به گزارش اکوایران، به نظر میرسد یکی از بزرگترین مشکلات دولت ایالات متحده برای خروج از جنگ با ایران، فهرست اهداف بسیار سرسختانهای است که رئیسجمهور این کشور، دونالد ترامپ و تیمش ارائه دادهاند. اما اکنون با طولانی شدن جنگ این فهرست اهداف به طرز چشمگیری تغییر پیدا کرده و کاهش یافته است. و به نظر میرسد جی. دی. ونس، معاون رئیسجمهور ایالات متحده، اخیراً آن را به شیوهای قابل توجه کاهش داده است.به نوشته سیانان، این موضوع نشان میدهد که ممکن است دولت ترامپ برای رضایت به چیزهای کمتری آماده شود.
فهرست اهداف جدید
روز پنج شنبه، فاکسنیوز از ونس پرسید که چگونه جنگ ممکن است پایان یابد. و او دو هدف را ارائه کرد. او گفت: «تضمین اینکه کشورهای خلیج فارس همچنان نفت و گاز را به اقتصاد جهانی ارسال کنند تا ما ثبات قیمت انرژی داشته باشیم... این هدف شماره یک است: نفت و گاز را برای آمریکاییها در سراسر کشورمان ارزان نگه داریم». او افزود: «سپس، بدیهی است که هدف شماره دو این است که اطمینان حاصل شود ایران هرگز به سلاح هستهای دست پیدا نمیکند». اما در واقع، این فهرست اهدافی نیست که دولت ترامپ در ابتدای جنگ ارائه داد - و ترتیبی که ونس برای آنها تعیین کرده قابل توجه است.
وقتی در مورد اظهارات ونس در روز جمعه از کارولین لیویت، سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید، سوال شد، او اظهار داشت که «هر دو هدف برای رئیس جمهور به یک اندازه مهم هستند». دولت ترامپ تقریباً همیشه برنامه هستهای ایران را به عنوان نگرانی اصلی توصیف کرده است. ولی توجه به قیمت نفت و گاز یک تغییر قابل توجه است. در واقع، ترامپ در ماه می صراحتاً این موضوع را به عنوان یک هدف رد کرد. وقتی از او پرسیده شد که آیا در تلاش برای پایان جنگ، وضعیت مالی آمریکاییها را در نظر میگیرد، پاسخ داد: «حتی ذرهای هم مهم نیست» و مسئله هستهای آنقدر مهم است که هیچ چیز دیگری را در نظر نمیگیرد.
در واقع، تأکید جدید برخی از اعضای دولت ترامپ بر قیمت پایین بنزین، جدیدترین نشانه از سهلانگاری در اهداف برای آماده شدن برای پایان دادن به جنگی است که با اهداف اولیه ترامپ فاصله زیادی دارد. در واقع، تا ماه مه، مشخص شد که دولت ترامپ دیگر قصد ندارد بر اهداف خاصی تأکید کند. تا ماه ژوئن، دولت ترامپ تفاهمنامهای با ایران امضا کرد که به ندرت به اهداف اصلی ایالات متحده اشاره میکرد. و در دو ماه و نیم گذشته، ترامپ چیزهایی گفته که بسیار شبیه به این بود که ممکن است خواستههای هستهای خود را کاهش دهد. او حتی ادعا کرده است که ایران از قبل خلع سلاح هستهای شده است. به عبارت دیگر، ترامپ بسیار شبیه کسی بود که میدانست ممکن است نتواند ایران را وادار به پذیرش یک توافق هستهای واقعاً محدودکننده کند.
گزینههای روی میز
در این شرایط، به نظر میرسد دولت ایالات متحده برای رسیدن به اهداف خود، در ظاهر مسیر متفاوتی از ادامه کمپین نظامی را انتخاب کرده است. به گفته اسکات بسنت، وزیر خزانهداری ایالات متحده، دولت ترامپ آماده میشود تا ایران را با کمپین اقتصادی بیسابقهای تحت فشار قرار دهد. با این حال این ادعا نیز از سوی منتقدان با شک و تردید با آن مواجه شده، زیرا تهران در حال حاضر هم تحت محاصره دریایی و هزاران تحریم قرار دارد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری ایالات متحده، در جلسهای در دفتر بیضی شکل کاخ سفید در ماه ژوئیه/ عکس از بلومبرگ
به نوشته بلومبرگ، در حالی که دولت ترامپ مشخص نکرده که چه برنامهای برای انجام آن دارد، هنوز نقاط فشاری وجود دارد که مورد هدف قرار گیرد. با این حال، گزینههای باقیمانده، خطر ضربه به اقتصاد ایالات متحده را به همراه دارد. به گفته کریس کندی، تحلیلگر اقتصادی بلومبرگ: «مگر اینکه رئیسجمهور تصمیم بگیرد که رسیدگی به تهدید ایران را بر همه مسائل دیگر، و به ویژه چین، اولویت دهد. اما بعید است که هر گونه اقدامی محاسبات ایران را به طور قابل توجهی تغییر دهد». در ادامه چند گزینه احتمالی بررسی میشود.
1. روابط با چین
چین بیش از 90 درصد از صادرات نفت ایران را خریداری میکند. تحریم نهادهایی که این خریدها را تسهیل میکنند، مستقیماً درآمدهای نفتی تهران را کاهش میدهد. واشنگتن از زمان آغاز جنگ علیه ایران در اواخر فوریه، برخی از پالایشگاهها و شرکتهای چینی را تحریم کرده است. اما تاکنون، ایالات متحده از هدف قرار دادن بانکهای بزرگ چینی که این تجارت را تأمین مالی میکنند، خودداری کرده است.
اکنون این ریسک وجود دارد که هدف قرار دادن شرکتها یا مؤسسات مالی چینی، تنشها با پکن را پیش از دیدار برنامهریزی شده بین دونالد ترامپ و همتای چینیاش، شی جین پینگ، تشدید کند. همچنین یک بده بستان اقتصادی وجود دارد، زیرا محدود کردن بشکههای نفت ایران، نفت خام تخفیفدار را از بازار جهانی حذف میکند و میتواند قیمتهای نفت را بیشتر افزایش دهد. چین در ماه می به شرکتهای داخلی دستور داد که از تحریمهای ایالات متحده علیه پنج پالایشگاه پیروی نکنند، در حالی که بزرگترین بانکهای آن بین دستورالعمل پکن و خطر از دست دادن دسترسی به سیستم مالی ایالات متحده گرفتار شدند.
2. صرافیها
تعدادی صرافی در کشورهایی مانند امارات متحده عربی وجود دارند که به ایران در بازگرداندن وجوه کمک میکنند. وقتی ایران نفت خود را بفروشد، همچنان به صرافیها و واسطهها نیاز دارد تا پرداختها - که اغلب به یوان چین دریافت میشوند - را به ارزهایی که تهران واقعاً میتواند از آنها استفاده کند، تبدیل کند.
وزارت خزانهداری آمریکا پیش از این نشان داده که این موضوع را به عنوان یک آسیبپذیری میبیند و برخی از صرافیهای ایرانی را به عنوان بخشی از کمپین «خشم اقتصادی» بسنت، به دلیل ادعای کمک به دور زدن میلیاردها دلار ارز خارجی، تحریم کرده است. چنین اقدامی مانع از دسترسی ایران به بسیاری از وجوه خود میشود، اما ایران سالها صرف ایجاد کانالهای جایگزین برای جابجایی پول خارج از سیستم مالی رسمی کرده است. قطع دسترسی صرافیهای انفرادی احتمالاً معاملات را به سمت واسطهها، ارزها یا داراییهای دیجیتال جدید سوق میدهد، نه اینکه آنها را به طور کامل متوقف کند.
3. شرکای تجاری ایران
ایالات متحده ممکن است هر نهادی را که حتی تجارت محدودی با ایران انجام میدهد، تهدید به تحریمهای ثانویه کند، مشابه رویکردی که ترامپ در سال ۲۰۱۷ در قبال کره شمالی اتخاذ کرد. این امر میتواند شرکتها و بانکهای خارجی را مجبور کند بین تجارت با ایران و حفظ دسترسی به سیستم مالی ایالات متحده یکی را انتخاب کنند و به طور بالقوه اهرم واشنگتن را بسیار فراتر از نهادهایی که مستقیماً در تجارت نفت تهران دخیل هستند، گسترش دهد.
چنین اقدامی میتواند فشار بیشتری بر روسیه و چین، و همچنین بر شرکتها و مؤسسات مالی در کشورهای آنسوی مرزهای ایران - از جمله شرکای ایالات متحده مانند ترکیه - که روابط تجاری قابل توجهی با تهران دارند، وارد کند. ترامپ پیش از این نسخهای از این رویکرد را مطرح کرده و تهدید به اعمال تعرفههای ۲۵ درصدی بر کشورهایی که با ایران تجارت میکنند، کرده است.
4. داراییهای خارج از کشور
ایالات متحده ممکن است فراتر از مسدود کردن داراییهای دولت ایران عمل کرده و سعی میکند داراییهایی را که در حال حاضر تحت صلاحیت قضایی ایالات متحده هستند، مصادره کند، و از گامی که دولت بوش پس از حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ برداشت، الهام بگیرد.
کشتیها در تنگه هرمز، بندر عباس، 10 اوت 2026/ عکس از خبرگزاری فرانسه
با این حال، مجموعه داراییهای دولت ایران که در واقع در دسترس ایالات متحده است، ممکن است محدود باشد. و مصادره آنها از نظر قانونی و دیپلماتیک پیچیدهتر از مسدود کردن ساده آنها خواهد بود. بخش عمدهای از ثروت خارجی ایران در کشورهای ثالث نگهداری میشود و واشنگتن برای توقیف آن به همکاری دولتهای خارجی نیاز دارد.
4. ناوگان سایه
در حالی که محاصره دریایی ایالات متحده، تردد به بنادر ایران را کاهش داده، ایالات متحده ممکن است تلاش جامعتری را در نظر بگیرد. این میتواند نه تنها کشتیهای منفرد، بلکه شرکتها، پایانهها و سایر زیرساختهایی را که این محمولهها را امکانپذیر میکنند، هدف قرار دهد. ایالات متحده پیش از این کشتیها و برخی از نهادهای دخیل در این ناوگان به اصطلاح سایه را تحریم کرده است.
مسیرهای تازه؛ چرا اتریش و یونان؟
همچنین به نظر میرسد دولت ترامپ که تمایلی به بازگشت به کمپین نظامی خود علیه ایران دارد، علاوه بر بازگشت به سیاست فشار اقتصادی، در حال تماس با طیف وسیعتری از کشورها است که ممکن است بتوانند به تهران فشار بیاورند. به نوشته آسوشیتدپرس، در حالی که مذاکرات بین ایران و عمان، و همچنین بین ایران و پاکستان، ترکیه و قطر، با سرعتی ناهموار و غیرقابل پیشبینی ادامه دارد، دولت ایالات متحده بیسروصدا تماس خود را گسترش داده است تا شاید طرفهای بعید در اروپا را نیز در بر بگیرد.
هفته گذشته، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، در واشنگتن با وزیر امور خارجه اتریش دیدار کرد و روز چهارشنبه با وزیر امور خارجه یونان تماس تلفنی برقرار کرد. اکنون مشخص شده که هر دو وزیر امور خارجه - تقریباً بلافاصله پس از مذاکراتشان با روبیو - روز پنجشنبه با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، صحبت کردند.
دیدار وزرای خارجه ایالات متحده و اتریش، واشنگتن، 11 اوت 2026/ عکس از خبرگزاری آسوشیتدپرس
این رویکرد جدید ظاهراً برای شکستن بنبست مذاکرات در حالی صورت میگیرد که ایالات متحده و ایران هر دو برای کنترل تنگه هرمز تلاش میکنند. به گفته تحلیلگران، ورود اتریش و یونان نخ به عنوان یک میانجیگر رسمی، بلکه نشان دهنده تلاش ناامیدانه برای توقف جنگ، به دلیل تأثیر آن بر تعداد فزایندهای از کشورها، فراتر از کشورهای خاورمیانه، است و نشان میدهد که بستن مؤثر تنگه هرمز کشورهایی را که در این درگیری بیطرف بودند، مجبور کرده تا از هرگونه نفوذ دیپلماتیکی که ممکن است بر همتایان ایرانی و آمریکایی خود داشته باشند، برای شروع یک راهحل پایدار استفاده کنند.
به گفته مونا یعقوبیان، مدیر برنامه خاورمیانه در مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، هرگونه تلاشی از سوی یونان، اتریش یا هر کشور غیر میانجی دیگری میتواند بیفایده باشد. یعقوبیان گفت: «در حالی که درخواستها از هر دو طرف ممکن است مستلزم تشویق ایران و ایالات متحده به بازگشت به میز مذاکره باشد، چنین تلاشهایی به پای میانجیگری نمیرسد، که یک تلاش بسیار پیچیده است و نیاز به ایجاد اعتماد توسط میانجی با هر دو طرف دارد». او افزود این چیزی نیست که هر کشوری بتواند «به سادگی وارد آن شود».
به گفته یک دیپلمات اروپایی، زمان این تماسها تصادفی نبوده است. به نوشته آسوشیتدپرس، این دو کشور اروپایی ارتباطات کلیدی با پیامدهای جنگ دارند. اتریش و یونان ممکن است گزینههای واضحی برای کمک به پرونده ایران نباشند، اما وین محل استقرار آژانس بینالمللی انرژی اتمی است که نقش کلیدی در هرگونه راهحلی برای برنامه هستهای ایران ایفا خواهد کرد و میزبان مذاکرات نهایی بود که منجر به توافق هستهای ایران در سال 2015 شد. یونان یک کشور دریایی مهم در مدیترانه است و منافع قابل توجهی در کشتیرانی در تنگه هرمز و دریای سرخ دارد.
نشانهای برای واشنگتن
در این شرایط، مقامات عربی و غربی به واشنگتنپست گفته اند که ناامیدی از واشنگتن در منطقه خلیج فارس رو به افزایش است و متحدان ایالات متحده به طور فزایندهای نگران این هستند که دونالد ترامپ قادر به مدیریت دیپلماسی لازم برای تضمین صلح با ایران نباشد. به گفته یک مقام خلیج فارس: «ترامپ این جنگ را آغاز کرد و ما بهای آن را میپردازیم». این مقام گفت، خشم از ایالات متحده از زمان حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران در ماه فوریه در بالاترین حد خود قرار دارد.
تصویر ماهوارهای از دود برخاسته از تأسیسات فرآوری نفت آرامکوی عربستان سعودی در بقیق، در تاریخ ۲۷ ژوئیه/ عکس از آسوشیتدپرس
کشورهای خلیج فارس همچنان به واشنگتن به عنوان یک شریک امنیتی نزدیک و تأمینکننده اصلی سلاح متکی هستند و قطر و بحرین میزبان پایگاههای بزرگ ایالات متحده هستند. اما این ناامیدی برخی از کشورها را به بررسی ترتیبات جدید سوق میدهد. تحلیلگران میگویند بعید است که این پویاییها در کوتاهمدت منطقه را به طور قابل توجهی تغییر دهند، اما برخی از کشورها شروع به بررسی گزینههای خود کردهاند.
به گفته یک مقام ارشد اروپایی، توافقنامه دفاعی مشترک که هفته گذشته توسط عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان امضا شد، «نشانهای برای ایالات متحده» بود. به گفته این مقام: «این پیمان نشان میدهد که سه کشور قدرتمند مسلمان سنی در تلاش برای تنوع بخشیدن به مشارکتهای امنیتی و دفاعی خود هستند. از نظر آنها، ایالات متحده کافی نیست».
تردید در ضرورت شر ضروری
به گفته فیراس مقصد، مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقا در گروه اوراسیا: «از همان ابتدا ناامیدی وجود داشته است. متحدان ایالات متحده در خلیج فارس احساس میکنند که بیجهت درگیر» جنگی شدهاند که ترامپ اکنون برای حل آن تلاش میکند». به باور او، سیاست ترامپ در قبال ایران اغلب در منطقه نامنظم و غیرقابل پیشبینی توصیف میشود.
یک ملوان آمریکایی در حال هدایت یک فروند جنگنده F-35C Lightning II برای پرواز از عرشه ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن، 5 اوت 2026/ عکس از خبرگزاری رویترز
به گفته آنا جیکوبز، عضو موسسه کشورهای عربی خلیج فارس در واشنگتن، از زمان آغاز جنگ «اعتماد به ایالات متحده کاهش یافته است». او گفت متحدان ایالات متحده فکر میکنند که «رفتار این کشور در منطقه، آنها را ناامنتر میکند، نه امنتر». یک دیپلمات غربی در منطقه هم معتقدست که این تغییرات به معنای تغییر قابل توجه در احساسات نسبت به ایالات متحده نیست. حتی قبل از جنگ با ایران، نیروهای آمریکایی در منطقه «با اشتیاق» مورد استقبال قرار نمیگرفتند. این دیپلمات گفت: «این بیشتر چیزی بود که یک شر ضروری بود. اکنون، ضرورت آن زیر سوال رفته است».
اکنون به نظر میرسد نگرشها نسبت به جنگ در میان رهبران خلیج فارس تغییر کرده است. عمان از همان ابتدا با این درگیری مخالف بود، اما عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین گاهی اوقات از آن حمایت کردهاند. به گفته این دیپلمات غربی، نیروهای اماراتی در ماههای اخیر حملات «متعددی» به خاک ایران انجام دادهاند و نیروهای سعودی به گروههای تحت حمایت ایران که از عراق حمله میکردند، حمله متقابل کردهاند. این مقام ارشد اروپایی گفت: «در آغاز جنگ، آنها - نمیخواهم بگویم، حامی - بودند، اما صادقانه بگویم، آنها کاملاً مخالف جنگ نبودند.» او گفت، تفکر در ابوظبی و ریاض این بود که یک پیروزی سریع و قطعی میتواند مفید باشد. این مقام گفت، این طرز فکر در آستانه دور اول مذاکرات بین ایران و ایالات متحده در ماه آوریل، زمانی که مشخص شد ایران نه تنها سقوط نخواهد کرد، بلکه تنگه هرمز را نیز بازگشایی نخواهد کرد، شروع به تغییر کرد.
به گفته بدر السیف، استادیار تاریخ در دانشگاه کویت: «در ماههای پس از جنگ، تناقض ترامپ، کشورهای خلیج فارس را نگران کرده است. حتی قبل از همه این جنجالها بر سر مذاکرات با ترامپ، هیچ استراتژی مشخصی وجود نداشت». او گفت: «این تفاهمنامه یک شوخی بود. این توافقنامه به نگرانیهای اصلی کشورهای خلیج فارس، از جمله زرادخانه موشکهای بالستیک ایران یا حمایت تهران از نیروهای نیابتی، نمیپرداخت. این مفاد، مفاد مورد علاقه ما نبودند و به همین دلیل است که خیلی زود از بین رفت».
به گفته داگلاس سیلیمن، سفیر ایالات متحده در کویت و عراق در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما و ترامپ که اکنون رئیس موسسه کشورهای عربی خلیج فارس است، این احساس را در منطقه به عنوان «نوعی تناقض عجیب بین عصبانی بودن از ایالات متحده به خاطر شروع جنگ و وابستگی به ایالات متحده» برای تجهیزات، مهمات و اطلاعات توصیف کرد.