اکوایران: همه کشورها مایل یا قادر نخواهند بود از فشار مثلثی علیه یک ابرقدرت متخاصم به یک شکل استفاده کنند. اما پس از نمونه ایران، ممکن است کشورهای بیشتری این کار را امتحان کنند.

به گزارش اکوایران، در شرایطی که درگیری نزدیک به سه ماهه در خاورمیانه در بن‌بست توافق و ادامه جنگ گرفتار شده، به نظر می‌رسد استراتژی به کار رفته از سوی تهران در طول جتگ، مخاطرات بازگشت به مخامصه را برای ایالات متحده و اسرائیل گوشزد می‌کند.

روزنه امید برای توافق یا درگیری فراتر از منطقه؟

به نوشته خبرگزاری رویترز، داده‌های کشتیرانی نشان می‌دهد که دو نفت‌کش چینی روز چهارشنبه از تنگه هرمز خارج شدند و این امر امیدها را برای حل‌وفصل درگیری آمریکا و اسرائیل با ایران پس از اظهارات اخیر رئیس‌جمهور ایالات متحده  و معاونش افزایش داده است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، روز سه‌شنبه گفت که جنگ «خیلی سریع» تمام خواهد شد، در حالی که جی‌دی. ونس، معاون رئیس‌جمهورایالات متحده، از پیشرفت در مذاکرات با تهران در مورد توافق برای پایان دادن به خصومت‌ها خبر داد. ونس در یک نشست خبری کاخ سفید گفت: «ما اینجا در موقعیت بسیار خوبی هستیم». 

photo_2026-05-20_12-09-35

کشتی‌ها و شناورهای در تنگه هرمز، مسندم، عمان، ۲۹ آوریل ۲۰۲۶/ عکس از خبرگزاری رویترز

ترامپ این اظهارات را یک روز پس از آن بیان کرد که گفت پس از پیشنهاد جدید تهران برای پایان دادن به درگیری، از سرگیری برنامه‌ریزی شده درگیری را متوقف کرده است. ترامپ روز سه‌شنبه در کاخ سفید به خبرنگاران گفت: «من یک ساعت مانده به آغاز عملیات تصمیم به توقف گرفتم». او دوباره مدعی شد ایرانی‌ها برای توافق التماس می‌کنند و افزود اگر توافقی حاصل نشود، حمله جدیدی از سوی ایالات متحده در روزهای آینده اتفاق خواهد افتاد. ترامپ در طول این درگیری بارها گفته  دستیابی به توافق با تهران نزدیک است و به همین ترتیب تهدید کرده که در صورت عدم دستیابی به توافق، به حملات سنگین علیه ایران دست خواهد زد.

با این حال، ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت توقف حمله ترامپ به این دلیل است که متوجه شده هر اقدامی علیه ایران به معنای «روبرو شدن با یک پاسخ نظامی قاطع» خواهد بود.  جمهوری اسلامی ایران بارها تهدید کرده که در صورت هرگونه حمله جدید، با حمله به کشورهای خاورمیانه که پایگاه‌های ایالات متحده در آنها مستقر است تلافی خواهد کرد. تهران روز چهارشنبه اعلام کرد که به اهداف دورتر نیز حمله خواهد کرد. سپاه پاسداران در بیانیه‌ای اعلام کرد: «اگر تجاوز علیه ایران تکرار شود، جنگ منطقه‌ای وعده داده شده این بار فراتر از منطقه گسترش خواهد یافت».

برگرداندن ورق با ایجاد بن‌بست

در این شرایط، نیویورک‌تایمز نوشت، تقریباً سه ماه پس از آغاز درگیری، تهران موفق شده انتظارات ایالات متحده و اسرائیل را برای یک پیروزی سریع بر هم بزند. تهران پس از از سر گذراندن موج اول ترور هدفمند مقامات ارشد، توانست ورق را علیه دشمنان قدرتمندتر خود برگرداند و چیزی شبیه به یک بن‌بست را ایجاد کند.

 از اواسط ماه مارس، ایران کنترل تنگه هرمز را حفظ کرده و توانسته حملات ایالات متحده و اسرائیل به صنعت انرژی خود را محدود و حتی ترامپ را وادارد تا جنگ اسرائیل در لبنان علیه حزب‌الله را مهار کند. به گفته نیکول گراجوسکی، عضو مرکز مطالعات بین‌المللی در دانشگاه علوم سیاسی فرانسه: «ایران قطعاً در ای‌نجا برتری دارد. ایالات متحده در حال حاضر فقط به نوعی دست‌و‌پا می‌زند». 

استراتژی فشار مثلثی

این ماجرا در نگاه اول، تا حدودی تعجب‌آور است. ایالات متحده قدرتمندترین ارتش جهان را دارد و ایران چنین قدرتی ندارد. اما جنگ‌ها در انزوا انجام نمی‌شوند. به گفته دن سوبلمن، استادی که استراتژی‌های بازدارندگی ایران را مطالعه می‌کند: «ایران برای کسب برتری نسبت به دشمن بسیار قدرتمندتر خود، از روشی استفاده کرد که محققان نظریه بازی آن را «تهدید و فشار مثلثی» می‌نامند». این استراتژی با حمله به یک طرف ثالث آسیب‌پذیرتر که تا حدودی بر دشمن نفوذ دارد، برای کسب برتری بر حریفی که نمی‌توان مستقیماً با آن مقابله کرد، عمل می‌کند.

download+(1)

آتش‌سوزی و دود غلیظ از یک تأسیسات نفتی در فجیره، امارات متحده عربی، ۱۴ مارس ۲۰۲۶/ عکس از خبرگزاری آسوشیتدپرس

در این مورد، طرف‌های ثالث در درجه اول کشورهای خلیج فارس بودند که هم از نظر نظامی آسیب‌پذیر و هم از نظر اقتصادی برای ایالات متحده مهم هستند. حملات ایران علیه آن‌ها در اوایل جنگ، همراه با توانایی  در بستن مؤثر تنگه، تاکنون با موفقیت یک پیروزی قاطع برای ایالات متحده و اسرائیل را خنثی کرده است. این استراتژی می‌تواند پیامدهای بلندمدتی نه تنها برای نتیجه درگیری فعلی و نقش ایران در خاورمیانه، بلکه برای محدودیت‌های قدرت ایالات متحده در جاهای دیگر نیز داشته باشد. 

لحظه حیاتی، ایجاد یک معادله تازه و نقطه عطف جنگ

ایران اندکی پس از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، با شلیک به کشتی‌هایی که از تنگه هرمز عبور می‌کردند، فشار بر کشورهای خلیج فارس را آغاز کرد و عملاً این آبراه باریک را که ۲۰٪ از نفت جهان از طریق آن ترانزیت می‌شود، بست. اما لحظه حیاتی که استراتژی اجبار مثلثی ایران به اجرا درآمد، حدود دوونیم هفته بعد فرا رسید. در ۱۸ مارس، اسرائیل میدان گاز طبیعی پارس جنوبی ایران را بمباران کرد و ایران با بمباران راس لفان، یک تأسیسات بزرگ گاز طبیعی مایع در قطر، و انجام حملات پهپادی به پالایشگاه‌های عربستان سعودی و کویت، تلافی کرد.

000

تصویر ماهواره‌ای از تاسیسات راس لفان قطر، ۱۹ مارس ۲۰۲۶، یک روز پس از حملات هدفمند ایران/ عکس از گتی ایمیجز

به گفته سوبلمن: «این حملات تلافی‌جویانه یک معادله تازه را ایجاد کرد. اگر اسرائیل یا ایالات متحده به تأسیسات انرژی ایران حمله می‌کردند، ایران نیز به تأسیسات انرژی خلیج فارس حمله می‌کرد.» ظرف چند ساعت، ترامپ در رسانه‌های اجتماعی نوشت که حمله اسرائیل با ایالات متحده هماهنگ نشده بود و تا زمانی که ایران حملات خود به قطر را متوقف کند، دیگر حمله‌ای از سوی اسرائیل به پارس جنوبی صورت نخواهد گرفت. این نقطه عطفی در جنگ بود. اگرچه دو طرف هنوز حملات متقابلی انجام می‌دادند، اما به نظر می‌رسید که سقفی برای تشدید تنش وجود دارد.

به گفته سوبلمن: «ایالات متحده و اسرائیل نسبتاً در برابر حملات مستقیم نظامی مصون هستند، اما کشورهای خلیج فارس مانند قطر و امارات متحده عربی بسیار آسیب‌پذیرتر هستند. ایران با استفاده از همسایگان آسیب‌پذیر خود علیه حامی قدرتمندتر خود، به موفقیت دست یافت». بمباران تأسیسات انرژی توسط ایران باعث شد قیمت نفت به بالاترین سطح خود از زمان آغاز جنگ برسد و روشن شود که تشدید بیشتر تنش‌ها منجر به هزینه‌های اقتصادی برای ایالات متحده نیز خواهد شد.

به گفته گراجوسکی، این برای پایان دادن به درگیری کافی نبود، اما «بازدارندگی درون جنگی» ایجاد کرد و به ایران اهرم قابل توجهی داد. ظرف چند روز، ترامپ اعلام کرد که ایالات متحده و ایران در حال مذاکره هستند. در ۸ آوریل، دو طرف با آتش‌بس موافقت کردند، اگرچه تنگه همچنان بسته بود.

پیامدهای ماندگار

استفاده ایران از این استراتژی، بخش عمده‌ای از تمرکز جنگ را به این سوال حیاتی معطوف کرده که چگونه می‌توان تنگه را بازگشایی کرد - و چگونه می‌توان نفوذ ایران بر آن را در آینده محدود کرد. تاکنون تلاش‌ها برای اعمال فشار بر ایران برای بازگشایی این آبراه حیاتی، ناموفق بوده است. 

photo_2026-05-20_12-48-04

مردم در حال عبور از کنار یک بیلبورد ضدآمریکایی در تهران که دونالد ترامپ و تنگه هرمز را به تصویر می‌کشد، ۱۷ مه ۲۰۲۶/ عکس از خبرگزاری وانا

در ماه آوریل، ایالات متحده تنگه را مسدود کرد و متعهد شد که آن را تا زمانی که ایران و ایالات متحده به یک توافق صلح پایدار برسند، حفظ کند. این اقدام فشار قابل توجهی بر ایران وارد کرد، که به درآمد حاصل از صادرات نفت نیز نیاز دارد و در نهایت فضای ذخیره‌سازی برای نفتی که تولید می‌کند، تمام خواهد شد. اما تنگه همچنان بسته ماند. در ۳ مه، ترامپ «پروژه آزادی» را اعلام کرد، عملیاتی از سوی ایالات متحده برای هدایت کشتی‌های سرگردان در تنگه. او چند روز بعد عقب‌نشینی کرد و بیش از ۱۰۰۰ کشتی را همچنان در محاصره گذاشت. به گفته سوبلمن: «این به خوبی نشان‌دهنده ظرفیت ایران برای مهار و بازدارندگی ایالات متحده است».

کارشناسان می‌گویند با طولانی شدن اوضاع، احتمال اینکه ایران به دنبال حفظ حداقل کنترل جزئی بر این آبراه باشد، بیشتر می‌شود. به گفته نیتیا لاب، پژوهشگر امنیت بین‌الملل در اندیشکده چاتهام هاوس: «هرچه ایران بتواند مدت طولانی‌تری کشتی‌ها را معطل نگه دارد، این موضوع که ایران باید یک ذینفع درر بازگشایی تنگه باشد، بیشتر امان‌پذیر پیدا می‌کند». این بدان معناست که ایران، اگرچه عمیقاً از جنگ آسیب دیده، احتمالاً با یک دارایی ارزشمند جدید از آن بیرون خواهد آمد. داشتن حداقل کنترل جزئی بر این تنگه نه تنها منبع درآمدی برای رژیم، بلکه نوعی قدرت ژئوپلیتیکی نیز خواهد بود.

به گفته گراجوسکی، توانایی ایران برای بستن مجدد تنگه به ​​عنوان یک «بیمه‌نامه» در برابر حملات آینده عمل خواهد کرد. این سناریو به یک ضعف گسترده‌تر و بالقوه دائمی‌تر در سیاست خارجی ترامپ اشاره دارد: ایالات متحده، اگرچه قدرتمند است، اما ممکن است آنطور که تیم ترامپ اغلب تصور می‌کند، در برابر انتقام‌جویی مصون نباشد.همه کشورها مایل یا قادر نخواهند بود از فشار مثلثی علیه یک ابرقدرت متخاصم به یک شکل استفاده کنند. اما پس از نمونه ایران، ممکن است کشورهای بیشتری این کار را امتحان کنند.