگوی استراتژیک» با مرور تحولات یک‌سال گذشته گفت: اگر کمی به عقب برگردیم نه لزوماً ۴۷ سال، بلکه حتی به سال گذشته می‌بینیم که پس از آغاز ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، برخلاف پیش‌بینی‌ها مبنی بر انسداد بیشتر در مسیر مذاکرات، روند گفت‌وگوها به‌طور غیرمنتظره‌ای آغاز شد.

بااین‌حال، پس از چند دور مذاکره، در میانه این روند، اسرائیل در خردادماه حمله کرد و جنگ ۱۲روزه شکل گرفت. این جنگ در نهایت، با مقاومت ایران و تحولات میدانی، به نوعی آتش‌بس اعلام‌نشده و وضعیت «نه جنگ، نه صلح» انجامید.

وی اشاره کرد: پس از آن، کشور در وضعیت تعلیق قرار داشت تا اینکه حوادثی مانند ناآرامی‌های دی‌ رخ داد؛ حوادثی که به گفته او، با مداخله آشکار آمریکا و اسرائیل همراه بود. این ناآرامی‌ها ترکیبی از اعتراضات مردمی و خشونت‌های پراکنده بود. در ادامه، با وجود فضای متشنج، بار دیگر مذاکرات این‌بار در ژنو به‌طور غیرمنتظره‌ای از سر گرفته شد. 

به گفته صادقی، شواهد حاکی از آن بود که طرفین به توافق نزدیک شده‌اند، اما ناگهان جنگی دیگر، با حادثه‌ای «هولناک و غیرمترقبه»، آغاز شد؛ حمله به بیت رهبری و شهادت ایشان و جمعی از فرماندهان عالی‌رتبه.

او افزود: برخلاف جنگ ۱۲روزه که واکنش ایران با تأخیر حدود ۱۲ ساعته همراه بود، در این دور، ایران در کمتر از سه ساعت پاسخ داد. این در حالی بود که بسیاری انتظار داشتند ایران به‌سرعت دچار فروپاشی شود. اما نیروهای مسلح، با وجود هدف قرار گرفتن سطوح مختلف فرماندهی، توانستند به‌صورت «شگفت‌انگیزی» واکنش نشان دهند و به آمریکا و اسرائیل ضربه بزنند.

صادقی تأکید کرد که ایران به‌جای ورود به جنگ کلاسیک—که در برابر قدرت‌های بزرگ نظامی ممکن نبود راهبرد «جنگ نامتقارن» را در پیش گرفت و از موقعیت ژئوپلیتیکی خود، به‌ویژه در تنگه هرمز، بهره برد. به گفته او، این موقعیت که سال‌ها مورد بحث بود، در این جنگ عملاً به یک «برگ برنده» تبدیل شد و با تأثیرگذاری بر بازارهای جهانی، به تغییر موازنه کمک کرد؛ عاملی که احتمالاً در سوق دادن طرف مقابل به سمت آتش‌بس نقش داشت.

او در ادامه به روند آتش‌بس اشاره کرد و گفت: این آتش‌بس با وجود ابهامات، به‌سرعت و در چارچوب ضرب‌الاجل اعلامی از سوی ترامپ شکل گرفت. نکته مهم آن بود که ایران در پذیرش آتش‌بس نقش فعالی داشت و حتی نحوه اعلام آن از جمله توییت ترامپ را به‌عنوان شرطی برای ورود به این فرآیند مطرح کرد.

صادقی در توضیح این موضوع گفت: پیش‌شرط به آن معنا چندان رایج نیست، اما تعیین دستورکار مذاکرات امری مرسوم است. خواسته‌های اصلی طرفین، در واقع خروجی مذاکرات محسوب می‌شوند، نه پیش‌شرط ورود به آن.

وی با اشاره به آغاز مذاکرات جدید در اسلام‌آباد، این دور را از نظر ترکیب هیئت‌ها «بی‌سابقه» توصیف کرد. به گفته او، در طرف ایرانی، هیئتی جامع به ریاست رئیس مجلس و با حضور تیمی چند ده‌نفره و کمیته‌های تخصصی اعزام شد. در طرف آمریکایی نیز، چهره‌هایی با جایگاه رسمی‌تر وارد میدان شدند. همچنین، شکل مذاکرات از حالت غیرمستقیم به گفت‌وگوی مستقیم با حضور میانجی تغییر یافت.

او معتقد است این سطح از گفت‌وگوها و دستورکارهای گسترده که از مسائل هسته‌ای و تحریم‌ها تا جنگ و حتی موضوعاتی مانند تنگه هرمز را دربر می‌گیرد نشان‌دهنده نوعی «نگاه جامع» به حل‌وفصل اختلافات است. با این حال، صادقی تأکید کرد که انتظار حل‌وفصل همه مناقشات در کوتاه‌مدت، «غیرواقع‌بینانه» است.

او گفت: واقع‌بینانه این است که این مذاکرات را به‌عنوان آغاز یک روند تدریجی ببینیم؛ روندی که در آن، گام‌به‌گام به سمت کاهش تنش‌ها حرکت شود. توافق پایدار زمانی شکل می‌گیرد که هر دو طرف احساس برد کنند، در غیر این صورت، شکننده خواهد بود.

صادقی همچنین به ضرورت بهره‌گیری از تجربه برجام اشاره کرد و افزود: باید تلاش شود امتیازات به‌صورت مرحله‌ای و تا حد امکان نقد دریافت شود، و در مقابل، تعهداتی داده شود که قابلیت بازگشت داشته باشند.

در مجموع، او با وجود نوسانات و تنش‌های اخیر، چشم‌انداز مذاکرات را کاملاً منفی ندانست و گفت: مذاکرات ممکن است بسیار سخت و باریک شود، اما به نظر می‌رسد مسیر آن ادامه پیدا کند؛ چراکه هر دو طرف به نتایج آن نیاز دارند.