اکوایران: متوسط مصرف برنج در خانوارهای سمنانی و گیلانی پایین‌ترین میزان را در بین استان‌ها در سال 1403 داشته است. در مقابل خانوارهای بوشهری به صورت میانگین بیشترین مصرف برنج را در این بازه زمانی به خود اختصاص داده‌اند. پرسش اصلی اینجاست که چرا در گیلان مصرف برنج آنقدر پایین بوده وقتی که این استان محل کشت گسترده برنج محسوب می‌شود.

در تاریخ ایران برنج تنها یک ماده غذایی نبوده، بلکه در فرهنگ محلی نمادی از برکت، فراوانی و خوشبختی به حساب آمده است. اگرچه تاریخ دقیق آغاز کشت برنج در ایران مشخص نیست، اما شواهد نشان می‌دهد که این گیاه از دوران باستان در شمال ایران کشت می‌شده است که امروه نیز بهترین برنج ایرانی را برنج شمال تشکیل می‌دهد. بنابراین برنج یکی از اجزای اغلب ثابت سبد و سفره خانوارهای ایرانی بوده و نقش مهمی در وعده‌های غذایی ایرانیان ایفا می‌کند.

آخرین داده‌ای که مرکز آمار ایران از هزینه درآمد خانوارها ارائه داده مربوط به سال 1403 است. از این داده‌ها می‌توان اطلاعات زیادی به‌دست آورد؛ یکی از موارد، متوسط مصرف برنج خانوارهای نمونه در هر استان است که توسط اکوایران در سال 1403 محاسبه شده‌اند.

050207

بوشهر در صدر مصرف برنج در سال 1403

 استان‌های بوشهر، چهارمحال و بختیاری، خوزستان، فارس و کرمانشاه بالاترین مصرف برنج را در سال 1403 داشته‌اند. خانوارهای نمونه در استان بوشهر در سال 1403 به‌طور میانگین 10.7 کیلو در ماه برنج مصرف کرده‌اند که بیشترین میزان در بین استان‌های کشور است. در سه استان دیگر بالانشین در مصرف برنج به‌طور متوسط 9.7 کیلو برنج در ماه توسط خانوارها مصرف شده و در کرمانشاه مصرف برنج 8.8 کیلو بوده است.

در مقابل در انتهای رتبه‌بندی مصرف برنج خانوارها استان‌های سمنان، گیلان، مازندران، تهران و سیستان و بلوچستان قرار گرفته‌اند. در سمنان خانوارها به‌طور متوسط 1.4 کیلو برنج مصرف می‌کنند و در گیلان این رقم تقریبا 3 کیلو در ماه در سال 1403 بوده است.

نکته عجیب و قابل توجه در داده‌های استخراج شده این است که استان‌هایی مانند گیلان، مازندران و تهران که تصور می‌شد مصرف برنج بالایی دارند، در محاسبات مذکور در انتهای جدول استان‌ها در مصرف برنج قرار گرفته‌اند. در ادامه گزارش این موضوع مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

سوگیری مصرف برنج در گیلان و مازندران از کجا می‌آید؟

اینکه در استان‌هایی مثل گیلان و مازندران متوسط مصرف برنج آنقدر پایین گزارش شده را می‌توان ناشی از دو عامل دید؛ مورد اول به زمان تکمیل پرسشنامه توسط کارشناس مرکز آمار مربوط می‌شود. در تکمیل پرسشنامه، سرپرست خانوار میزان خرید برنج در ماه گذشته را به کارشناس اعلام می‌کند.

این‌ها درحالی است که در گیلان و مازندران چون کشت برنج به صورت انبوه انجام می‌شود، عموما خانوارها در زمان برداشت، کل نیاز خود را در سال خریداری می‌کنند. بنابراین احتمالا زمان تکمیل پرسشنامه با زمان خرید عمده خانوارها مطابقت نداشته و این امر به ایجاد سوگیری در نتیجه‌گیری از داده‌ها منجر می‌شود. به این صورت که براساس مشاهدات میدانی خانوارهای گیلانی و مازندرانی حتی در وعده صبحانه خود نیز برنج مصرف می‌کنند. نکته قابل توجه دیگر هم این است که کارشناس مرکز‌ آمار میزان خرید خانوار در ماه قبل را در پرسشنامه وارد می‌کند و نه میزان مصرف را.

دلیل دوم نیز که در مورد کالایی مثل برنج وجود دارد، در ادامه مورد اول قرار دارد؛ اینکه خانوارها در همه استان‌ها یکسان در نظر گرفته می‌شوند، فارغ از اینکه جغرافیای زندگی و تولید محلی یک کالای مشخص در استان‌ها با یکدیگر متفاوت است. بنابراین این موضوع هم احتمالا می‌تواند به ایجاد سوگیری‌هایی خاص در نتایج بینجامد.