در شصت‌ودومین روز آتش‌بس میان ایران و آمریکا، حملات موشکی ایران به اسرائیل و حملات بامدادی اسرائیل به چند نقطه در تهران، تبریز، اصفهان و برخی مناطق دیگر ایران، به همراه پاسخ متقابل تهران، نشان داد که چرخه حمله و واکنش همچنان فعال است و امکان بازگشت به وضعیت پیشین دست‌کم در کوتاه‌مدت دشوار به نظر می‌رسد.

با این حال، برای فهم دقیق‌تر این تحولات، باید به عقب بازگشت؛ جایی که حمله اسرائیل به ضاحیه جنوبی بیروت به‌عنوان یکی از نقاط عطف تنش‌های اخیر مطرح می‌شود. این اقدام از نگاه ایران و متحدان منطقه‌ای آن، نقض آشکار قواعد موجود و عبور از خطوط توافقی تلقی شده است. از همین نقطه، برخی تحلیل‌ها معتقدند که روند تنش‌ها وارد فاز جدیدی شده که دیگر محدود به لبنان یا غزه نیست، بلکه به‌تدریج به عمق خاک ایران نیز کشیده شده است.

در این چارچوب، یک روایت تحلیلی مهم شکل گرفته است؛ اینکه از دید بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، ترتیبات و آتش‌بسی که طی هفته‌های گذشته میان بازیگران مختلف شکل گرفته بود، عملاً کارکرد پیشین خود را از دست داده است. بر همین اساس، حملات اخیر اسرائیل نه صرفاً یک واکنش نظامی، بلکه بخشی از تغییر راهبردی در مواجهه با ایران و محور مقاومت ارزیابی می‌شود.

در سوی دیگر، ایالات متحده و شخص دونالد ترامپ نیز در موقعیتی پیچیده قرار دارند. گزارش‌های منتشرشده از رسانه‌های بین‌المللی حاکی از آن است که واشنگتن در روزهای اخیر تلاش کرده سطح تنش را کنترل کرده و از گسترش درگیری جلوگیری کند. حتی برخی منابع از درخواست ترامپ برای تأخیر در واکنش‌های نظامی اسرائیل و حفظ فرصت مذاکرات سخن گفته‌اند؛ مذاکراتی که گفته می‌شود میان تهران و واشنگتن به مرحله حساسی نزدیک شده بود.

همین مسئله، زمینه‌ساز شکل‌گیری یک فرضیه مهم در فضای تحلیلی شده است: اینکه احتمالاً در پشت صحنه، توافقی غیررسمی یا چارچوبی اولیه میان ایران و آمریکا در حال شکل‌گیری بوده و افزایش تنش‌های اخیر می‌تواند بر روند آن تأثیرگذار باشد. در این میان، برخی تحلیلگران این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا اسرائیل نسبت به چنین روندی نگران بوده و در نتیجه، با تشدید اقدامات نظامی تلاش کرده معادلات موجود را تغییر دهد.

از سوی دیگر، ایالات متحده تلاش دارد خود را تا حد امکان از درگیری مستقیم دور نگه دارد. مقام‌های آمریکایی تأکید کرده‌اند که در عملیات اخیر اسرائیل نقشی نداشته‌اند و ترجیح می‌دهند بحران از مسیر سیاسی مدیریت شود. این رویکرد نشان می‌دهد واشنگتن در مقطع فعلی تمایل ندارد وارد یک رویارویی نظامی جدید در خاورمیانه شود؛ چرا که چنین وضعیتی می‌تواند هم روند مذاکرات را با اختلال جدی مواجه کند و هم سیاست خارجی دولت ترامپ را تحت فشار قرار دهد.

همچنین گزارش‌هایی مبنی بر آمادگی اسرائیل برای ادامه درگیری در روزهای آینده و بسیج نیروهای ذخیره، نشان می‌دهد که طرفین خود را برای یک مواجهه کوتاه‌مدت و محدود آماده نکرده‌اند، بلکه سناریوی تداوم تنش در دستور کار قرار گرفته است.

در مجموع، آنچه در حال حاضر در خاورمیانه مشاهده می‌شود، نه یک درگیری مقطعی، بلکه یک زنجیره در حال گسترش از تحولات امنیتی و نظامی است.

در چنین شرایطی، پرسش اساسی این است که آیا با یک چرخه جدید از پاسخ‌های نظامی روبه‌رو هستیم که در نهایت مهار خواهد شد، یا اینکه منطقه در آستانه مرحله‌ای قرار گرفته که در آن، دیپلماسی ایران و آمریکا می‌تواند تحت‌تأثیر مستقیم تحولات میدانی قرار گرفته و حتی به حاشیه رانده شود.