در «تیتر یک» امروز، دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، از یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های صنعت ایران آغاز می‌کنیم: چگونه می‌توان زنجیره فولاد را در شرایطی که همزمان با ناترازی انرژی، محدودیت منابع بانکی و افزایش نااطمینانی اقتصادی مواجه است، سرپا نگه داشت؟ در همایش «صنعت فولاد و سنگ‌آهن در دوران تحول»، فعالان این صنعت از چالش‌های انرژی و صادرات تا آینده بازارهای جهانی گفتند؛ اما در میان مباحث مطرح‌شده، پیشنهاد فرهاد نیلی، اقتصاددان، درباره تغییر پارادایم تأمین مالی اهمیت ویژه‌ای داشت. او معتقد است راه نجات زنجیره فولاد الزاماً تزریق پول جدید نیست، بلکه باید سرمایه‌های محبوس در زنجیره را آزاد و سرعت گردش نقد، اعتبار، کالا و اطلاعات را افزایش داد؛ رویکردی که با رشد چشمگیر ابزارهای تأمین مالی زنجیره‌ای در چهار ماه نخست امسال همزمان شده است. در ادامه، هزینه خاموشی برای صنایع، تحولات بازارهای جهانی، آینده اهرم ژئوپلیتیکی ایران در تنگه هرمز و بازار داغ شهاب‌سنگ‌ها را بررسی می‌کنیم؛ از اقتصاد برق و فولاد تا نفت و طلا و حتی سنگ‌هایی که ممکن است واقعاً از آسمان آمده باشند. با «تیتر یک» دوشنبه 19 مرداد 1405 همراه باشید.

در همایش زنجیره فولاد و سنگ‌آهن چه گذشت؟

روز دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، سالن همایش‌های گروه رسانه‌ای دنیای اقتصاد میزبان یکی از مهم‌ترین نشست‌های تخصصی زنجیره فولاد و سنگ‌آهن بود. در این رویداد که با حضور مدیران ارشد صنعت، نمایندگان بخش خصوصی، مجلس و دولت برگزار شد، حیاتی‌ترین مسائل روز این صنعت از چالش انرژی و صادرات گرفته تا افق بازارهای جهانی مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

علیرضا بختیاری، مدیر مسئول گروه رسانه‌ای دنیای اقتصاد، با اشاره به تحولات منطقه‌ای و جهانی بر ضرورت بررسی سناریوهای پیش‌روی ایران تأکید کرد و گفت: «به هر حال باید زندگی کرد و باید امید داشت که ایران را بسازیم و از این شرایط عبور کنیم».

وجیه‌الله جعفری، معاون وزیر صمت، ناترازی انرژی را یکی از چالش‌های اصلی صنعت فولاد دانست و گفت در شرایط فعلی صنعت فولاد نمی‌تواند تنها بر اساس یک نقشه ثابت حرکت کند و لازم است راهبردها به‌صورت روزانه بازنگری شوند. وی همچنین از تشکیل «ستاد فولاد» برای پیگیری و رفع چالش‌های زنجیره خبر داد.

فرهاد نیلی، اقتصاددان، بر ضرورت یک «پارادایم‌شیفت» در نظام تأمین مالی صنعت فولاد تأکید کرد و گفت باید از نظام سنتی بانک‌محور به سمت یک نظام اکوسیستمی یکپارچه و هوشمند مهاجرت کنیم. به گفته نیلی، در شرایط فعلی که کشور در «پارادایم بقا» قرار دارد، مدیریت سرمایه در گردش بسیار مهم‌تر از سرمایه‌گذاری ثابت است و باید نیاز صنعت به پول بانکی را به حداقل رساند. نجات زنجیره فولاد از قفل نقدینگی با سرمایه‌های موجود.

فرهاد نیلی تأکید کرد که مسئله تأمین مالی زنجیره فولاد را نمی‌توان صرفاً با افزایش تسهیلات بانکی حل کرد. به گفته او، زنجیره فولاد فقط یک زنجیره فیزیکی نیست، بلکه اکوسیستمی متشکل از چهار جریان به‌هم‌پیوسته کالا، نقد، اعتبار و داده است.

نیلی معتقد است در شرایطی که تورم، محدودیت نقدینگی و تنگنای ترازنامه بانک‌ها امکان تأمین مالی بیشتر از مسیر بانکی را محدود کرده، صنعت باید به سمت کاهش وابستگی به پول جدید حرکت کند. راهکار، به‌جای تزریق نقدینگی تازه، می‌تواند آزادسازی سرمایه‌های محبوس و افزایش سرعت گردش منابع موجود در زنجیره باشد.

او با اشاره به مفهوم «اقتصاد سرمایه در گردش» گفت نسخه ایرانی تأمین مالی زنجیره‌ای باید بر گردش هوشمند سرمایه موجود، اعتبار و اطلاعات استوار شود. از این منظر، SCF به‌تنهایی راه‌حل نیست و زمانی اثرگذار خواهد بود که جریان‌های کالا، نقد، اعتبار و اطلاعات همزمان و هماهنگ مدیریت شوند.

به اعتقاد نیلی، در شرایط فعلی اولویت صنعت فولاد دیگر صرفاً رشد نیست؛ بلکه حفظ تولید و اشتغال و افزایش تاب‌آوری زنجیره در برابر عدم‌اطمینان اقتصادی اهمیت بیشتری دارد.

سیدعباس حسینی، مشاور وزیر صمت، با اشاره به جایگاه دهم ایران در تولید فولاد جهان، نسبت به از دست رفتن مزیت‌های انرژی و سنگ‌آهن هشدار داد و بر لزوم شناخت و متنوع‌سازی مزیت‌های رقابتی تأکید کرد.

تأمین مالی زنجیره تولید ۱۴ برابر شد؛ ابزارهای جدید جای وام بانکی را می‌گیرند؟

تأمین مالی زنجیره تولید در چهار ماه نخست سال ۱۴۰۵ با جهشی قابل‌توجه همراه شده است. بر اساس گزارش بانک مرکزی، میزان تأمین مالی بنگاه‌های اقتصادی از طریق ابزارهای نوین تأمین مالی زنجیره تولید در این مدت از ۱۱۷ همت عبور کرده؛ رقمی که در مقایسه با ۸.۲ همت در مدت مشابه سال گذشته، بیش از ۱۴ برابر افزایش نشان می‌دهد.

این رشد در شرایطی اتفاق افتاده که بنگاه‌های تولیدی با نیاز فزاینده به سرمایه در گردش و محدودیت منابع بانکی مواجه‌اند. رویکرد بانک مرکزی در توسعه این ابزارها، کاهش وابستگی تولید به تسهیلات مستقیم بانکی و هدایت اعتبار به فعالیت‌های مولد، بدون تشدید پایه پولی عنوان شده است.

در کنار این روند، اوراق گام نیز به یکی از ابزارهای اصلی تأمین مالی زنجیره‌ای تبدیل شده و مجموع تأمین مالی از این مسیر از ابتدای اجرای آن تاکنون از ۱۸۲ همت عبور کرده است.

در بخش دیگری از این بازار، برات الکترونیکی زنجیره تولید در چهار ماه نخست امسال نسبت به مدت مشابه سال قبل بیش از ۳۲۴۲ درصد رشد کرده و ارزش برات‌های صادرشده تا پایان تیرماه به ۷۴۵.۳ هزار میلیارد ریال رسیده است.

بانک مرکزی همچنین از عملکرد ۸.۳۴ همتی کارت رفاهی متصل به اوراق گام و ۲.۵ همتی فاکتورینگ در چهار ماه نخست امسال خبر داده است.

گسترش این ابزارها می‌تواند نشانه‌ای از تغییر تدریجی مدل تأمین مالی در اقتصاد ایران باشد؛ مدلی که به جای اتکا به تزریق وام جدید، تلاش می‌کند اعتبار، مطالبات و سرمایه موجود در زنجیره تولید را سریع‌تر به گردش درآورد. در صورت توسعه زیرساخت‌ها، این روند می‌تواند فشار بر ترازنامه بانک‌ها را کاهش داده و دسترسی بنگاه‌ها به سرمایه در گردش را در شرایط تنگنای اعتباری تسهیل کند.

آپدیت بازارهای جهانی

بازارها در دو مسیر متفاوت؛ سهام در اوج، نفت زیر فشار ریسک‌های ژئوپلیتیک

بازارهای جهانی هفته معاملاتی را در شرایطی آغاز کردند که نشانه‌های خوش‌بینی در بازار سهام، در کنار افزایش قیمت نفت و تداوم ریسک‌های ژئوپلیتیک قرار گرفته است.

در بازار سهام آمریکا، شاخص S&P 500 هفته گذشته در بالاترین سطح تاریخی خود بسته شد و معاملات آتی نیز از رشد محدود شاخص‌ها در آغاز هفته حکایت دارد. نزدک نیز در معاملات آتی حدود ۰.۳ درصد افزایش یافته و شاخص MSCI آسیا نیز حدود ۰.۶ درصد رشد کرده است.

محرک اصلی این خوش‌بینی، انتشار گزارش ضعیف اشتغال آمریکا بود؛ داده‌ای که انتظارات درباره افزایش سریع نرخ بهره توسط فدرال رزرو را کاهش داده است. با این حال، بازار همچنان احتمال افزایش نرخ بهره در نشست سپتامبر را به‌طور کامل کنار نگذاشته و اکنون داده‌های تورم مصرف‌کننده آمریکا اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده‌اند.

در سوی دیگر، بازار نفت تحت تأثیر تحولات ژئوپلیتیک قرار دارد. قیمت نفت امروز تا ۱.۷ درصد افزایش یافت و برنت در محدوده ۸۳ تا ۸۴ دلار معامله شد. ابهام درباره وضعیت تنگه هرمز و ریسک اختلال در عرضه، مهم‌ترین عوامل فشار بر بازار نفت هستند.

در بازار فلزات، طلا بالای ۴۳۰۰ دلار، نقره در محدوده ۶۴ دلار و مس بالاتر از ۱۴ هزار و ۱۰۰ دلار به ازای هر تن معامله می‌شوند. همزمان، شاخص دلار در محدوده ۹۹.۶ قرار دارد و ین ژاپن همچنان حوالی ۱۵۸ ین در برابر دلار معامله می‌شود.

در بازار اوراق نیز بازدهی اوراق خزانه ۱۰ساله آمریکا در محدوده ۴.۶۵ درصد قرار دارد.

در مجموع، شروع هفته برای دارایی‌های ریسکی مثبت است، اما این خوش‌بینی شکننده به نظر می‌رسد؛ چرا که بازار همزمان باید رکوردهای سهام، قیمت بالای نفت، داده‌های تورمی و مسیر آینده سیاست پولی آمریکا را دنبال کند.

خاموشی برای صنعت ایران چقدر هزینه دارد؟

قطع برق در سال‌های اخیر از یک اختلال موقت به یکی از جدی‌ترین ریسک‌های تولید در ایران تبدیل شده است. اما مسئله فقط تعداد ساعت‌هایی نیست که کارخانه‌ها برق ندارند؛ سؤال مهم‌تر این است که هر کیلووات‌ساعت برق قطع‌شده چقدر از تولید و درآمد بنگاه‌ها کم می‌کند؟

یک پژوهش درباره واحدهای تولیدی استان اصفهان تلاش کرده همین هزینه را اندازه‌گیری کند. نتایج نشان می‌دهد خاموشی علاوه بر تولید ازدست‌رفته، با توقف خطوط، کاهش ظرفیت تولید و افزایش هزینه نیروی انسانی همراه است.

بر اساس این بررسی، در نیمه نخست سال، ارزش بار از دست‌رفته در صنایع اصفهان حدود ۲۱۰ هزار تومان به ازای هر کیلووات برآورد شده است. همچنین با فرض متوسط دستمزد مؤثر ۲۰ میلیون تومان در ماه، قطعی برق به ازای هر کیلووات‌ساعت بیش از ۱۲۸ تومان هزینه نیروی انسانیبه صنایع تحمیل می‌کند.

در نهایت، مجموع این هزینه‌ها نشان می‌دهد هزینه هر کیلووات‌ساعت بار از دست‌رفته در اصفهان حدود ۲.۱ دلاربوده است. این استان از نظر میزان خسارت ناشی از قطعی برق نیز در رتبه سوم کشور قرار گرفته است.

اما هزینه خاموشی به همین‌جا ختم نمی‌شود. نوسان ولتاژ و تغییر هارمونیک جریان می‌تواند به تجهیزات و خطوط تولید آسیب بزند؛ خسارتی که معمولاً در محاسبات کمتر دیده می‌شود.

برای سیاست‌گذار، این اعداد یک پیام روشن دارند: برق دیگر فقط یک نهاده تولید نیست؛ پایداری انرژی به یکی از شروط ادامه فعالیت و سرمایه‌گذاری در صنعت تبدیل شده است.

در چنین شرایطی، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر می‌تواند از یک ضرورت، به یک فرصت اقتصادی تبدیل شود.

بازار شهاب‌سنگ داغ شد؛ از بارش برساوشی تا آگهی‌های میلیاردی

همزمان با نزدیک‌شدن به اوج بارش شهابی برساوشی، بازار برنامه‌ها و تورهای رصد آسمان در فضای مجازی داغ شده است؛ اما این رویداد نجومی یک بازار دیگر را هم تحت‌تأثیر قرار داده: فروش شهاب‌سنگ.

در روزهای اخیر، آگهی‌هایی برای فروش سنگ‌هایی با عنوان «شهاب‌سنگ» در فضای مجازی منتشر شده که قیمت برخی از آنها به ارقام بسیار بالا و حتی حدود **یک میلیارد تومان** می‌رسد. شهاب‌سنگ‌های واقعی به دلیل کمیابی و ارزش علمی می‌توانند ارزش بالایی داشته باشند، اما این به آن معنا نیست که هر سنگی که با این عنوان عرضه می‌شود، واقعاً شهاب‌سنگ است یا چنین ارزشی دارد.

تشخیص شهاب‌سنگ معمولاً به بررسی تخصصی نیاز دارد. وزن و چگالی بالا، خاصیت مغناطیسی در بسیاری از نمونه‌ها، شکل خاص و وجود پوسته نازک از جمله ویژگی‌هایی هستند که می‌توانند برای شناسایی اولیه مورد توجه قرار گیرند. در مقابل، بسیاری از سنگ‌های بلوری با رنگ روشن یا نمونه‌هایی که ظاهری شبیه گدازه‌های آتشفشانی دارند، معمولاً شهاب‌سنگ نیستند.

به همین دلیل، خرید این سنگ‌ها صرفاً بر اساس تصاویر و ادعاهای فروشندگان می‌تواند ریسک بالایی داشته باشد و بررسی نمونه توسط متخصص پیش از معامله اهمیت زیادی دارد.

در این میان، بارش شهابی برساوشی فرصتی است تا بدون ورود به بازار خریدوفروش شهاب‌سنگ، یکی از جذاب‌ترین پدیده‌های آسمان شب را تماشا کرد؛ کافی است برای رصد آن، محلی دور از آلودگی نوری انتخاب شود.

آیا تنگه هرمز در بلندمدت هم می‌تواند یک سلاح باشد؟

تنگه هرمز در سال‌های اخیر فقط یک مسیر حیاتی برای تجارت انرژی نبوده؛ به‌تدریج به یکی از مهم‌ترین اهرم‌های ژئوپلیتیکی ایران تبدیل شده است. اما پرسش اصلی این است که این اهرم تا چه زمانی می‌تواند کارآمد باقی بماند؟

با توجه به آسیب‌هایی که در جریان درگیری‌های اخیر به برنامه هسته‌ای و شبکه متحدان منطقه‌ای ایران وارد شده، هرمز می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای افزایش هزینه هرگونه حمله دوباره به ایران عمل کند. اما استفاده از این ابزار برای تهران بدون هزینه نیست.

از یک سو، محدودشدن تردد در تنگه می‌تواند درآمدهای خود ایران را کاهش دهد و فشار بیشتری بر اقتصاد وارد کند. از سوی دیگر، تداوم نااطمینانی می‌تواند کشورهای منطقه و شرکای تجاری آنها را به سمت سرمایه‌گذاری در مسیرهای جایگزین سوق دهد؛ مسیری که در بلندمدت وابستگی به هرمز را کاهش خواهد داد.

برخی مقام‌های آمریکایی نیز معتقدند این مزیت ممکن است دائمی نباشد؛ از جمله کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، که هرمز را «کارتی که فقط یک بار می‌توان از آن استفاده کرد» توصیف کرده است. تام باراک نیز پیش‌بینی کرده که این تنگه در دو سال آینده به یک مسیر فرعی تبدیل شود.

با این حال، جایگزین‌کردن هرمز به‌سادگی امکان‌پذیر نیست. نوع کالا، ظرفیت حمل‌ونقل و جغرافیای کشورهای منطقه باعث می‌شود وابستگی به این مسیر همچنان بالا بماند.

در نهایت، به نظر می‌رسد هدف ایران بیش از کسب درآمد از هرمز، ایفای نقش دروازه‌بان این مسیر و ایجاد یک اهرم بازدارنده در برابر حملات آیندهاست؛ اهرمی که دوام آن به میزان وابستگی جهان به تنگه و تحولات زیرساختی منطقه بستگی دارد.