به گزارش اکوایران، در شرایطی که به نظر میرسد طرفهای درگیر جنگ نسبت به وضعیت خطیر کنونی آگاهند، پرسش این است آیا راه برونرفت از این وضعیت به زودی به دست خواهد آمد.
ترفند چانهزنی؟
دیوید ایگناتیوس، تحلیلگر واشنگتن پس در این رابطه نوشته، من هرگز مذاکرهای شبیه به این ندیدهام. طرفهای آمریکایی و ایرانی فقط بر سر «شکل میز» -همانطور که در بسیاری از مذاکرات اتفاق میافتد- چانهزنی نمیکنند، بلکه بر سر اینکه آیا اصلاً میزی وجود دارد یا خیر هم دچار اختلاف هستند. هر دو طرف طوری رفتار میکنند که انگار تنها راه رسیدن به «بله» [گفتن به مذاکره]، «نه» گفتن مداوم است. در واقع، به نظر میرسد هر دو خواهان توافق هستند، اما اصرار دارند که به آن نیازی ندارند - و طرف مقابل بیشتر به آن نیاز دارد. هر دو طرف از نظر اقتصادی آسیب دیدهاند، اما به خود میبالند که حاضرند به طور نامحدود به جنگ ادامه دهند. و هر بار که به یک راه خروج نزدیک میشوند، تغییر مسیر میدهند.

وقتی ۱۵ سال پیش از یک بازار فرش در تهران بازدید کردم، به من توصیه شد که هرگز به این موضوع اشاره نکنم که میخواهم فرش بخرم. تنها راه برای رسیدن به یک معامله خوب، این بود که فروشنده را متقاعد کنم که آمادهام آنجا را ترک کنم. من هرگز یک معاملهگر بزرگ نبودهام، اما گمان میکنم اکنون شاهد وضعیت مشابهی هستیم. این دو معاملهگر به سختی تلاش کردهاند تا طرف مقابل را متقاعد کنند که آماده پذیرش این موضوع هستند که ممکن است مجبور شوند همین کار را انجام دهند - و دور بعدی جنگ را ادامه دهند. اما این احتمالاً یک ترفند چانهزنی نیز خواهد بود.
شوک به مثابه بخشی از بازی
ترامپ عاشق تعیین ضربالاجل و تعیین اولتیماتوم - و سپس تمدید آنها - است و طرف ایرانی تحت تأثیر قرار نمیگیرد. با نزدیک شدن به مهلت چهارشنبه، ترامپ تهدید خود را مبنی بر بمباران زیرساختهای غیرنظامی تکرار کرد. وقتی بقیه ترامپ را به یک جنایت جنگی متهم میکنند، او بیتفاوت به نظر میرسد - گویی این اتهام به تهدید او جلوه بیشتری میدهد. در واقع، شوک بخشی از بازی است.

مقابله به مثل بر سر تنگه هرمز نیز بخشی از مشاجرات پیش از مذاکره بوده است. ایران درست پس از اولین جلسه در اسلام آباد اعلام کرد که این گذرگاه را میبندد زیرا آتشبس مورد بحث در آنجا شامل لبنان نمیشود. وقتی ترامپ اسرائیل را مجبور به پذیرش آتشبس لبنان کرد، ایران با باز کردن تنگه - با این فرض که ترامپ با لغو محاصره خود به نوعی پاسخ خواهد داد - تلافی کرد. او این کار را نکرد - و لحظه جدیدی از تشدید تنش ایجاد کرد. سپس ایران به کشتیهای موجود در تنگه حمله کرد؛ نیروی دریایی ایالات متحده به یک کشتی ایرانی حمله و آن را توقیف کرد، و اکنون ما شاهد تأخیر یا شاید تعویق جلسه اسلام آباد هستیم.
پوششی برای مصالحههای دردناک؟
با توجه به این خطرات، ممکن است تصور شود که ترامپ خواهان کاهش تنش است. اما این روش کار او نیست. او بینظمی و بیثباتی را دوست دارد - و به نظر میرسد آماده است تا وضعیت عدم قطعیت را ادامه دهد. به نظر میرسد که او فکر میکند ایجاد و تحمل بیثباتی قدرت پنهان اوست. اما ممکن است تو به سمت بستر مذاکره پایدارتر حرکت کرده باشد. بازارهای مالی چنان متقاعد شدهاند که ترامپ در نهایت به توافق خواهد رسید که حرفهای بیاساس، محاصرههای متقابل و تأخیر در مذاکرات را نادیده گرفتهاند. وقایع سهشنبه این را شرطبندی عاقلانهای جلوه میدهد، اما خواهیم دید.

هرمان کان، که یک استراتژیست چیرهدست بود، در کتاب خود در سال ۱۹۶۵ با عنوان «درباره تشدید تنش» هشدار داد: «بسیاری معتقدند که اگر تصمیمگیرندگان فقط بتوانند ظاهر مست، کور و بدون فرمان را نشان دهند، در مذاکره «پیروز» خواهند شد». این توصیف بسیار خوبی از نحوه چانهزنی ترامپ و همچنین ایرانیهای اهل ریسک به نظر میرسد. اما کان در مورد مخاطرات این بازی در مذاکرات جهانی هشدار داد: «من این را سیاستی مفید یا مسئولانه نمیدانم. ما ممکن است مایل به پذیرفتن برخی خطرات باشیم و ممکن است نخواهیم با نشان دادن هوشیاری کامل، روشنبینی و کنترل کامل خودمان، خودمان را از نظر تاکتیکی محدود کنیم، اما بدیهی است که با داشتن درجه معقولی از هوشیاری، درجه معقولی از بینش روشن و درجه معقولی از خودکنترلی سود خواهیم برد». یک توضیح برای این هیاهو از هر دو طرف، نیاز آنها به پوشش دادن مصالحههای دردناک است. و احتمالا این بازی در این زمینه پیش میرود تا شاید توافقی حاصل شود.