کوین وارش، رئیس جدید فدرال رزرو، با حمایت وزیر خزانه‌داری آمریکا و برخی مقامات ارشد بانک مرکزی به دنبال کوچک کردن ترازنامه ۶.۷ تریلیون دلاری فدرال رزرو و کاهش نقش آن در بازارهای مالی است. اما منتقدان هشدار می‌دهند که این مسیر می‌تواند با ریسک‌هایی برای بانک‌ها و بازارهای مالی همراه باشد و برخلاف تصور حامیان آن، لزوما به افزایش وام‌دهی در اقتصاد منجر نخواهد شد.

به گزارش اکوایران، بحث درباره آینده سیاست پولی آمریکا وارد مرحله تازه‌ای شده است. کوین وارش، رئیس جدید فدرال رزرو، معتقد است بانک مرکزی آمریکا باید به مدلی نزدیک به دوران پیش از بحران مالی ۲۰۰۸ بازگردد؛ دورانی که ترازنامه فدرال رزرو بسیار کوچک‌تر بود و بانک‌ها نیز ذخایر نقدی محدودتری نزد بانک مرکزی نگهداری می‌کردند.

گزارشی از بلومبرگ نشان می‌دهد وارش در این مسیر از حمایت اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، و میشل بومن، نایب‌رئیس فدرال رزرو در امور نظارت بانکی، برخوردار است. این سه مقام معتقدند نقش فدرال رزرو در اقتصاد و بازارهای مالی طی دو دهه اخیر بیش از حد گسترش یافته است.

چرا ترازنامه فدرال رزرو این‌قدر بزرگ شد؟

پس از بحران مالی ۲۰۰۸ و سپس همه‌گیری کرونا، فدرال رزرو برای حمایت از اقتصاد برنامه‌های گسترده خرید اوراق قرضه را اجرا کرد. بانک مرکزی با خرید اوراق خزانه و اوراق رهنی، تریلیون‌ها دلار ذخایر جدید در سیستم بانکی ایجاد کرد و در نتیجه ترازنامه آن به حدود ۶.۷ تریلیون دلار رسید.

در این مدل، فدرال رزرو تنها از طریق تغییر نرخ بهره کوتاه‌مدت بر اقتصاد اثر نمی‌گذارد، بلکه مستقیماً در بازار اوراق نیز حضور دارد. به همین دلیل منتقدان این وضعیت معتقدند بانک مرکزی از یک تنظیم‌کننده سیاست پولی به یکی از بزرگ‌ترین بازیگران بازار دارایی‌ها تبدیل شده است.

از نگاه وارش و همفکرانش، خرید گسترده اوراق توسط فدرال رزرو باعث شده قیمت بسیاری از دارایی‌ها، نرخ‌های بهره بلندمدت و حتی سطح نقدینگی بازارها بیش از گذشته به تصمیمات بانک مرکزی وابسته شود.

طرح جدید وارش چیست؟

وارش و متحدانش سه هدف اصلی را دنبال می‌کنند؛ کوچک کردن ترازنامه فدرال رزرو، کاهش ذخایر مازاد بانک‌ها و اصلاح مقررات نقدینگی.

به باور آنها، مقرراتی که پس از بحران ۲۰۰۸ تصویب شد بانک‌ها را به نگهداری حجم بالایی از دارایی‌های امن و نقد تشویق کرده است. در نتیجه منابعی که می‌توانست صرف وام مسکن، تأمین مالی کسب‌وکارهای کوچک، پروژه‌های زیرساختی یا سرمایه‌گذاری در حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی شود، در حساب‌های بانک مرکزی باقی مانده است.

حامیان این طرح معتقدند اگر بانک‌ها مجبور نباشند چنین حجم بزرگی از ذخایر را نگهداری کنند، منابع بیشتری وارد اقتصاد واقعی خواهد شد و نقش فدرال رزرو در بازارها نیز کاهش می‌یابد.

منتقدان چه می‌گویند؟

اما مهم‌ترین انتقاد به این طرح آن است که فرض می‌کند ذخایر موجود در بانک‌ها به راحتی می‌تواند به وام تبدیل شود. منتقدان می‌گویند این ذخایر در واقع نتیجه مستقیم خرید اوراق توسط فدرال رزرو هستند. به همین دلیل اگر بانک مرکزی برای کوچک کردن ترازنامه خود اقدام به فروش اوراق کند، بخشی از همین ذخایر نیز از سیستم مالی حذف خواهد شد.

به زبان ساده، تصور کنید فدرال رزرو در گذشته ۹۰۰ دلار اوراق خریده و در مقابل ۹۰۰ دلار ذخیره جدید ایجاد کرده است. اگر امروز همان اوراق را بفروشد، آن ۹۰۰ دلار ذخیره نیز از سیستم خارج می‌شود. بنابراین پولی که قرار بود به وام تبدیل شود، عملا دیگر وجود نخواهد داشت.

از این منظر، منتقدان معتقدند تیم وارش دو هدف را همزمان دنبال می‌کند که ممکن است در عمل با یکدیگر در تناقض باشند؛ کوچک شدن فدرال رزرو و افزایش وام‌دهی بانک‌ها.

ریسک‌های پیش‌روی نظام بانکی

چالش دیگر به نحوه مدیریت نقدینگی بانک‌ها بازمی‌گردد. در صورتی که ذخایر بانکی کاهش پیدا کند، بانک‌ها برای تأمین نقدینگی اضطراری باید بیشتر به «کانال تامین نقدینگی فدرال رزرو» متکی شوند؛ ابزاری که امکان دریافت وام کوتاه‌مدت از بانک مرکزی را فراهم می‌کند.

با این‌حال، تجربه سقوط بانک سیلیکون ولی در سال ۲۰۲۳ نشان داد بسیاری از بانک‌ها هنوز تمایل چندانی به استفاده از این سازوکار ندارند و آن را نشانه ضعف مالی تلقی می‌کنند.

همچنین مشخص نیست چه نهادی قرار است حجم عظیم اوراقی را که فدرال رزرو قصد فروش آنها را دارد خریداری کند. بانک‌ها نیز به دلیل تجربه زیان‌های ناشی از افزایش نرخ بهره در سال‌های اخیر، تمایل چندانی به افزایش دارایی‌های اوراقی خود ندارند.

در کنار این مسائل، برخی مقامات فدرال رزرو از جمله فیلیپ جفرسون، دیگر نایب‌رئیس فدرال رزرو که مسوولیت پنجره‌های تأمین نقدینگی بانک مرکزی را بر عهده دارد، نسبت به تسهیل بیش از حد دسترسی بانک‌ها به منابع اضطراری بانک مرکزی هشدار می‌دهند. نگرانی آنها این است که چنین رویکردی «مخاطره‌ی اخلاقی» ایجاد کند؛ به این معنا که بانک‌ها با اطمینان از دریافت کمک در زمان بحران، ریسک‌های بیشتری بپذیرند.

اگرچه بسیاری از اقتصاددانان با اصل کاهش وابستگی بازارها به فدرال رزرو موافق هستند، اما براساس تحلیلی بلومبرگ، بازگرداندن نظام پولی آمریکا به شرایط پیش از بحران ۲۰۰۸ فرآیندی پیچیده، تدریجی و همراه با ریسک خواهد بود؛ مسیری که احتمالا بسیار دشوارتر از آن چیزی است که حامیانش تصور می‌کنند.