به گزارش اکوایران، دولت روسیه که پس از حمله به اوکراین در سال 2022 تا حد زیادی موفق شده بود فشار اقتصادی ناشی از جنگ را از بخش مهمی از جمعیت روسیه دور نگاه دارد، اکنون با افزایش حملات زیرساختی اوکراین و طولانی شدن بیش از حد جنگ، بیش از پیش خود را در معرض خطر میبیند.
جعبه پاندورا: حملات زیرساختی اوکراین به روسیه
به گزارش خبرگزاری رویترز، ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، در اظهاراتی که روز شنبه منتشر شد، گفت اوکراین با حمله به اهداف اقتصادی روسیه «جعبه پاندورا» را گشوده است و هشدار داد که روسیه در پاسخ، «حساسترین بخشهای اقتصادی» اوکراین را هدف قرار خواهد داد.
پوتین در گفتوگو با یک خبرنگار تلویزیون دولتی روسیه گفت: «رژیم کییف تلاش کرد به اقتصاد ما آسیب بزند. چه کار کرد؟ خودش این جعبه پاندورا را گشود. بسیار خوب، پس منتظر پاسخی باشید که حساسترین بخشهای اقتصادی شما را هدف قرار خواهد داد.»
او گفت حملاتی که صادرات محصولات کشاورزی اوکراین را با مشکل مواجه کردهاند، موجب کمبود جهانی مواد غذایی نخواهند شد، زیرا روسیه قادر خواهد بود صادرات اوکراین را جبران کند؛ این در حالی است که کییف زیرساختهای صادرات غلات روسیه را نیز هدف قرار داده است.
پوتین گفت: «ما در زمینه حملونقل و ارسال کالاهایمان با چالشهایی مواجه هستیم، اما این مسائل را حل خواهیم کرد. بنابراین، در بازار جهانی کمبودی ایجاد نخواهد شد.»
رئیسجمهور روسیه همچنین موضع خود را مبنی بر آمادگی مسکو برای مذاکره درباره صلح تکرار کرد، اما گفت این مذاکرات باید بر اساس «واقعیتهای موجود در میدان» انجام شود، نه بر مبنای آنچه او پیشنهادهای «عجیبوغریب» یا «غیرواقعبینانه» خواند که به گفته وی، اوکراین از طریق واسطهها مطرح کرده است.
«آگوست سیاه» در تاریخ روسیه
اما به نظر نمیرسد «واقعیتهای موجود در میدان» برای روسیه هم آنچنانکه پوتین تصور میکند، مساعد باشند. شبکه خبری سیانان در گزارشی تاریخی به توصیف وضعیت دشوار کنونی این کشور میپردازد:
در چند دهه گذشته اصطلاح «آگوست سیاه» یا «نفرین آگوست» در روسیه به نوعی تعبیر رایج در روزنامهنگاری تبدیل شده است؛ اصطلاحی برای اشاره به بحرانهای دراماتیکی که ظاهراً در هفتههای پایانی تابستان رخ میدهند. نگاهی به تاریخ معاصر روسیه ظاهراً این باور را تقویت میکند که رویدادهای ناگهانی و فاجعهبار واقعاً تمایل دارند در ماه آگوست رخ دهند.
ماه در ۱۲ آگوست، درحالیکه خورشید در سنپترزبورگ در حال غروب است، از مقابل آن عبور میکند و یک خورشیدگرفتگی جزئی را رقم میزند/عکس از خبرگزاری فرانسه
سیوپنج سال پیش، گروهی از کمونیستهای تندرو به رهبری مقامهای ارشد حزب کمونیست، کودتایی نافرجام علیه میخائیل گورباچف، رهبر اتحاد جماهیر شوروی، به راه انداختند. این کودتا نیروهای گریز از مرکز را آزاد کرد که در نهایت به فروپاشی اتحاد شوروی انجامید.
در آگوست ۱۹۹۸، یک بحران مالی روسیه را درنوردید که به نکول بدهیهای داخلی و سقوط ارزش روبل منجر شد. یک سال بعد نیز گروهی از شبهنظامیان به جمهوری داغستان در جنوب روسیه حمله کردند و جرقه جنگ دوم چچن را زدند؛ جنگی که یک چهره سیاسی ناشناخته، افسر سابق کاگب، ولادیمیر پوتین، را به بالاترین سطوح قدرت رساند.
پوتین در شب سال نو ۱۹۹۹، پس از انتقال ناگهانی قدرت از سوی بوریس یلتسین، رئیس روسیه شد؛ اما رئیس تازه و قدرتمند روسیه نیز از «نفرین آگوست» در امان نماند. یکی از نخستین آزمونهای بزرگ دوران ریاست او، غرق شدن زیردریایی هستهای «کورسک» بود که ۱۱۸ ملوان را به کام مرگ کشاند. در آگوست ۲۰۰۸ نیز روسیه با گرجستان همسایه وارد جنگ شد؛ رویدادی که چهره تهاجمی و جنگطلبانه سیاست خارجی جدید پوتین را به نمایش گذاشت.
تابستان امسال نیز در روسیه تحت رهبری پوتین در حال تبدیل شدن به فصلی تیره و بحرانی است. پیشروی نیروهای روسیه در خطوط مقدم مورد مناقشه در اوکراین بسیار محدود بوده؛ آسمان شهرهای روسیه با حملات اوکراین به پالایشگاههای نفت و مراکز توزیع بزرگ، شبیه مراکز توزیع آمازون، تیره شده است؛ صفهای طولانی در پمپبنزینها شکل گرفته و شایعات درباره موج تازه بسیج نیروها باعث نارضایتی روسها شده است.
آیا این هم یک «آگوست سیاه» دیگر است؟
ایلیا وارلاموف، مفسر روسی تبعیدی، این هفته درباره این پرسش صحبت کرد و گفت تکرار فجایع تاریخی در ماه آگوست «البته یک تصادف» است. وارلاموف اما ادامه داد: «بسیاری از روسها با نگرانی منتظر آگوست هستند. بهخصوص اکنون که کشور واقعاً در بحران است... بحران سوخت برگشته، قیمتها در حال افزایشاند و قصد توقف ندارند، روبل در حال سقوط است، انتخابات در راه است و خدا میداند چه چیزهای دیگری ممکن است رخ دهد.»
در جریان درگیری روسیه و اوکراین، دود ناشی از آتشسوزی انبارهای وایلدبریز (Wildberries) در پی یک حمله پهپادی اوکراین، در کولدینو، منطقه مسکو، روسیه، در ۱۶ اوت ۲۰۲۶ به آسمان بلند میشود/عکس از خبرگزاری رویترز
اما در میان این گمانهزنیهای نگرانکننده، پوتین همچنان همان اعتمادبهنفس همیشگی خود را به نمایش گذاشته است. رئیس کرملین در اظهاراتی که چهارشنبه درباره پروژههای زیربنایی و توسعهای بیان کرد، به خسارتهای اقتصادی ناشی از حملات اوکراین به انبارهای شرکت بزرگ تجارت الکترونیکی «وایلدبریز» اذعان کرد، هرچند نام این شرکت را بر زبان نیاورد؛ اما آثار بلندمدت این حملات را کماهمیت جلوه داد.
او گفت: «بدیهی است که این حملات هیچ پیامد بحرانیای نخواهند داشت، ندارند و نمیتوانند داشته باشند. البته خسارت وارد میکنند، این کاملاً روشن است و ما این موضوع را درک میکنیم، آن را میبینیم و از آن آگاهیم.»
رئیسجمهور روسیه گفت این مراکز لجستیکی با حمایت دولت دوباره ساخته خواهند شد؛ اما جنگ اوکراین برای بسیاری از روسها هر روز بیشتر به خانه نزدیک میشود و مستقیماً به جیب آنها ضربه میزند. تصادف باشد یا نباشد، ماه آگوست برای روسیه ماهی بسیار سخت و بیرحم بوده است.
وقتی بازگویی حقیقت کار دست اقتصاددان روسی میدهد
«تقریباً مطمئنم که به یک بحران اجتماعی خواهیم رسید... تحت سیاستهای کلان اقتصادی فعلی، اقتصاد متوقف خواهد شد و جامعه احتمالاً آن را نخواهد پذیرفت.»
به گزارش نشریه نیوزویک، این سخنان آندری کِلپاک، اقتصاددان ارشد بانک توسعه دولتی روسیه (VEB)، در نشست ماه مه اقتصاددانان و دانشمندان برجسته در مسکو بود. او در آن نشست گزارشی تند و صریح درباره سیاست پولی کرملین ارائه کرد، پیشبینی کرد مسکو بیش از هر زمان دیگری به پکن وابسته خواهد شد و آشکارا اعتراف کرد که روسیه در رقابت فناوری و اقتصادی از اوکراین عقب افتاده است.
آندری کلپاک در جلسهای از مجمع بینالمللی اقتصادی سن پترزبورگ (SPIEF) در سن پترزبورگ، روسیه، در ۱۶ ژوئن ۲۰۲۲ شرکت میکند/عکس از خبرگزاری رویترز
و هیچ اتفاقی نیفتاد. کِلپاک سه ماه دیگر بدون مزاحمت به کار خود در VEB ادامه داد؛ تا اینکه رسانههای روسی هفته گذشته به محتوای گزارش او دست یافتند: روز یکشنبه، او دیگر در سمت خود نبود.
یک تصور رایج در غرب این است که ولادیمیر پوتین بهوسیله زیردستانی که بیش از حد از گفتن خبرهای ناخوشایند به او میترسند، از اخبار بد محافظت میشود؛ اما رئیسجمهور روسیه آشکارا پیش از آنکه رسانهها از این موضوع مطلع شوند، از این ارزیابی بسیار وخیم، که از سوی یکی از برجستهترین اقتصاددانان کشور ارائه شده بود، اطلاع داشت.
اینکه کِلپاک تنها پس از علنی شدن یافتههایش بهطور ناگهانی برکنار شد، معنای متفاوتی دارد: پوتین میداند که کشورش را به سمت نابودی اقتصادی سوق میدهد؛ اما با نزدیک شدن انتخابات، فقط باید مطمئن شود که مردم از این موضوع مطلع نشوند.
VEB در بیانیهای کوتاه به رسانههای روسیه اعلام کرد که کِلپاک در پایان هفته از سمت خود استعفا داده است؛ اما نشریه مستقل روسی «بل» به نقل از دو منبع جداگانه گزارش داد که این اقتصاددان به دستور دفتر ریاستجمهوری روسیه و توسط مدیرعامل VEB برکنار شده است.
وقتی بازگویی حقیقت کار دست اقتصاددان روسی میدهد
آندری کِلپاک بههیچوجه یک اقتصاددان حاشیهای نبود که سقوط روسیه را تبلیغ کند. او یکی از معتبرترین کارشناسان اقتصادی مسکو بود؛ فردی که ۱۰ سال در وزارت توسعه اقتصادی روسیه، ابتدا بهعنوان مدیر پیشبینی اقتصادی و سپس معاون وزیر، فعالیت کرده بود و در سال ۲۰۱۴ بهعنوان اقتصاددان ارشد به VEB پیوست.
ولادیمیر پوتین، در ۱۷ مارس ۲۰۱۵، پیش از یک جلسه در کرملین مسکو، وارد تالار میشود/عکس از خبرگزاری فرانسه
او در گزارشی با عنوان «اقتصاد روسیه و چالشهای ژئوپلیتیکی» چهار نتیجهگیری بدبینانه ارائه کرد که چهارمین و آخرین مورد احتمالاً زنگ خطر را در کرملین به صدا درآورد:
نخست: مدل اقتصادی کنونی روسیه قادر به تحمل یک رویارویی طولانی با غرب نیست
کِلپاک استدلال کرد که مسکو در حالی تلاش میکند یک جنگ پرهزینه را ادامه دهد که همزمان با نرخهای بهره سنگین و بودجههای انقباضی، اقتصاد غیرنظامی را تحت فشار قرار داده است. او گفت: «تحت سیاستهای کلان اقتصادیای که در حال اجراست... ما قادر به تحمل این رویارویی نخواهیم بود. اقتصاد متوقف خواهد شد و جامعه احتمالاً آن را نخواهد پذیرفت.»
دوم: جنگ پوتین نفوذ عظیمی در اختیار پکن بر مسکو قرار داده است
کِلپاک آشکارا این پرسش را مطرح کرد که آیا روسیه حتی میتواند یک قدرت مستقل باقی بماند یا به کشوری با «اقتصادی غیرحاکمیتی و بهشدت وابسته به چین» تبدیل خواهد شد. او گفت ساختار تجارت روسیه از هماکنون نشاندهنده «درجهای بسیار بالا از وابستگی» به پکن است؛ وابستگیای که «از بسیاری جهات حتی بیشتر» از وابستگی سابق روسیه به اتحادیه اروپا است.
او در پایان گفت: «تنها پرسش این است که تا چه اندازه با الزامات مختلف نظارتی چین همراه خواهیم شد و اجازه خواهیم داد شرکتهای چینی بخشهای مختلف اقتصاد روسیه را کنترل کنند.»
سوم: جنگ اوکراین روند پیشرفت فناوری و اقتصادی روسیه را از بین میبرد
کِلپاک، هرچند ظاهراً تمایلی به پذیرش این واقعیت نداشت، گفت جنگ موجب تضعیف گستردهتر جایگاه فناوری و اقتصادی روسیه شده است. او گفت: «ما هم در رقابت فناوری و هم در رقابت اقتصادی در جهان در حال شکست هستیم؛ نه فقط در برابر چین و ایالات متحده، بلکه از برخی جهات حتی در برابر اوکراین؛ هرچند پذیرش این موضوع برای خود من نیز ناخوشایند است.»
چهارم: بحران اجتماعی ممکن است ناگهان از راه برسد
چهارمین و آخرین پیشبینی کلیدی او شاید همان چیزی بود که بیش از همه کرملین را نگران کرد.
کِلپاک با اشاره به شاید شومترین نمونه تاریخی موجود در تاریخ روسیه، هشدار داد که یک فروپاشی اجتماعی ممکن است به همان اندازه ناگهانی رخ دهد که در فوریه ۱۹۱۷ رخ داد؛ زمانی که سلسله ۳۰۰ ساله رومانوفها در جریان انقلاب روسیه سقوط کرد.
او گفت: «اقتصاد دوام خواهد آورد، اما یک بحران اجتماعی ممکن است شکل بگیرد؛ آن هم زمانی که هیچکس انتظارش را ندارد. هیچکس انقلاب فوریه را هم انتظار نداشت.»
او یادآوری کرد که حتی لنین، تنها چند ماه پیش از سقوط تزار، نوشته بود که شاید نسل او هرگز شاهد انقلاب نباشد.
نیاز کرملین به نمایش وحدت ملی
اگر گزارش کِلپاچ محرمانه باقی میماند، احتمالاً کسی مزاحمش نمیشد و او به کار ارزشمند خود ادامه میداد. این توافق نانوشته از لحظهای که دیدگاههای او علنی شد، پایان یافت. با نزدیک شدن انتخابات پارلمانی، که تنها حدود یک ماه دیگر برگزار میشود، پوتین بهشدت تلاش میکند مردم عادی روسیه را از هزینههای فزاینده جنگ دور نگه دارد.
ولادیمیر پوتین در ۹ مه در یک رژه نظامی در مسکو سخنرانی میکند/عکس از خبرگزاری فرانسه
تردیدی وجود ندارد که حزب «روسیه متحد» او در انتخابات آینده پیروز خواهد شد؛ اما پیروزی بهتنهایی کافی نیست. کرملین به نمایشی کاملاً طراحیشده از وحدت ملی نیاز دارد. این همان بنیادی است که مشروعیت پوتین بر آن استوار است و هر تهدیدی علیه آن باید حذف شود.
کمبود سوخت، افزایش قیمتها و انفجار انبارها برای پوتین پرهزینهاند؛ اما همه آنها را میتوان بهعنوان شواهدی از تلاشهای بیهوده اوکراین و حامیان «شیطانی» غربیاش برای نابودی روسیه توجیه کرد.
بااینحال، گزارش کِلپاچ تهدیدی بسیار بزرگتر است. این گزارش به مردم میگوید آینده روسیه عبارت است از سختی اقتصادی، وابستگی به چین و افول نامحدود. مهمتر از آن، به مردم میگوید که کرملین کاملاً از این وضعیت آگاه است و اهمیتی به آن نمیدهد.
پوتین حاضر است برای دستیابی به اهدافش در اوکراین هر هزینهای را بپردازد؛ اما او نمیتواند اجازه دهد مردم روسیه بفهمند که حاضر است آینده همه آنها را نیز قربانی کند.