به گزارش اکوایران به نقل از تابناک، محسن رفیقدوست پیش از انقلاب، مدتی را در فلسطین و لبنان به سر برده و ضمن آموزشهای عقیدتی و سیاسی، نبردهای چریکی را هم آموخته است. او پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، یکی از موسسین سپاه پاسداران بود و در ادامه بهعنوان وزیر سپاه منصوب شد. او پس از وزارت سپاه، مسئولیتهای دیگری را هم به عهده گرفت.
مرور خاطرات اینچهره انقلابی از روز ۲۶ دی ۱۴۰۴ به بهانه سالروز فرار محمدرضا پهلوی از میهن آغاز شد که قسمتهای پیشین آن، در پیوندهای زیر در دسترس و قابل مطالعه هستند.
احمدینژاد هیچوقت اصولگرا نبود
رفیقدوست در جلد سوم خاطراتش که بازه زمانیاش تا سال ۱۳۸۸ میرسد، فرازهایی درباره محمود احمدینژاد دارد اما در جلد دوم هم اشاراتی درباره اینشخصیت دارد و در صفحه ۳۶۲ میگوید بهعقیده او، احمدینژاد هیچوقت اصولگرا نبوده و سپس در جمله بعدی اضافه میکند «هرگز اصولگرا نبود.» او در ادامه اینجملات، جمله معنادار دیگری هم دارد: «منتخبین مردم باید دقت کنند که اینجریانات سیاسی نیستند که آنها را انتخاب میکنند، این نیاز و خواست ملت است که هشتسال یکبار تغییری در رأس قوه مجریه میدهد که برایش تغییری داشته باشد.»
وزیر در دولت احمدینژاد معنا نداشت/تنها چیزی که قبول نداشت ولایت فقیه بود
بخشی از صفحه ۲۲۶ جلد سوم خاطرات رفیقدوست درباره کابینه و چگونگی حضور وزیران در دولت احمدینژاد است که آن را میخوانیم:
«در دولت آقای احمدینژاد وزیر خیلی معنا نداشت. چون از وزیرها امضا میگرفت اگر نخواست عوضشان کند. اسمش را هم گذاشته بود میثاق. در کار وزارتخانهها هم گفته بود باید معاونین را با نظر من بگذارید. مستقیم دخالت میکرد. ظاهر دولت را حفظ کرده بود. برای همین هم اکثر وزرایی که نسبتا مستقل بودند وسط راه رفتند. در همان چهار سال اول در جلسات هیات دولت آنهایی که متوجه بودند میگفتند ایشان تنها چیزی که قبول ندارد ولایت فقیه است و معتقد است مملکت را با ارتباط مستقیم با امام زمان اداره میکند. در یکجلسه بحثی میشود، آقای احمدینژاد سهبار میگوید همه بدانند ما از یکآقا دستور میگیریم. ظاهرا آقای صفارهرندی یا آقای اژهای میگوید خب بگویید که آنآقا مقام معظم رهبری است. که ایشان جواب نمیدهد جلسه را ترک میکند و اداره جلسه را به آقای مشایی میسپارد.»
از زمان شهرداریاش تلاش داشت رئیسجمهور شود
رفیقدوست روایت میکند وقتی احمدینژاد شهردار تهران بوده، یکروز ناهار مهمانش بوده است. حاضران در جلسه هم او، احمدینژاد و هاشمی ثمره بودهاند. رفیقدوست میگوید در آنجلسه ناهار، صحبتهایی رد و بدل شد که احساس کرد احمدینژاد تلاش دارد رئیسجمهور شود. اشاره معناداری که رفیقدوست به اینگفتگو میکند و البته از کنار مشروح آن میگذرد، توجه به امام زمان (عج) است که بهقول خیلیها دستاویز و مایه سوءاستفاده احمدینژاد شد. رفیقدوست میگوید «توجه به آقا امام زمان بهترین تقرب و توجه است اما وقتی انسان اینتوجه را طوری عنوان که جایی برای ولایت فقیه نگذارد کمی بودار است. در آنجلسه حس کردم در افکار احمدینژاد ولایت فقیه خیلی جایی ندارد. آخرسر هم معلوم شد کاری ندارد. در مجامع حزباللهیها که این را میگفتم تکفیرم میکردند. خلاصه تاکید میکرد من همه کارهایم را با امام زمان انجام میدهم. این، قبل از انتخابات بود. وقتی هم نامنویسیها شروع شد او دیرتر از بقیه ثبت نام کرد.»
بندباز زرنگی که روی موج سوار شد
محسن رفیقدوست میگوید احمدینژاد بندباز بسیار زرنگی بود که توانست روی موج سوار شود، در حالی که از اول هیچ اعتقادی به ولایت فقیه نداشت. وزیر سپاه در سالهای جنگ از حبیبالله عسگراولادی نقل قول میآورد که در سالهای پایانی دوره دوم ریاستجمهوری احمدینژاد گفت: «ما پیرو شریعت بودیم اما احمدینژاد پیرو طریقت و مرشدش آقای مشایی بود.»
رفیقدوست معتقد است محمود احمدینژاد موفق شد مردم را فریب دهد؛ بهویژه اصولگراها را و همه کارهایش هم عوامفریبی بودند. او در ۸ سال ریاستجمهوریاش تلاش کرد با سوءاستفاده از نام امام زمان (عج)، ولایت فقیه را تضعیف کند.
جمعبندی محسن رفیقدوست از ۲ دوره ریاستجمهوری احمدینژاد این است: «آنقدر برای مملکت مشکل درست کرد که از آتشبس بعد از جنگ تحمیلی بدتر بود!»
یکی از جملات جالب و مهم رفیقدوست درباره مدیریت احمدینژاد که در خاطرات وزیر سپاه قرار دارد، از اینقرار است: «یکروز کار قالیباف در شهرداری تهران به اندازه دو سال شهرداری احمدینژاد ارزش دارد.»
جمله مهم و معنادار دیگری که رفیقدوست در خاطرات خود درباره شخصیت احمدینژاد بیان کرده، این است: «معتقدم احمدینژاد انور سادات ایران است.»
سفیر انگلیس میدانست او رئیسجمهور میشود
یکی از روایتهای مهم دیگری که رفیقدوست از روزهای پیش از رئیسجمهورشدن احمدینژاد میگوید جملاتی است که از سفیر فلسطین در ایران شنیده است. صلاح زواوی سفیر وقت فلسطین در ایران، روایت کرده در جلسهای که همه سفرای مستقر در تهران در آن حضور داشتند، صحبت از پیشبینی انتخابات ریاستجمهوری ایران بوده و نامی از احمدینژاد به عنوان برنده انتخابات برده نمیشد. سفیر فلسطین میگوید
سفیر انگلیس سرش پایین بود و وقتی سفرای دیگر از او پرسیدند چرا حرفی نمیزنی؟ گفت «همه اشتباه میکنید! رئیسجمهور ایران شهردار تهران است.» اینجمله در زمانی بیان شد که احمدینژاد هنوز ثبتنام نکرده و برای انتخابات نامزد نشده بود.
در اینروایت، دیگر سفرا به سفیر انگلیس گفتند «احمدینژاد که ثبت نام نکرده؟» و پاسخ سفیر انگلیس به آنها قابل توجه و تامل است که گفت: «خب، ثبتنام میکند!»
از اول با ریاستجمهوریاش مخالف بودم چون ...
رفیقدوست میگوید از اول با ریاستجمهوری احمدینژاد مخالف بوده و اولیندلیلش مدیریتی بوده که از احمدینژاد در گذشته دیده و مربوط به همکاری او با رفیقدوست در بنیاد جانبازان میشود.
یکاشاره معنادار او هم در اینزمینه این است که ۸ شهریور ۱۳۸۴ مهرداد بذرپاش رئیس مشاورین جوان ریاست جمهوری دولت احمدینژاد، از تشکیل گروه مشاورین جوان در تمام وزارتخانهها ادارات و سازمانهای دولتی خبر داد. رفیقدوست میگوید اینکار یکحرکت نمایشی بود.
اما علت و چرایی مخالفت رفیقدوست با رئیسجمهورشدن احمدینژاد و تجربه بدی که از همکاری با او داشته، در صفحه ۲۱۹ جلد سوم خاطرات رفیقدوست روایت شده است. او در اینباره میگوید:
«آقای مهندس باهنر به من زنگ زد گفت آقای احمدینژاد از استانداری اردبیل آمده، آقای هاشمی ثمره که خواهرزاده من است و آقای احمدینژاد و آقایی احتمالا به نام حسامی اینها آدمهای خوبیاند و بیکارند. اگر بشود در بنیاد به آنها کار بده. به آقای علیزاده که معاون عمران بنیاد بود گفتم اینها مهندس هستند. هیات مدیره شرکت آتیساز را تغییر دادند و آقای احمدینژاد و هاشمی ثمره و حسامی و یکنفر دیگر که یادم نیست، شدند هیات مدیره شرکت آتیساز. در مجموع، از مدیریت اینآقایان در شرکت آتیساز راضی نبودیم. چندبار هم گزارشهایی راجع به عدم پیشرفت آنجا به من شد. تا یکروز از آقای علیزاده پرسیدم با اینها چهکار کردی؟ گفت عوضشان کردم. چون واقعا نمیتوانستند کار کنند. بعد یکهو ایشان شد شهردار تهران.»
گفت عجله نکنید! اتفاقاتی میافتند که ...
اوایل خرداد ۱۳۸۴ و پیش از برگزاری انتخابات در تیرماه آنسال، نظرسنجیهایی صورت گرفت که در معتبرترینشان هاشمی رفسنجانی ۳۹ و ۶ درصد و احمدینژاد ۳ و ۸ درصد داشتند. رفیقدوست با ذکر اینماجرا میگوید اما احمدینژاد روز ۱۰ خرداد به اطرافیانش گفت «خیلی عجله نکنید! اتفاقاتی در ۲۰ روز آینده میافتد که سرنوشت انتخابات را رقم خواهد زد.»
احمدینژاد گفت روحانیت به چه درد مردم میخورد؟
۵ اردیبهشت ۱۳۸۵ احمدینژاد به رئیس سازمان تربیت بدنی دستور داد شرایط حضور بانوان در ورزشگاهها را فراهم کند. رفیقدوست اینکار را هم یکحرکت نمایشی و تبلیغاتی از طرف احمدینژاد میداند و میگوید اگر قصد و غرض خاصی نداشت و بهاصطلاح ریگی در کفشش نبود، قبل از ایناقدام، باید از رهبر انقلاب استفتا میکرد که «میخواهم چنینکاری کنم. آیا شما که اینامور مربوط به شماست اجازه می دهید یا نه؟»
رفیقدوست در خاطراتش از احمدینژاد، جملهای را هم از محمد فروزند که پس از او رئیس بنیاد جانبازان شد نقل میکند؛ اینکه «اواخر دوره آقای احمدینژاد رفتم پیش ایشان که چرا اینقدر با مراجع و روحانیت مخالفت میکنی؟ ایشان گفته بود اینها به چه درد مردم میخورند؟ بعد شروع به توهین میکند به همه مراجع که نمیخواهم بگویم چون تکرارش توهین است. بعد گفته بود خبر نداری من دور دوم کارد را میگذارم کمر کیک.»
کلاههای بزرگی که سر ملت ایران گذاشت
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۵ هم نامه مهر و مومشده احمدینژاد به جرج بوش رئیسجمهور وقت آمریکا هم تحویل سفیر سوییس در ایران داده شد؛ نامهای که بیپاسخ ماند و تبدیل به سندی برای بیاحترامی به مردم ایران شد. رفیقدوست ضمن اشاره به ماجرای ایننامه و موارد دیگری چون «هدفمندی یارانهها»، «مسکن مهر» و ... میگوید همه اینفعالیتها در دولت احمدینژاد در حکم عوامفریبی و کلاههای بزرگی بودند که احمدینژاد سر ملت ایران گذاشت.
خدمتی که به اسرائیل کرد/ آن ۷۰۰ میلیارد دلار چه شد؟
یکی از موارد قابل بررسی درباره احمدینژاد، سخنرانیهای بهظاهر تند او علیه رژیم جعلی صهیونیستی هستند که اینروزها خیلیها اعتقاد دارند بخشی از بازی سیاسی او و همانعملیات فریبی بوده که رفیقدوست به آن اشاره میکند. او میگوید احمدینژاد در جاهای خاصی بهصورت جنجالی علیه اسرائیل صحبت کرد چون هدفش جنجالآفرینی بود. بعد هم یکی از وزرای کابینه رژیم صهیونیستی گفته بود باید مجسمه احمدینژاد را بهخاطر کمکی که به اسرائیل کرده با طلا در میدان تلآویو بگذاریم.
همهفعالیتها و سخنرانیهای ضداسرائیلی احمدینژاد به تعبیر رفیقدوست، برای استفاده سیاسی بودند. اما نکته مهم و مرموز دیگر درباره دولت احمدینژاد، این بود که با رئیسجمهورشدن در سال ۱۳۸۴ قیمت نفت ناگهان از حدود ۴۰ دلار به ۱۴۰ دلار رسید و پس از رفتن او از سمت ریاستجمهوری به سطح ۲۰ دلار سقوط کرد. رفیقدوست میگوید کل درآمد نفتی ایران از زمان قرارداد ننگین دارسی تا پیش از دولت نهم و دهم (احمدینژاد) ۵۹۶ میلیارد دلار برآورد شده است. اما درآمد نفتی ایران در ۸ سال احمدینژاد، مبلغ ۷۰۰ میلیارد دلار یعنی عددی بیش از اینمیزان یعنی ۱۰۰ سال فروش نفت ایران بود.
رفیقدوست افزایش قیمت نفت پس از رئیسجمهورشدن احمدینژاد را مشکوک میخواند و میگوید «او با این ۷۰۰ میلیارد دلار چه کرد؟»
آن کار زشت در مناظرات ۸۸
با رسیدن بحث به مقطع انتخابات سال ۱۳۸۸، وزیر سپاه در سالهای جنگ میگوید کار بسیار زشت احمدینژاد در مناظرههای تلویزیونی انتخابات سال ۸۸، تهمتزدن به بعضی شخصیتها ازجمله حجتالاسلام ناطق نوری بود؛ «در حالیکه پسر آقای ناطق اصلا فساد مالی نداشت.» رفیقدوست میگوید ناطق نوری سر همینماجرا و تهمتهای اثباتنشده قهر کرد و گفت «آقایان جامعه روحانیت مبارز، ایشان تهمتی زده، بیایید مدارک را از ایشان بگیرید رسیدگی کنید، اگر اینتهمت درست است هزار برابر بیشتر از ایشان مرا مفتضح کنید، اگر نه بگویید که اینآدم کذاب و مفتری است.»
رفیقدوست درباره مناظرات انتخابات ریاستجمهوری ۸۸ و نقشآفرینی احمدینژاد در آنها میگوید او در آنمناظرههای انتخاباتی به غیر از فتنه و تفرقه و تهمت، خیلی عالی توانست بهغیر از غیر از جناحهای سیاسی، در کشور دو دستگی ایجاد کند.
بد نیست در همینبحث و هنگام بررسی ایجاد بلوا توسط احمدینژاد، به اینفراز از خاطرات رفیقدوست هم بپردازیم که درباره جوسازیها علیه آیتالله هاشمی رفسنجانی است. او میگوید وقتی اینجوسازیها علیه هاشمی رفسنجانی زیاد شد، او به دیدار رهبر شهید انقلاب آیتالله خامنهای رفت تا هم از ریاست مجلس خبرگان استعفا دهد هم از مجمع تشخیص مصلحت نظام. آیتالله هاشمی رفسنجانی قصد داشت استعفا داده و به قم برود اما آیتالله خامنهای با اینخواسته موافقت نکرد. رفیقدوست میگوید آقای هاشمی در آندوره خبرگان را خوب اداره کرده بود.
مشایی، قطب احمدینژاد است
بحث تحلیل شخصیتی و ریاکاری احمدینژاد برای رسیدن به قدرت، در خاطرات محسن رفیقدوست به اسفندیار رحیممشایی میرسد. او میگوید احمدینژاد آدمی زیرک، باهوش و دوچهره است و با وجود اینکه هرگز به روحانیت باور نداشت، توانست با زیرکی از نردبان روحانیت بالا برود و رئیسجمهور شود.
رفیقدوست میگوید رابطه احمدینژاد و رحیممشایی برای همه وزیران کابینه او علامت سوال بوده و یکی از وزرا برای رفیقدوست روایت کرده وقتی رحیممشایی دیرتر از باقی وارد یکجلسه میشد، «احمدینژاد تمام قد میایستاد تا ایشان تشریف بیاورند جلوس کنند و بعد مینشست.»
یکی از نقلقولهای رفیقدوست از مردان دولت احمدینژاد این است که اسفندیار رحیممشایی، قطب احمدینژاد است و احترامی که به او میگذاشته، فوق تصور محسوب میشود. حتی نگاههایی که احمدینژاد به مشایی داشته، نگاههای یکعاشق به معشوق بوده است. اما وزیران کابینه گفتهاند هرچه تلاش کردهاند به سوابق خوبی از رحیممشایی دست پیدا کنند، نتیجه عکس گرفته و به سوابق بدی رسیدند تا اینکه ماجرای معاوناولشدن مشایی پیش آمد.
رفیقدوست میگوید رهبر شهید انقلاب، در ابتدای امر روی احمدینژاد سرمایهگذاری کرده بودند اما زمانیکه او تلاش داشت مشایی را به عنوان معاون اول خود معرفی کند تا پس از خودش تبدیل به رئیسجمهور ایران شود، دو روییاش برای رهبر شهید انقلاب مشخص شده بود. در نتیجه مانع اینکار شدند.
تقلب شد یا نشد؟
محسن رفیقدوست معتقد است در انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۸۸ تقلب نشد اما پیش از آن «یکسری کارها» انجام شد که در نتیجه رایگیری تاثیر گذاشتند. او میگوید «مقام معظم رهبری در سفر به کردستان سخنرانی فرمودند که برداشت نماینده ولی فقیه در سپاه این بود که ایشان رسما از آقای احمدینژاد حمایت کردند، در حالی که به نظر من اینبرداشت غلط بود. او این را به عنوان نظر مقام معظم رهبری به کل بسیجیها و سپاهیها مطرح کرد. خود این، یک رای ۵ میلیونی را برای احمدینژاد آورد.»
وزیر سپاه در سالهای جنگ همچنین در صفحه ۲۷۸ به ۲۷۹ جلد سوم خاطراتش میگوید «آقای احمدینژاد که خدا هیچوقت شری مثل ایشان را بر انقلاب ما مسلط نکند، از حدود ۳ سال پیش از انتخابات به شهرستانها مخصوصا شهرستانهای مستضعف رفت و اینبار به مردم که واقعا مستحق هم بودند، کمک نقدی کرد. که خیلی از آنهایی که آمدند پای صندوق رای بدهند، خودشان رای دادند، به احمدینژاد هم رای دادند. اما پول احمدینژاد در جیبشان بود. رایگیری درست بود، رایآوردنها هم درست بود ولی اینکارها هم قبلش شده بود.»
سرِ فتنه ۸۸ در ایران نبود
رئیس پیشین بنیاد جانبازان معتقد است سر فتنه ۸۸ در ایران نبود بلکه توسط افرادی صحنهگردانی میشد که در دوبی نشسته و هدایت ماجرا را به دست گرفته بودند. میرحسین موسوی و مهدی کروبی هم بهعنوان نامزدهای معترض انتخابات ریاست جمهوری، مفتون آنجریان نشسته در دوبی شدند و قصد و غرضی برای طراحی و اجرای فتنه نداشتند.
او درباره جریانات خارجنشین و توطئههای دشمنان ایران میگوید «اسرائیلیها با خیال راحت مینشینند تماشا میکنند. چون برایشان فرق نمیکند کدام بیشتر رای میآورد. اینکه یکمرتبه بعد از چندوقت، یکموقعی در آمریکا رهبر سیاهپوستها را ترور میکنند و زمانی یکسیاهپوست را رئیسجمهور میکنند، اینکار لابی صهیونیستها است.»
به میرحسین موسوی گفتم این ۱۳ میلیون رای را به خودت نگیر!
یکی از روایتهای محسن رفیقدوست از ماجراهای انتخابات ۸۸ و ناآرامیهای پس از آن، این است که از طریق جاوید قرباناوغلو از مقامات وزارت خارجه به میرحسین موسوی کاندیدای معترض انتخابات پیام داده است: «شما حتی این ۱۳ میلیون رای را به خودت نگیر! از این ۱۳ میلیون، دو میلیون رای به شماست. ۱۱ میلیون نه به آنطرف است.»
جبهه پایداری ادامه احمدینژادیسم است
یکی از جملات مهم محسن رفیقدوست در بیان خاطراتش که درباره احمدینژاد و جریانات روز سیاسی کشور بیان شده، از اینقرار است:
«الان جبهه پایداری ادامه احمدینژادیسم است و هرکس در آنجبهه باشد قبولش ندارم.»