همین چند ماه پیش بود که تهدید دونالد ترامپ مبنی بر حمله به زیرساختهای اقتصادی کشور از جمله نیروگاههای انرژی زمینهساز نگرانیهای گسترده بین مردم شده بود. زیرساختهایی که تک تکشان با سرمایه فیزیکی و انسانی ایرانیان طی سالیان طولانی فراهم آمده بودند، به دلیل تهدیدات آمریکا در معرض تهدید آنی قرار گرفته بودند. کلمه زیرساخت اغلب وقتی به ذهن متبادر میشود، یاد نیروگاه و جاده و مدرسه و هر چیز دیگری که دارای عمر طولانی بوده و سود بالایی برای جامعه به همراه دارد میافتیم. با اینحال اگر بخواهیم برای کلمه زیرساخت مفهومی علمی بیابیم، شاید نزدیکترین واژه، موجودی سرمایه باشد.
موجودی سرمایه یکی از متغیرهای مهم در علم اقتصاد بوده و به صورت انبارهای یا همان Stock محاسبه میشود. این یعنی موجودی سرمایه به بازه زمانی خاصی متکی نیست و مجموع کل امکانات و زیرساختهایی است که هنوز قابل استفاده و کاربرد بود و در طول سالها تشکیل شدهاند. برای مثال موجودی سرمایه در سال 1403 معادل مجموع موجودی سرمایه تجمیع شده تا سال 1402 و تشکیل سرمایه ثابت ناخالص در سال 1403 است. اگر مقدار استهلاک را از این رقم کم کنیم به موجودی سرمایه ثابت خالص میرسیم.

صعود انباشت سرمایه به اوج 9 ساله
بررسیها نشان میدهد که مطابق با برآوردهای بانک مرکزی روند انباشت موجودی سرمایه ثابت خالص از سال 1400 تا 1403 صعودی بوده و در سال 1403 به بالاترین مقدار در فاصله سالهای 1395 تا 1403 رسیده است. با اینحال روند دقیقتر موجودی سرمایه نشان از این امر دارد که اعمال تحریمهای گسترده بعد از خروج آمریکا از برجام در سال 1397 نزولی شده است. به بیان دقیقتر در سال 1396 حجم موجودی سرمایه ثابت ناخالص معادل 39 هزار و 183 هزار میلیارد تومان بوده که بعد از بازگشت تحریمها در سال 1397 روندی کاهشی یافته و در سال 1400 به 38 هزار و 800 هزار میلیارد رسیده است. رشد موجودی سرمایه نیز در سالهای 1397 و 1398 به ترتیب منفی 0.16 و منفی 0.47 بوده و این امر میتواند ناشی از پیشی گرفتن سطح استهلاک از تشکیل سرمایه در این سالها باشد. به عبارتی رخوت و رکودی که در اقتصاد ایران بعد از بازگشت تحریمها رخ داده بود میتواند علت این رخداد باشد.

با اینحال روند پس از سال 1398 در رابطه با موجودی سرمایه نشان از بازیابی آن دارد. ریشه این بازیابی را هم میتوان ناشی از ایجاد ظرفیتهای خالی در اقتصاد کشور به علت تحریمها و اثر جبرانی آن جستوجو کرد. همچنین ورود بایدن در اواخر سال 1399 و تغییر مسیر سرمایهگذاری به دلیل تغییر قیمتهای نسبی را میتوان از عوامل دیگر دانست. به زبان اعداد رشد موجودی سرمایه خالص کل در سالهای 1399 و 1400 با اینکه همچنان منفی بود اما در مقایس با سال 1398 افزایش یافت. در سالهای 1400 تا 1403 نیز رقم این شاخص مثبت بود و در سال 1403 برابر با 0.89 درصد برآورد شده که برابر با رشد سال 1395 یعنی سال ابتدایی برجام است. سطح موجودی سرمایه خالص کل هم در سال 1403 به بالاترین مقدار رسیده و برابر با 39 هزار و 579 هزار میلیارد تومان محاسبه شده است.
برآوردی از موجودی سرمایه در دو سال اخیر
با توجه به اتفاقاتی که در سال 1404 و 1405 به وقوع پیوسته و کشور دو جنگ سنگین را پشت سر گذاشته است پیشبینی میشود که اگر روند اعداد و ارقام مشابه سالهای پس از خروج آمریکا از برجام باشد، سطح موجودی سرمایه خالص کل روندی کاهشی را تجربه خواهد کرد و احتمالا سطح اسهلاک از تشکیل سرمایه فراتر خواهد رفت.
همچنین این ابهام نیز وجود دارد که چرا سطح موجودی سرمایه خالص کل کشور در سالهای 1402 و 1403 حتی از دوران اوج برجام نیز بیشتر بوده است. این سوالی که سعی داریم در گزارشهای بعدی به آن پاسخ دهیم.