تردیدی نیست که در دوران جنگ، اولویت تصمیم‌گیری بر عهده میدان‌دارانی است که تا پای جان از کشور دفاع می‌کنند و و بخش مهمی از توجه کشور به مدیریت میدان نبرد معطوف می‌شود. در چنین شرایطی، تصمیم‌ها و اقدامات سایر حوزه‌ها نیز ناگزیر باید با اقتضائات جنگ هماهنگ شوند. با این حال، این واقعیت نباید موجب شود که نقش حوزه اقتصاد به حاشیه رانده شود.

به گزارش اکوایران، تردیدی نیست که در دوران جنگ، اولویت تصمیم‌گیری بر عهده میدان‌دارانی است که تا پای جان از کشور دفاع می‌کنند و و بخش مهمی از توجه کشور به مدیریت میدان نبرد معطوف می‌شود. در چنین شرایطی، تصمیم‌ها و اقدامات سایر حوزه‌ها نیز ناگزیر باید با اقتضائات جنگ هماهنگ شوند. با این حال، این واقعیت نباید موجب شود که نقش حوزه اقتصاد به حاشیه رانده شود.

با این حال، کمی اگر تصویر را بزرگ‌تر کنیم و از زاویه نزدیک‌تر ببینیم، مردمی زندگی می‌کنند که توام با این‌که قلبشان برای خاکی‌پوش‌های صحنه نبرد می‌تپد، در جبهه دیگری خودشان دلیرانه مشغول جهادند. در پسِ اخبار و تحولات نظامی، زندگی روزمره میلیون‌ها شهروند همچنان جریان دارد. خانوارها، کارگران، کارآفرینان و تولیدکنندگان، در کنار تحمل پیامدهای جنگ، مسئولیت تأمین معیشت، حفظ فعالیت‌های اقتصادی و استمرار تولید را نیز بر عهده دارند. آن‌ها هم سال‌هاست در سنگر اقتصاد، پای لانچرهای جنگ اقتصادی ایستاده‌اند و هنوز هم زیر آتش مشغول همان جهادند. از این منظر، اقتصاد نیز جبهه‌ای است که استمرار فعالیت آن، بخشی از تاب‌آوری ملی را تضمین می‌کند.

در سال‌های گذشته نیز اقتصاد ایران با محدودیت‌ها، تحریم‌ها و فشارهای متعددی مواجه بوده است. بسیاری از فعالان اقتصادی و مدیران اجرایی، پیش از آغاز جنگ نیز درگیر مدیریت این شرایط بودند و اکنون با پیچیدگی‌های بیشتری روبه‌رو شده‌اند. از همین رو، مسئولیت سیاست‌گذاران و مدیران اقتصادی در این مقطع، نه متوقف شده و نه کاهش یافته، بلکه ابعاد تازه‌ای پیدا کرده است.

در چنین ملغمه متلاطمی، فعالین عرصه خدمت‌رسانی اقتصادی که جهادگران توسعه اقتصادی هستند و درست مانند سنگر جنگ نظامی، با هزار "نمی‌شود" و "نداریم" و "نشد" برای همان هدف تلاش می‌کنند، باید سه عرصه را جدی‌تر از همیشه پیگیری نمایند...

نخست؛ حفظ سرمایه‌گذاران و تولیدکنندگان

دلیرانی که در سایه و متن جنگ هم با تمام توان به تولید و تأمین معیشت و زندگی مردم همت گماشته‌اند، شایسته خدمت‌رسانی هستند. تداوم فعالیت بنگاه‌های تولیدی و خدماتی، پیش‌شرط حفظ اشتغال، تأمین کالاها و جلوگیری از تشدید فشارهای اقتصادی بر جامعه است. سرمایه‌گذارانی که در سال‌های گذشته منابع خود را در اقتصاد کشور به کار گرفته‌اند، و به وعده حاکمان اعتماد کردند، امروز بیش از هر زمان دیگری به ثبات، پیش‌بینی‌پذیری و همراهی دولت نیاز دارند. اکنون وقت وفای به عهد است و هرچه که امروز می‌گذرد، روایت فردا را از عیار همراهی دولتمردان می‌سازد.

خیلی زود، خاطرات این روزها می‌شود دلیل آمدن‌ها و رفتن‌های بسیاری از سرمایه‌های داخلی و خارجی و علت بسیاری از "شدن"ها و "نشدن"های ماه‌ها و سال‌های بعد. چیزی که این روزها می‌شود با چند کار کردن یا نکردن یا چند تصمیم را گرفتن یا نگرفتن ثابت کرد، در آینده با هزار دلیل و بهانه قابل باور نیست.

دولت در چنین شرایطی باید بیش از هر چیز بر ایفای تعهدات خود، کاهش موانع غیرضروری، تسهیل فعالیت‌های تولیدی و حمایت از تداوم سرمایه‌گذاری تمرکز کند. نحوه رفتار با سرمایه‌گذاران در این دوره، تنها بر وضعیت امروز اقتصاد اثر نخواهد گذاشت، بلکه بر تصمیم‌های سرمایه‌گذاری در سال‌های آینده نیز تأثیر تعیین‌کننده خواهد داشت. تجربه این روزها، مبنای قضاوت فعالان اقتصادی درباره میزان قابلیت اتکای سیاست‌گذار خواهد بود.

دوم؛ حفظ اعتماد عمومی به زیرساخت‌های اقتصادی

پایان این جنگ، چهره ایران عزیز به هر خراش و تراشی که مزین باشد، کیمیای اعتماد بیش از هرچیز مس رنگ‌پریده وطن را فرصت طلا شدن می‌دهد. این روزها سختند اما باور به حق مالکیت و معیشت و رعایت رسم امانت‌داری در وانفسای همین روزهاست که جاودانه تاریخ می‌شود. به همین پشتوانه هم باید تا پای جان پای این سنگر ایستاد و نگین امانت‌داری بر انگشتری وطن نشاند. اعتماد مردم به امنیت دارایی‌هایشان، استمرار خدمات اقتصادی، احترام به حقوق مالکیت و ثبات قواعد، سرمایه‌ای است که جایگزینی برای آن وجود ندارد.

در چنین روزهایی، حفظ اعتماد مردم به تداوم خدمات و زیرساخت‌های اقتصادی، احترام به حقوق مالکیت، ثبات قواعد بازی و پرهیز از تصمیماتی که امنیت اقتصادی شهروندان را مخدوش می‌کند، همان سرمایه‌ای است که بازسازی فردای ایران بر آن استوار خواهد بود. در ایامی که مردان سیاست را دغدغه‌های دیگریست که شاید راه گم کنند، از مردان اقتصاد انتظار می‌رود پای این تعهد بیش از همیشه بایستند.

سوم؛ فکری برای فردا که باز هم باید این کشور را ساخت

مدیریت اقتصاد در دوران جنگ باید در کنار مجاهدت ارزشمندی که برای اداره امور روزمره کشور دارد، با همان جدیت و حتی بیش از آن در خدمت تمهید مقدمات بازسازی و توسعه پس از پایان بحران باشد. یک ضرب‌المثل مشهود می‌گوید «وقت باران، ماهیگیرها تورهای خود را ترمیم می‌کنند» و در چنین طوفان مهیبی در عرصه سیاستگذاری و ریل‌گذاری اقتصاد برای فردای جنگ، هیچ لحظه‌ای را نباید تلف کرد.

در عرصه جذب سرمایه‌گذاری، هزاران هزار باده ناخورده در رگ تاک است که برای عطش سنگین پس از نفس نفس‌های جنگ باید جرعه جرعه بر کام وطن نشاند. این روزها باید دور از هیاهو و شعارزدگی، خیلی آرام و با اطمینان، قدم به قدم ریل‌های بازسازی فردای ایران را در زمین کاشت.

اما نهایتا باید گفت که چه باک از ملامت دوست و آشنا و غریبه، برای کسی که می‌داند در روزهایی که زود می‌رسند، زورق پوسیده حاضر، تاب عبور از دریای متلاطم فردا را ندارد.

آری! ما کشتی نوح را باید در چنین بیابانی بسازیم. اگر باور کنیم به روزی که آب از تنور پیرزنان روستایی بجوشد و وعده پیروزی مردمان صالح بر پهنه این خاک محقق گردد.

علیرضا حاجعلی

پژوهشگر حقوق توسعه و سرمایه‌گذاری خارجی