به گزارش اکوایران، در شرایطی که سیاست خارجی ایران همچنان در یکی از پیچیدهترین مقاطع خود طی سالهای اخیر قرار دارد و همزمان نشانههایی از افزایش تماسها و پیامها میان تهران و واشنگتن در جریان است، بحث درباره «انسجام داخلی در سیاست خارجی» بار دیگر به یک موضوع محوری در فضای سیاسی کشور تبدیل شده است.
در این میان، نه فقط محتوای تصمیمات دیپلماتیک، بلکه نحوه بازتاب و بیان آنها در سطح داخلی نیز به یکی از متغیرهای اثرگذار بر تصویر بینالمللی ایران تبدیل شده است.
همزمانی تحرکات دیپلماتیک منطقهای، از میانجیگری بازیگرانی مانند پاکستان گرفته تا گفتوگوهای موازی کشورهای عربی برای مدیریت تنشهای منطقهای، باعث شده مسئله «یکپارچگی پیام سیاسی» بیش از گذشته اهمیت پیدا کند. در چنین فضایی، اظهارات چهرههای سیاسی درباره کیفیت حکمرانی ارتباطی و تعدد مراکز تولید موضع در کشور، به بخشی از بحثهای جدی درباره کارآمدی سیاست خارجی بدل شده است.
غلامعلی جعفرزاده ایمنآبادی، نماینده ادوار مجلس در گفتوگو با اکوایران بر ضرورت بهرهگیری از فرصتهای دیپلماتیک و حفظ مسیر مذاکره، نسبت به پیامدهای «چندصدایی غیرهماهنگ» در سیاست خارجی هشدار داد و آن را یکی از چالشهای جدی در مسیر مدیریت تصویر بینالمللی ایران دانست.

نقد فضای داخلی و هشدار درباره تریبونهای متعدد
نماینده ادوار مجلس ضمن تاکید بر ضرورت حفظ مسیر مذاکرات و بهرهگیری از فرصتهای دیپلماتیک، به نقد فضای سیاسی و رسانهای داخل کشور پرداخت و نسبت به پیامدهای «چندصدایی غیرمنسجم» در حوزه سیاست خارجی هشدار داد.
به گفته او، اصل مذاکره در سیاست خارجی ایران به هیچ وجه قابل نفی نیست و جمهوری اسلامی ایران همواره آماده گفتوگو و دیپلماسی است؛ اما شرایط کنونی کشور به نقطهای رسیده است که تصمیمگیریها و مواضع پیشین، امکان بازگشت یا عدول ساده ندارند.
جعفرزاده معتقد است جمهوری اسلامی ایران در سالهای گذشته تصمیماتی اتخاذ کرده که اکنون هزینههای سیاسی و دیپلماتیک آن در فضای بینالمللی قابل مشاهده است.
او با اشاره به ناکامی آمریکا در تحقق وعدههایش در جنگ رمضان، این موضوع را نشانهای از محدودیتهای عملی سیاستهای واشنگتن دانست و در عین حال تأکید کرد که ایران باید از هرگونه «نرمش در رویکردهای طرف مقابل» برای پیشبرد منافع ملی استفاده کند.
در ادامه بخش مهمی از اظهارات جعفرزاده به فضای سیاسی داخل کشور اختصاص داشت. او با انتقاد از گسترش گفتمانهای تند و بعضاً متضاد در داخل، این وضعیت را عامل ایجاد «افتراق و نفاق سیاسی» دانست و تأکید کرد که چنین روندی میتواند به تضعیف جایگاه تصمیمگیری ملی منجر شود.
او با اشاره به تعدد تریبونهای رسمی و غیررسمی در کشور گفت در حالی که در بسیاری از کشورها پیامهای کلان سیاست خارجی از یک مرجع واحد صادر میشود، در ایران نهادها و افراد مختلف با جایگاههای متفاوت مواضعی بیان میکنند که گاه با یکدیگر همخوانی ندارد. به گفته او، این وضعیت در مواردی باعث شده حتی در عرصه بینالمللی، برداشت واحدی از مواضع رسمی کشور شکل نگیرد.
جعفرزاده در این زمینه به تجربهای دیپلماتیک نیز اشاره کرد و گفت در یکی از سفرهای خارجی همراه با شهید علی لاریجانی، دبیر فقید شورای عالی امنیت ملی، مقام یک کشور همسایه نسبت به اظهارات برخی مقامات و نمایندگان ایرانی ابراز گلایه کرده و حتی بولتینی از مواضع متناقض ایران ارائه داده بود؛ موضوعی که به گفته او، نشاندهنده اثر مستقیم چندصدایی داخلی بر تصویر بیرونی کشور است.
او افزود: در چنین شرایطی، توضیح و تبیین این تفاوت ساختاری برای طرف خارجی دشوار میشود و همین مسئله میتواند به برداشتهای نادرست از مواضع رسمی کشور منجر شود.
این نماینده ادوار مجلس همچنین با انتقاد از برخی اظهارنظرهای تند در سطح سیاسی کشور، گفت: یکی از نمایندگان مجلس طی اظهاراتی اعلام کرد که در مجلس باید جایزهای برای ترور ترامپ و نتانیاهو تعیین شود. این اظهارات و اعمال نهتنها هیچ جایگاهی در چارچوب سیاست خارجی رسمی کشور ندارد، بلکه میتواند به تصویر بینالمللی ایران آسیب وارد کند.
او تصریح کرد که چنین مواضعی در عمل میتواند دستاویزی برای مخالفان ایران در عرصه جهانی ایجاد کند و زمینه برچسبزنیهای سیاسی را افزایش دهد.
جعفرزاده در ادامه، راهکار اصلی این مقطع زمانی را «هوشیاری سیاسی» عنوان کرد و هشدار داد که نباید کشور در تله دوقطبیسازی و تخریب داخلی گرفتار شود. او تأکید کرد که تخریب چهرههای سیاسی گذشته، از حسن روحانی در سالهای پیش گرفته تا به امروز که محمود احمدینژاد در راس قرار گرفته، یا نسبت دادن اتهامات سنگین بدون پشتوانه حقوقی و سیاسی، نهتنها به انسجام داخلی کمک نمیکند، بلکه میتواند در راستای منافع بازیگران خارجی ارزیابی شود.
در مجموع، اظهارات جعفرزاده را میتوان تلاشی برای بازتعریف ضرورت انسجام در سیاست خارجی و کاهش تنشهای گفتاری در فضای داخلی دانست؛ رویکردی که بر اساس آن، دیپلماسی نیازمند صدای واحد، مدیریتشده و هماهنگ است و چندصدایی بدون سازوکار مشخص، میتواند به هزینههای سیاسی و بینالمللی برای کشور منجر شود.