به گزارش اکوایران، پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، در شرایطی رهبری حزب چپ میانه را به دست گرفت که اسپانیا با یک بحران اقتصادی فلجکننده روبهرو بود؛ بحرانی که به فروپاشی نظام سنتی دوحزبی کشور شتاب بخشید. در همین حال، احزاب جدید چپ رادیکال و لیبرال اقتصادی نیز بخش مهمی از پایگاه رأی سنتی سوسیالیستها را جذب میکردند.
یک «ستاره سیاسی» از اسپانیا
به نوشته نشریه پولیتیکو، پدرو سانچز شاید در داخل اسپانیا با مشکلات فراوانی دستوپنجه نرم کند، اما مخالفت او با جنگ با ایران، از او یک «ستاره سیاسی» ساخته که برخلاف همه پیشبینیها در برابر فشارها ایستاده است.
هر زمان که رهبران اروپا برای نشستهای دورهای خود در بروکسل گرد هم میآیند، معمولاً پدرو سانچز در مرکز توجه رسانهها قرار ندارد. به طور معمول، هنگامی که نخستوزیر ۵۴ ساله اسپانیا روی فرش قرمز زیر سازه عظیم بیضیشکل شیشهای، جایی که سران دولتهای اتحادیه اروپا دیدار میکنند، قدم میگذارد، فقط خبرنگاران اسپانیایی برای پرسیدن سؤالاتی درباره مسائل داخلی کشور به سوی او هجوم میآورند. خبرنگاران دیگر کشورها معمولاً روی رهبران خود تمرکز میکنند یا به دنبال رئیسجمهور فرانسه، صدراعظم آلمان یا نخستوزیر ایتالیا میروند؛ چهرههای سنگینوزنی که بسیاری معتقدند واقعاً اتحادیه اروپا را «اداره» میکنند.
اما در نشستهای اخیر، سانچز با گروههای غیرمعمول و پرشمار خبرنگارانی روبهرو شده که درحالیکه میکروفونها را به سمت او دراز میکنند، برای شنیدن حرفهایش با یکدیگر رقابت میکنند. دلیل این افزایش ناگهانی توجه چیست؟
دستاورد آقای نخستوزیر: ابراز مخالفت با ترامپ
این موضوع به عملکرد موفق دولت او در داخل کشور مربوط نمیشود. ائتلاف شکننده نخستوزیر از سوی شرکای پارلمانیاش رها شده است و قادر به تصویب قوانین نیست. افزون بر این، مجموعهای از رسواییهای فساد که اعضای حلقه نزدیک سانچز را دربر گرفته، دولت او را تضعیف کرده است. در عوض، توجه به نخستوزیر اسپانیا ناشی از این واقعیت است که رهبر کشوری که بیشتر با سواحل و زندگی شبانهاش شناخته میشود، اخیراً به چهره غیرمنتظره مخالفت اروپا با جنگ با ایران و بهطور کلی با رئیسجمهور آمریکا تبدیل شده است.

متحدان سانچز استدلال میکنند که موضع قاطع و سرسختانه او در برابر ترامپ، ناشی از دفاع از چندجانبهگرایی و نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم است/عکس از آسوشیتدپرس
زمانیکه ایالات متحده و اسرائیل در اواخر فوریه حمله خود به ایران را آغاز کردند، نخستوزیر اسپانیا تنها رهبر اتحادیه اروپا بود که آشکارا این عملیات نظامی را محکوم کرد. برخلاف چهرههایی مانند مکرون و مرتس که واکنشی محتاطانه و حسابشده به درگیری نشان دادند، محکومیت سانچز نسبت به این «تجاوز نامشروع» کاملاً صریح و بیپرده بود.
واکنش واشنگتن به انتقادهای او نیز به همان اندازه تند بود. تصمیم سانچز برای جلوگیری از استفاده هواپیماهای جنگی آمریکا از پایگاههای مشترک و حریم هوایی اسپانیا، ترامپ را خشمگین کرد. رئیسجمهور آمریکا با توصیف اسپانیا به عنوان کشوری «وحشتناک» و «غیردوستانه» تهدید کرد تمام روابط تجاری با مادرید را قطع خواهد کرد و بعدها حتی پیشنهاد داد که اسپانیا از ناتو اخراج شود.
کاخ سفید با هدف قرار دادن سانچز، ناخواسته به تبدیل مخالفت منزوی اسپانیا با جنگ به موضعی کمک کرد که تقریباً تمام اروپا آن را پذیرفتند. در واکنش به این تهدیدها، رهبران اتحادیه اروپا برای ابراز حمایت از همتای خود در مادرید شتاب کردند و سپس با جسارت بیشتری حملات به ایران را محکوم کردند.
در عرض چند ماه، نخستوزیر اسپانیا از یک چهره حاشیهای در اروپا به رهبر اخلاقی اتحادیه اروپا تبدیل شد.
خوزه مانوئل آلبارس، وزیر خارجه اسپانیا و از متحدان قدیمی سانچز، در مصاحبهای گفت: «اسپانیا هرگز تنها نبود. ما فقط اولین کشوری بودیم که پیشگام شد تا دیگران بتوانند از ما پیروی کنند.»
کاخ سفید به درخواست اظهار نظر در این زمینه پاسخی نداد.
برجستگی تازه سانچز در صحنه بینالمللی از آن جهت چشمگیرتر است که در زمانی رخ داده که او در داخل کشور با آسیبپذیری عمیقی روبهرو است. هرچند شخص سانچز در رسواییهایی که دولتش را گرفتار کرده دخیل نبود، اما مخالفان سیاسی تلاش کردهاند او را به این پروندههای جنایی پیوند بزنند. آلیسیا گارسیا، سخنگوی حزب راست میانه مردم در سنای اسپانیا، در یکی از جلسات اخیر سنا گفت: «پدرو سانچز مترادف فساد است.»
بااینحال، احترام و ستایش نسبت به نخستوزیر اسپانیا در سایر نقاط اروپا همچنان رو به افزایش است. دلیل آن این است که مخالفت او با ترامپ بازتابدهنده دیدگاه اکثریت مردم قاره است؛ دیدگاهی که رئیسجمهور آمریکا را تهدیدی جدی برای اتحادیه اروپا میداند.
چرا سانچز از ترامپ نمیترسد؟
به طور کلی، رهبران اروپایی تمایلی به رویارویی با ترامپ نداشتهاند. آمریکا یکی از بزرگترین شرکای تجاری اتحادیه اروپا است و حفظ روابط باثبات با آن برای کشورهایی مانند آلمان حیاتی تلقی میشود. افزون بر این، با وجود تلاشهای ترامپ برای تضعیف ناتو، دفاع اروپا همچنان نهتنها تحت رهبری آمریکا بلکه بهشدت وابسته به آن است.

برخلاف امانوئل مکرون که واکنش خود به جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران را محتاطانه بیان کرد، محکومیت سانچز در برابر این تجاوز نامشروع صریح و قاطع بود/عکس گروهی از سیمون ولفهارت
اما سانچز استثنایی بر این وضعیت به شمار میرود.
روابط تجاری محدود اسپانیا با آمریکا سبب شده این کشور تا حد زیادی از تهدیدهای تعرفهای ترامپ در امان بماند. همچنین از نظر جغرافیایی از بسیاری از تهدیدهای نظامی بالقوه فاصله دارد. اسپانیا حتی در برابر شوکهای انرژی ناشی از بحران ایران نیز نسبتاً مقاوم است؛ مقاومتی که نتیجه رونق انرژیهای تجدیدپذیر تحت رهبری سانچز است و ستایش بسیاری از کشورهای اروپایی را برانگیخته است.
متحدان نخستوزیر استدلال میکنند که موضع همواره سرسختانه او در برابر ترامپ کمتر ناشی از مصلحتگرایی و بیشتر حاصل باورهای عمیق شخصی است. در دورانی که چندجانبهگرایی و نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم از سوی برخی مفاهیمی منسوخ تلقی میشوند، این سیاستمدار میانهروی چپگرا بهسان فردی معرفی میشود که واقعاً به این ارزشها ایمان دارد و حاضر است برای دفاع از آنها در برابر قدرتمندترین کشور جهان بایستد. به گفته آلبارس: «او همیشه به احترام به حقوق بشر و کرامت همه انسانها متعهد بوده است. این صرفاً چیزی است که واقعاً به آن باور دارد.»
سانچز که حاضر نشد برای این مقاله مصاحبه کند، اما به اعضای دولتش اجازه مشارکت داد، از همتایان اروپایی خود خواسته است از الگوی اسپانیا پیروی کنند. او در مجمع «نبض اروپایی» پولیتیکو در بارسلون در آوریل گذشته گفت اروپا باید: «از نظر اخلاقی خود را بازتسلیح کند تا بتواند در توسعهای باثبات و صلحآمیز در سراسر جهان نقش ایفا کند.» او افزود: «شهروندان اروپا نمیخواهند رهبرانشان روی خود را برگردانند یا فقط به خودشان مشغول باشند. آنها میخواهند رهبرانشان برای یافتن راهحل چالشهای جهانی پیش روی بشریت وارد عمل شوند.»
بازگشتی پیروزمندانه، همراه با متحدانی مشکوک
در دورانی که نیروهای پوپولیست بهتدریج در میان رأیدهندگان نفوذ بیشتری پیدا میکردند، آلبارس معتقد بود سانچز دقیقاً همان فردی است که میتواند اسپانیا را رهبری کند؛ اما نسل قدیمی حزب سوسیالیست به رهبر جدید خود اعتماد نداشت؛ رهبری که ساختار غیرمتمرکز حزب را، ساختاری که قدرت نامتناسبی به رهبران منطقهای میداد، زیر سؤال میبرد.

سانچز در ژوئیه ۲۰۱۴ وارد یک شعبه رأیگیری میشود. او کنترل حزب چپ میانه را به دست گرفته بود و کارزار مردمی را برای جلب دوباره حمایتها آغاز کرده بود/عکس از خبرگزاری فرانسه
جناح قدیمی حزب با استفاده از مجموعهای از شکستهای انتخاباتی، سانچز را سیاستمداری کمتجربه و ناتوان معرفی کرد و سرانجام او را در اکتبر ۲۰۱۶ مجبور به کنارهگیری از رهبری حزب کرد. برای بسیاری از سیاستمداران، چنین اتفاقی پایان کار سیاسی محسوب میشد؛ اما برای سانچز، این تازه آغاز یک بازگشت غیرمنتظره بود.
در اقدامی که بعدها به بخشی از افسانههای سیاسی اسپانیا تبدیل شد، او کارزاری مردمی برای بازپسگیری حمایت اعضای حزب آغاز کرد. سانچز با خودروی پژوی خود سراسر کشور را پیمود، رو در رو با اعضای حزب دیدار کرد و پایگاه حمایتی خود را از نو ساخت. در این سفرها، چند تن از افرادی که بعدها به نقاط ضعف بزرگ سیاسی او تبدیل شدند نیز همراهش بودند. از جمله آنان خوزه لوئیس آبالوس بود که بعدها به وزارت حملونقل و امور زیربنایی رسید، اما امروز به اتهام فساد در زندان به سر میبرد. همچنین سانتوس سردان که بعدها به یکی از قدرتمندترین چهرههای حزب سوسیالیست تبدیل شد، اما سپس در پروندهای مربوط به دریافت کمیسیونهای غیرقانونی متهم شد.
این دوره از فعالیت سانچز همزمان با پیروزی غیرمنتظره ترامپ بر هیلاری کلینتون در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۱۶ آمریکا و نخستین ماههای دولت او بود. آلبارس، که همچنان به رهبر برکنار شده حزب وفادار مانده بود، میگوید آنها تحولات آمریکا را با علاقه دنبال میکردند و درباره تأثیر سیاستهای ترامپ بر جهان بحث میکردند. او گفت: «گفتوگوهای ما نه آن زمان و نه امروز درباره این نبود که رئیسجمهور آمریکا چه میکند؛ بلکه درباره این بود که اقدامات او اسپانیا را در چه شرایطی قرار میدهد. همیشه بحث این بود که چگونه در آن شرایط به اصول خود وفادار بمانیم و اهدافمان را محقق کنیم.»
به گفته آلبارس، سانچز در طول آن سفرهای طولانی در سراسر اسپانیا شخصیتی خستگیناپذیر و پرانرژی داشت: «حتی در سختترین لحظات نیز این اشتیاق را داشت؛ اشتیاقی که از ایمان تزلزلناپذیر او به پروژه سیاسیاش سرچشمه میگرفت. فکر میکنم اسپانیاییها این اراده را دیدند و به آن پاداش دادند.»
این سیاستورزی چهرهبهچهره نتیجه داد.
وقتی انتخابات رهبری حزب سوسیالیست در مه ۲۰۱۷ برگزار شد، سانچز با اختلافی قابل توجه رقبای خود را شکست داد و تنها هفت ماه پس از برکناری، دوباره به رهبری حزب بازگشت؛ اما این بار تصمیم داشت اشتباهات گذشته را تکرار نکند. او به سرعت ساختار حزب را مطابق تصویر دلخواه خود بازسازی کرد، مخالفان داخلی را به حاشیه راند و حزب سوسیالیست را به سازمانی بسیار متمرکز و متکی به رهبری فردی تبدیل کرد؛ ساختاری که تا امروز نیز حفظ شده است.
گام بعدی او حتی جسورانهتر بود. در سال ۲۰۱۸، سانچز با بهرهگیری از مجموعهای از رسواییهای بزرگ فساد، رأی عدم اعتماد علیه نخستوزیر وقت، ماریانو راجوی، را سازماندهی کرد؛ اقدامی که در سیاست مدرن اسپانیا بیسابقه بود. این تلاش موفق شد و رهبر سابق اپوزیسیون که زمانی از قدرت کنار گذاشته شده بود، به سرعت به نخستوزیر اسپانیا تبدیل شد.
حرکت دائمی بر روی لبه تیغ
در نشست جهانی شهرداران که آوریل گذشته در مادرید برگزار شد، رهبران شهری از سراسر جهان پس از سخنرانی سانچز در دفاع از شهرهای باز، پذیرای مهاجران و متنوع، او را تشویق کردند. یکی از مقامهای شهری آمریکایی که به دلیل نگرانی از قطع احتمالی بودجه فدرال نخواست نامش فاش شود، گفت: «او یک ستاره واقعی است. دقیقاً همان چیزی است که جهان به آن نیاز دارد: یک سیاستمدار مترقی که از ترامپ نمیترسد.»

سانچز هنگام ورود به کنگره فوقالعاده حزب سوسیالیست کارگران اسپانیا (PSOE) در مادرید در ژوئیه ۲۰۱۴ مشت خود را بلند میکند/عکس از خبرگزاری فرانسه
بااینحال، محبوبیت و تصویری که سانچز در سطح جهانی از قدرت و نفوذ خود ارائه میدهد، در تضاد با جایگاه بحثبرانگیز او در داخل اسپانیا قرار دارد؛ جایگاهی که تنها ناشی از رسواییهای فساد اطرافیانش نیست.
در طول هشت سال گذشته، سانچز توانسته در قدرت باقی بماند، اما همواره دولتهای اقلیت شکنندهای را رهبری کرده که برای تصویب قوانین در پارلمان چندپاره اسپانیا به حمایت احزاب کوچکتر وابسته بودهاند. او اغلب میگوید سیاست را از طریق «فضیلت ساختن از ضرورت» پیش میبرد؛ یعنی تطبیق مواضع خود با شرکای سیاسی مورد نیاز؛ اما این عملگرایی برای بسیاری از اسپانیاییها خوشایند نبوده است.
پیش از سانچز، اسپانیاییها هرگز تجربه دولت ائتلافی در سطح ملی را نداشتند و با انعطافپذیری سیاسی لازم برای اداره چنین دولتهایی آشنا نبودند. یکی از بحثبرانگیزترین اقدامات او همچنان تصمیم سال ۲۰۲۳ برای عفو سیاستمداران جداییطلب کاتالونیاست؛ کسانی که رهبری جنبش استقلالطلبی در منطقه کاتالونیا را بر عهده داشتند. این تصمیم، که کاملاً برخلاف موضع سالهای قبل او بود، برای جلب حمایت احزاب کاتالانی و حفظ سمت نخستوزیری ضروری به نظر میرسید، اما بخش بزرگی از رأیدهندگان را از او دور کرد. بسیاری از شهروندان اسپانیا هنوز این چرخش ناگهانی را نبخشیدهاند.
طبق تازهترین نظرسنجی ماهانه مرکز دولتی تحقیقات جامعهشناختی اسپانیا، اگرچه سانچز همچنان محبوبترین رهبر سیاسی کشور محسوب میشود، اما ۶۳ درصد اسپانیاییها میگویند به او «کم یا اصلاً» اعتماد ندارند. از سوی دیگر، همان سیاستمداران جداییطلبی که در توافق عفو با سانچز همکاری کرده بودند، بعدها حمایت خود را از او پس گرفتند.
به همین دلیل دولت اقلیت او اکنون حتی از پشتیبانی لازم برای تصویب قوانین عادی، چه رسد به بودجهای تازه، برخوردار نیست.
مواضع سیاسی خاص در خارج؛ پوششی برای ناتوانی در داخل
و سپس مسئله رسواییها مطرح میشود.
سانچز در سال ۲۰۱۸ با وعده تشکیل دولتی پاک و عاری از فساد به قدرت رسید، اما در سالهای اخیر بسیاری از نزدیکترین متحدانش، از جمله همراهان همان سفرهای معروف در سراسر اسپانیا، آبالوس و سردان، به اتهام فساد تحت پیگرد قرار گرفتهاند. اوضاع ماه گذشته وخیمتر شد؛ زمانی که دادگاه ملی اسپانیا علیه نخستوزیر پیشین اسپانیا، خوزه لوئیس رودریگز زاپارتو، اعلام جرم کرد. زاپاترو، که سانچز پیشتر از او به عنوان «الگویی برای پیروی و منبع الهام» یاد کرده بود، با اتهاماتی از جمله پولشویی، سوءاستفاده از نفوذ و دیگر جرایم کیفری مواجه شد.

سانچز در کنفرانس خبری پس از آخرین جلسه هیئت دولت در سال ۲۰۲۴ در مادرید سخنرانی میکند/عکس از خبرگزاری فرانسه
تنها چند روز بعد، مأموران واحد ویژه عملیات مرکزی گارد مدنی اسپانیا به دفتر مرکزی حزب حاکم یورش بردند. این اقدام در چارچوب تحقیقاتی جداگانه درباره یک طرح پیچیده برای بیاعتبار کردن منتقدان سانچز صورت گرفت. به نظر میرسد این تحولات اخیر به نقطه عطفی برای متحدان پارلمانی نخستوزیر تبدیل شده است.
گروههای منطقهای مانند حزب ملیگرای باسک که سانچز برای تصویب قوانین به حمایت آنها نیاز دارد، بیش از پیش نگران پیوند خوردن نامشان با رسواییهای حزب حاکم هستند و اکنون خواستار برگزاری انتخابات زودهنگام شدهاند؛ اما در نهایت، تصمیم برای ترک قدرت به خود نخستوزیر بستگی دارد. اپوزیسیون اسپانیا بیش از حد پراکنده است که بتواند او را از قدرت کنار بزند و سانچز نیز وعده داده تا پایان دوره قانونگذاری، که در اوت ۲۰۲۷ به پایان میرسد، در سمت خود باقی بماند.
پابلو سیمون، استاد علوم سیاسی دانشگاه کارلوس سوم ماردید، معتقد است این بنبست سیاسی ممکن است سانچز را بیش از پیش به سمت سیاست خارجی سوق دهد. او گفت: «فلج شدن پارلمان مانع از آن میشود که در داخل کشور کار زیادی انجام دهد، اما در عرصه بینالمللی میتواند بیشترین بهره را از مواضع شخصی سیاسی خود ببرد؛ مواضعی که اتفاقاً تا حد زیادی با دیدگاه اکثریت اسپانیاییها همسو هستند.»
این راهبرد پیشتر نیز برای سانچز موفقیتآمیز بوده است. پس از حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ گروه حماس که حدود ۱۲۰۰ کشته در اسرائیل بر جای گذاشت، نخستوزیر اسپانیا با انتقاد از عملیات نظامی اسرائیل در غزه و توصیف آن به عنوان «نسلکشی» خبرساز شد. این موضع باعث شد وزیر خارجه اسرائیل، گیدون سعر، او را «مایه شرمساری اسپانیا» بنامد، اما در داخل کشور جایگاه سانچز را تقویت کرد.
مخالفت او با سیاستهای ترامپ نیز نتایج مشابهی داشته است. اسپانیاییها بهطور گسترده از نخستوزیر خود حمایت کردند؛ بهویژه زمانی که او درخواست ترامپ برای افزایش اهداف هزینههای دفاعی ناتو را رد کرد و حاضر نشد بودجه نظامی مادرید را به میزان مورد نظر واشنگتن افزایش دهد.
اما بیش از هر موضوع دیگری، موضع سانچز علیه جنگ با ایران بود که در میان افکار عمومی اسپانیا بازتاب گستردهای یافت. اسپانیاییها از جمله اروپاییهایی هستند که بیشترین مخالفت را با این عملیات نظامی نشان دادهاند. در یکی از نظرسنجیهای اخیر پولیتیکو، ۵۶ درصد پاسخدهندگان اسپانیایی اعلام کردند که به شدت با این حمله مخالفاند و ۴۳ درصد نیز گفتند مادرید باید آشکارا با عملیات نظامی مخالفت کند و برای پایان دادن به درگیری تلاش نماید. همچنین اکثریت پاسخدهندگان اسپانیایی، ۵۱ درصد، ایالات متحده را «تهدیدی» برای اروپا دانستند؛ بالاترین رقم در میان شش کشور عضو اتحادیه اروپا که در این نظرسنجی مورد بررسی قرار گرفتند.
بازگشت حماسی: وجه مشترک سانچز و ترامپ
هنوز مشخص نیست که آیا جنجالهای اخیر میتوانند دستاوردهای داخلی سانچز را که از رهگذر سیاست جهانی به دست آورده از بین ببرند یا نه؛ اما نظرسنجیهایی که پیش از افشای جدیدترین پروندههای فساد انجام شدهاند نشان میدهند که اگر امروز انتخابات برگزار شود، حزب سوسیالیستِ گرفتار رسواییهای متعدد همچنان بیشترین سهم آرا را به دست خواهد آورد.

پدرو سانچز و ولودیمیر زلنسکی پس از کنفرانس خبری در مادرید در نوامبر ۲۰۲۵ با یکدیگر دست میدهند/عکس از آسوشیتدپرس
سیمون در این رابطه گفت: «او با مقابله با ترامپ توانسته توجه اسپانیاییها را تا حد زیادی از درگیریهای داخلی و فساد منحرف کند و آن را به سمت سیاست بینالملل ببرد.» او افزود: «ذات ترامپ این است که دائماً فضای عمومی را اشغال کند و توجهها را به خود جلب نماید. در نتیجه، مخالفت با او همواره اقدامی مرتبط و قابل توجه باقی میماند و تصمیم سانچز برای مقابله با او موفقیتی انکارناپذیر بوده است.»
سانچز و ترامپ از نظر ایدئولوژیک در دو سوی کاملاً متفاوت طیف سیاسی قرار دارند، اما یک ویژگی مهم مشترک دارند: هر دو پس از شکستهای سیاسیای که میتوانست به پایان دوران حرفهای بسیاری از سیاستمداران منجر شود، احزاب سیاسی تثبیتشده را حول شخصیت خود بازسازی کردند.
دیگو روبیو، پژوهشگر ۳۹ ساله تحصیلکرده دانشگاه آکسفورد که از سال ۲۰۲۴ ریاست دفتر نخستوزیر اسپانیا را بر عهده دارد، سانچز را مبارزی ذاتی توصیف میکند. به گفته او: «او فردی خودساخته است که تنها از طریق غلبه بر وضع موجود در حزب خودش توانست به این جایگاه برسد... او مانند بسیاری از نخستوزیران دیگر نبود که حزب آنها را به عنوان نامزد انتخاب کند؛ او مجبور بود برای باقی ماندن در حزب خودش بجنگد.» روبیو افزود: «وقتی این روحیه تا این حد برای او جواب داده، چرا باید اکنون روش دیگری در پیش بگیرد؟»
به گفته او، سیاستمداران مترقی در دو سوی اقیانوس اطلس سالها از رویارویی مستقیم با رهبران پوپولیست در حال ظهور پرهیز کردند و در نتیجه نتوانستند روایتها و پیامهای آنها را به چالش بکشند. او گفت: «ما اینجا این مزیت را داشتیم که شکست هیلاری کلینتون و دیگران را ببینیم و متوجه شویم صرف گفتن اینکه "ترامپ دروغگو است" برای متوقف کردن چنین افرادی کافی نیست... باید جنگید. رهبران چپگرا برای مبارزه انتخاب میشوند؛ مبارزه با نابرابری، بیعدالتی و نیروهای قدرتمندی که جامعه را بدتر میکنند.» به اعتقاد روبیو، تفاوت اساسی میان نخستوزیر اسپانیا و رئیسجمهور آمریکا این است که: «اگرچه هیچکدام از مبارزه عقب نمینشینند، اما سانچز هرگز توهین نمیکند و هرگز خانواده افراد را هدف قرار نمیدهد.»
چرا سانچز دوست دارد با ترامپ سرشاخ شود؟
از زمان رسیدن به قدرت در سال ۲۰۱۸ دفاع صریح و آشکار سانچز از ایدههای مترقی او را به چهرهای استثنایی در اتحادیه اروپایی تبدیل کرده که طی سالهای اخیر به سمت راست گرایش پیدا کرده است. در میان ۲۷ رهبر دولتهای عضو اتحادیه اروپا، سانچز یکی از تنها سه نخستوزیر چپ میانهای است که هنوز در قدرت هستند. دو نفر دیگر عبارتاند از روبرت آبلا، نخستوزیر مالت و مت فردریکسن، نخستوزیر دانمارک؛ کسی که به دلیل مخالفت با طرحهای الحاقطلبانه ترامپ درباره گرینلند، خشم رئیسجمهور ایالات متحده را نیز برانگیخته است.

شرکتکنندگان در اعتراضی علیه دولت سانچز در مادرید در مه ۲۰۲۶ شرکت میکنند/عکس از آسوشیتدپرس
میتوان استدلال کرد که رویارویی سانچز با ترامپ باعث شده او در درون اتحادیه اروپا کمتر منزوی به نظر برسد. در نشست رهبران اتحادیه اروپا در بروکسل در ماه مارس گذشته، سران دولتها با گرایشهای سیاسی مختلف از نخستوزیر اسپانیا حمایت کردند و در بیانیه پایانی نشست، حملات ترامپ و نخستوزیر اسرائیل علیه ایران را مورد انتقاد قرار دادند. آنها که عملاً حول مواضع سانچز متحد شده بودند، بر «احترام کامل همه طرفها به حقوق بینالملل، از جمله اصول منشور سازمان ملل متحد و حقوق بشردوستانه بینالمللی» تأکید کردند.
بااینحال، تصور اینکه سانچز یک چهره مترقی تنها در میان جهانی روزبهروز راستگراتر است، میتواند در آستانه انتخابات بعدی اسپانیا به سود او تمام شود. هنگامیکه رأیدهندگان اسپانیایی آخرین بار در تابستان ۲۰۲۳ پای صندوقهای رأی رفتند، رهبر سوسیالیستها با برجسته کردن احتمال تشکیل ائتلافی میان حزب راست میانه مردم و حزب راست افراطی ووکس، فضای انتخاباتی را تحت تأثیر قرار داد.
این سناریو بسیاری از رأیدهندگان را نگران کرد و باعث شد احزاب چپ عملکردی بهتر از انتظار داشته باشند؛ نتیجهای که به سانچز امکان داد در قدرت باقی بماند. این بار نیز ممکن است او همین راهبرد را تکرار کند. او میتواند توجه رأیدهندگان را به فرانسه معطوف کند؛ جایی که حزب راست افراطی جبهه ملی طبق پیشبینیها در انتخابات بهار آینده عملکرد بسیار قدرتمندی خواهد داشت. بسیاری انتظار دارند سانچز از این موضوع استفاده کند و به اسپانیاییها هشدار دهد که در صورت کنار رفتن او، مادرید ممکن است راهی مشابه پاریس را در پیش بگیرد.
پابلو سیمون، تحلیلگر سیاسی، معتقد است گره زدن نتایج انتخابات داخلی به تحولات بینالمللی اقدامی غیرمتعارف است. او با لحنی طنزآمیز گفت: «تحولات سوریه معمولاً نتایج انتخابات در استان سوریا را تعیین نمیکنند.» اما بلافاصله افزود که سانچز عاقلانه عمل میکند که همچنان در صحنه جهانی حضوری پررنگ دارد: «اینکه خود را مدافع چندجانبهگرایی معرفی کند، هم در سطح بینالمللی و هم در داخل کشور به سود او بوده است؛ زیرا جایگاه او را به عنوان مهمترین چهره مترقی اسپانیا تثبیت میکند.» این دانشمند علوم سیاسی همچنین معتقد است که تقابل سانچز با ترامپ، جایگاه اسپانیا را در سطح جهانی ارتقا داده و نقش این کشور را در اروپا تقویت کرده است. او گفت: «صادق باشیم؛ این وضعیت برای خود اسپانیا هم مفید بوده است.»
هنوز مشخص نیست که آیا مشکلات داخلی سانچز در نهایت او را گرفتار خواهند کرد یا نه و موقعیت پارلمانی او همچنان شکننده است؛ اما دستکم در حال حاضر، نخستوزیر اسپانیا توانسته لحظهای از آسیبپذیری سیاسی را به فرصتی برای خود، کشورش و شاید حتی برای کل اتحادیه اروپا تبدیل کند.
سانچز که زمانی چهرهای حاشیهای در امور قاره اروپا به شمار میرفت، اکنون به یکی از رهبرانی تبدیل شده است که بیش از همه در اروپا زیر ذرهبین قرار دارند؛ و همانگونه که ازدحام خبرنگاران در نشستهای اتحادیه اروپا نشان میدهد، جهان اکنون به او توجه میکند.