ایران با وجود برخورداری از ذخایر عظیم گاز طبیعی و اختصاص یارانههای میلیارددلاری به انرژی، همچنان با چالش بهرهوری پایین و ارزش افزوده محدود در بخش صنعت روبهروست. آیا انرژی ارزان به توسعه صنعتی کمک کرده یا وابستگی صنایع به مصرف بالای انرژی را افزایش داده است؟
ایران، قطر و روسیه از بزرگترین دارندگان ذخایر گاز طبیعی جهان هستند، اما راهبرد متفاوتی برای استفاده از این منابع در پیش گرفتهاند. قطر بخش عمده گاز تولیدی خود را صادر میکند. در سال ۲۰۲۴، حدود ۷۵ درصد تولید گاز این کشور به بازارهای خارجی اختصاص داشت. روسیه نیز که پیش از جنگ اوکراین بیش از یکسوم گاز تولیدی خود را صادر میکرد، در سال ۲۰۲۴ سهم صادراتش را به حدود ۲۲ درصد رساند.
در ایران اما بیش از ۶۰ درصد گاز تولیدی در داخل مصرف میشود. این تفاوت نشان میدهد سیاست ایران بیشتر بر تأمین تقاضای داخلی متمرکز بوده است. بخشی از این گاز هم در بخش صنعت و نیروگاهها به مصرف میرسد. اما مسئله فقط میزان مصرف نیست. باید دید این انرژی با چه هزینهای در اختیار بخشهای مختلف قرار میگیرد و چه بازدهی اقتصادی ایجاد میکند.
یارانههای انرژی؛ حمایت بزرگ با هزینهای فزاینده
طبق گزارش صندوق بینالمللی پول، ایران در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۸۰ میلیارد دلار یارانه آشکار و پنهان به سوختهای فسیلی اختصاص داده است. نزدیک به ۴۰ درصد این رقم به گاز طبیعی و بیش از ۱۴ درصد، معادل حدود ۲۶ میلیارد دلار، به برق مربوط بوده است. مجموع یارانه گاز و برق نیز از حدود ۴۹ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۵ به ۹۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ رسیده است. پیشبینی صندوق بینالمللی پول نشان میدهد این رقم تا سال ۲۰۳۵ میتواند از ۱۱۷ میلیارد دلار عبور کند. به این ترتیب، حمایت از مصرف انرژی در اقتصاد ایران به یکی از هزینههای بزرگ و فزاینده تبدیل شده است.
سهم صنعت از یارانهها چقدر است؟
صنعت یکی از دریافتکنندگان اصلی این حمایتهاست. در سال ۲۰۲۴ نزدیک به ۴۱ درصد یارانه گاز و برق به این بخش اختصاص پیدا کرده است. اما دریافت انرژی ارزان الزاما به معنای رشد و توسعه صنعتی نیست. بررسیهای مسعود نیلی و همکارانش درباره عملکرد صنایع در فاصله سالهای ۱۳۸۱ تا ۱۴۰۰ نشان میدهد بهجز برخی صنایع مادر و بالادستی، بسیاری از صنایع کشور نتوانستهاند ارزش افزوده خود را افزایش دهند. در تعدادی از این صنایع، ارزش افزوده حتی کاهش پیدا کرده است. این یعنی حمایت انرژی بهتنهایی نتوانسته زمینه رشد گسترده و متوازن در بخش صنعت را فراهم کند.
انرژی ارزان، تولید انرژیبر
مسئله دیگر، شدت بالای مصرف انرژی در تولیدات صنعتی ایران است. صنایع کشور برای ایجاد هر واحد ارزش افزوده، انرژی زیادی مصرف میکنند. در واقع، با وجود دسترسی به گاز و برق یارانهای، بهرهوری انرژی در بخش قابلتوجهی از تولید صنعتی همچنان پایین است. این وضعیت نشان میدهد مسئله فقط قیمت انرژی نیست. وقتی صنایع با وجود دسترسی به نهاده ارزان، ارزش افزوده متناسبی ایجاد نمیکنند، باید فناوری تولید، ساختار سرمایهگذاری و نحوه تخصیص منابع را هم بررسی کرد.
مشکل از کجاست؟ صنعت یا سیاستگذاری؟
نمیتوان تمام مسئولیت این وضعیت را به گردن بنگاههای صنعتی انداخت. سیاستگذاری اقتصادی هم در این میان نقش مهمی دارد. وقتی منابع انرژی و حمایتهای مالی بهجای فعالیتهای بهرهورتر، به شکل گسترده و بدون توجه کافی به بازدهی اقتصادی تخصیص پیدا میکنند، ممکن است یارانههای سنگین بهجای ایجاد تحول صنعتی، وابستگی بنگاهها به انرژی ارزان را تقویت کنند.
نتیجه چنین وضعیتی، اقتصادی است که بخش مهمی از تولید آن بر تعداد محدودی صنعت انرژیبر و مادر تکیه دارد. در این ساختار، اختلال در تأمین انرژی یا افت فعالیت همین صنایع میتواند بخش بزرگی از چرخه تولید را تحت تأثیر قرار دهد.
مسئله اصلی ایران کمبود منابع انرژی نیست. چالش این است که چطور این منابع به ارزش افزوده بیشتر، بهرهوری بالاتر و رشد اقتصادی پایدار تبدیل شوند. مزیت انرژی زمانی به موتور توسعه تبدیل میشود که منابع کشور به سمت فعالیتهایی هدایت شوند که با مصرف کمتر، تولید و ارزش اقتصادی بیشتری ایجاد میکنند.