به گزارش اکو ایران به نقل از ایسنا به نقل از وبسایت عراقی المطلع، جمهوری اسلامی ایران در جریان رویارویی با دشمنانش به عنوان طرفی ظهور کرده است که قادر به تحمیل معادله جدید در عرصه جنگ تمامعیار با ایالات متحده است. در همین راستا، دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده، شامگاه سهشنبه در اقدامی غافلگیرکننده که تنها چند ساعت قبل از پایان مهلت تعیینشده برای آتشبس دوهفتهای انجام شد، تمدید آتشبس با ایران را اعلام کرد.
المطلع این تصمیم را صرفا یک حرکت تاکتیکی ندانست و آن را نشاندهنده تغییر در مسیر بحران برشمرد زیرا نشاندهنده درک فزایندهای در واشنگتن بود مبنی بر اینکه گزینه یک راه حل نظامی سریع دیگر بدون هزینه سنگین، چه در سطح نظامی، اقتصادی یا سیاسی، امکانپذیر نیست.
بر اساس گزارشهای رویترز و آکسیوس، این تمدید ترامپ برای دولت آمریکا اقدام خوشایندی نبود؛ چراکه این اقدام در بحبوحه شرایط میدانی دشوار بهویژه عدم دستیابی به یک موفقیت نظامی قاطع و کاهش فزاینده قابلیتهای رزمی آمریکا، صورت گرفت. همچنین این تصمیم با نیاز واشنگتن به خرید زمان برای ارزیابی مجدد گزینههایش با توجه به محاصره دریایی و تنشهای جاری در تنگه هرمز مرتبط بوده است.
در ادامه این مطلب آمده است: این تمدید به عنوان پاسخی مستقیم به تلاشهای میانجیگرایانه پاکستان صورت گرفت و اسلامآباد با میزبانی دورهایی از مذاکرات غیرمستقیم بین دو طرف به عنوان یک بازیگر دیپلماتیک محوری در تلاش برای کاهش تنشها ظاهر شد؛ در حالی که دور اول که چند روز پیش برگزار شد، به پیشرفت واقعی منجر نشد، پیچیدگی مسائل موجود، از برنامه هستهای ایران گرفته تا تنگه هرمز، از جمله تحریمها و محاصره دریایی را آشکار کرد.
با این حال آنچه رسما اعلام نشده است، طبق تحلیلهای گاردین و واشنگتنپست، این است که تصمیم به تمدید مذاکرات همچنین ناشی از افزایش فشارهای اقتصادی جهانی با افزایش قیمت انرژی و ترس فزاینده از اختلال در عرضه بوده است. کاهش ذخایر نظامی نیز نقش مهمی ایفا کرد، زیرا گزارشهای تحقیقاتی نشان دادند که ایالات متحده در هفتههای اخیر بخش قابل توجهی از موشکهای دقیق و سیستمهای دفاعی خود را به کار گرفته و رویکردی محتاطانهتر را بر سیاستگذاران تحمیل کرده است. از طرفی، به نظر میرسد تهران مشتاق است از نتیجه جنگ اخیر برای تقویت موضع مذاکره خود بهره ببرد و از شرکت در هرگونه فرآیند سیاسی تحت فشار خودداری میکند.
ایران، از مهار حملات تا تحمیل معادلات بازدارنده جدید
این جنگ که بیش از ۴۰ روز طول کشیده است، صرفاً یک رویارویی متعارف نیست بلکه آزمونی واقعی برای تواناییهای نظامی و استراتژیک ایران بوده است. برخلاف انتظاراتی که تضعیف سریع تواناییهای ایران را پیشبینی میکردند، واقعیتها نشان داد که تهران توانست حملات اولیه را دفع و سپس به مرحلهای از انتقام سازمانیافته با هدف قراردادن قلب منافع آمریکا در منطقه حرکت کند.
طبق گزارشهای رسانههای غربی، از جمله نیویورکتایمز، حداقل ۱۷ سایت نظامی آمریکایی در خاورمیانه دچار درجات مختلفی از آسیب، از جمله پایگاههای نظامی، تأسیسات ارتباطی و پدافند هوایی و حتی مأموریتهای دیپلماتیک، شدند. این حملات که با استفاده از ترکیبی از موشکهای بالستیک و پهپادها انجام شدند، نشاندهنده جهشی کیفی در توانایی ایران برای نفوذ به سیستمهای دفاعی و ارسال دقیق پیامهای نظامی بودند.
علاوه بر این، آنچه عملکرد ایران را متمایز میکرد، نهتنها شدت حملات که تداوم آنها نیز بود و با وجود ترور چندین رهبر نظامی در آغاز جنگ، ایران توانست با فعالکردن ساختارهای فرماندهی جایگزین و حفظ زنجیره فرماندهی بدون وقفه بهسرعت آنها را جایگزین کند. این موضوع توسط چندین مرکز تحقیقاتی غربی مورد اشاره قرار گرفت و تأیید شد که ساختار سیستم نظامی ایران برای مقاومت در برابر شوکها طراحی شده است، نه فروپاشی.
گزارشهای شبکه سیانان و مراکز تحقیقاتی مانند مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، کاهش قابل توجه ذخایر موشکی آمریکا را نشان دادند؛ به طوری که تقریبا نیمی از ذخایر برخی از سیستمهای دفاعی و بخش بزرگی از موشکهای تهاجمی هدایتشونده دقیق مورد استفاده قرار گرفته است. این کاهش، بحثی را در واشنگتن در مورد توانایی ارتش آمریکا برای انجام یک درگیری بزرگ دیگر در آینده نزدیک برانگیخت. در مقابل، سپاه پاسداران اعلام کرد دوره آتشبس برای بازسازی قابلیتهای نظامی ایران با سرعتی فزاینده استفاده شده است و ایران توانایی خود را برای تلافی از دست نداده بلکه در واقع آن را تقویت کرده است.
آتشبس شکننده... واشنگتن با بحرانی پیچیده روبهروست
تصمیم ترامپ برای تمدید آتشبس در خلاء حاصل نشد بلکه در نتیجه فشارهای زیاد گرفته شد. رئیس جمهور آمریکا که بارها تهدید به از سرگیری بمباران کرده بود، خود را با واقعیت متفاوتی روبهرو یافت: جنگی که به پیروزی سریعی دست نیافته بود، هزینههای اقتصادی فزایندهای داشت و طبق نظرسنجیهای اخیر، محبوبیت و حمایت عمومی از او کاهش یافته بود.
تحلیلهای مطبوعاتی، از جمله تحلیلهای منتشرشده توسط واشنگتنپست، نشاندهنده سردرگمی آشکار در مدیریت اوضاع، چه در حوزه سیاسی و چه در رابطه با هماهنگی اعضای دولت است.
نیویورکتایمز بر تفاوت در سبکهای مذاکره تمرکز و استدلال کرد دولت ترامپ بر «دیپلماسی قهری و اجباری» مبتنی بر فشار سریع متکی است؛ در حالی که تهران از یک استراتژی بلندمدت پیروی میکند که دشواری دستیابی به یک توافق سریع را توضیح میدهد.
به همین ترتیب، روزنامه هیل گزارش داد جنگ علیه ایران به یک بار داخلی تبدیل شده است که با افزایش قیمت انرژی و افزایش التهاب اقتصادی روی زندگی عموم مردم تأثیر گذاشته است.
تنگه هرمز: نقطه کانونی درگیری جهانی در قلب این رویارویی
تنگه هرمز به عنوان یکی از مهمترین عناصر درگیری برجسته است. این آبراهه که بخش قابل توجهی از تجارت انرژی جهانی از آن عبور میکند، به عرصهای برای تنش بین دو طرف تبدیل شده است. ایران از این تنگه به عنوان یک ابزار چانهزنی استراتژیک استفاده و تهدید به اختلال در ناوبری کرده که نگرانیهای گسترده بینالمللی را برانگیخته است. در مقابل، ایالات متحده تلاش میکند تا برای جلوگیری از پیامدهای فاجعهبار اقتصادی، محاصره دریایی را اعمال کند.
طرف اسرائیلی بین فرسودگی و اضطراب
این جنگ، چالش بیسابقهای را برای سیستمهای دفاع هوایی اسرائیل آشکار کرد. با شدت حملات موشکی، این سیستمها تحت فشار زیادی قرار گرفتند و گزارشها حاکی از کاهش ذخایر موشکهای رهگیر اسرائیل بود که ارتش را مجبور به جیرهبندی استفاده از آنها کرد.
این فرسودگی به نقطه فروپاشی نرسید اما محدودیتهای قابلیتهای دفاعی در برابر حملات شدید و طولانی را نشان داد. همچنین نگرانیهایی را در درون تشکیلات نظامی اسرائیل ایجاد کرد مبنی بر اینکه هر دور از جنگ در آینده میتواند حتی دشوارتر باشد.
یک جنگ تمامعیار
در نهایت، بحران کنونی شبیه یک مبارزه قدرت طولانی است که در آن هر طرف تلاش میکند قبل از هرگونه توافق احتمالی، موقعیتش را بهبود بخشد. واشنگتن از تاکتیکهای فشار نظامی و اقتصادی استفاده میکند؛ در حالی که تهران روی انعطافپذیری و تقویت قابلیتهایش حساب کرده و از نتایج جنگ اخیر بهرهبرداری میکند.
ناظران معتقدند که محتملترین سناریو، ادامه آتشبس شکننده، بدون توافق نهایی در آینده نزدیک است؛ در حالی که احتمال تشدید تنش همچنان وجود دارد. با این حال، آنچه واقعا تغییر کرده است، جایگاه ایران در این معادله است. این کشور با قدرت بیشتری برای تعیین شرایط و به عنوان یک بازیگر منطقهای مهم از جنگ بیرون آمد. با توجه به این موازنه قدرت، هفتههای آینده همچنان پذیرای همه این احتمالات است: یا توافقی که قواعد بازی را از نو ترسیم میکند یا دور جدیدی از جنگ منطقهای شدیدتر و گستردهتر در راه است.