اکوایران: این یادداشت تفاهم نه یک راه‌حل نهایی، بلکه «بلیتی برای مذاکره» است؛ مرحله نخست فرآیندی که زمان و فضای لازم را برای گفت‌وگوهایی فراهم می‌کند که موفقیت آن‌ها به هیچ وجه تضمین‌شده نیست.

به گزارش اکوایران، نهایی شدن یادداشت تفاهم میان ایران و ایالات متحده عموماً در سطح بین‌المللی با استقبال روبه‌رو شد؛ بااین‌وجود، نگرانی‌هایی وجود دارد که این تفاهم صرفاً مسائل اساسی را به آینده موکول کرده باشد، بی‌آنکه به‌راستی راهکاری پایدار برای آن‌ها پیدا شده باشد.

تمرین پیش از بازی؛ بیم‌ها و امیدها درباره یک تفاهم

به گزارش واشینگتن پست، اعلام دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، مبنی بر اینکه ایالات متحده و ایران به توافقی برای پایان دادن به جنگ و بازگشایی تنگه هرمز دست یافته‌اند، با ترکیبی از تحسین و تردید مواجه شد؛ آن هم پس از ماه‌ها وعده‌های نادرست مبنی بر اینکه صلح در آستانه تحقق است. برخی رهبران جهان از توافق استقبال کردند، اما بسیاری در خاورمیانه با احتیاط برخورد کردند و گفتند که جزئیات مهمی هنوز باید تعیین شود و هشدار دادند که این توافق به‌راحتی می‌تواند از هم بپاشد.

در خاورمیانه، جایی که اقتصادها به‌شدت آسیب دیده‌اند و بسیاری از کشورها باران هولناک حملات پهپادی و موشکی را تجربه کرده‌اند، واکنش‌ها محتاطانه بود. تحلیلگران و ساکنان منطقه امیدی محتاطانه ابراز کردند، اما همزمان نگران بودند که این توافق ممکن است از هم فروبپاشد.

قرار است آمریکا و ایران روز جمعه این توافق محدود را امضا کنند، اما مفاد دقیق آن همچنان نامشخص است و اختلافات مهمی همچنان پابرجاست؛ از جمله درباره برنامه هسته‌ای ایران و تحریم‌های اقتصادی‌ای که احتمالاً لغو خواهند شد.

محمد بحرون، مدیرکل مرکز پژوهشی بحوث در دبی، این توافق را به «تمرین پیش از بازی» تشبیه کرد. بحرون گفت: «همه امیدوارند. این یک گشایش است؛ اما این فقط نخستین گام است.» او افزود که مشارکت پاکستان و قطر در این توافق نشانه‌ای مثبت است، اما در نهایت این توافق نمونه دیگری از شیوه‌ای است که ترامپ از طریق آن قدرت خود را به نمایش می‌گذارد و برای حل بحرانی که تا حد زیادی خود در ایجاد آن نقش داشته، اعتبار کسب می‌کند. او گفت: «ترامپ می‌توانست به اجلاس گروه هفت به‌عنوان رهبری وارد شود که اقتصاد جهان را تا آستانه فروپاشی پیش برد. در عوض، او اکنون به‌عنوان کسی وارد شد که تنگه هرمز را دوباره گشود.» 

«دستاورد» پایان دادن به بحران‌های خودساخته

برخی رهبران جهان این لحظه را نقطه عطفی بالقوه توصیف کردند. در بیانیه‌ای از سوی فرانسه، بریتانیا، آلمان و ایتالیا، یعنی چهار عضو از اقتصادهای پیشرفته گروه هفت، این توافق «یک دستاورد دیپلماتیک» و «فرصتی برای بازگرداندن ثبات منطقه‌ای و تثبیت اقتصاد جهانی» خوانده شد.

جی 7

شرکت‌کنندگان در تظاهرات با پلاکاردهایی در راهپیمایی ائتلاف «نه به G7» متشکل از بیش از ۶۰ گروه «علیه فاشیسم و امپریالیسم» در روز یکشنبه در ژنو، یک روز پیش از آغاز نشست سران، شرکت می‌کنند/عکس از خبرگزاری فرانسه

ترامپ بارها شکایت کرده بود که متحدان اروپایی برای کمک به جنگ ایران به اندازه کافی اقدام نکرده‌اند، اما انگیزه چندانی برای این کار وجود نداشت، زیرا ترامپ و جنگ او در اروپا به‌شدت نامحبوب هستند.

تحلیلگران مستقل در ستایش از این توافق محتاط‌تر بودند. دانیا ثافر، مدیر اجرایی انجمن بین‌المللی خلیج فارس، در این رابطه گفت: «این اعلامیه در واقع گامی جدی به سوی یک توافق‌نامه یادداشت تفاهم (MOU) است که لزوماً به معنای یک توافق کامل و نهایی نیست.» ثافر که میان دوحه و واشنگتن در رفت‌وآمد است، گفت: «این چارچوبی برای دستیابی به یک توافق است. گامی جدی محسوب می‌شود، اما هنوز چیزهای زیادی ممکن است اشتباه پیش برود.» او افزود که «در این جنگ هیچ برنده‌ای وجود ندارد.» وی گفت: «ایالات متحده به اهداف خود دست نیافت، درحالی‌که ایران بقای خود را تضمین کرد، اما نتوانست نظم منطقه‌ای را به سود خود تغییر دهد. بازگشایی تنگه هرمز بسیار فوری و مهم است، اما این تنگه پیش از این نیز باز بود.»

فاجعه حماسی و توازن قوای بی‌تغییر

خبرگزاری رویترز در گزارشی پیرامون همین تحولات می‌نویسد: کشورهای خلیج فارس در حال بازتنظیم راهبردهای خود هستند، زیرا ایران از جنگ سالم بیرون آمده است. توافق آمریکا و ایران ممکن است صدای سلاح‌ها را خاموش کند، اما نمی‌تواند نتیجه بیش از سه ماه جنگ را تغییر دهد. 

photo_2026-06-16_14-00-06 (2)

یک زن ایرانی پس از آنکه مقامات آمریکایی و ایرانی اعلام کردند برای پایان دادن به جنگ و بازگشایی تنگه هرمز به توافق رسیده‌اند، در تهران، ایران، ۱۵ ژوئن 2026 در خیابانی راه می‌رود/عکس از مجید عسگری‌پور از خبرگزاری آسیای غربی

به گفته منابع خلیج فارس، دیپلمات‌ها و تحلیلگران، منطقه از یکی از خطرناک‌ترین بحران‌های چند دهه اخیر خارج شده است، درحالی‌که توازن قدرت به‌طور کلی تغییر چندانی نکرده، ایران از نظر سیاسی سرسخت‌تر شده و اعتماد کشورهای خلیج فارس به حمایت آمریکا به‌شدت آسیب دیده است. آنان می‌گویند ایران همچنان نیرویی قدرتمند و شکست‌ناپذیر باقی مانده که توانایی تهدید کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و جریان جهانی انرژی را دارد؛ درحالی‌که ایالات متحده بار دیگر محدودیت‌های قدرت نظامی خود در برابر یک رقیب مقاوم را آشکار کرده است.

برای واشنگتن، این توافق راهی برای خروج از یک رویارویی پرهزینه فراهم می‌کند؛ رویارویی‌ای که نتوانست جاه‌طلبانه‌ترین اهداف خود را محقق سازد؛ از وادار کردن تهران به تسلیم گرفته تا برچیدن توانمندی‌های هسته‌ای و موشکی آن. منابع مذکور می‌افزایند که برای ایران، این توافق معنایی به همان اندازه مهم دارد: بقا. جمهوری اسلامی پس از تحمل حملات بی‌وقفه آمریکا و اسرائیل، اگرچه آسیب دیده، اما همچنان پابرجاست و هم ساختار سیاسی خود و هم بخش بزرگی از اهرم‌های فشاری را که طرف‌ها را پای میز مذاکره کشاند، حفظ کرده است.

آرون دیوید میلر، مقام و مذاکره‌کننده پیشین آمریکایی، با اشاره به کارزار آمریکا و اسرائیل علیه ایران که در ۲۸ فوریه آغاز شد و به ترور شماری از مقامات ارشد انجامید، گفت: «عملیات "خشم حماسی" یک فاجعه حماسی بوده است.»

بازندگان بزرگ

قرار است یادداشت تفاهم (MoU) روز جمعه امضا شود. این توافق شامل توقف ۶۰ روزه درگیری‌هاست که طی آن دو طرف درباره یک راه‌حل دائمی، از جمله اختلافات بر سر ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران، مذاکره خواهند کرد.

بااین‌حال، شدیدترین شوک در کشورهای عربی سنی حوزه خلیج فارس احساس می‌شود؛ جایی که ثباتی که دهه‌ها رشد اقتصادی بر آن استوار بود، به‌شدت به چالش کشیده شده است. از این منظر، این کشورها بازندگان اصلی جنگ هستند: تماشاگر تصمیماتی که محیط امنیتی آن‌ها را دگرگون کرد و اکنون باید پیامدهای آن را تحمل کنند.

به گفته منابع خلیج فارس، این توافق از هم‌اکنون در حال تغییر تفکر راهبردی کشورهای منطقه است؛ به‌گونه‌ای که اعتماد به حمایت آمریکا را تضعیف می‌کند، ایران را به‌عنوان یک قدرت پایدار منطقه‌ای تثبیت می‌سازد و روند حرکت به سوی سازگاری و تعامل به جای رویارویی را تسریع می‌کند.

مواضع اسرائیل

یک منبع ارشد دولتی در خلیج فارس آشکارا گفت که هرگونه کاهش تنش مثبت است، اما وضعیت اکنون بدون تردید از پیش از جنگ بدتر شده است. او افزود: «این توافق می‌گوید آن‌ها حتی یک سنت هم از پول آمریکا دریافت نخواهند کرد. اساساً موضوع این توافق چیز دیگری است.»

08b7e8015a48de01c5ea03f50c1720215a72c32d

مردم در حال پاک‌سازی آوار در محل حمله هوایی اسرائیل که روز یکشنبه یک ساختمان را در حومه جنوبی بیروت هدف قرار داد، هستند/عکس از خبرگزاری فرانسه

به گفته سه مقام اسرائیلی، توافق در حال شکل‌گیری برای اسرائیل نیز مطلوب به نظر نمی‌رسد، زیرا خواسته‌های اصلی این رژیم، از جمله برچیدن ظرفیت غنی‌سازی ایران و محدودیت بر برنامه موشکی آن، در آن لحاظ نشده است. این مقامات گفتند اسرائیل زمانی که دونالد ترامپ روز پنجشنبه اعلام کرد توافق نزدیک است، غافلگیر شد؛ موضوعی که نشان‌دهنده نفوذ محدود اسرائیل بر مفاد توافق بود.

طبق بیانیه دفتر نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو این موضوع را مستقیماً با ترامپ مطرح کرد. در این بیانیه تأکید شده بود که اسرائیل طرف این توافق نیست و شرایط خود را برای هر توافق نهایی، از جمله پایان دادن به جاه‌طلبی‌های هسته‌ای ایران، تشریح کرده است.

ایتامار بن‌گویر، وزیر امنیت ملی راست‌گرای افراطی اسرائیل، این توافق را رد کرد و گفت اسرائیل «به هیچ وجه» ملزم به رعایت آن نیست.

پایتخت‌های خلیج فارس به سوی تعامل با تهران حرکت می‌کنند

به گفته منابع خلیج فارس، این توافق ممکن است به این مرحله از درگیری پایان دهد، اما معضل راهبردی‌ای را که آشکار کرده حل نمی‌کند: ایران همچنان نیرویی قدرتمند باقی مانده، تنگه هرمز به نقطه‌ای دائمی برای اعمال فشار تبدیل شده و فرضیات زیربنایی اقتصادهای خلیج فارس شکننده‌تر از هر زمان دیگری در حافظه معاصر به نظر می‌رسند.

برای کشورهای خلیج فارس، کارزار آمریکا و اسرائیل دقیقاً همان پیامدهایی را به همراه داشته که سال‌ها از آن هراس داشتند: حملات ایران به زیرساخت‌های انرژی و تأسیسات غیرنظامی و اختلال در تنگه هرمز که ضربه اقتصادی سنگینی وارد کرده است.

پایتخت‌های خلیج فارس ممکن است از توقف موقت درگیری‌ها استقبال کنند، اما بسیاری به نتیجه‌ای تلخ رسیده‌اند: نه قدرت آمریکا و نه قدرت اسرائیل نتوانسته‌اند چالش ایران را از میان بردارند، درحالی‌که هزینه‌های رویارویی بیش از همه بر دوش کشورهایی افتاده که در میان این نزاع گرفتار شده‌اند.

فواز جرجس، پژوهشگر خاورمیانه، گفت: «کشورهای خلیج فارس بیش از پیش به این نتیجه می‌رسند که ایران ماندگار است و همچنان توانایی برهم زدن نظم منطقه‌ای را دارد.» او افزود: «کشورهای خلیج فارس به ایران اعتماد ندارند. آن‌ها امیدوار بودند ایالات متحده موجب تغییر نظام در ایران شود؛ اما عکس آن رخ داده است.» به گفته جرجس: «اکنون هرچه بیشتر می‌گذرد، حاکمان خلیج فارس درمی‌یابند که نمی‌توانند برای تأمین امنیت و ثبات به آمریکا یا اسرائیل تکیه کنند.»

این بازنگری نشان‌دهنده تغییری عمیق‌تر است. کشورهای خلیج فارس سال‌ها به ایران بی‌اعتماد بودند، اما برای مهار آن به قدرت آمریکا اتکا داشتند. اکنون روند تعامل با تهران آغاز شده است.

منابع منطقه‌ای می‌گویند پایتخت‌های خلیج فارس در ماه‌های اخیر تماس‌های خود را با تهران افزایش داده‌اند و در پی دستیابی به تفاهم‌های اقتصادی و امنیتی برای کاهش خطر رویارویی هستند. به گفته جرجس پیش از جنگ، پرسش محوری منطقه میزان عادی‌سازی روابط میان کشورهای عربی و اسرائیل بود؛ اما پس از جنگ، تمرکز به سمت سازگاری و تفاهم میان کشورهای خلیج فارس و ایران در حال تغییر است.

تحلیلگران منطقه‌ای می‌گویند اگرچه واشنگتن همچنان شریکی جایگزین‌ناشدنی خواهد ماند، اما این درگیری احتمالاً روند یک بازآرایی آرام اما مهم را سرعت خواهد بخشید؛ بازآرایی‌ای که در آن کشورهای خلیج فارس روابط دفاعی خود را متنوع‌تر کرده و برای مقابله با شوک‌های آینده آماده می‌شوند.

واشنگتن به اهداف خود نرسید

عبدالعزیز ساغر، تحلیلگر سعودی، صریح‌تر سخن می‌گوید. از نظر او، واشنگتن در تحقق اهداف اعلام‌شده خود، از تغییر نظام گرفته تا مهار برنامه هسته‌ای ایران، ناکام مانده و در عوض دو اهرم راهبردی تازه در اختیار تهران قرار داده است: استفاده از تنگه هرمز به‌عنوان ابزار فشار و توانایی تهدید مستقیم کشورهای خلیج فارس.

photo_2026-06-16_13-58-00

مردم ایران در پارکی با نمای برج میلاد، در تهران، ایران، ۱۵ ژوئن ۲۰۲۶/عکس از مجید عسگری‌پور از خبرگزاری آسیای غربی

ساغر، رئیس مرکز پژوهش‌های خلیج فارس در عربستان سعودی، گفت: «آمریکایی‌ها از مطالبه تسلیم بی‌قیدوشرط به یک یادداشت تفاهم رسیدند. آن‌ها عقب‌نشینی کردند.» او افزود: «گفتند نظام ایران را تغییر خواهند داد؛ نتوانستند. گفتند پرونده موشکی و هسته‌ای را حل خواهند کرد؛ این هم اتفاق نیفتاد.»

به گفته تحلیلگران، آنچه قرار است امضا شود بیش از آنکه یک توافق صلح باشد، سازوکاری برای توقف جنگ است. در هسته اصلی اختلافات، مسائل بنیادین همچنان حل‌نشده باقی مانده‌اند: اورانیوم غنی‌شده ایران، سطح غنی‌سازی، رفع تحریم‌ها، تضمین‌های امنیتی و کنترل آبراه‌های کلیدی.

میلر استدلال می‌کند که این یادداشت تفاهم نه یک راه‌حل نهایی، بلکه «بلیتی برای مذاکره» است؛ مرحله نخست فرآیندی که زمان و فضای لازم را برای گفت‌وگوهایی فراهم می‌کند که موفقیت آن‌ها به هیچ وجه تضمین‌شده نیست. به گفته او، ساختار این توافق یادآور چارچوب‌های آتش‌بس غزه است: توقفی موقت که دشوارترین مسائل را به آینده موکول می‌کند، بدون آنکه تضمینی وجود داشته باشد که روزی حل شوند. میلر گفت: «آنچه قرار است امضا شود صلح نیست، بلکه نوعی پذیرش واقعیت است: پذیرش اینکه اهداف جنگ فراتر از دستاوردهای آن بود؛ اینکه میدان نبرد به بن‌بست انجامید؛ و اینکه کشورهای خلیج فارس، که سنگین‌ترین هزینه‌ها را پرداختند، اکنون ناچارند امنیت خود را بر پایه‌ای متزلزل‌تر از هر زمان دیگری بازتعریف کنند.» او معتقد است که ایران، پس از پشت سر گذاشتن هم ناآرامی‌های داخلی و هم فشارهای نظامی خارجی، اکنون با پرسشی متفاوت روبه‌رو است: آیا این جنگ به جای تضعیف، احساس تاب‌آوری و مقاومت آن را تقویت کرده است؟ پرسشی که می‌تواند پیامدهای مهمی برای بازدارندگی در سال‌های آینده داشته باشد.