اکوایران: برداشت‌های متفاوت بین آمریکا و ایران در مورد نحوه اداره تنگه هرمز در دوره موقت، تنش‌های فعلی را هدایت می‌کند.

به گزارش اکوایران، درگیری‌های اخیر میان ایلات متحده و ایران که تنها سه هفته پس از امپای تفاهم‌نامه اولیه میان دو طرف آغاز شد، بار دیگر سایه سنگین بازگشت جنگ تمام عیار را بر سر خاورمیانه افکنده است. در مرکز این بحران، اختلاف بر سر مدیریت تردد دریایی از طریق تنگه هرمز قرار دارد. با وجود این‌که دست‌کم دو بند از متن تفاهم‌نامه به طور مستقیم به این موضوع پرداخته، از نگاه ناظران، ابهام متن تفاهم‌نامه درباره این موضوع و اشارات کلی به مهم‌ترین مسئله‌ای که باعث شد دولت ایالات متحده کمپین نظامی خود را متوقف کند، از دلالیل پدید آمدن وضع کنونی است.

بر اساس بند ۴ تفاهنامه: «بلافاصله پس از امضای این تفاهم‌نامه، ایالات متحده رفع محاصره دریایی و هرگونه مزاحمت یا مانع علیه جمهوری اسلامی ایران را آغاز و ظرف ۳۰ روز به محاصره دریایی به طور کامل پایان خواهد داد. در این مدت، تردد کشتی‌ها متناسب با تعداد ترددهای قبل از جنگ خواهد بود که توسط جمهوری اسلامی ایران تضمین می‌شود. ایالات متحده آمریکا همچنین متعهد می‌شود که نیروهای خود را ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی از مجاورت جمهوری اسلامی ایران خارج کند».

بند ۵ این تفاهم‌نامه هم تصریح می‌کند: «پس از امضای این تفاهم‌نامه، جمهوری اسلامی ایران با تمام توان خود تمهیداتی را برای عبور ایمن و رایگان کشتی‌های تجاری به مدت ۶۰ روز، از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس، فراهم خواهد کرد. تردد کشتی‌های تجاری بلافاصله آغاز و با توجه به لزوم رفع موانع تاکتیکی و نظامی و مین‌زدایی توسط جمهوری اسلامی ایران، ظرف ۳۰ روز برقرار خواهد شد. جمهوری اسلامی ایران با سلطان‌نشین عمان برای تعریف مدیریت آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز،  مطابق با قوانین بین‌المللی قابل اجرا و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی تنگه هرمز،  گفت‌وگو و با سایر کشورهای ساحلی خلیج فارس، رایزنی خواهد کرد.

پس از امضای این تفاهم‌نامه از سوی هر دو طرف، جمهوری اسلامی ایران بازگشایی تنگه هرمز را اعلام مذاکرات خود را با طرف عمانی آغاز کرد و ایالات متحده نیز محاصره دریایی ایران را اجرایی کرد. با این همه در بحبوحه تلاش‌های دیپلماتیک، دولت عمان با رایزنی با طرف آمریکایی و همکاری با یکی آژانس دریایی سازمان ملل، از کریدوری دریایی در محدوده آب‌های سرزمینی خود برای عبور کشتی‌ها رونمایی کرد که خشم تهران را برانگیخت. از نگاه تهران این کریدور از یک سو در تعارض با متن تفاهم‌نامه بود و از سویی دیگر اقدامی از سوی طرف مقابل برای خنثی‌سازی مهم‌ترین و تازه‌ترین اهرم فشار جمهوری اسلامی ایران در شرایط جنگ و صلح.

این موضوع باعث سلسه‌ای از هشدارها به کشتی‌هایی که از مسیری جز مسیر مورد تائید ایران برای عبور در تنگه هرمز را انتخاب کرده بودند شده و در نهایت در پی چند حمله به این کشتی‌ها، تبادل آتش قابل توجه میان ایالات متحده و ایران شعله‌ور شد.

ابهام مناقشه‌برانگیز؛ فاجعه در راه است؟

در این شرایط، تریتا پارسی، متخصص مسائل ایران، معتقدست برداشت‌های متفاوت بین آمریکا و ایران در مورد نحوه اداره تنگه هرمز در دوره موقت، تنش‌های فعلی را هدایت می‌کند. پارسی، مدیر اجرایی موسسه کوئینسی برای حکمرانی مسئولانه، به الجزیره گفت: «بدیهی است که در آن تفاهم‌نامه [امضا شده در 16 ژوئن] ابهاماتی وجود داشت. این ابهامات برای دستیابی به توافق در زمان مناسب ضروری بود. اما برخی از این ابهامات به این معنا که دو طرف ایده‌های بسیار متفاوتی در مورد معنای واقعی آن دارند، بسیار مهم بوده‌اند».

به گفته پارسی، اقدام نظامی نمی‌تواند اصول اساسی وضعیت را به نفع هیچ یک از طرفین تغییر دهد. او گفت: «در بهترین حالت، فکر می‌کنم می‌تواند به سناریویی منجر شود که در آن - پس از این دور از جنگ، که به نظر می‌رسد بسیار شدیدتر از دورهای قبلی است - آنها به میز مذاکره بازگردند و متوجه شوند که هیچ‌کدام از آنها واقعاً نمی‌توانند واقعیت‌های میدانی را تغییر دهند و در نتیجه، [درک کنند که] نوعی مصالحه ضروری است». او افزود: «من تصور نمی‌کنم که اقدام نظامی از سوی هیچ‌کدام از طرفین واقعاً بتواند اصول اساسی وضعیت را تغییر دهد، متفاوت از آنچه در جنگ قبلی انجام شد».

download

کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز در نزدیکی بندرعباس، 30 ژوئن 2026/ عکس از خبرگزاری ایسنا

با این همه، پارسی معتقدست در حالی که اعتماد به دیپلماسی در تهران و واشنگتن همچنان پایین است، «اطمینان بیشتری وجود دارد که هیچ یک از طرفین نمی‌توانند جنگ طولانی دیگری را تحمل کنند». در نتیجه، «این نیرو آن‌ها را از سطح کاملاً غیرقابل کنترل  تشدید تنش دور نگه می‌دارد».

پارسی با اشاره به کاهش ذخایر نفت به عنوان یک عامل کلیدی گفت: «جنگ طولانی‌تر وضعیت را بسیار وخیم می‌کند. تمام ذخایر نفت نتوانسته‌اند دوباره پر شوند. ما در سطح جهانی در سطح بسیار پایین‌تری هستیم. ذخایر استراتژیک نفت ایالات متحده در پایین‌ترین سطح  است.» ایرانی‌ها در مقایسه با ماه فوریه، نفت کمتری روی آب دارند. بنابراین مسیر قبل از اینکه هرگونه بحران نفتی واقعاً جدی شود، بسیار کوتاه‌تر از فوریه است».

پاریس افزود که ایالات متحده ممکن است به حملات خود ادامه دهد، اما «سوال این است که این امر چقدر طول خواهد کشید و بازار نفت در این مدت چقدر آسیب خواهد دید - اینکه در نهایت به یک فاجعه سیاسی و کابوس برای دولت ترامپ تبدیل شود. به نظر من مشکل آمریکا همین جاست».

 عامل بازدارنده استراتژیک اصلی

آلن ایر، عضو تیم مذاکره‌کننده ایالات متحده برای توافق هسته‌ای با ایران در سال ۲۰۱۵، در این رابطه به الجزیره گفت:  «ایران کنترل تنگه هرمز را به عنوان عامل بازدارنده استراتژیک اصلی خود می‌داند و هنوز آماده نیست که از آن صرف نظر کند. به گفته ایر: «این چیزی است که ایالات متحده هنوز حاضر به پذیرش آن نیست. بنابراین، اکنون مسئله هسته‌ای را فراموش کنید. اگر می‌خواهیم به راه‌حلی برای مسئله هسته‌ای برسیم، این مانع اصلی است که باید در مورد آن مذاکره و از آن عبور کنیم. و در حال حاضر، من چنین چیزی را نمی‌بینم».

photo_2026-07-13_10-15-44

به هوا برخاستن دود پس از رهگیری یک پهپاد ایرانی بر فراز برج‌های بندر مالی  منامه، ۶ مارس ۲۰۲۶/ عکس از خبرگزاری رویترز

ایر افزود: «حملات مداوم ایالات متحده، توانایی ایران در تنگه هرمز را به اندازه کاهش نخواهد داد. ایالات متحده دوباره کاری را که در آن بهترین است انجام می‌دهد: حمله نظامی به ایران، زیرا ما برتری نظامی داریم. اما واقعیت تأسف‌بار این است که مهم نیست چقدر به مناطق ساحلی حمله کنیم، نمی‌توانیم به اندازه کافی پتانسیل ایران برای تاثیر بر کشتیرانی از طریق این تنگه را کاهش دهیم. و این به این دلیل است که ایران موشک‌های بسیار، پهپادهای بسیار و قایق‌های تهاجمی تندروی کوچک‌تری دارد که می‌توانند کشتی‌ها را تهدید کنند».

ایر با ذعان به این‌که جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، تعادل استراتژیک منطقه را مختل کرده، به الجزیره گفت: «با جنگ ماه ژوئن، و تا حد کمتری سال گذشته، ترامپ سیستم پیچیده‌ای را در هم شکست. اکنون زمان می‌برد تا این سیستم پیچیده در منطقه خلیج فارس به تعادل جدید دست یابد. نمی‌دانم چقدر طول خواهد کشید؛ نمی‌دانم چه خواهد بود. اما می‌دانیم که مانند قبل نخواهد بود و این مایه تاسف است، زیرا منطقه جدید بسیار بی‌ثبات‌تر و خطرناک‌تر خواهد بود».

ایر اظهار داشت که ایالات متحده ممکن است برای دستیابی به توافق هسته‌ای مجبور به «پذیرش کنترل بیشتر ایران» بر تنگه هرمز شود. او همچنین به اختلاف نظر فزاینده بین ایالات متحده و اسرائیل در مورد نحوه ادامه کار اشاره کرد.  ایر گفت: «ایالات متحده و اسرائیل، در حال حاضر، اهداف استراتژیک متفاوتی دارند. ایالات متحده فقط می‌خواهد ضررهای خود را کاهش دهد، تنگه را باز کند و از آنجا دور شود، زیرا این یک باتلاق است. اسرائیل فکر می‌کند این کار ناتمام است -  و می‌خواهد ایالات متحده حملات علیه ایران و حزب‌الله را از سر بگیرد. بنابراین این یک وضعیت فوق‌العاده پویا است، با متغیرهای مختلف زیادی که در آن نقش دارند».

دیپلماسی از طریق جنگ و تغییر اهداف 

در همین رابطه، پاول ماسگریو، دانشیار سیاست در دانشگاه جورج تاون قطر، هم معتقدست حملات کنترل‌شده بین ایالات متحده و ایران تاکنون «نسبتاً محدود» بوده‌اند، اما اوضاع می‌تواند به سرعت تشدید شود. او به الجزیره گفت: «همیشه جایی برای مذاکره وجود دارد، همیشه جایی برای صحبت وجود دارد، اما گاهی اوقات کشورها از طریق تبادل ضربات مذاکره می‌کنند. آن‌چه اکنون شاهد آن هستیم این است که هر دو طرف به درک بهتری از اهداف نهایی خود می‌رسند. برای واشنگتن، اکنون مشخص است که این شامل تنگه هرمز و  برنامه هسته‌ای ایران نیز می‌شود». او خاطرنشان کرد: «برای ایران، اهداف فرتژاتری در منطقه ایجاد کرده است».

2026-07-13t034404z-15392971-rc2rcmaab9qi-rtrmadp-3-iran-crisis

یک پرتابه در جریان حمله فرماندهی‌مرکزی‌ایالات‌متحده (سنتکام) به ایران شلیک می‌شود، 12 جولای 2026/ عکس از خبرگزاری رویترز

ماسگریو به الجزیره گفت: «وقتی دو طرف درگیر چنین درگیری هستند، آنها از راه‌های مختلفی ارتباط برقرار می‌کنند، گاهی از طریق میانجی‌ها یا کانال‌های مخفی. گاهی اوقات آنها این کار را مثلاً در میدان جنگ انجام می‌دهند». 

او افزود: «در حال حاضر، هر دو در تلاشند تا بفهمند که «خطوط قرمز» طرف مقابل کجاست. ایرانی‌ها گفته‌اند که باید بر تنگه هرمز کنترل داشته باشند، اما این واقعاً به چه معناست؟ آیا آنها بر اخذ عوارض اجباری اصرار خواهند کرد؟ آیا آنها هرگز به عمان اجازه خواهند داد که همان حقوقی را که برای آب‌های سرزمینی خود ادعا می‌کنند، بر آب‌های سرزمینی خود داشته باشد؟»

به گفته ماسگریو، به نظر می‌رسد اهداف ایران در طول این درگیری افزایش یافته است، در حالی که اهداف ایالات متحده «به طرز شگفت‌آوری» کاهش یافته است. او خاطرنشان کرد: «ایالات متحده دیگر درباره تغییر رژیم صحبت نمی‌کند، اما در تهران شروع به صحبت درباره چیزی شبیه به هژمونی بر خلیج فارس کرده‌اند». ماسگریو گفت، این بدان معناست که بازگشت به دیپلماسی بسیار دشوار خواهد بود.