بر اساس گزارش‌های مطرح‌شده هدف سفر دوباره عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران را فعال‌سازی مجدد میانجیگری میان ایران و آمریکا عنوان کرده‌اند.

به گزارش اکوایران، هم‌زمان با ورود تقابل ایران و آمریکا به مرحله‌ای تازه، نشانه‌هایی از فعال شدن دوباره میانجی‌ها برای باز کردن مسیر گفت‌وگو میان تهران و واشنگتن دیده می‌شود. مسیری که این بار نه صرفاً تحت تأثیر اختلافات سیاسی و هسته‌ای، بلکه در سایه پیچیده‌تر شدن وضعیت تنگه هرمز و تبعات اقتصادی و امنیتی آن برای کل منطقه دنبال می‌شود.

در روزهای اخیر نام پاکستان، عمان و مصر بیش از گذشته در تحولات دیپلماتیک میان ایران و آمریکا دیده می‌شود. بر اساس گزارش‌های مطرح‌شده هدف سفر دوباره عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران را فعال‌سازی مجدد میانجیگری میان ایران و آمریکا عنوان کرده‌اند. هم‌زمان، او با عباس عراقچی، وزیر امورخارجه درباره تحولات منطقه و راهکارهای تقویت صلح و ثبات گفت‌وگو کرده است.

این اتفاق را نمی‌توان صرفاً یک رفت‌وآمد دیپلماتیک معمولی دانست. به نظر می‌رسد هرچه بحران طولانی‌تر شده، ضرورت وجود یک کانال ارتباطی غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن نیز بیشتر احساس شده است.

تنگه هرمز؛ گره اصلی بحران

اکنون مسئله فقط این نیست که ایران و آمریکا چگونه اختلافات خود را حل کنند. تنگه هرمز به یکی از اصلی‌ترین گره‌های بحران تبدیل شده است. گرهی که مستقیماً بر امنیت انرژی، تجارت منطقه و اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج فارس اثر می‌گذارد.

ایران تأکید کرده است که باز شدن تنگه منوط به عمل آمریکا به تعهداتش است. میان ایران و عمان درباره یک مسیر میانی برای عبور تجاری گفت‌وگو شده، اما این توافق هنوز روی کاغذ است و اجرای آن به تحولات سیاسی وابسته مانده است. از سوی دیگر، تلاش برای عبور نفتکش‌ها با خاموش کردن سامانه‌های ردیابی و با حمایت آمریکا نشان می‌دهد که راهکارهای فعلی بیشتر نقش مُسکن دارند تا راه‌حل.

در واقع، بازار و دولت‌ها در حال پیدا کردن راه‌های موقت برای عبور از بحران هستند؛ اما هیچ‌کدام نمی‌تواند جای یک توافق سیاسی پایدار را بگیرد.

آمریکا وارد فاز تازه‌ای از فشار اقتصادی شده است

در این میان، رویکرد آمریکا نیز تغییر کرده است. استراتژی جدید واشنگتن بر فشار اقتصادی سنگین و تلاش برای ایجاد محدودیت طولانی‌مدت بر صادرات و تجارت ایران متمرکز شده است. این رویکرد در کنار وضعیت تنگه هرمز، بحران را از یک تقابل دوجانبه به مسئله‌ای با پیامدهای منطقه‌ای و جهانی تبدیل کرده است.

در مقابل، مقام‌های ایرانی این فشار را «جنگ اقتصادی» توصیف کرده‌اند و تأکید داشته‌اند که ایران خود را برای مقابله با آن آماده می‌داند. اما مسئله مهم‌تر این است که حتی اگر تهران و واشنگتن بتوانند فشار اقتصادی متقابل را برای مدتی مدیریت کنند، ادامه وضعیت فعلی برای منطقه بسیار پرهزینه خواهد بود. به همین دلیل است که فعالیت میانجی‌ها اهمیت پیدا می‌کند.

پاکستان، عمان و مصر هرکدام به شکلی متفاوت در تلاش‌اند کانال‌هایی برای کاهش تنش و بازگشت به مسیر دیپلماسی ایجاد کنند. در تماس وزیران خارجه ایران و مصر نیز مشخصاً درباره ایجاد محیط مناسب برای کاهش تنش، بازگشت به مسیر دیپلماتیک، مذاکرات عمان و حتی ازسرگیری اجرای تفاهم‌نامه میان تهران و واشنگتن گفت‌وگو شده است.

این یعنی مسئله از مرحله «آیا مذاکره‌ای وجود دارد؟» عبور کرده و به مرحله دشوارتر «چگونه دوباره مذاکره را فعال کنیم؟» رسیده است.

از نگاه خبرنگار وال‌استریت ژورنال، احتمال بازگشت دو طرف به همان تفاهم‌نامه قبلی را مطرح می‌کند؛ با این تفاوت که این بار احتمالاً برای جلب موافقت ایران، امتیازات بیشتری لازم خواهد بود. واقعیت این است که ادامه وضعیت فعلی برای هیچ‌یک از بازیگران منطقه‌ای مطلوب نیست.

تنگه هرمز فقط یک مسئله میان تهران و واشنگتن نیست. امنیت انرژی کشورهای عربی، صادرات نفت و گاز، هزینه حمل‌ونقل، بیمه کشتی‌ها و حتی تورم در اقتصادهای بزرگ جهان به وضعیت این آبراه وابسته است. به همین دلیل هرچه بحران در تنگه پیچیده‌تر شود، انگیزه کشورهای منطقه برای فعال کردن میانجیگری نیز بیشتر خواهد شد.

از این منظر، بازگشت پاکستان و مصر به تلاش‌های دیپلماتیک و استمرار نقش عمان را باید بخشی از یک تلاش گسترده‌تر برای جلوگیری از تبدیل بحران فعلی به یک بن‌بست طولانی‌مدت دانست.

هنوز نمی‌توان گفت مذاکرات ایران و آمریکا به‌طور قطعی از سر گرفته شده یا توافق جدیدی در راه است. اما مجموعه نشانه‌ها قابل توجه است: پیام‌های غیرمستقیم، تماس‌های دیپلماتیک، فعال شدن دوباره پاکستان، گفت‌وگوهای ایران و مصر، استمرار مسیر عمان و بحث درباره اجرای تفاهم‌نامه قبلی. این تحولات نشان می‌دهد که در کنار فشار و تقابل، یک تلاش موازی برای باز کردن مسیر سیاسی نیز در جریان است.شاید مسئله اصلی اکنون این باشد که هر دو طرف تا چه اندازه حاضرند از مواضع حداکثری فاصله بگیرند تا یک راه‌حل میانی برای تنگه هرمز، فشارهای اقتصادی و آینده روابط تهران و واشنگتن پیدا شود.

تجربه بحران‌های اخیر نشان داده است که راهکارهای موقت می‌توانند برای مدتی بازار و تجارت را سرپا نگه دارند، اما نمی‌توانند جای توافق سیاسی را بگیرند. به همین دلیل، فعال شدن دوباره میانجی‌ها را می‌توان نشانه‌ای از این واقعیت دانست که بحران به نقطه‌ای رسیده که هزینه ادامه آن برای همه بازیگران، از هزینه باز کردن دوباره مسیر مذاکره بیشتر شده است. همین موضوع نیز میانجی‌ها را بار دیگر فعال کرده است؛ شاید تلاش‌های دیپلماتیک جدید بتواند تهران و واشنگتن را که این روزها شمشیر را از رو بسته‌اند و حتی صحبت از تقابل دوباره میان دو طرف مطرح است، بار دیگر به میز مذاکره بازگرداند.