اکوایران: رقابت‌های میان دولت‌های عربستان سعودی و امارات متحده عربی برای دستیابی به نفوذ بیشتر، مناطق وسیعی را در خاورمیانه و منطقه شاخ آفریقا در بر می‌گیرد و هریک از این دولت‌ها تلاش می‌کنند تا متحدانی را در این زمینه برای خود دست‌وپا کنند. جنگ ایران این رقابت را تسکین نداده، بلکه آن را وارد فاز تازه‌ای ساخته است.

به گزارش اکوایران، جنگ ایران نه‌تنها ایالات متحده و اسرائیل را در برابر تهران قرار داد، بلکه خطوط درگیری در منطقه را نیز بازتعریف کرد و کشورهای عربی خلیج فارس را به نقشی عمیق‌تر و عمدتاً پنهانی در این تقابل منطقه‌ای کشاند.

بازتعریف خطوط درگیری در منطقه

به نوشته  المانیتور، وال‌استریت ژورنال در ۱۱ مه ادعا کرد که امارات متحده عربی به‌طور مخفیانه حملاتی را در داخل ایران، از جمله علیه یک پالایشگاه در جزیره لاوان، انجام داده است. بلومبرگ بعداً گزارش داد که برخی اقدامات امارات پس از حملات ایران به زیرساخت‌های اماراتی، با هماهنگی اسرائیل انجام شده بود. یک روز بعد نیز رویترز مدعی شد که عربستان سعودی حملات تلافی‌جویانه مخفیانه‌ای را در داخل ایران و علیه جریان‌های مرتبط با ایران در عراق انجام داده است.

این گزارش‌ها که هیچ‌کدام به‌طور رسمی از سوی ابوظبی یا ریاض تأیید نشده‌اند، نشان می‌دهند که برخی دولت‌های خلیج فارس در جریان این درگیری از موضع صرفاً دفاعی عبور کرده و به‌تدریج مستقیماً وارد رویارویی منطقه‌ای با ایران شده‌اند.

به نظر می‌رسد امارات به سمت هماهنگی عملیاتی عمیق‌تر با اسرائیل و واشنگتن حرکت کرده است، درحالی‌که سعودی تلافی محدود را با ادامه دیپلماسی با تهران همراه کرده است. نتیجه، نه شکل‌گیری یک جبهه متحد خلیج فارسی علیه ایران، بلکه پیدایش یک چشم‌انداز امنیتی منطقه‌ای پراکنده بود که با رویکردهای متفاوت نسبت به بازدارندگی، تشدید تنش و روابط با اسرائیل شکل گرفته است.

نقش تقابلی‌تر امارات

 گمانه‌زنی‌ها درباره دخالت مستقیم کشورهای خلیج فارس در اوایل آوریل زمانی شدت گرفت که ایران از سرنگونی یک پهپاد چینی وینگ لونگ ۲ در نزدیکی شیراز خبر داد. از آنجا که عربستان و امارات تنها کاربران منطقه‌ای این پهپاد هستند، این حادثه گمان اولیه درباره مأموریت‌های شناسایی یا حمایتی خلیج فارس در حریم هوایی ایران را تقویت کرد، هرچند هیچ‌یک از دو کشور دخالت را نپذیرفتند.

دبی

انفجارها در ۱۳ مارس ۲۰۲۶ ساختمان‌هایی را در دبی لرزاند و ابری بزرگ از دود بر فراز بخش مرکزی این مرکز مالی خاورمیانه دیده شد./عکس از خبرگزاری فرانسه

امارات، هدف اصلی حملات ایران در میان کشورهای خلیج فارس در طول جنگ بود. طبق ادعای وزارت دفاع امارات، تهران تا ۱۰ مه ۲۰۲۶ حدود ۵۵۱ موشک بالستیک، ۲۹ موشک کروز و ۲۲۶۵ پهپاد به سوی این کشور شلیک کرده بود. فرودگاه‌ها، بنادر، تأسیسات انرژی و مناطق غیرنظامی در ابوظبی، دبی و فجیره هدف قرار گرفتند یا تهدید شدند.

این سطح از فشار توضیح می‌دهد که چرا ابوظبی موضعی تهاجمی‌تر اتخاذ کرده است. آندریاس کریگ، استاد ارشد کینگزکالج لندن، به المانیتور گفت: «امارات آشکارا شدیدترین موج حملات پرتابه‌های ایرانی را در میان کشورهای خاورمیانه دریافت کرد؛ حتی بیشتر از اسرائیل؛ بنابراین عجیب نیست که موضعی سخت‌تر اتخاذ کند.»

با این حال، نقش امارات ظاهراً با دیگر کشورهای خلیج فارس متفاوت بوده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که مشارکت ابوظبی شامل تبادل اطلاعات، هماهنگی رهگیری و همکاری با اسرائیل در انتخاب اهداف ایرانی بوده است. این تحولات پس از افشاگری‌های قبلی درباره استقرار مخفیانه یک سامانه رهگیر «گنبد آهنین» اسرائیل و نیروهای عملیاتی آن در امارات طی جنگ رخ داد؛ اقدامی که این تصور را تقویت کرد که روابط ناشی از «توافق‌های ابراهیم» از عادی‌سازی سیاسی فراتر رفته و به هماهنگی عملیاتی در زمان جنگ تبدیل شده است.

به نظر می‌رسد این هماهنگی حتی به سطح رهبری سیاسی نیز رسیده باشد. در ۱۳ مه، دفتر بنیامین نتانیاهو تأیید کرد که نخست‌وزیر اسرائیل در جریان جنگ به‌طور مخفیانه به امارات سفر کرده و با محمد بن زاید دیدار داشته است؛ دیداری که در بیانیه دفتر نتانیاهو «پیشرفتی تاریخی» در روابط دوجانبه توصیف شد.

حمله به الگوی امارات؛ میدان نبرد مدرن

برای تهران، این تحولات ظاهراً این تصور را تقویت کرده که امارات به بخشی از معماری امنیتی منطقه‌ای گسترده‌تر آمریکا و اسرائیل تبدیل شده است. کریستیان پاتریک الکساندر، تحلیلگر حوزه خلیج فارس، گفت: «امارات صرفاً یک کشور خلیجی دیگر با زیرساخت‌های مرتبط با غرب نیست؛ بلکه احتمالاً پیشرفته‌ترین مرکز لجستیک، مالی، انرژی، هوانوردی، داده و فناوری در خلیج فارس است.»

جنگ+ایران+آمریکا+امارات

آسیب به بخشی از ساحل جمیرا در کشور امارات طی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران/ عکس از خبرگزاری رویترز

از این رو، راهبرد ایران فراتر از تلافی نظامی بود. تهران با هدف قرار دادن فرودگاه‌ها، بنادر، تأسیسات صنعتی و زیرساخت‌های انرژی، تلاش کرد اعتماد به مدل اقتصادی امارات و شهرت آن به‌عنوان کشوری باثبات را تضعیف کند. الکساندر گفت: «منطق هدف‌گیری ایران مبتنی بر اجبار بود. ایران می‌خواست نشان دهد که رفاه امارات در برابر اختلال آسیب‌پذیر است.»

این درگیری نشان داد که چگونه زیرساخت‌های دیجیتال و تجاری به بخشی از آنچه تحلیلگران «میدان نبرد مدرن» توصیف می‌کنند تبدیل شده‌اند. در طول جنگ، مقام‌های ایرانی و بازیگران وابسته به ایران، زیرساخت‌های ابری و داده‌ای مستقر در امارات را به حمایت از عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل متهم کردند. تهدیدها و اختلال‌های گزارش‌شده علیه زیرساخت‌های مرتبط با AWS نشان داد که سیستم‌های تجاری دیجیتال اکنون می‌توانند به‌عنوان اهداف راهبردی تلقی شوند.

این جنگ همچنین هماهنگی عملیاتی رو‌به‌رشد میان آمریکا، اسرائیل و برخی شرکای خلیج فارسی را برجسته کرد. فدریکو بورساری، پژوهشگر مرکز تحلیل سیاست اروپا، گفت با وجود برخی محدودیت‌ها، هماهنگی و جلوگیری از تداخل عملیات در طول جنگ با توجه به حجم حملات هوایی، پهپادی و موشکی «بسیار مؤثر» بوده است.

راهبرد متفاوت عربستان سعودی

مشارکت گزارش‌شده عربستان سعودی بر مبنای منطقی متفاوت شکل گرفت. طبق گزارش رویترز، ریاض پس از حملات ایران به خاک عربستان، حملات تلافی‌جویانه مخفیانه‌ای انجام داد، اما هم‌زمان کانال‌های دیپلماتیک با تهران را حفظ کرد. گفته می‌شود عربستان ایران را از این حملات مطلع کرده و پس از آن، دو طرف به سمت نوعی تفاهم غیررسمی برای کاهش تنش حرکت کردند.

برخلاف امارات، به نظر می‌رسد ریاض تلافی را عمدتاً تلاشی محدود برای بازگرداندن بازدارندگی و جلوگیری از حملات بیشتر تعریف کرده، نه بخشی از هم‌پیمانی عملیاتی عمیق‌تر با اسرائیل. فایننشال تایمز گزارش داد که حملات عربستان «به شکلی بسیار حساب‌شده و هماهنگ انجام شد؛ به‌گونه‌ای که ایرانی‌ها از سوی سعودی‌ها مطلع شده بودند و هدف، رسیدن به نوعی همزیستی عملی بود.»

جنگ+ایران+آمریکا+آرامکو

خسارت به تاسیسات نفتی آرامکو در اثر حملات طی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران/ عکس از گتی ایمیجز

رویکرد عربستان بازتاب اولویت‌های راهبردی گسترده‌تر این کشور است. ریاض سرمایه‌گذاری زیادی روی تنش‌زدایی سال ۲۰۲۳ با ایران که با میانجی‌گری چین انجام شد، کرده و همچنان نگران پیامدهای اقتصادی بی‌ثباتی طولانی‌مدت است؛ بنابراین، این کشور راهبردی دوگانه را دنبال کرد: در صورت لزوم پاسخ نظامی بدهد، اما مسیرهای دیپلماتیک را نیز حفظ کند.

به نظر می‌رسد حملات عربستان فراتر از خاک ایران نیز گسترش یافته باشد. گزارش‌ها حاکی از آنند که جنگنده‌های سعودی در طول جنگ، مواضع جریان‌های وابسته به ایران را در داخل عراق، به‌ویژه نزدیک مرز شمالی عربستان، هدف قرار داده‌اند. این حملات مواضعی را هدف گرفتند که گفته می‌شود جریان‌های مورد حمایت تهران از آن‌ها برای پرتاب پهپاد و موشک علیه کشورهای خلیج فارس استفاده می‌کردند.

در طول جنگ، صدها پهپاد که کشورهای خلیج فارس را هدف قرار می‌دادند، گویا از خاک عراق برخاسته بودند و شبه‌نظامیان وابسته به ایران بارها مسئولیت حملات علیه عربستان و کویت را بر عهده گرفتند. این تحولات نشان‌دهنده نارضایتی فزاینده کشورهای خلیج فارس از ناتوانی، یا بی‌میلی، بغداد در مهار شبه‌نظامیان متحد ایران در خاک عراق بود. بااین‌حال، ریاض همچنان محتاط بود تا جنگ به یک درگیری منطقه‌ای گسترده‌تر تبدیل نشود.

تفاوت میان عربستان و امارات بازتاب شکاف‌های گسترده‌تر در شورای همکاری خلیج فارس درباره نقش اسرائیل در امنیت منطقه‌ای نیز هست. جورجیو کافیرو، مدیرعامل گالف استیت آنالیتیک، به المانیتور گفت: «عربستان سعودی، برخلاف امارات، اسرائیل را کشوری نمی‌بیند که بتواند یا بخواهد نقش ثبات‌بخش در خلیج فارس ایفا کند.» او افزود ریاض به‌طور فزاینده‌ای روابط عمیق‌تر امارات و اسرائیل را بالقوه تهدیدی برای منافع گسترده‌تر شورای همکاری و جهان عرب می‌بیند؛ در مقابل، ابوظبی در واکنش به تهدید ایران به اسرائیل نزدیک‌تر شده است.

نظم امنیتی پراکنده در خلیج فارس

بااین‌همه، اقدامات امارات و عربستان به معنای شکل‌گیری یک بلوک نظامی متحد خلیج فارسی علیه ایران نیست. اگر چیزی آشکار شده باشد، این جنگ شکاف‌های عمیق در شورای همکاری خلیج فارس درباره نحوه مدیریت ایران، روابط با اسرائیل و ادغام امنیتی منطقه‌ای را نمایان کرده است.

به گفته کریگ: «عربستان سعودی و قطر جایی در میانه قرار دارند، حال‌آنکه امارات و عمان دو سر کاملاً متفاوت طیف از نظر موضع راهبردی هستند؛ بنابراین یافتن موضع مشترک خلیجی بسیار دشوار خواهد بود.»

نتیجه، شکل‌گیری نظمی امنیتی پراکنده اما به‌طور فزاینده شبکه‌ای بوده است. همکاری میان کشورهای خلیج فارس، اسرائیل و شرکای غربی در حوزه‌هایی مانند دفاع هوایی، تبادل اطلاعات و امنیت دریایی گسترش یافته، حتی در شرایطی که حساسیت‌های سیاسی پیرامون اسرائیل همچنان شدید است.

کافیرو اشاره کرد که جنگ شکاف‌های عمیقی را در درون شورای همکاری آشکار کرده است؛ به‌گونه‌ای که امارات و بحرین بیش از پیش پذیرای نقش امنیتی اسرائیل هستند، درحالی‌که عمان همچنان به‌شدت با هرگونه حضور اسرائیل در شبه‌جزیره عربستان مخالف است. او گفت: «در نهایت، فکر نمی‌کنم اجماع واحدی در خلیج فارس درباره نقش اسرائیل در امنیت منطقه‌ای شکل بگیرد.»

دبی

تحلیلگران می‌گویند امارات متحده عربی به خط مقدم اسرائیل علیه ایران تبدیل شده است؛ جایی‌که فناوری‌های نظامی و دفاعی می‌توانند آزمایش شوند./عکس از المانیتور

همین مسئله توضیح می‌دهد چرا بخش زیادی از هماهنگی‌های زمان جنگ پنهانی یا قابل انکار باقی ماند. کشورهای خلیج فارس در ملأعام خواستار خویشتنداری شدند، اما در پشت پرده هماهنگی‌های دفاعی و عملیاتی خود را تقویت کردند.

تغییر گسترده‌تر این است که کشورهای خلیج فارس دیگر صرفاً میزبان زیرساخت‌های نظامی آمریکا نیستند. برخی از آن‌ها از طریق تبادل اطلاعات، یکپارچگی دفاعی، تلافی مخفیانه یا فراهم کردن زیرساخت‌های پشتیبان در حال تبدیل شدن به مشارکت‌کنندگان گزینشی در درگیری‌های منطقه‌ای هستند.

برای ایران، این وضعیت چه‌بسا نگاهش به کشورهای خلیج فارس را در بحران‌های آینده به‌طور بنیادین تغییر دهد. برای پادشاهی‌های خلیج فارس نیز جنگ یک درس دیگر داشت: جهانی‌شدن اقتصادی و پیشرفت فناورانه، در کنار آنکه منبع نفوذ هستند، آسیب‌پذیری نیز ایجاد می‌کنند.

ائتلاف ژئوپلیتیکی

نشریه العربی الجدید نیز در گزارشی به رقابت‌های ژئوپولیتیکی فزاینده میان کشورهای عربی کرانه جنوبی خلیج‌فارس، به‌ویژه سعودی و امارات، می‌پردازد و نقش اسرائیل را در آن مورد بررسی قرار می‌دهد. از نگاه نویسنده این نشریه، جنگ رابطه امارات متحده عربی و اسرائیل را قوی‌تر از هر زمان دیگری کرده است.

العربیه الجدید می‌نویسد: این احتمال وجود دارد که امارات و اسرائیل همکاری عمیق‌تر خود را به دیگر نقاط بحرانی منطقه که در آن منافع مشترک دارند نیز گسترش دهند. آلکس آلمیدا، تحلیلگر امنیتی در شرکت مشاوره ریسک سیاسی هوریزون اینگیج، پیش‌بینی می‌کند که فراتر از ایران، یمن و سومالی‌لند هم «اصلی‌ترین نقاط همگرایی» دو طرف باشند. حوثی‌های متحد ایران از زمان آغاز جنگ غزه در اکتبر ۲۰۲۳ از خاک یمن برای حمله به اسرائیل استفاده کرده‌اند و در ژانویه ۲۰۲۲ نیز امارات را هدف قرار دادند.

یمن

این احتمال وجود دارد که اماراتی‌ها و اسرائیلی‌ها همکاری عمیق‌تر خود را به دیگر نقاط بحرانی منطقه که در آن منافع مشترک دارند، از جمله یمن، گسترش دهند./عکس از المانیتور

ابوظبی در این مناطق راهبردی، شبکه‌ای از پایگاه‌های برون‌مرزی ایجاد کرده است. نکلاس هراس، مدیر اجرایی موقت شورای سیاست خاورمیانه و مدیر ارشد مؤسسه نیولاینز، در این رابطه گفت: «امارات به انعطاف‌پذیری عملیاتی خود افتخار می‌کند و عملیات‌های برون‌مرزی‌اش در خاورمیانه بزرگ و آفریقا وابسته به حمایت اسرائیل نیست.»

کایل اورتون، تحلیلگر مستقل خاورمیانه، معتقد است که جدا از مخالفت مشترک با ایران، ترکیه آن کشوری است که ائتلاف اسرائیل و امارات «به‌روشنی و آشکارا» علیه آن جهت‌گیری دارند. به‌طورکلی، هر دو کشور با جنبش‌های اسلام‌گرا، به‌ویژه اخوان‌المسلمین که آنکارا در چند کشور از آن حمایت می‌کند، مخالف‌اند. اورتون می‌گوید: «این مسئله در سودان و سومالی‌لند کاملاً مشهود است. نقش اسرائیل در سودان کمتر است، اما امارات از حمیدتی حمایت کرده؛ کسی که خود را به‌عنوان چهره‌ای ضداسلام‌گرا در برابر دولت سودان که تا حدی به اخوان‌المسلمین نزدیک است، بازتعریف کرده است. سومالی‌لند هم مانعی در برابر دولت رسمی سومالی است که روابط سیاسی بسیار نزدیکی با ترکیه دارد.»

آوردگاه شاخ آفریقا

حمیدتی نام جنگی محمد حمدان دقلو موسی، فرمانده نیروهای شبه‌نظامی پشتیبانی سریع  (RSF) است که در جنگ داخلی خونین سودان با ارتش این کشور می‌جنگد. امارات از RSF حمایت می‌کند، درحالی‌که عربستان مخالف آن است.

در سومالی، ترکیه در حال گسترش حضور نظامی خود است و اخیراً برخی جنگنده‌های اف-۱۶ خود را نیز در این کشور مستقر کرده است. بزرگ‌ترین پایگاه نظامی خارجی آنکارا با نام اردوگاه ترکسوم در سومالی قرار دارد.‌به گفته اورتون: «شاخ آفریقا مدتیست که به صحنه مهم رقابت امارات و ترکیه تبدیل شده و امارات در این رقابت تا حدی از ترک‌ها عقب افتاده است.»

اسرائیل از ژوئیه ۲۰۲۴ تاکنون چندین بار در پاسخ به حملات حوثی‌ها، حملات هوایی دوربرد انجام داده است. پیش از آن نیز امارات سال‌ها در یمن به‌صورت زمینی جنگیده بود. به باور آلمیدا: «اماراتی‌ها بسیار نگران‌اند که دوباره در یمن گرفتار شوند، اما تجربه عمیقی در عملیات در آن کشور دارند. حوثی‌ها همچنان یک تهدید بالقوه هستند، به‌ویژه حالا که امارات هدف اصلی ایران شده است.»

سومالی لند

ائتلاف اسرائیل و امارات چالشی برای منافع ترکیه ایجاد می‌کند، به‌ویژه در شاخ آفریقا؛ جایی که تل‌آویو اخیراً سومالی‌لند را به رسمیت شناخته است./عکس از المانیتور

در مقابل، اسرائیل به‌طور تاریخی نفوذ و حضور بسیار محدودتری در یمن داشته است، به‌خصوص در مقایسه با کشورهایی مانند لبنان. آلمیدا می‌افزاید: «امارات از قبل در سومالی‌لند پایگاه دارد و اسرائیل نیز به‌طور فعال در حال گسترش روابط خود با هرگیسا [مرکز سومالی‌لند] است، از جمله تلاش برای دسترسی نظامی با هدف نظارت بر حوثی‌های همسایه. دسترسی اسرائیل از طریق ترتیباتی که امارات تسهیل کند، گام منطقی بعدی است.»

اورتون نیز معتقد است یمن «پیچیده‌ترین صحنه» برای همکاری است، نه‌فقط به دلیل تعداد زیاد بازیگران خارجی، بلکه به‌خاطر تعدد بازیگران داخلی. به گفته او: «امارات قطعاً با حوثی‌ها مخالف است و می‌خواهد مانع گسترش نفوذ آن‌ها شود. اما روش انتخابی امارات برای این هدف، حمایت از جدایی‌طلبان جنوبی است؛ رویکردی که با سیاست عربستان در حمایت از دولت رسمی یمن که کاملاً مخالف جدایی‌طلبی است، تضاد دارد.» به گفته او، همین تنش درون‌خلیج فارسی در یمن در حال حاضر مهم‌ترین مسئله است، زیرا حوثی‌ها از بین نخواهند رفت.

اورتون افزود: «به نظر نمی‌رسد احتمال زیادی وجود داشته باشد که اسرائیل در این آشفتگی گرفتار شود؛ زیرا منافع آن محدودتر است و صرفاً می‌خواهد تهدید نیروهای وابسته به انقلاب اسلامی در یمن در حد تحمل‌پذیر باقی بماند.»

اصطکاک در خلیج فارس

در نزدیکی خانه، هم‌سویی امارات با اسرائیل در زمانی رخ می‌دهد که روابط ابوظبی با همسایگان عرب خلیج فارس دچار تنش شده است. یکی از مواردی که امارات پس از جنگ از آن ابراز ناامیدی کرد، ناکارآمدی شورای همکاری خلیج فارس  بود.

آلمیدا می‌گوید که جنگ به نظر می‌رسد «شکاف در شورای همکاری» را تسریع کرده باشد. از یک سو، ابوظبی بیش از هر زمان دیگری با اسرائیل همسو شده و همراه با بحرین، یعنی تنها دیگر عضو شورای همکاری خلیج فارس که روابط خود را با اسرائیل عادی کرده، موضعی «تهاجمی‌تر» علیه ایران اتخاذ کرده است. از سوی دیگر، سعودی و قطر بیشتر بر دیپلماسی با ایران متمرکز هستند و در کنار قدرت‌های بزرگ‌تری چون مصر، ترکیه و پاکستان قرار دارند.

به باور اورتون شورای همکاری خلیج فارس همیشه تا حدی «یک خیال» بوده، به‌ویژه وقتی به‌عنوان جبهه سیاسی متحد معرفی می‌شد. او افزود: «روابط امارات با اسرائیل احتمالاً بیشتر راهی غیرمستقیم برای تعامل دیگر کشورهای خلیج فارس با اسرائیل خواهد بود تا منشأ اصطکاک در درون شورای همکاری.» او ادامه داد: «آنچه واقعاً نشان می‌دهد شورای همکاری ممکن است در حال به حاشیه رفتن باشد، خروج امارات از اوپک است؛ زیرا اگر جایی بود که کشورهای خلیج فارس واقعاً متحد بودند، همان نفت و تعیین قیمت آن بود.» اورتون نتیجه گرفت: «خروج امارات از اوپک، بیش از روابطش با اسرائیل، نشان می‌دهد که این کشور در حال ترسیم مسیری مستقل از شورای همکاری خلیج فارس است.»