بازار سهام پس از هفتهها توقف سرانجام بازگشایی شد، اما برای بخشی از معاملهگران، ماجرا پیش از بازگشایی تمام شده بود. در بازار مشتقه، «زمان» فقط یک متغیر ساده نیست، بخشی از ارزش قرارداد است و اساس بسیاری از تحلیلها و استراتژیهای معاملاتی بر مبنای آن شکل میگیرد. معاملهگر اختیار معامله، در واقع بخشی از سرمایه خود را صرف خرید زمان میکند.
اما توقف طولانی بازار باعث شد این زمان، بهصورت قهری از معاملهگران گرفته شود. بدون آنکه روزهای معاملاتی سپری شوند، قراردادها به سررسید نزدیک شدند و بخشی از موقعیتهای معاملاتی عملاً ارزش خود را از دست دادند. در این میان، نه تمدیدی در سررسیدها رخ داد و نه تدبیری متناسب با ماهیت این بازار برای جبران زمان ازدسترفته اندیشیده شد.
در بازاری که دامنه نوسان محدود است و بخش مهمی از ارزش قراردادها به فرصت زمانی وابسته است، حذف ناگهانی زمان، به زیان بخشی از فعالان این بازار منجر شد و پرسشهای جدی درباره نحوه مواجهه سیاستگذار با ابزارهای مشتقه در شرایط بحران ایجاد کرد.