اکوایران: آنچه شکاکان در واشنگتن دورویی می‌نامند، قطر آن را ایجاد توازن می‌داند. فارغ از اینکه چه نامی بر آن بگذاریم، ایجاد و حفظ روابط با بازیگران مسئله‌دار، خود به منبعی برای نفوذ و اهرم فشار تبدیل شده است.

به گزارش اکوایران، در سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری عظیم و اتحادهای دیپلماتیک گسترده قطر تصور نوعی از حلقه محافظ را برای این کشور ایجاد کرده بود. این موضوع با دوره دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ و نوع روابطی که دوحه با او برقرار کرده بود تضمین‌شده‌تر به نظر می‌رسید. با این حال سیر وقایع اخیر دلالت بر روندی متفاوت دارد. نشریه آتلانتیک این موضوع را مورد بررسی قرار داده است. اکوایران این مقاله بلند را در دو بخش ترجمه کرده که در ادامه بخش دوم آن ارائه می‌شود. برای مطالعه بخش نخست مقاله به این پیوند مراجعه گردد.

قطر: دوست آمریکا و همزمان دوست دشمنان آمریکا

«من به قطر همان‌قدر اعتماد دارم که به دستشویی یک توقفگاه بین‌راهی اعتماد دارم.» این جمله را سناتور جان کندی، جمهوری‌خواه اهل لوئیزیانا که به اظهارنظرهای منحصربه‌فردش شهرت دارد، اندکی پس از اعلام توافق مربوط به هواپیمای ترامپ به فاکس‌نیوز گفت. یکی دیگر از همکاران جمهوری‌خواه او، مایک راندز از داکوتای جنوبی، این هواپیما را به اسب تروا تشبیه کرد و نگرانی‌های امنیتی را دلیل آن دانست.

نگرانی آنها صرفاً به هدیه هواپیما مربوط نمی‌شد. قطری‌ها برای دوستان خود سخاوتمندانه هزینه می‌کنند، اما تعریف گسترده‌ای هم از اینکه چه کسی را دوست خود محسوب می‌کنند دارند. دوحه طی چند دهه، به اشکال مختلف از برخی گروه‌هایی حمایت کرده که خود ایالات متحده در تلاش برای نابودی آنها بوده است.

در اواسط دهه ۱۹۹۰، خالد شیخ محمد، طراح اصلی حملات ۱۱ سپتامبر، در یکی از وزارتخانه‌های دولت قطر کار می‌کرد و هم‌زمان در حال طراحی حملات تروریستی علیه ایالات متحده بود. او پس از آنکه یکی از اعضای خاندان حاکم قطر، که محمد بعدها گفت هزینه برخی فعالیت‌های جهادی او را پرداخت کرده بود، ظاهراً او را از تعقیبش توسط اف‌بی‌آی مطلع کرد، از کشور گریخت. یکی از مقام‌های سابق آمریکایی به من گفت که زمانی که سیا پس از حملات ۱۱ سپتامبر در جست‌وجوی اسامه بن لادن بود، قطری‌ها اطلاعاتی درباره ارتباطات و محل احتمالی حضور او به دست آوردند، اما از در اختیار گذاشتن تمام اطلاعاتی که درباره منشأ این اطلاعات داشتند با آمریکایی‌ها خودداری کردند.

قطر بیش از ۵۰ سال است که با ایران روابط دیپلماتیک دارد. رویکرد این کشور تا حدی عمل‌گرایانه است؛ حدود یک‌سوم میدان عظیم گاز طبیعی که قطر به آن وابسته است، در قلمرو ایران قرار دارد؛ اما تعامل مستمر قطر با ایران در منطقه کم‌سابقه است و عامل مهمی برای تحریک همسایگان قطر محسوب می‌شود.

سیاست خارجی دوحه: تمایل یا ناچاری؟

حکومت حمد روابط نزدیکی با اخوان‌المسلمین و روحانیون ضداسرائیلی برقرار کرد؛ از جمله با روحانی‌ای که به‌طور مشهور از بمب‌گذاران انتحاری ستایش کرده بود. در میانه‌های دهه ۱۹۹۰، قطر شبکه الجزیره را تأسیس و تأمین مالی کرد؛ شبکه‌ای رسانه‌ای که ظاهراً از سانسور دولتی آزاد بود، اما به‌طور قابل اتکایی علیه اسرائیل موضع می‌گرفت.

qatar-gulf-saudi-trump-israel-nato-france-turkey-2242890334

دونالد ترامپ در تاریخ ۲۵ اکتبر، در جریان دیداری در هواپیمای ایر فورس وان در دوحه، از شیخ تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر، استقبال می‌کند/عکس از خبرگزاری فرانسه

در سال ۲۰۱۲ نیز امیر قطر نخستین رئیس کشوری شد که از زمان به قدرت رسیدن حماس پنج سال پیش از آن، به غزه سفر کرد. او ۴۰۰ میلیون دلار کمک برای بازسازی غزه به همراه برد. همان سال، حماس دفتر سیاسی خود را از دمشق به دوحه منتقل کرد. حمایت پررنگ این کشور از گروهی که در آمریکا با آن مخالف است، قطر را از دیگر پادشاهی‌های مسلمان متمایز می‌کند؛ همان‌طور که موضع آن در قبال ایران نیز چنین است. در دوران دولت اوباما، مقام‌های آمریکایی علناً به قطری‌ها درباره مقررات سست مالی هشدار دادند.

بسیاری از افسران اطلاعاتی، دیپلمات‌ها و نظامیان سابق آمریکایی که با آنها گفت‌وگو کردم، ارزیابی مشابهی داشتند: اینکه بگوییم قطر مستقیماً «از تروریسم حمایت می‌کند» نادرست است، اما پول و سیاست‌های این کشور از محیطی حمایت می‌کند که به تروریسم و افراط‌گرایی اجازه رشد می‌دهد.

قطری‌ها دخالت خود با طیف گسترده‌ای از بازیگران منطقه‌ای را این‌گونه توجیه می‌کنند که کشوری کوچک هستند که از هر طرف با آشوب احاطه شده‌اند و نمی‌توانند دشمنان زیادی برای خود ایجاد کنند. آنها می‌گویند ارتباط فعال با طرف‌های مختلف، آنها را در موقعیتی قرار می‌دهد که بتوانند به حل مناقشات داخل منطقه و حتی خارج از آن کمک کنند.

از اواخر دهه ۱۹۹۰ دیپلمات‌های قطری به‌عنوان میانجی، مذاکره‌کننده و واسطه در مناقشات سیاسی خشونت‌آمیز، جنگ‌های نیابتی و جنگ‌های تمام‌عیار در لبنان، یمن، دارفور و نقاط دیگر فعالیت کرده‌اند. قطر در مذاکرات میان گروه‌های رقیب فلسطینی، میان چاد و سودان و میان ایالات متحده و به‌ترتیب طالبان، ونزوئلا و ایران نقش داشته است. مقام‌های قطری سال گذشته به من گفتند که تیم‌های آنها به‌طور هم‌زمان در ۱۲ مذاکره جداگانه مشارکت داشتند.

مجید محمد الانصاری، مشاور نخست‌وزیر و سخنگوی اصلی وزارت امور خارجه قطر، چندی پیش به من گفت: «واقعاً می‌توانید دایره کوچکی دور قطر بکشید که در آن یک واحه ثبات وجود دارد.» سپس افزود: «و حتی همین واحه هم دائماً در حال کوچک‌تر شدن است.» به گفته او، جایگزین تلاش برای فروکش کردن شعله‌های درگیری در اطراف، «عملاً این است که بنشینید و ببینید خانه‌تان می‌سوزد، درحالی‌که چای می‌نوشید.»

سوئیس خاورمیانه یا دوروی خاورمیانه؟

گاهی قطر را «سوئیس خاورمیانه» نامیده‌اند، اما چنین نیست. بی‌طرفی سنگ‌بنای سیاست خارجی سوئیس است. (این کشور حتی تا سال ۲۰۰۲ به سازمان ملل متحد نپیوست.) قطر به برخی از طرف‌هایی که تلاش می‌کند مناقشاتشان را حل کند پول منتقل می‌کند، گاهی به شکلی به هر دو طرف یک درگیری پول می‌دهد، و مواضع سیاسی‌ای اتخاذ می‌کند که کشورهای بی‌طرف از آنها اجتناب می‌کنند.

Secretary_Pompeo_Meets_with_the_Taliban_Negotiation_Team_(50632321483)

زلمی خلیل‌زاد، نماینده ایالات متحده (چپ) و مایک پومپئو، وزیر امور خارجه وقت، در حال دیدار با رهبران طالبان. دوحه، قطر، در تاریخ ۲۱ نوامبر 2020/عکس از ویکی مدیا

بخش قابل توجهی از میانجیگری و ارتباطات پشت‌پرده قطر به نفع آمریکا بوده و برخی از این اقدامات نیز به درخواست واشنگتن انجام شده است. مقام‌های قطری سریعاً یادآوری می‌کنند که دولت آمریکا از آنها خواسته بود میزبان حماس شوند تا واشنگتن بتواند یک کانال غیرمستقیم با رهبران این گروه ایجاد کند. این حرف تا حدی درست است. واشنگتن به این نتیجه رسیده بود که احتمالاً قطر اجازه خواهد داد حماس پس از اخراج از سوریه به این کشور منتقل شود. یکی از مقام‌های سابق آمریکایی که در آن زمان در دولت حضور داشت، به من گفت: «ما درخواست کردیم، اما این کار مثل هل دادن دری بود که از قبل باز بود.»

آنچه شکاکان در واشنگتن دورویی می‌نامند، قطر آن را ایجاد توازن می‌داند. فارغ از اینکه چه نامی بر آن بگذاریم، ایجاد و حفظ روابط با بازیگران مسئله‌دار، خود به منبعی برای نفوذ و اهرم فشار تبدیل شده است. برخی قطری‌ها نیز به من اعتراف کردند که این روابط به حفظ خاندان حاکم از تبدیل شدن به هدف رادیکال‌ها کمک می‌کند.

مهم‌تر از همه، قطری‌ها روی چند گزینه مختلف شرط می‌بندند. آنها از نظر اخلاقی انعطاف‌پذیرند، نه ایدئولوژیک و سرسخت. درست است که برخی اسلام‌گرایان محافظه‌کار در دولت از افراط‌گرایان حمایت کرده و از شتاب قطر به سوی مدرنیته ناراضی بوده‌اند، اما نتوانسته‌اند جلوی آن را بگیرند. روابط این کشور احساسی و آرمان‌گرایانه نیست؛ تاکتیکی است و در خدمت راهبرد ملی قرار دارد: امن ماندن، نفوذ داشتن و بسیار، بسیار ثروتمند باقی ماندن.

چگونه پول قطر نظر ترامپ را تغییر داد؟

وقتی ترامپ برای نخستین بار در سال ۲۰۱۶ انتخاب شد، احتمالاً برای قطری‌ها مانند یک هدیه به نظر می‌رسید. رهبری در برابر آنها قرار گرفته بود که بی‌پرده به دنبال کسب منفعت بود و در جایی که امکان معامله وجود داشت، انعطاف ایدئولوژیک زیادی نشان می‌داد.

Orb-e1495801962587

از چپ: عبدالفتاح السیسی؛ ملک سلمان سعودی؛ ملانیا ترامپ و ترامپ در طی مراسم افتتاح یک مرکز ضدافراط‌گرایی در ریاض، عربستان سعودی/عکس از آژانس مطبوعاتی سعودی

اما نشانه‌هایی که حاکی از آن بودند که او ممکن است اهمیت چندانی برای رابطه دیرینه قطر با آمریکا قائل نباشد، خیلی زود ظاهر شدند و نادیده گرفتنشان دشوار بود. در ۲۳ مه ۲۰۱۷، وبگاه خبرگزاری قطر و صفحات آن در شبکه‌های اجتماعی اظهاراتی را منتشر کردند که به تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر، نسبت داده شده بود. او چهار سال پیش از آن جانشین پدرش شده بود. در این اظهارات از حماس و حزب‌الله در منطقه، ستایش شده بود. گفته می‌شد تمیم به کشورهای دیگر هشدار داده بود که با ایران مقابله نکنند و ایران را «یک قدرت اسلامی» خوانده بود.

شواهد قانع‌کننده‌ای وجود دارد که نشان می‌دهد وبگاه‌های قطری هک شده بودند و اظهارات امیر جعلی بود؛ اما همسایگان قطر خشمگین شدند و در ۵ ژوئن، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین و مصر به‌طور هم‌زمان روابط دیپلماتیک خود را با قطر قطع کردند. آنها شهروندان قطری را اخراج و مسیرهای زمینی، هوایی و دریایی به این کشور را مسدود کردند و واردات قطر را یک‌شبه مختل کردند. این کشور کوچک تحت محاصره قرار گرفت.

در چنین لحظه بحرانی‌ای، قطر ممکن بود انتظار داشته باشد سرمایه‌گذاری راهبردی‌اش در ایالات متحده نتیجه دهد؛ اما ترامپ از محاصره حمایت کرد. تنها شش ماه از آغاز نخستین دوره ریاست‌جمهوری او گذشته بود. او به‌تازگی نشستی با رهبران عرب در ریاض برگزار کرده بود؛ نخستین سفر خارجی‌اش به‌عنوان رئیس‌جمهور، جایی که در یک رقص تشریفاتی با شمشیر به شکلی ناشیانه حرکت کرد و همراه پادشاه عربستان دست‌های خود را روی یک گوی نورانی عجیب گذاشت. ترامپ در سخنرانی مهمی درباره مقابله با تروریسم صحبت کرد.

دوستان ترامپ در ریاض به‌تازگی علیه میزبان بزرگ‌ترین پایگاه نظامی آمریکا در خاورمیانه اقدام کرده بودند. با وجود شکایت‌های آمریکا درباره حمایت قطر از افراط‌گرایی، بسیار دشوار است تصور کنیم رئیس‌جمهور دیگری چنین محاصره‌ای را تأیید می‌کرد.

البته قطر منابع لازم برای تحمل بحران را در اختیار داشت. برای اینکه ساکنان کشور، مثلاً، شیر و ماست کافی داشته باشند، دولت بیش از ۳۰۰۰ گاو شیرده را از اروپا، استرالیا و کالیفرنیا با هواپیماهای قطر ایرویز وارد کرد. دولت از یک مزرعه تازه در بیابان حمایت مالی کرد و ظرف دو سال، قطر به صادرکننده محصولات لبنی تبدیل شد.

تا اواخر سال ۲۰۱۹، قطر و همسایگانش به‌طور محرمانه وارد گفت‌وگو شده بودند و تنش‌ها کاهش یافت. دولت ترامپ نیز تا آن زمان عجله داشت که با ایران مقابله کند و خواهان جبهه‌ای متحد در خلیج فارس بود. آمریکایی‌ها طرف‌ها را به آشتی تشویق کردند. قطر اقدامات مؤثری برای اصلاح نظام بانکی خود انجام داد؛ هدفی که مدت‌ها مورد درخواست آمریکا بود. همچنین در اوت ۲۰۱۸، یک شرکت مدیریت دارایی که قطر یکی از سرمایه‌گذاران اصلی آن بود، اعلام کرد که با اجاره یک ساختمان اداری در منهتن متعلق به شرکت‌های کوشنر به ارزش بیش از یک میلیارد دلار موافقت کرده است؛ معامله‌ای که کسب‌وکار خانوادگی داماد ترامپ را از بدهی نجات داد. بحران خلیج فارس سرانجام در سال ۲۰۲۱ رسماً پایان یافت؛ زمانی که قطر و همسایگانش روابط دیپلماتیک خود را از سر گرفتند.

وقتی تلاش برای جلب همه طرف‌ها نتیجه وارون می‌دهد

پول قطری در هر دو سوی طیف سیاسی آمریکا جریان دارد. مشاوران این کشور شامل افرادی بوده‌اند که برای سناتور جین شاهین، ارشدترین دموکرات در کمیته روابط خارجی و همچنین سناتور فقید جمهوری‌خواه، لیندزی گراهام، دوست ترامپ و همراه همیشگی او در بازی گلف، کار کرده بودند.

2dfc750b-7786-4815-842d-03bf6a4867b8_16-9-aspect-ratio_1600w_1053123

نتانیاهو و ترامپ در جریان تماس با قطر. کاخ سفید/عکس از گتی ایمجز

قطر در واشنگتن مهمانی‌های مجلل برگزار می‌کند و هر ساله سیاستمداران، روزنامه‌نگاران و چهره‌های تأثیرگذار شبکه‌های اجتماعی را برای حضور در «مجمع دوحه» به قطر می‌برد و هزینه بلیت هواپیمای فرست‌کلاس و اقامت در هتل‌های پنج‌ستاره آنها را پرداخت می‌کند. در ماه مه ۲۰۲۵، در «مجمع اقتصادی قطر»، یکی دیگر از رویدادهای مهمی که این کشور در آن تلاش می‌کند نفوذ و قدرت خود برای گردهم آوردن افراد مختلف را به نمایش بگذارد، خبر هواپیمای جدید ترامپ به‌تازگی منتشر شده بود. نخست‌وزیر قطر در جریان یک مصاحبه روی صحنه ظاهراً ناراحت به نظر می‌رسید.

شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی گفت: «نمی‌دانم چرا مردم آن را رشوه می‌بینند یا فکر می‌کنند قطر می‌خواهد با خریدن هواپیما از این دولت نفوذ بخرد.» او بدون آنکه ظاهراً متوجه تناقض سخنانش باشد، افزود: «ما باید بر این کلیشه غلبه کنیم» که قطر تلاش می‌کند در آمریکا نفوذ بخرد.

ماه بعد، ایران برای نخستین بار به قطر حمله کرد. بیش از دوازده موشک بالستیک کوتاه‌برد و میان‌برد، پایگاه نظامی آمریکا در قطر را هدف قرار دادند؛ حمله‌ای که خیلی شدید نبود و در واکنش به حملات هوایی آمریکا علیه ایران انجام شد؛ حملاتی که ترامپ به‌طور نادرست مدعی شده بود تأسیسات هسته‌ای ایران را «کاملاً نابود کرده‌اند».

سپس در ماه سپتامبر، اسرائیل یک حمله هوایی علیه دفتر سیاسی حماس در دوحه انجام داد که در آن شش نفر، از جمله یک مقام امنیتی قطری، کشته شدند. قطر اکنون می‌توانست مدعی یک تمایز ناخوشایند باشد: اینکه در یک سال هم از سوی ایران و هم از سوی اسرائیل مورد حمله قرار گرفته است.

قطری‌ها اندکی تلافی کردند: ترامپ خشمگین بود، زیرا تلاش می‌کرد برای پایان دادن به جنگ غزه جایزه صلح نوبل را به دست آورد و مذاکرات آتش‌بس که قطری‌ها میانجی آن بودند، در جریان بود. نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، برنامه‌های او را به هم ریخته بود. ترامپ مدعی شد که از حمله اسرائیل به قطر از قبل خبر نداشته و تلاش کرد دیپلمات‌های قطری را به میز مذاکره بازگرداند. او اصرار داشت که نتانیاهو از همتای قطری خود عذرخواهی کند. نتانیاهو در برابر دوربین عکاسان، از دفتر بیضی کاخ سفید با نخست‌وزیر قطر تماس گرفت و متنی را خواند که بخشی از آن را علی الثوادی، یکی از افراد بانفوذ و واسطه‌های قطری، نوشته بود.

سرانجام وسط‌بازی

برای مدتی به نظر می‌رسید قطر از این حمله و همچنین از سال‌ها تلاش و هزینه سنگین برای نزدیک شدن به ترامپ و متحدانش، منافع بیشتری به دست خواهد آورد. همان روزی که نتانیاهو عذرخواهی کرد، ترامپ یک فرمان اجرایی صادر کرد که بر اساس آن هرگونه حمله به «قلمرو، حاکمیت یا زیرساخت‌های حیاتی» قطر، تهدیدی علیه صلح و امنیت ایالات متحده محسوب می‌شد. در کنار این تضمین امنیتی، وزارت دفاع آمریکا اعلام کرد که خلبانان جنگنده قطری در یک پایگاه هوایی آمریکا در آیداهو آموزش خواهند دید.

Ras Laffan LNG hub

حملات خسارات گسترده، آتش‌سوزی و توقف تولید را در رأس‌لفان به همراه داشت/عکس از گتی ایمجز

اما مانند همه تضمین‌های ترامپ، این یکی نیز چندان معنایی نداشت. پس از آنکه آمریکا و اسرائیل بار دیگر در ۲۸ فوریه حمله به ایران را آغاز کردند، علی‌رغم تلاش‌های قطر و دیگر دولت‌های منطقه برای جلوگیری از جنگ، ایران تأسیسات اصلی فرآوری گاز طبیعی قطر را هدف قرار داد. وزیر انرژی قطر گفت این حمله ظرفیت صادرات را ۱۷ درصد کاهش داده است؛ ضربه‌ای فلج‌کننده به اقتصاد کشور.

این حمله پس از حمله اسرائیل به یک تأسیسات گاز طبیعی ایران انجام شد و ترامپ، همانند حمله هوایی قبلی اسرائیل به دوحه، مدعی شد که از آن از قبل اطلاع نداشته است. مقام‌های دوحه بار دیگر خشمگین شدند و این بار ترسیده بودند. تمام رابطه قطر با ایران که در مرکز بسیاری از اختلافات این کشور با همسایگان خلیج فارسی‌اش قرار داشت، بر همزیستی عمل‌گرایانه استوار بود. جنگ ترامپ این صلح را در حال فروپاشی قرار داده بود.

در پی حملات موشکی ایران و بسته شدن تنگه هرمز، یعنی تنها مسیر عبور صادرات گاز قطر، این کشور عملاً از زمان آغاز جنگ چاره‌ای جز توقف کامل تولید گاز طبیعی مایع‌شده نداشته است. شریان حیاتی جاه‌طلبی‌ها، برنامه‌ها و نفوذ قطر در حال خشک شدن است؛ و راهبرد جهانی قطر که بر مجموعه‌ای از شرط‌بندی‌های متناقض بنا شده بود، در حال فروپاشی است. این روزها دشوار است بگوییم کدام‌یک در فهرست تهدیدهای امارت قطر جایگاه بالاتری دارد: اسرائیل که مدت‌ها دشمن اصلی قطر بوده است؛ ایالات متحده که مهم‌ترین شریک راهبردی آن است؛ یا ایران که برای آینده قابل پیش‌بینی کنترل تنگه را در اختیار دارد.

واسطه، در میانه گرفتار شده است؛ درست همان جایی که همیشه خودشان را قرار داده‌اند.