آیا تنگه هرمز همچنان برگ برنده ایران است یا تبدیل به کارتی شده که دیگر نمی‌توان برای همیشه روی آن حساب کرد؟ مجید شاکری، تحلیلگر اقتصادی، با بررسی پیامدهای جنگ، تحریم و نفت معتقد است ایران نه می‌تواند با بستن هرمز برای همیشه بازی کند و نه می‌تواند انتظار داشته باشد با یک «توافق بزرگ» از سوی آمریکا از بحران خارج شود؛ به گفته او، بازی واقعی در مرحله بعد، جنگِ تاب‌آوری و تعیین این است که کدام طرف زودتر هزینه‌های فشار را تاب می‌آورد.

مجید شاکری، کارشناس مسائل اقتصادی، در گفت‌وگو با برنامه «گفت‌وگوی استراتژیک» باشگاه سیاستمداران گفت: در جنگی که طرف مقابل از نظر قدرت نظامی به‌مراتب قوی‌تر است، یکی از مهم‌ترین اهداف باید محدود کردن زمان و شدت جنگ باشد. تنگه هرمز در این جنگ به ایران کمک کرد تا هم زمان و هم شدت جنگ را محدود کند و از این منظر، استفاده اقتصادی از جنگ و تنگه هرمز مؤثر بود.

شاکری درباره تأثیر بسته شدن تنگه هرمز بر قیمت نفت گفت: درباره قیمت نفت در روزهای ابتدایی جنگ، دو نگاه افراطی وجود داشت؛ یک گروه معتقد بودند قیمت نفت به ۱۵۰ یا ۲۰۰ دلار می‌رسد و گروهی دیگر افزایش قیمت را چندان مهم نمی‌دانستند. اما سناریوی واقع‌بینانه‌تر این بود که قیمت نفت بتواند برای چهار فصل متوالی بالای ۸۵ دلار باقی بماند.

او افزود: قیمت‌های بسیار بالا لزوماً به نفع ایران نیست، چراکه می‌تواند باعث افزایش تولید نفت شیل در آمریکا و در نهایت تخریب تقاضا شود. در مقابل، نفت بالای ۸۵ دلار برای مدت طولانی می‌تواند فشار قابل‌توجهی بر اقتصاد آمریکا وارد کند.

شاکری تأکید کرد: هدف اصلی اقتصادی ایران در این جنگ، فشار بر «قدرت خرید» بود؛ مفهومی که حتی از تورم نیز برای سیاست‌گذار آمریکایی اهمیت بیشتری دارد. افزایش قیمت نفت می‌تواند روی قیمت بنزین، گازوئیل، برق، گاز و هزینه تأمین اعتبار خانوارهای آمریکایی اثر بگذارد و در نهایت فشار سیاسی بر دولت آمریکا ایجاد کند.

این کارشناس اقتصادی درباره تجربه «زمستان سخت» در اروپا گفت: زمستان سخت واقعیت داشت و قیمت گاز اروپا در مقطعی به چند برابر میانگین آمریکا رسید، اما استفاده ایران از این شرایط اشتباه بود.

او افزود: اشتباه این بود که ایران تصور کرد باید صبر کند تا زمستان برسد. در حالی که اگر طرف مقابل احتمال بحران در زمستان را می‌داد، باید توافق را زودتر انجام می‌دادیم، نه اینکه آن را به تأخیر بیندازیم.

شاکری تأکید کرد: زمان‌بندی در استفاده از اهرم‌های اقتصادی و ژئوپلیتیک بسیار مهم است. این مسئله درباره تنگه هرمز نیز صدق می‌کند.

شاکری در پاسخ به این پرسش که آیا تنگه هرمز همچنان کارت بازی ایران است یا ممکن است به مرور کارایی خود را از دست بدهد، گفت: تنگه هرمز یک کارت ابدی نیست. مجموعه‌ای از اتفاقات باید رخ می‌داد تا ایران بتواند تنگه را ببندد و همان شرایط الزاماً دوباره تکرار نخواهد شد.

او افزود: ممکن است در بلندمدت مسیرهای جایگزین، خطوط لوله و بنادر جدید ایجاد شوند و وابستگی به تنگه کاهش یابد؛ اما بسیاری از این طرح‌ها از نظر فنی و سیاسی محدودیت دارند.

شاکری تصریح کرد: مسئله اصلی این نیست که ایران هر زمان بخواهد بتواند تنگه را ببندد، بلکه باید از شرایطی که اکنون ایجاد شده، حداکثر استفاده را ببرد؛ چراکه در پنج تا هشت سال آینده، نقش نفت در اقتصاد جهانی و به‌خصوص نقش نفت خاورمیانه می‌تواند کمرنگ‌تر شود.

او درباره بحث حاکمیت ایران بر تنگه هرمز گفت: باید میان «حاکمیت کامل» و «اعمال حکمرانی و ترتیبات امنیتی» تفاوت قائل شد. ایران می‌تواند برای ورود و خروج کشتی‌ها، ترتیبات مشخصی ایجاد کند و از این طریق نقش خود را در امنیت تنگه افزایش دهد.

شاکری افزود: اگر این ترتیبات بتواند به یک سازوکار پایدار امنیتی تبدیل شود، ارزش آن برای ایران بسیار بیشتر از درآمد مستقیم حاصل از تنگه خواهد بود.

او درباره درآمدزایی از تنگه نیز گفت: امکان درآمدزایی وجود دارد، اما ارقامی مانند ۱۵۰ میلیارد دلار واقع‌بینانه نیست. با این حال، درآمد حاصل از مدیریت و امنیت تنگه می‌تواند برای ایران قابل‌توجه باشد.

شاکری درباره عبور برخی کشتی‌ها از مسیر عمانی تنگه هرمز گفت: اگر این اقدام از سوی آمریکا انجام شده باشد، با توافق صورت‌گرفته مغایرت داشته است.

او با اشاره به بندهای توافق افزود: در بند پنجم، ترتیبات بازگشایی تنگه به سازوکاری ایرانی در یک دوره ۶۰ روزه موکول شده بود. همچنین طرف آمریکایی متعهد بود وضعیت نیروهای خود را حفظ کند، اما نیرو جابه‌جا کرد و نیروی جدید وارد منطقه شد.

شاکری تأکید کرد: اگر قرار بود ترتیبات جدیدی با زور نظامی ایجاد شود، عملاً تعادل توافق از بین می‌رفت.

این کارشناس اقتصادی درباره احتمال شکل‌گیری اجماع جهانی علیه ایران گفت: اجماع جهانی آخرین چیزی است که باید نگران آن باشیم. نگرانی اصلی من، شکستن سهم نفت خلیج فارس در بازار جهانی است.

او افزود: اگر کشورهای مصرف‌کننده رفتارهایی مشابه چین در کاهش خرید نفت و افزایش ذخایر خود انجام دهند، ممکن است در کوتاه‌مدت قیمت نفت بالا بماند، اما در بلندمدت کارت تنگه هرمز در برابر مصرف‌کنندگان نفت تضعیف خواهد شد.

شاکری درباره مسیر آینده مذاکرات ایران و آمریکا گفت: تصور اینکه ایران بتواند با دولت ترامپ به یک «توافق بزرگ» برسد، واقع‌بینانه نیست. ترامپ تاکنون با هیچ‌یک از قدرت‌های بزرگ وارد توافق پایدار و بزرگی نشده و اساساً رویکرد او بر فشار حداکثری استوار است.

او ادامه داد: این به معنای انتخاب جنگ نیست. ایران باید مذاکره و جنگ را همزمان و در کنار یکدیگر پیش ببرد؛ به این معنا که به طرف مقابل فشار وارد کند تا بداند دادن فرصت تنفس به ایران، برای او ارزان‌تر از ادامه فشار است.

شاکری تأکید کرد: ما نه آماده تسلیم مطلق هستیم و نه باید تصور کنیم می‌توانیم در یک جنگ فرسایشی تا هر زمان ادامه دهیم. راه واقع‌بینانه، ایجاد یک وضعیت «نه جنگ، نه صلح» کنترل‌شده و استفاده از آن برای افزایش قدرت چانه‌زنی است.

او گفت: جنگ فعلی، جنگ تاب‌آوری است و مسئله اصلی این است که کدام طرف ظرفیت بیشتری برای تحمل فشار دارد. ایران و آمریکا هر دو تحت فشار هستند، اما جنس این فشار متفاوت است.

شاکری افزود: من معتقدم طرف آمریکایی نیز ظرفیت نامحدودی برای ادامه این وضعیت ندارد و هزینه‌های این جنگ را در حوزه‌هایی مانند نرخ بهره و بازار اوراق قرضه پرداخت می‌کند.

او ادامه داد: ایران نیز ظرفیت نامحدودی ندارد و فشار اقتصادی بر مردم کاملاً واقعی است. بنابراین مسئله این نیست که چه کسی برای سال‌ها می‌تواند مقاومت کند؛ مسئله این است که کدام طرف در چند ماه آینده تاب‌آوری بیشتری خواهد داشت.

شاکری در جمع‌بندی گفت: امروز از نظر من «لحظه تشدید» است؛ همان‌طور که آتش‌بس در مقطع خودش درست بود و توافق اسلام‌آباد نیز برای ایجاد فرصت تنفس اهمیت داشت.

او تأکید کرد: تشدید به معنای رفتن به سمت جنگ تمام‌عیار نیست، بلکه باید به شکلی باشد که طرف مقابل در برابر پاسخ به آن با محدودیت‌های بیشتری مواجه شود.

شاکری افزود: من پیشگو نیستم و نمی‌توانم بگویم فردا چه اتفاقی می‌افتد، اما از میان گزینه‌های سخت موجود، این مسیر را کم‌هزینه‌ترین و نزدیک‌ترین مسیر به نتیجه می‌دانم.

این کارشناس اقتصادی در پایان گفت: به نظر من، نقطه مطلوب این است که طرف مقابل بپذیرد به توافق اسلام‌آباد بازگردد، اما با اصلاح برخی بندها؛ به‌ویژه درباره خروج نیروها از مناطق نزدیک به ایران.

او افزود: اگر مسئله امنیت و حکمرانی ایران بر تنگه هرمز حل شود، ایران علاوه بر مسیرهای سنتی مقابله با تحریم، می‌تواند به ابزارهای جدیدی برای «ناکـارآمد کردن تحریم‌ها» دست پیدا کند.

شاکری تأکید کرد: اگر ایران بتواند بر امنیت و ترتیبات تنگه هرمز اعمال حکمرانی کند، مسیرهای جدیدی برای مقابله با تحریم‌ها ایجاد خواهد شد. به نظر من، به این آینده نزدیک هستیم و امیدوارم دوباره به «تونل وحشت» ۱۳ سال گذشته بازنگردیم؛ چراکه دیگر نباید اجازه دهیم فشار خارجی، ایرانی‌ها را مقابل یکدیگر قرار دهد.