برای دههها، اقتصاددانان معتقد بودند تجارت آزاد بهترین مسیر رشد و رفاه است. کشورها بر اساس مزیتهای نسبی خود تولید میکنند، با یکدیگر تجارت میکنند و همه از این همکاری سود میبرند. اما جهان امروز دیگر شبیه دهههای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ نیست.
نویسندگان کتاب معتقدند ظهور چین بهعنوان یک قدرت صنعتی و فناوری، قواعد بازی را تغییر داده است. برنامههایی مانند «ساخت چین ۲۰۲۵» تنها برای رشد اقتصادی طراحی نشدهاند؛ هدف آنها دستیابی به برتری در صنایع راهبردی و فناوریهای آینده است. به همین دلیل بسیاری از سیاستگذاران غربی دیگر وابستگی اقتصادی را تضمینی برای همکاری نمیدانند، بلکه آن را بهعنوان یک ریسک ژئوپلیتیکی میبینند.
جنگ اوکراین نیز این نگرانیها را تشدید کرده است. به گفته کروگمن، این جنگ نشان داد جهانی که تصور میشد بر پایه نهادها و قواعد بینالمللی اداره میشود، شکنندهتر از آن چیزی است که پیشتر تصور میشد. مفاهیمی مانند «امنیت ملی» که زمانی برای بسیاری از اقتصاددانان صرفاً بهانهای برای حمایتگرایی بود، امروز جایگاه متفاوتی پیدا کرده است.
در این جهان جدید، قدرت اقتصادی فقط به حجم صادرات یا تولید وابسته نیست؛ بلکه به کنترل گلوگاههای حیاتی اقتصاد جهانی بستگی دارد. از عناصر نادر خاکی گرفته تا تراشههای پیشرفته، باتری خودروهای برقی و فناوریهای حساس، همه به ابزارهای جدید رقابت قدرتها تبدیل شدهاند.
کتاب هشدار میدهد که زنجیرههای تأمین اکنون به میدان رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شدهاند؛ جایی که محدودیت صادرات، کنترل فناوری و ایجاد وابستگیهای راهبردی میتواند به اندازه تعرفههای گمرکی اثرگذار باشد.
با این حال نویسندگان تأکید میکنند که راهحل، انزوا یا قطع کامل تجارت نیست. آنها معتقدند کشورها باید زنجیرههای تأمین خود را متنوع کنند، امنیت اقتصادی را جدی بگیرند و در عین حال همکاری با متحدان را حفظ کنند.
شاید مهمترین پیام کتاب این باشد که جهان وارد عصر جدیدی از رقابت اقتصادی شده است؛ عصری که در آن اقتصاد و ژئوپلیتیک بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر گره خوردهاند.