با توقف حملات و افزایش تماس‌های غیرمستقیم دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن، نشانه‌هایی از تلاش برای بازگرداندن مسیر مذاکره به روابط ایران و آمریکا دیده می‌شود. هرچند هنوز نمی‌توان از شکل‌گیری یک توافق قطعی سخن گفت.

به گزارش اکوایران، در تازه‌ترین تحولات، منابع پاکستانی و قطری از امیدواری به ازسرگیری مذاکرات میان ایران و آمریکا در آینده نزدیک خبر داده‌اند. هم‌زمان، رایزنی‌های دیپلماتیک کشورهای منطقه برای حفظ توقف درگیری‌ها و جلوگیری از بازگشت جنگ ادامه دارد؛ تلاش‌هایی که نشان می‌دهد دیپلماسی همچنان یکی از مهم‌ترین مسیرهای موجود برای مدیریت بحران است.

در این میان، تنگه هرمز به یکی از مهم‌ترین محورهای رایزنی‌ها تبدیل شده است. برخی گزارش‌ها از توافق یا پیشرفت در مذاکرات درباره ترتیبات بازگشایی این تنگه حکایت دارند و حتی ادعاهایی درباره موافقت ایران با چارچوبی برای بازگشایی آن منتشر شده است.

با این حال، یک منبع نزدیک به تیم مذاکره‌کننده ایران این ادعا را تکذیب کرده و تأکید داشته که تهران توافقی درباره بازگشایی تنگه هرمز نداشته است. بنابراین، موضوع تنگه هرمز همچنان در مرحله گزارش‌ها و مذاکرات قرار دارد و نمی‌توان از توافق نهایی سخن گفت.

پرونده هسته‌ای و سرنوشت ذخایر اورانیوم ایران نیز از دیگر موضوعات مهم در مذاکرات احتمالی است. طبق خبری که به دست «اکوایران» رسیده، درباره تعیین تکلیف حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ایران نیز رایزنی‌هایی در جریان است؛ موضوعی که می‌تواند به یکی از پیچیده‌ترین محورهای هرگونه تفاهم جدید میان تهران و واشنگتن تبدیل شود.

در کنار این تحولات، نشانه‌هایی از فعال بودن کانال‌های دیپلماتیک منطقه‌ای نیز وجود دارد. تماس‌های عباس عراقچی، وزیر امور خارجه با مقام‌های پاکستان، ترکیه و عربستان و همچنین رایزنی میانجی‌های قطری با تهران، واشنگتن و مقام‌های عمانی، نشان می‌دهد تلاش‌ها برای باز نگه داشتن مسیر مذاکره ادامه دارد.

با این حال، در برابر نگاه خوش‌بینانه به احتمال ازسرگیری مذاکرات، دیدگاه دیگری نیز وجود دارد؛ اینکه آمریکا ممکن است راهبرد فشار را ادامه دهد و از ابزارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی برای افزایش هزینه‌های ایران استفاده کند. در چنین سناریویی، توقف حملات لزوماً به معنای پایان بحران نخواهد بود و می‌تواند صرفاً فرصتی برای بازتنظیم فشارها و آماده شدن برای مرحله بعدی باشد.

یکی از پرسش‌های  اصلی اکنون این است که آیا با ادامه روند مذاکرات دو طرف تفاهم‌نامه پیشین را  دوباره احیا خواهند کرد یا به سمت چارچوبی جدید حرکت می‎‌کنند؟

قطر و کویت بر ضرورت گفت‌وگو و اجرای توافقات حاصل‌شده در چارچوب تفاهم‌نامه میان تهران و واشنگتن تأکید کرده‌اند، اما هنوز جزئیات روشنی از موضع نهایی ایران و آمریکا منتشر نشده است.

به نظر می‌رسد در شرایط فعلی، بهترین و کم‌هزینه‌ترین راه برای پایان دادن به جنگ، بازگشت به همان مسیر تفاهم و مذاکره است؛ چراکه ادامه درگیری نظامی نه‌تنها هزینه‌های انسانی و اقتصادی سنگینی برای ایران و منطقه دارد، بلکه می‌تواند هرگونه امکان توافق سیاسی را نیز دشوارتر کند. احیای تفاهم قبلی می‌تواند نقطه شروعی برای بازسازی اعتماد و حرکت تدریجی به سمت توافقی پایدارتر باشد.

اما مسئله اینجاست که به نظر می‌رسد دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا احتمالاً به احیای ساده تفاهم قبلی رضایت نخواهد داد و ممکن است خواهان امتیازات بیشتری از تهران باشد. حجم تسلیحات و تجهیزات نظامی آمریکا که در هفته‌های اخیر به منطقه منتقل شده و همچنین تهدیدهای مطرح‌شده از سوی ترامپ و مقام‌های آمریکایی، می‌تواند این پیام را منتقل کند که واشنگتن تلاش دارد با تقویت اهرم نظامی، موقعیت خود را در مذاکرات احتمالی ارتقا دهد.

از این منظر، معادله پیش‌رو تنها به اراده ایران برای بازگشت به مذاکره یا تمایل آمریکا به توافق بستگی ندارد. بلکه به سطح مطالبات واشنگتن و میزان امتیازاتی که تهران حاضر است در ازای پایان جنگ و کاهش فشارها ارائه کند نیز وابسته است.

چهار موضوع می‌تواند سرنوشت این مسیر را تعیین کند: تنگه هرمز، پرونده هسته‌ای، رفع تحریم‌ها، تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم و آینده تفاهم‌نامه ایران و آمریکا.

اگر دو طرف بتوانند بر سر این مسائل به یک چارچوب قابل قبول برسند، توقف فعلی جنگ می‌تواند از یک وقفه موقت به فرصتی برای پایان واقعی درگیری تبدیل شود. اما اگر سطح مطالبات آمریکا افزایش یابد و تهران نیز آن را غیرقابل قبول بداند، احتمال بازگشت بحران همچنان پابرجا خواهد ماند.

به همین دلیل، شاید مهم‌ترین سؤال امروز این نباشد که آیا ایران و آمریکا دوباره مذاکره می‌کنند؛ بلکه این است که آیا واشنگتن و تهران می‌توانند تفاهم قبلی را احیا کنند یا اینکه جنگ و فشار نظامی، دو طرف را به سمت توافقی جدید و بسیار پرامتیازتر سوق خواهد داد؟