به گزارش اکوایران، در ۲۰ آوریل، ایالات متحده در بحبوحه محاصره بنادر ایران، به یک کشتی کانتینری با پرچم ایران در نزدیکی تنگه هرمز در شمال دریای عرب شلیک و سپس آن را توقیف کرد.
این شبیه صحنهای بود که در دهه ۱۹۸۰ در جریان جنگ نفتکشها بین ایران و عراق رخ داد، که طی آن هر دو کشور به نفتکشهای یکدیگر در تنگه هرمز شلیک کردند و به دنبال فلج کردن اقتصاد یکدیگر بودند.
با افزایش دوباره تنشهای دریایی در تنگه هرمز - این بار بین ایران و ایالات متحده - با بررسی آنچه که در دهه ۱۹۸۰ اتفاق افتاد، میتوان شباهتها و تفاوتهای بین موقعیتهای آن زمان و اکنون را مورد بررسی قرار داد.
جنگ نفتکشها؛ از آغاز تا انجام
به نوشته الجزیره، جنگ بین ایران و عراق در سال ۱۹۸۰ آغاز شد. در آن زمان صدام حسین، رئیس جمهور وقت عراق، در پی انقلاب اسلامی ۱۹۷۹، حملهای تمام عیار به ایران را آغاز کرد. در سال ۱۹۸۴، این جنگ به خلیج فارس رسید، زمانی که عراق به نفتکشهای ایرانی حمله کرد و به دنبال فلج کردن اقتصاد وابسته به درآمد نفتی این کشور بود. در مقابل، ایران هم با شلیک به نفتکشهای متعلق به عراق و متحدانش در خلیج فارس تلافی کرد.

طبق گزارشی از مرکز امنیت و حقوق بینالملل رابرت اشتراوس دانشگاه تگزاس، ایران در آن زمان نیز تهدید به بستن تنگه هرمز کرد، اما این کار را نکرد زیرا اقتصاد خودش که از قبل توسط جنگ به شدت آسیب دیده بود، به صادرات نفت به سایر نقاط جهان از طریق آن وابسته بود.
در نوامبر ۱۹۸۶، زمانی که ایران به کشتیهای کویت حمله کرد، کویت از کشورهای خارجی درخواست کمک کرد. اتحاد جماهیر شوروی سابق اولین کشوری بود که واکنش نشان داد و به اسکورت کشتیهای این کشور در خلیج فارس کمک کرد. ایالات متحده، به رهبری رونالد ریگان، رئیس جمهور وقت، عملیات «ارنسِت ویل» را در ژوئیه ۱۹۸۷ آغاز کرد و همچنین به دنبال محافظت از نفتکشها در خلیج فارس و ارائه کمکهای بیشتر از مسکو بود. این عملیات شامل تغییر پرچم نفتکشهای کویتی با پرچم ایالات متحده بود تا بتوانند به طور قانونی تحت حمایت ایالات متحده حرکت کنند.
طبق مقالهای در وبگاه باشگاه کهنه سربازان، در اولین مأموریت اسکورت واشنگتن در ژوئیه ۱۹۸۷، یک نفتکش با پرچم تغییر یافته به یک مین ایرانی در خلیج فارس برخورد کرد. در این مقاله آمده است: «کاروان ادامه داد، اما این حادثه روشن کرد که ایالات متحده وارد یک جنگ سایه با ایران در دریا شده است.» این مقاله افزود: «طی چهارده ماه بعد، دهها کشتی جنگی آمریکایی در منطقه گشتزنی کردند و تانکرها را اسکورت و از خطوط کشتیرانی محافظت کردند. نیروهای آمریکایی همچنین عملیات ویژهای را برای شکار مینافکنهای ایرانی در شب انجام دادند و حملاتی را علیه مواضع نظامی و کشتیهای ایران انجام دادند. این ماموریت کوچکی نبود و همزمان 30 کشتی نیروی دریایی ایالات متحده را درگیر کرد.»

سپس در آوریل 1988، ناوچه آمریکایی USS Samuel B Roberts توسط یک مین ایرانی در تنگه هرمز آسیب دید. ساموئل کاکس، مورخ، که برای فرماندهی تاریخ و میراث نیروی دریایی ایالات متحده (NHHC) مطلب مینوشت، در سال 2018 خاطرنشان کرد که تا پایان سال 1987، آن کشتی چنان آسیب دیده بود که «تنها چیزی که کشتی را در کنار هم نگه داشته بود، عرشه اصلی بود».بنابراین، ایالات متحده عملیات آخوندک را آغاز کرد و به دنبال نابودی کشتیهای ایرانی بود.
جنگ نفتکشها سرانجام در اوت 1988، پس از توافق آتشبس با میانجیگری سازمان ملل متحد بین ایران و عراق، پایان یافت. کاکس خاطرنشان کرد که تا پایان سال ۱۹۸۷، «عراق ۲۸۳ حمله به کشتیها انجام داده بود، در حالی که ایران ۱۶۸ بار حمله کرده بود. در مجموع، این حملات منجر به کشته شدن ۱۱۶ ملوان تجاری، ۳۷ مفقود و ۱۶۷ زخمی از ملیتهای مختلف شده بود.» او نوشت: «در ابتدا، نگرانی زیادی وجود داشت که این حملات جریان حیاتی نفت از خلیج فارس را قطع کند، اما تنها کاری که واقعاً انجام دادند، افزایش نرخ بیمه بود. نیاز جهان به نفت آنقدر زیاد بود که ظاهراً بیش از ۱۰۰ ملوان تجاری کشته شده، قیمت قابل قبولی بود.»
اکنون در تنگه هرمز چه میگذرد؟
خصومتهای فعلی بین ایالات متحده و ایران در تنگه هرمز زمانی آغاز شد که تهران، که آبهای سرزمینیاش تا تنگه امتداد دارد، پس از شروع بمباران این کشور توسط ایالات متحده و اسرائیل، این گذرگاه را به روی همه کشتیها بست. در ۴ مارس، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد که کنترل کامل تنگه را در دست دارد و کشتیها برای عبور از آن باید از آنها اجازه بگیرند. کشتیرانی از طریق تنگه ۹۵ درصد کاهش یافت و قیمت نفت - که ۲۰ درصد از عرضه جهانی آن از این طریق حمل میشود - به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسید. ایران، با اعمال کنترل بر اینکه چه کسی از هرمز عبور میکند، تقریباً هشت هفته است که تعیین میکند کدام کشتیها میتوانند از خلیج فارس به دریای عمان بروند.

در ابتدا، ایران اعلام کرد که در صورت پرداخت عوارض، به کشتیهای «دوست» اجازه عبور میدهد. در ۲۶ مارس، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، به تلویزیون دولتی ایران گفت: «از دیدگاه ما، تنگه هرمز کاملاً بسته نیست. فقط به روی دشمنان بسته است. هیچ دلیلی وجود ندارد که به کشتیهای دشمنان ما و متحدانشان اجازه عبور داده شود.» کشتیهایی از مالزی، چین، مصر، کره جنوبی، هند و پاکستان در بیشتر ماه مارس و اوایل آوریل از این تنگه عبور کردند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران برای این کشتیها مسیر جایگزینی از طریق تنگه هرمز فراهم کرد تا از مینهای دریایی احتمالی جلوگیری شود.
اما در ۱۳ آوریل، با وعلام نگرانی از اینکه ایران همچنان به صادرات نفت خود از تنگه ادامه میدهد، ایالات متحده محاصره دریایی بر تمام بنادر ایران را اعمال کرد. از آن زمان، فرماندهی مرکزی ایالات متحده اعلام کرده که نیروهای آمریکایی به ۳۳ کشتی مرتبط با ایران دستور دادهاند که دور بزنند یا به یک بندر ایرانی برگردند.
روز دوشنبه، ارتش آمریکا به کشتی کانتینری توسکا با پرچم ایران در نزدیکی تنگه هرمز در شمال دریای عرب شلیک و سپس آن را توقیف کرد و یک روز بعد، یک نفتکش دیگر را که به دلیل حمل نفت خام ایران تحریم شده بود، در حالی که در خلیج بنگال، که هند را به جنوب شرقی آسیا متصل میکند، حرکت میکرد، توقیف کرد. پنتاگون پس از توقیف توسکا، در پستی در رسانههای اجتماعی نوشت: «همانطور که روشن کردهایم، ما تلاشهای جهانی دریایی را برای مختل کردن شبکههای غیرقانونی و توقیف کشتیهای تحریمشده که از ایران حمایت مادی میکنند - در هر مکانی که فعالیت میکنند - دنبال خواهیم کرد. آبهای بینالمللی پناهگاهی برای کشتیهای تحریمشده نیستند.»

از زمان آغاز محاصره دریایی بنادر ایران توسط ایالات متحده، تهران که پیش از این به کشتیهای کشورهای «دوست» اجازه عبور از تنگه هرمز را میداد، کنترل خود بر این تنگه را بیشتر کرده است. محمدرضا عارف، معاون اول رئیس جمهور ایران، در مورد تصمیم دولت مبنی بر عدم اجازه عبور هیچ کشتی خارجی تا زمان پایان محاصره دریایی ایالات متحده در ۱۹ آوریل، گفت: «امنیت تنگه هرمز رایگان نیست». او در پستی در X نوشت: «نمیتوان صادرات نفت ایران را محدود کرد در حالی که انتظار امنیت رایگان برای دیگران را داشت.»
شنبه گذشته، گزارش شد که ایران به دو کشتی تجاری با پرچم هند در تنگه شلیک کرده است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد که این دو کشتی به دلیل «فعالیت بدون مجوز» مورد حمله قرار گرفتهاند. سپس، در ۲۲ آوریل، ایران پس از شلیک به دو کشتی کانتینری که قصد خروج از خلیج فارس از طریق تنگه هرمز را داشتند، آنها را توقیف کرد.
چه شباهتهایی بین این دو جنگ وجود دارد؟
درست مانند جنگ نفتکشها در دهه 1980، کشتیرانی به دلیل جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به شدت مختل شده و قیمت جهانی نفت و گاز را بالا برده است. طبق مقالهای که در 17 آوریل توسط مجمع جهانی اقتصاد منتشر شد، از اواسط دهه 1980 که جنگ نفتکشها رخ داد تا آغاز هزاره جدید، قیمت هر بشکه نفت خام به طور متوسط 20 دلار بود.

روز جمعه، در حالی که آتشبس بین ایالات متحده و ایران برقرار بود، نبرد دریایی همچنان در تنگه هرمز در جریان بود و نفت خام برنت، معیار بینالمللی، از 106 دلار در هر بشکه فراتر رفت. در طول جنگ طی ماه مارس و اوایل آوریل، قیمت نفت تا 119 دلار در هر بشکه افزایش یافت.
مینهای دریایی یکی دیگر از مشکلات رایج در هر دو دوره زمانی است. در حالی که کشتیها در طول جنگ نفتکشها در دهه 1980 توسط مینها آسیب دیدند، تاکنون هیچ گزارشی مبنی بر آسیب دیدن کشتیها توسط مینها در جنگ فعلی وجود نداشته است. با این حال، خطر همچنان پابرجاست. دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، گفته است که ایالات متحده تلاشهای خود را برای پاکسازی مینها از تنگه هرمز افزایش خواهد داد. با این حال، این کار هنوز آغاز نشده است. به گزارش سیانان، تنها چند کشتی مینروب آمریکایی در خلیج فارس وجود دارد. نیروی دریایی ایالات متحده همچنین گفته که چهار مینروب اختصاصی مستقر در منطقه خلیج فارس سال گذشته از رده خارج شدهاند.
به گفته جان فیلیپس، مشاور ایمنی، امنیت و ریسک بریتانیایی و مربی سابق نظامی: «بین وضعیت فعلی هرمز و جنگ نفتکشها در دهه ۱۹۸۰ شباهتهای آشکاری وجود دارد. در هر دو مورد، ایده اصلی یکسان است: فشار در دریا میتواند تأثیراتی بسیار فراتر از خود آب داشته باشد. مقدار نسبتاً کمی اختلال دریایی، چه به معنای مینگذاری، آزار و اذیت کشتیها، تهدیدات موشکی یا حمله به نفتکشها، میتواند پیامدهای استراتژیک و اقتصادی واقعی ایجاد کند، به خصوص در یک گلوگاه مانند تنگه هرمز. بنابراین از این نظر، جنگ نفتکشهای اولیه یادآوری مفیدی است از اینکه تجارت جهانی چقدر میتواند آسیبپذیر باشد وقتی که حوزه دریایی بخشی از یک رویارویی سیاسی یا نظامی گستردهتر میشود.»
چه تفاوتهایی بین این دو جنگ وجود دارد؟
در طول جنگ نفتکشها، ایالات متحده کشتیها را برای محافظت از آنها در برابر حملات ایران اسکورت میکرد و همچنین کشتیهایی را برای پاکسازی مینها مستقر میکرد. کشورهای ناتو مانند بریتانیا، بلژیک، هلند، فرانسه و ایتالیا نیز به آنها پیوستند.
اما در بنبست فعلی در تنگه هرمز، متحدان ایالات متحده مانند بریتانیا و سایر کشورهای ناتو از پیوستن به واشنگتن در بازگشایی تنگه هرمز یا شروع عملیات مینروبی خودداری کردهاند، زیرا میترسند که به جنگ کشیده شوند.

رئیس جمهور ایالات متحده در اوایل ماه آوریل در پستی در شبکههای اجتماعی، متحدانی مانند «بریتانیا» را هدف قرار داد که به گفته او «از مشارکت در جنگ خودداری کردهاند» و به آنها گفت که یا سوخت آمریکایی بخرند یا در جنگی که به سرعت در حال تشدید است، شرکت کنند: «شما باید یاد بگیرید که چگونه برای خودتان بجنگید، ایالات متحده دیگر آنجا نخواهد بود تا به شما کمک کند، همانطور که شما برای ما آنجا نبودید. ایران اساساً نابود شده است. بخش سخت انجام شده است. بروید نفت خودتان را تهیه کنید!»
کارشناسان میگویند چارچوب جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران با جنگ بین عراق و ایران در دهه ۱۹۸۰ متفاوت است. به گفته فیلیپس: «در دهه ۱۹۸۰، جنگ نفتکشها بخشی از جنگ گستردهتر ایران و عراق بود، بنابراین حملات به کشتیها به یک درگیری زمینی بسیار بزرگتر بین دو ارتش منطقهای گره خورده بود. امروز، وضعیت بیشتر به تقابل ایران با ایالات متحده و متحدانش مربوط میشود و فعالیت دریایی کمتر به جنگ نامتقارن در دریا و بیشتر به بازدارندگی، علامتدهی و تهدید به تشدید تنش مربوط میشود.» او افزود: «درس نظامی این است که هرمز هنوز یکی از مکانهایی است که اقدامات محدود میتواند اثرات بزرگی داشته باشد، اما شرایط مدرن سریعتر، از نظر فناوری پیشرفتهتر و به طور بالقوه بیثباتتر از جنگ نفتکشهای اولیه است.»
تحلیلگران همچنین خاطرنشان کردهاند که برخلاف دهه ۱۹۸۰، ایران در حال حاضر در مقاومت در برابر حملات و محاصره دریایی توسط ایالات متحده قویتر است. در جنگ نفتکشها، عراق از نظر نظامی توسط متحدان غربی حمایت میشد، در حالی که ایران تحت تحریم تسلیحاتی ایالات متحده بود که در سال ۱۹۷۹ پس از انقلاب ایران اعمال شد. در حالی که این امر به عراق یک مزیت نظامی میداد، سپاه پاسداران ایران با حمله به کشتیها و نفتکشهای متحدان عراق از تاکتیکهای جنگ نامتقارن استفاده کرد.
کارشناسان همچنین میگویند که از زمان جنگ ۱۲ روزه بین ایران و اسرائیل در سال گذشته، تهران دکترین نظامی خود را از دکترینی که عمدتاً مبتنی بر مهار دفاعی بود، به یک موضع نامتقارن تهاجمی صریح تغییر داده است. به گفته فیلیپس: «امروزه ایران از نظر ساختاری در دکترین تهاجمیتر به نظر میرسد، جایی که رسماً استفاده گستردهتر از موشکها، پهپادها، حملات سایبری و تهدید انرژی [زمانی که منابع و زیرساختهای انرژی هدف قرار میگیرند یا قطع میشوند] را پذیرفته است، اما از نظر عملیاتی به دلیل خسارات جنگی، تحریمها و بیثباتی داخلی محدود شده است.»