بازار ارز ایران در یک دهه گذشته بارها با موج‌های شدید نوسان مواجه شده، اما شکل این نوسانات در دوره‌های مختلف یکسان نبوده است. اگر سال ۱۳۹۷ را دوره شوک‌های شدید و فشرده ارزی بدانیم، در سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ با الگویی متفاوت روبه‌رو هستیم؛ نوسان‌هایی که شاید در مقیاس روزانه شدت کمتری داشته باشند، اما در بازه‌ای طولانی‌تر تداوم پیدا کرده‌اند و همین مسئله، فشار بیشتری بر تصمیم‌گیری بنگاه‌ها، خانوارها و فعالان اقتصادی وارد می‌کند. بررسی داده‌های یک دهه اخیر نشان می‌دهد بازار ارز در بخش قابل‌توجهی از روزها با تغییرات معنادار همراه بوده و در مقاطعی، تعداد روزهای دارای رشد بیش از یک درصد افزایش محسوسی داشته است. این تفاوت میان «شوک کوتاه و شدید» و «نوسان مداوم و فرسایشی» می‌تواند تصویر دقیق‌تری از وضعیت بازار ارز ارائه کند. در «تیتر یک» چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۵، علاوه بر بررسی روند شدت نوسانات روزانه ارز و مقایسه آن با تجربه سال ۱۳۹۷، سراغ مهم‌ترین تحولات اقتصادی روز رفته‌ایم؛ از صعود همزمان نفت و طلای جهانی و اثر تنش‌های منطقه‌ای بر بازارها، تا چالش قیمت‌گذاری در صنعت مس، سیاست سوخت، رفتار اوراق تسه پس از دو برابر شدن سقف وام مسکن و تازه‌ترین تحولات جنگ نفتکش‌ها در تنگه هرمز. با «تیتر یک» چهارشنبه 18 شهریور 1405 همراه باشید.

صعود همزمان نفت و طلای جهانی

قیمت طلای جهانی پس از سه جلسه معاملاتی و افت حدود ۲.۶ درصدی، امروز بیش از یک درصد رشد کرد و دوباره به محدوده ۴۴۰۰ دلار در هر اونس رسید. در این میان، یکی از مهم‌ترین محرک‌های طلا، تضعیف دلار بود؛ شاخص دلار برای سومین روز متوالی کاهش یافت.

در سمت دیگر بازار ارز، ین ژاپن برای سومین روز متوالی تقویت شد و به محدوده ۱۵۳.۳۵ ین در برابر دلار رسید؛ سطحی که در هفت ماه گذشته سابقه نداشته است. هشدارهای اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، درباره شرط‌بندی روی تضعیف ین و همچنین انتظار برای افزایش نرخ بهره بانک مرکزی ژاپن، از عوامل مهم این حرکت هستند.

اما داستان بازار فقط به طلا و دلار محدود نمی‌شود. نفت برنت برای چهارمین روز متوالی صعود کرد و در مقطعی از ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرد. تشدید تنش‌ها در خاورمیانه و نگرانی درباره اختلال در جریان صادرات نفت از مسیر تنگه هرمز، مهم‌ترین محرک این افزایش قیمت است.

اینجا یک تضاد مهم شکل گرفته است: ضعف دلار به نفع طلاست، اما نفت ۱۰۰ دلاری می‌تواند فشار تورمی را افزایش دهد و دست فدرال رزرو را برای کاهش نرخ بهره ببندد.

حالا چشم بازار به داده تورم آمریکا (CPI) است؛ داده‌ای که می‌تواند مسیر بعدی طلا را مشخص کند. تورم پایین‌تر از انتظار می‌تواند به رشد طلا کمک کند، اما یک داده داغ‌تر از پیش‌بینی‌ها، می‌تواند انتظارات نرخ بهره را بالا برده و فشار بر فلز زرد را بیشتر کند. طلا در ۴۴۰۰ دلار، فعلاً در انتظار یک سیگنال تازه است.

روند شدت نوسانات روزانه ارز در یک دهه اخیر

بر اساس داده‌های یک دهه اخیر بازار ارز ایران، عبور دلار فردایی از مرز ۲۳۰ هزار تومان با رشد روزانه ۲ درصدی، شوکی نسبتاً سنگین اما نه بی‌سابقه است؛ چراکه مقایسه آماری نشان می‌دهد سال ۱۳۹۷ (با نوسانات روزانه تا ۲۰ درصد، حدود ۱۰ روز شوک بالای یک درصد در هر ماه طی نیمه نخست سال و ۳۹ روز شوک بالای ۵ درصدی) شدیدترین و عمیق‌ترین شوک‌های ارزی را ثبت کرده، در حالی که در سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ هرچند نرخ ارز رشد بالایی داشت و ضریب تغییرات آن پس از ۱۳۹۷ بیشترین مقدار را تجربه کرد، شوک‌های روزانه (تنها ۱۱ روز بالای ۵ درصد در یک سال و نیم) شدت کمتری داشته و به‌صورت مداوم‌تر و در بازه زمانی طولانی‌تر توزیع شده‌اند؛ به‌طوری‌که نزدیک‌ترین تجربه به سال ۹۷، تیرماه ۱۴۰۵ با ۱۱ روز رشد بالای یک درصد بوده است.

همچنین تحلیل احتمالاتی نشان می‌دهد بازار ارز در این دهه ناآر نشان می‌دهد بازار ارز در این دهه ناآرام بوده: حدود ۳۱.۹ درصد، در بازه ۰.۶± درصد حدود ۵۷.۵ درصد و در بازه ۱± درصد حدود ۷۱.۳ درصد است که یعنی به‌طور میانگین در ۲۸.۷ درصد روزها شوک بالای یک درصد رخ داده است.

در مجموع می‌توان نتیجه گرفت که تفاوت اصلی سال ۹۷ با ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ در ماهیت شوک‌هاست: شوک‌های سال ۹۷ شدیدتر و متراکم‌تر اما کوتاه‌مدت بودند، در حالی که شوک‌های دو سال اخیر خفیف‌تر ولی طولانی‌تر بوده و به همین دلیل چالش‌های پایدارتری برای اقتصاد و کسب‌وکارها ایجاد کرده‌اند.

اثر قیمت‌گذاری دستوری بر صنعت مس

وقتی نهاده گران می‌شود، اما قیمت محصول همچنان دستوری است؛ فشار اصلی به کدام بخش صنعت مس وارد می‌شود؟

عرضه نهاده‌های تولید در بورس کالا می‌تواند به شفافیت قیمت، افزایش رقابت و حذف واسطه‌ها کمک کند؛ اما اگر این سیاست بدون توجه به ساختار صنایع و توان بنگاه‌ها اجرا شود، ممکن است نتیجه‌ای متفاوت داشته باشد.

این روزها واحدهای کوچک و متوسط صنعت مس با یکی از همین چالش‌ها روبه‌رو هستند. پس از عرضه اسید سولفوریک در بورس، برخی واحدهای معدنی و تولیدی با افزایش هزینه تأمین این نهاده مواجه شده‌اند؛ در حالی که به گفته فعالان صنعت، حتی میزان عرضه نیز در برخی مقاطع پاسخگوی نیاز بازار نیست.

از سوی دیگر، بخشی از حمایت‌های انرژی در حال کاهش است و قیمت برخی نهاده‌ها بیش از گذشته به قیمت‌های جهانی نزدیک می‌شود. در چنین شرایطی، یک پرسش مهم مطرح است: آیا همچنان می‌توان با قیمت‌گذاری دستوری از صنعت حمایت کرد، یا این سیاست در عمل فشار بیشتری بر واحدهای کوچک و متوسط وارد می‌کند؟

کوروش شعبانی، فعال صنعت مس، معتقد است تداوم این وضعیت می‌تواند حاشیه سود معادن مس و واحدهای تولیدی کوچک و متوسط را تحت فشار قرار دهد؛ تا جایی که فعالیت برخی از این واحدها از نظر اقتصادی توجیه‌پذیر نباشد.

مسئله فقط کاهش سود نیست. کوچک‌شدن تولید می‌تواند به کاهش اشتغال، از دست رفتن فرصت‌های صادراتی و تضعیف جایگاه ایران در بازار جهانی مس منجر شود.

ایران با قرار گرفتن در میان کشورهای دارای بزرگ‌ترین ذخایر مس جهان، ظرفیت قابل‌توجهی برای توسعه این صنعت دارد؛ اما بهره‌برداری از این ظرفیت، بیش از هر چیز به سیاست‌گذاری هماهنگ و قابل پیش‌بینی نیاز دارد.

 شمال آخر هفته با سهمیه سوخت پرید؟

اظهارات اخیر درباره افزایش قیمت بنزین، یک سؤال مهم را دوباره مطرح کرده است: آیا سیاست فعلی سوخت واقعاً به شکل یکسان به همه خودروها و مصرف‌کنندگان فشار وارد می‌کند؟

در شرایطی که دولت از ناترازی بنزین، کنترل مصرف و ضرورت اسقاط خودروهای فرسوده می‌گوید، تفاوت شدید مصرف سوخت میان خودروهای قدیمی و خودروهای کم‌مصرف، هیبریدی و برقی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

اگر هدف سیاست‌گذار کاهش مصرف بنزین است، مسئله فقط قیمت سوخت نیست. نوع خودرو، سن ناوگان و میزان مصرف آن هم مستقیماً تعیین می‌کند که یک خانوار از سهمیه و یارانه سوخت چه میزان منفعت می‌گیرد.

سؤال اصلی اینجاست: سیاست بنزین قرار است فقط مصرف‌کننده را جریمه کند یا همزمان برای تغییر خودرو و کاهش مصرف هم راهی ایجاد می‌کند؟

بررسی رفتار اوراق تسه پس از افزایش ۱۰۰ درصدی سقف وام

با افزایش سقف تسهیلات خرید مسکن زوجین در تهران از یک میلیارد به دو میلیارد تومان، انتظار می‌رفت تقاضا برای اوراق «تسه» افزایش پیدا کند و قیمت این اوراق نیز تحت تأثیر قرار بگیرد. اما رفتار بازار نشان می‌دهد این اتفاق، دست‌کم تاکنون، چندان پررنگ نبوده است.

پس از اعلام این تصمیم در ۲۷ مرداد، قیمت تسه ابتدا حتی مسیر نزولی را در پیش گرفت و سپس با رشدی محدود به محدوده ۹۵ هزار تومان رسید. این در حالی است که سقف وام ۱۰۰ درصد افزایش پیدا کرده بود. جالب‌تر اینکه بالاترین قیمت تسه ۱۴۰۵ در اردیبهشت و پیش از افزایش سقف وام ثبت شده بود؛ زمانی که قیمت این اوراق از ۱۰۸ هزار تومان عبور کرده بود.

اما چرا افزایش وام نتوانست بازار اوراق را تکان دهد؟

یک دلیل مهم، هزینه دریافت خود وام است. هر برگ تسه معادل ۵۰۰ هزار تومان تسهیلات است؛ بنابراین برای دریافت وام دو میلیارد تومانی، زوجین تهرانی به ۴ هزار برگ نیاز دارند. با قیمت حدود ۹۱ هزار تومان، خرید این اوراق حدود ۳۶۵ میلیون تومان هزینه دارد.

از طرف دیگر، قدرت خرید واقعی وام همچنان محدود است. با فرض متوسط قیمت حدود ۲۰۰ میلیون تومان برای هر مترمربع مسکن در تهران، وام دو میلیارد تومانی تنها معادل خرید حدود ۱۰ مترمربع مسکن است.

این رفتار البته بی‌سابقه نیست. افزایش سقف وام در اسفند ۱۴۰۳ نیز نتوانست جهش پایداری در قیمت اوراق ایجاد کند.

به نظر می‌رسد مسئله اصلی، نه فقط مبلغ وام، بلکه فاصله میان سقف تسهیلات و قیمت واقعی مسکن است؛ فاصله‌ای که باعث شده حتی دو برابر شدن وام هم نتواند تقاضای قدرتمندی برای اوراق ایجاد کند.

جنگ نفتکش‌ها؛ توازن قوا در تنگه هرمز به کدام سمت می‌رود؟

تنش میان ایران و آمریکا در روزهای اخیر وارد مرحله تازه‌ای شده است؛ مرحله‌ای که در آن نفتکش‌ها و مسیرهای انتقال انرژی به بخشی از میدان رویارویی دو طرف تبدیل شده‌اند. حمله به نفتکش‌های ایرانی در خارک و واکنش متقابل ایران، نشانه‌ای از تشدید «نبرد اراده‌ها» در منطقه است.

ریشه این وضعیت را باید در برهم خوردن توازن در تنگه هرمز جست‌وجو کرد. ایران تلاش می‌کند با محدود کردن عبور و مرور، هزینه اقتصادی فشار آمریکا را افزایش دهد و واشنگتن نیز با محاصره و اسکورت دریایی کشتی‌ها به دنبال حفظ جریان صادرات نفت است.

با این حال، برخلاف برخی سناریوهای اولیه، قیمت نفت هنوز به سطحی نرسیده که بتوان از وقوع یک بحران بزرگ در بازار جهانی انرژی سخن گفت. ناوگان سایه و مسیرهای جایگزین ظاهراً توانسته‌اند بخشی از جریان نفت را حفظ کنند. در عین حال، ذخایر نفت ایران روی آب نیز در حال کاهش است؛ بر اساس داده‌های کپلر، حجم این محموله‌ها از حدود ۹۰ میلیون بشکه در ژوئیه به حدود ۲۹ میلیون بشکه رسیده است.

اما مسئله فقط میزان نفتی که امروز از هرمز عبور می‌کند نیست؛ سؤال مهم‌تر این است که این روند تا چه زمانی قابل تداوم است؟

داده‌های TankerTrackers میانگین عبور نفت از تنگه را در هفته منتهی به پنجشنبه حدود ۶.۷ میلیون بشکه در روز نشان می‌دهد؛ رقمی حدود ۶۰ درصد پایین‌تر از ماه‌های پیش از جنگ.

در صورت ادامه درگیری، هزینه بیمه و حمل‌ونقل افزایش می‌یابد و فشار بر بازار انرژی، کالا و زنجیره تأمین بیشتر می‌شود.

خطر اصلی اما فراتر از نفت است: اگر جنگ نفتکش‌ها به زیرساخت‌های حیاتی منطقه آسیب بزند، هزینه‌های آن می‌تواند برای سال‌ها و حتی دهه‌ها باقی بماند.

00:00
00:00