به گزارش اکوایران- افزایش نیاز صنایع پیشرفته به عناصر نادر خاکی، همزمان با سلطه چین بر زنجیره جهانی تامین، باعث شده آمریکا، اتحادیه اروپا و روسیه نگاه ویژهای به ذخایر معدنی کشورهای آسیای مرکزی پیدا کنند.
قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان و تاجیکستان اکنون در مرکز این رقابت قرار دارند. کشورهایی که بخش مهمی از ذخایر توسعهنیافته عناصر نادر خاکی، اورانیوم، تنگستن و فلزات کمیاب جهان را در اختیار دارند. در این میان، قزاقستان به دلیل زیرساخت معدنی پیشرفتهتر و ذخایر گستردهتر، به مهمترین نقطه تمرکز قدرتهای جهانی تبدیل شده است.
اهمیت این رقابت از آنجایی آغاز میشود که عناصر نادر خاکی دیگر تنها مواد معدنی عادی نیستند، بلکه به ستون اصلی فناوریهای نوین تبدیل شدهاند. خودروهای برقی، توربینهای بادی، صنایع نیمهرسانا، تجهیزات نظامی پیشرفته، سامانههای راداری و حتی زیرساختهای هوش مصنوعی، همگی به موادی مانند نئودیمیوم، دیسپروزیم و تربیوم وابستهاند. به همین دلیل، کنترل زنجیره تامین این عناصر اکنون بخشی از امنیت اقتصادی و حتی امنیت ملی قدرتهای بزرگ محسوب میشود.
چین همچنان بازیگر مسلط این بازار است و علاوه بر سهم بالای استخراج، بخش عمده ظرفیت فرآوری و پالایش عناصر نادر خاکی جهان را نیز در اختیار دارد. همین وابستگی گسترده غرب به زنجیره صنعتی چین، آمریکا و اتحادیه اروپا را به سمت تنوعبخشی به منابع تامین سوق داده است. آسیای مرکزی در این میان، یکی از معدود گزینههای قابل اتکا برای کاهش این وابستگی به شمار میرود.
آمریکا طی سالهای اخیر حضور خود در منطقه را افزایش داده و از طریق چارچوبهایی مانند گفتوگوی «C5+1» و همچنین ابزارهای مالی نظیر DFC و EXIM تلاش کرده زمینه ورود شرکتهای آمریکایی به پروژههای معدنی آسیای مرکزی را فراهم کند. واشنگتن بهویژه روی همکاری با قزاقستان متمرکز شده و مواد معدنی حیاتی را به بخشی از راهبرد امنیت زنجیره تامین خود تبدیل کرده است.
اتحادیه اروپا نیز با طرح «گلوبال گیتوی» و قانون «مواد خام حیاتی» تلاش میکند روابط معدنی خود را با کشورهای منطقه گسترش دهد. با این حال، مهمترین ضعف اروپا فاصله میان تعهدات سیاسی و سرمایهگذاری واقعی است؛ مسئلهای که میتواند فرصتهای موجود را به نفع رقبا از بین ببرد.
در سوی دیگر، روسیه این تحرکات را تنها رقابت اقتصادی نمیداند. مسکو نگران آن است که توسعه زیرساختهای معدنی و حملونقل وابسته به غرب، نفوذ سنتی روسیه در آسیای مرکزی را تضعیف کند. نفوذ روسیه در منطقه تنها بر پایه تجارت نیست، بلکه به شبکههای ترانزیتی، پیوندهای صنعتی دوران شوروی و نهادهایی مانند اتحادیه اقتصادی اوراسیا وابسته است.
با این حال، چین همچنان بازیگر اصلی باقی مانده و بسیاری از مسیرهای تجاری و ظرفیتهای فرآوری منطقه به شبکههای اقتصادی پکن وابستهاند. همین موضوع باعث شده رقابت کنونی بیش از آنکه به حذف کامل یک بازیگر منجر شود، به سمت نوعی موازنه چندقطبی حرکت کند.
در مجموع، رقابت بر سر عناصر نادر خاکی آسیای مرکزی تنها یک رقابت معدنی نیست، بلکه بخشی از نبرد بزرگتر بر سر آینده فناوری، انرژی و زنجیرههای تامین جهانی است؛ نبردی که میتواند توازن ژئوپلیتیکی دهه آینده را تحت تأثیر قرار دهد.