به گزارش اکوایران، محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین و مدیر اندیشکده پایاب، در یادداشتی اختصاصی برای سایت انگلیسی الجزیره با عنوان «جنگ سایهها: پنج دهه راهبرد پنهان و سیاستِ تداوم منازعه در غرب آسیا» به بررسی نقش اسرائیل در تحولات منطقه پرداخت.
محمدجواد ظریف وزیرخارجه پیشین و مدیر اندیشکده پایاب نوشت:
در آستانه دیدار بنیامین نتانیاهو با دونالد ترامپ، دلایل محکمی وجود دارد که انتظار داشته باشیم او از این دیدار برای جلوگیری از هرگونه حرکت در جهت پایان دادن به خصومتها در خلیج فارس بهره گیرد. این انتظار بر پیشینهای تاریخی استوار است که بیش از پنج دهه را در بر میگیرد. مدیران اسرائیلی متعدد، غالباً با پشتیبانی بخشهایی از ساختار امنیتی، بارها کوشیدهاند تلاشها برای پایان دادن به منازعات منطقهای یا مدیریت تنش میان ایالات متحده و ایران را با مانع روبهرو سازند. هدف راهبردی تقریباً همواره ثابت مانده است: حفظ وضعیت تقابل میان واشنگتن و تهران و مقابله با ابتکارهای دیپلماتیک که نتیجه آن کاهش نفوذ اسرائیل بر جهتگیری سیاست ایالات متحده در خاورمیانه بوده است.
بر اساس چندین پژوهش درباره رسانههای دوران جنگ ایران و عراق، هرگاه تصمیمگیرندگان ایرانی در ادامه عملیات نظامی دچار تردید میشدند، رسانه های اسراییلی بر آسیبپذیریهای عراق تأکید میکردند؛ و هنگامی که افکار عمومی عراق و کشورهای عربی به تقویت روحیه نیاز داشتند، شکستها و ناکامیهای ایران را برجسته میساختند. پس از یازدهم سپتامبر، اسرائیل موفق شد فضای سیاسی واشنگتن را بهطور چشمگیری تغییر دهد. توقیف کشتی کارین اِی در اواسط دیماه ۱۳۸۰ با تبلیغات گستردهای از سوی اسرائیل انجام شد تا این گزاره القا شود که ایران، نه عراق، مهمترین تهدید بلندمدت امنیتی منطقه است. در همین دوره، بهویژه همزمان با دیدار آریل شارون و جورج بوش در بهمن ۱۳۸۰، مقامهای ارشد اسرائیلی ادعا میکردند که ایران ــ نه عراق ــ تهدید بلندمدت مهمتری برای امنیت منطقه محسوب میشود.
مذاکرات منتهی به «تفاهمنامه اسلامآباد ۱۴۰۵» نشان میدهد که چگونه این پویاییهای تاریخی همچنان بر دیپلماسی منطقهای سایه افکندهاند. جی.دی. ونس، معاون رئیسجمهور ایالات متحده، در گفتوگویی با برنامه جو روگان در تیر ۱۴۰۵ اظهار داشت: «ما بدون هیچ تردیدی میدانیم که افراد مشخصی در درون ساختار اسرائیل در حال دستکاری و جهتدهی به افکار عمومی آمریکا هستند تا این جنگ برای مدت نامحدود ادامه یابد.»
پس از بیش از چهار دهه به این نتیجه گریزناپذیر رسیدهام: تلاشها برای مدیریت تنش میان واشنگتن و تهران همواره در متن یک رقابت راهبردی گستردهتر جریان داشته است. این بستر نهتنها از پیمانشکنی مکرر ایالات متحده تأثیر پذیرفته، بلکه از اقدامات بازیگران منطقهای نیز شکل گرفته است. شواهد تاریخی نشان میدهد که مدیران پیاپی در اسرائیل، استمرار تقابل میان ایران و ایالات متحده را همواره بهعنوان وضعیتی مطلوب از منظر راهبردی تلقی کردهاند.