اکوایران: امیر نوری، بازیگر تلویزیون و سینما، که این روزها ۴۰ سالگی خود را میگذراند {و البته ساعاتی پیش تصادفی شدید کرده} که برای او آرزوی موفقیت میکنیم؛ سه روز پیش در تاک شویی با اجرای آقای مجید واشقانی با عنوان «رکشو» از ثروت خود گفت.
بعد از دیدن فیلم، میتوانید متن این گفتوگو را بخوانید:
واشقانی: الان این روزا چیکار میکنی تو استراحت؟
امیر نوری: من...مسافرت میرم، میخورم، میخوابم.
واشقانی: پولداری؟
امیر نوری: پول دارم.
واشقانی: چرا این قدر پول داری؟
امیر نوری: هیچ موقع فخر نفروختم. (خنده) دیدید میگن؟
واشقانی: نه چرا این قدر پول داری؟
امیر نوری: کار کردم آقا مجید.
واشقانی: خب ما هم کار کردیم ولی این قدر پول دار نیستیم. ما اصلا پول نداریم.
امیر نوری: خب پولاتونو چیکار کردین مثلا؟
واشقانی: غذا خوردیم. لباس خریدیم.
امیر نوری: غذا منم خوردم. مسافرت رفتم...به خاطر اینکه من به وقتش یه کارایی کردم که خب سود کردم. من پونزده سالم بود اولین آپارتمانمو خریدم.
واشقانی: باریک الله.
امیر نوری: به هفت میلیون تومان.
واشقانی: از دستمزدای بازیگری می گرفتی؟
امیر نوری: بله. آپارتمان خریدم به هفت میلیون تومن. ۳ میلیون و نیمش وام بود یک میلیون و نیمش یا پونصدش رهن بود. تقریبا سه تومنش رو دادم.
اینکه یک بازیگر یا چهره عمومی از آن کلیشه معمول نداشتن و نداری و فقر بیرون بیاید و آشکارا از ثروتمند بودن خود صحبت کند در نوع خود جالب توجه است. همچنین مصاحبه نوری نکات دیگری هم از نظر اقتصادی دارد مثل اینکه او جایی از کسی صحبت میکند که ۳۵ میلیارد تومان از پولش را خورده یا اصلا در توضیح انگیزه خود برای خرید ملک در پانزده سالگی از نمونههایی حرف میزند که در سینما دیده و با وجود پیشکسوت بودن به نان شب هم محتاج شده بودند و او نمیخواسته مثل آنها شود ولی از دل این بریده از مصاحبه نوری میتوان دو نکته اقتصادی دیگر بیرون کشید.
نخست اینکه، نوری از هفت سالگی وارد عالم بازیگری شده و از حدود ۸۰ حضوری که در سینما و تلویزیون برای او ثبت شده، ۵۰ درصد مربوط به قبل از دهه ۹۰ است. ویژگی این دهه چیست؟ اینکه هنوز تحریمهای شدید آغاز نشده و اقتصاد ایران وارد دوره افت شدید ارزش پول و تورم فزاینده نشده است.
نکته دوم و مهمتر این است که نوری به یک توصیه همیشگی مشاوران سرمایهگذاری سنتی در ایران و البته در خارج از جهان گوش کرده است. مثل آقای وارن بافت. این افراد چه میگویند؟ میگویند بخشی از سرمایه خود را روی ملک سرمایهگذاری کنید.
نوری در سال ۱۳۸۰، وقتی میانگین قیمت ملک در تهران متری ۲۸۰ هزار تومان بوده، با قیمت ۷ میلیون تومان احتمالا یک واحد کوچک در یک منطقه ارزانقیمت خریده است اما همان طور که خود توضیح داده حتی نیمی از این مبلغ را هم وام گرفته است. این دقیقا یعنی عمل کردن به همان توصیهای که وارن بافت داشت.
وقتی بحران سال ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ در آمریکا از بخش مسکن آغاز شد و به بخش بانکی رسید، فدرال رزرو در آمریکا جلساتی برای بررسی بحران برگزار کرد. در یکی از این جلسات از آقای بافت پرسیده شده که در دهه ۹۰ و ۲۰۰۰ تقریبا همه افراد کلیدی در سیاست و اقتصاد آمریکا به مالکیت خانه و خرید آن تاکید داشتند و ایده این بود که این تبلیغات باعث بحران شده است.
آقای بافت ولی تاکید کرد که از منطق اقتصادی این کاری درست بوده است. چون وامهای مسکن با بهرههای اندکی داده میشد و خانهخریدن با توجه به تورمی که وجود داشت در نهایت به نفع افراد بود.
در ایران آن روزها هم که تورم پایینتر از امروز بود (۱۳۸۰=۱۱.۴ درصد) خرید ملک یک سرمایهگذاری مناسب به شمار میآمد.
ماجرا البته فقط به مساله نحوه خرید با وام برنمیگردد بلکه یک عنصر اقتصادی دیگر هم وجود دارد و آن مساله کمیابی است. قاعده اقتصادی این است که وقتی تقاضا بیش از عرضه باشد قیمت افزایش پیدا میکند. ایران البته کشوری بزرگ است و در میان بیست کشور جهان از نظر مساحت قرار دارد ولی همان طور که سال گذشته، معاون شهرسازی و معماری وزارتخانهای به همین نام اعلام کرد، فقط یک درصد از مساحت آن قابل سکونت است. این به آن معنا است که کل اراضی مسکونی کشور (خانهها) انگار در مساحتی به اندازه استان چهارمحال و بختیاری یا کشوری به اندازه کویت جمع شود. در این شرایط طبیعی است که قیمت زمین و مسکن افزایش پیدا کند مخصوصا وقتی کشور در شیب جمعیتی بوده و از آن سالی که امیر نوری خانه اول خود را خریده تا امروز تقریبا ۵۰ درصد رشد کرده و از ۶۰ به ۹۰ میلیون تومان رسیده است.