کتاب اصلانی، حاصل ۴ سال پژوهش میدانی خانم اصلانی در هند، کامبوج، پرو و غنا و زندگی‌کردن با خانواده‌های دهقان و صحبت‌کردن با آن‌ها است و با دو پیش‌فرض ذهنی ما کار دارد. اینکه مدرنیته یعنی شهر و «دهقان» بار منفی دارد.

اکوایران: کتاب جدید خانم مریم اصلانی پژوهشگر مدعو در «برنامه مطالعات کشاورزی» «دانشگاه ییل» موردتوجه قرار گرفته است. این کتاب «دهقانان: سازندگان دنیای مدرن» (Peasants: Makers of the Modern World) نام دارد و توسط انتشارات بلومزبری منتشر شده است.

مریم اصلانی کیست؟

حوزه تخصصی خانم اصلانی در زمینه جامعه‌شناسی اقتصادی و اقتصاد سیاسی است. او مدرک دکترای خود را از کینگ کالج لندن در سال ۲۰۱۸ گرفته است. پیش از آن او از دانشگاه آکسفورد در سال ۲۰۱۳ کارشناسی‌ارشد مطالعات هند گرفته بود و در تز دکترای خود هم ساختار طبقاتی مناطق روستایی هند را بررسی کرد و یک گروه بزرگ اما قبلاً نادیده گرفته شده - روستایی - را شناسایی کرد که شرایط مادی و آرزوها و چشم‌اندازهای اجتماعی آن‌ها به طور قابل‌توجهی با همتایان شهری شناخته‌شده‌ترشان متفاوت بود.

 او در سال ۲۰۱۹، به‌عنوان پژوهشگر پسادکتری و عضو پژوهشی جوان به کالج ولفسون، دانشگاه آکسفورد، پیوست و در آنجا تحقیقات خود را در مورد سازگاری با تغییر در مورد هند ادامه داد. از سال ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲، مریم محقق ارشد در مؤسسه تحقیقات صلح اسلو (PRIO) بود، جایی که او روی یک پروژه تحقیقاتی گسترده با بودجه اتحادیه اروپا در مورد جوانان و مهاجرت آینده از غرب آفریقا کار می‌کرد.

 او در پژوهش فعلی خود در دانشگاه ییل بررسی می‌کند که چگونه اشکال قشربندی اجتماعی (طبقه، قومیت، کاست، نژاد، مذهب و جنسیت) بر تجربه بحران زیست‌محیطی تأثیر می‌گذارند و به شکل‌گیری راهبردهای متفاوت سازگاری در جامعه کشاورزی هند منجر می‌شوند.

 او در سال ۲۰۲۰ روستایی هند با عنوان «سرمایه مورد مناقشه» (Contested Capital) نوشت که انتشارات دانشگاه کمبریج آن را منتشر کرد.

 خانم اصلانی در میان جوامع روستایی در هند، فیجی، اتیوپی، کامبوج، کنیا، غنا، کیپ ورد و گامبیا زندگی و تحقیق کرده است و برای مدتی هم در یک مطالعه مشترک در مورد اقتصاد سیاسی سازگاری با تغییرات اقلیمی در فیجی عضو بود که توسط دانشگاه سان‌شاین کوست استرالیا تأمین مالی شده بود.

ماجرای کتاب جدید او چیست؟

کتاب حاصل ۴ سال پژوهش میدانی خانم اصلانی در هند، کامبوج، پرو و غنا و زندگی‌کردن با خانواده‌های دهقان و صحبت‌کردن با آن‌ها است.

 اصلانی با دو پیش‌فرض ذهنی ما کار دارد. اینکه مدرنیته یعنی شهر و «دهقان» بار منفی دارد. این در حالی است که در طول تاریخ، تمدن‌های دهقانی شکوفا و پایدار بوده‌اند. از ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد تا بریتانیای دوران صنعتی، شکل رایج جامعه بشری در مقیاس بزرگ، امپراتوری کشاورزی بود که توسط دهقانان اداره می‌شد. مازاد عظیم تولید مواد غذایی و کالری حاصل از آن توسط چنین امپراتوری‌هایی - به‌ویژه برنج که روشی بسیار کارآمد برای استخراج کالری از زمین بود - صرف معابد عظیم، شهرهای گسترده و بوروکراسی‌های پیچیده می‌شد. بیش از ۲۰۰۰ سال، تا سقوط سلسله چینگ در سال ۱۹۱۲، امپراتوری چین بر پایه کشاورزی دهقانی ساخته شده بود که توسط یک سیستم آبیاری گسترده امکان‌پذیر می‌شد و توسط یک دولت فعال متشکل از تحصیل‌کرده‌ترین مقامات جهان اداره می‌شد.

اما آن ذهنیت منفی از کجا به وجود آمد؟ این ذهنیت حاصل سه جنگ علیه دهقانان است.

سه جنگ علیه دهقانان

جنگ اول: روشنفکران

او به این اشاره می‌کند که هم‌زمان با شروع تسلط الگوی سرمایه‌دارانه مدرنیته بر جهان، روشنفکران از هر طیفی استدلال می‌کردند که دهقانان مانعی بر سر راه «پیشرفت» هستند. «ولتر» آنها را افرادی کندذهن می‌دانست که قادر به درک وضعیت رقت‌انگیز خود نیستند و در مسیر دستیابی به روشنگری مانع ایجاد می‌کنند و «کارل مارکس» معتقد بود که «تعصب بی‌رحمانه مالکیت» آنها را به عنصری ارتجاعی در سرمایه‌داری تبدیل کرده است. اما اصلانی در این کتاب می‌خواهد این نگرش را از بین ببرد، این تصور را که زوال دهقانان شرط لازم برای «مدرن‌شدن» است، به چالش بکشد و تصویری جدید از دنیای دهقانی از طریق چهار کالای برجسته ارائه می‌دهد: برنج، نیشکر، کاکائو و کوکا.

جنگ دوم: دولت‌ها

از سوی دیگر جنگ طولانی و اعلام نشده دیگری علیه دهقانان در قرن گذشته به وجود آمد

در اتحاد جماهیر شوروی، سیاست‌های اشتراکی‌سازی جوزف استالین میلیون‌ها دهقان را کشت. ایالات متحده مناطق دهقان‌نشین ویتنام را به‌شدت و به‌صورت گسترده بمباران کرد. مائوئیسم که در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ در دانشگاه‌های غربی پرورش‌یافته بود - با این باور که جمعیت دهقانی کشورهای تازه از استعمار خارج شده بهترین امید برای مبارزه با امپریالیسم ایالات متحده هستند - اغلب علیه خود دهقانان به کار گرفته می‌شد. دیدگاه مرگبار پل پوت در کامبوج، مبنی بر اینکه این کشور باید با زور به جوهر دهقانی خود بازگردانده شود، منجر به میلیون‌ها مرگ شد و اخیراً، دهقانان از اصلی‌ترین قربانیان جنگ‌های داخلی و درگیری‌های موردحمایت ابرقدرت‌ها بر سر زمین و منابع در سودان، روآندا و جمهوری دموکراتیک کنگو بوده‌اند. از سوی دیگر به نوشته اصلانی، اکثر رهبران جهان به چیزی که اصلانی آن را «افسانه شهری» می‌نامد، باور کرده‌اند - اینکه مردم بی‌وقفه به شهرها نقل‌مکان می‌کنند و دهقانان به‌زودی، و باید به‌زودی، دیگر وجود نداشته باشند.

جنگ سوم: شرکت‌ها

همچنین ازسوی‌دیگر تا دهه ۱۹۸۰، بسیاری از کشورهای از استعمار خارج شده بدهکار بودند و به کمک مالی سرمایه خارجی نیاز داشتند. بهایی که آنها پرداختند، تحمیل انضباط بازار بر اقتصادهای کشاورزی خود بود. در بخش عمده‌ای از سرمایه‌داری جهانی معاصر، قدرت شرکت‌های غربی بر پایه‌های دهقانی استوار است. این دهقانان درحالی‌که کالاهای ارزشمندی - برنج، شکر، کاکائو - تولید می‌کنند، از سودی که تولید می‌کنند، محروم هستند.

وضعیت فعلی دهقان‌ها؛ میان اشک و لبخند

به نوشته اصلانی اکنون دهقان‌ها به حال خود رها شده‌اند تا با وضعیت اضطراری آب‌وهوا و کاهش بازده متعاقب آن، به‌تنهایی مقابله کنند. 

مثلاً کشاورزان پنبه ماهاراشترا به دلیل خشکسالی و سیل‌های فاجعه‌بار ناشی از گرمایش جهانی، دچار بحران شده‌اند. در میان چنین عدم قطعیتی، نیشکر گزینه خوبی است. بااین‌حال، برخلاف پنبه، نیشکر را نمی‌توان انبار کرد و باید ظرف چند ساعت پس از برداشت آن را خرد کرد. فراوری‌کنندگان از این وضعیت سوءاستفاده می‌کنند تا بهای کمتری به کشاورزان بپردازند. زنان آن‌قدر از غیبت در روزهای کاری می‌ترسند که بسیاری از آنها هیسترکتومی (عمل برداشتن رحم) زودهنگام انجام می‌دهند.

 یا در مثالی دیگر در غنا، جایی که صنعت شکلات جهان همیشه به کار دهقانان متکی بوده است، اصلانی دریافت که کشاورزان کاکائو نه‌تنها با تغییرات اقلیمی، بلکه با بیماری‌های محصولات کشاورزی، کمبود مزمن سرمایه‌گذاری و مسموم‌شدن زمین توسط گالامسی - اصطلاح محلی برای استخراج غیرقانونی و بدون نظارت طلا که سود حاصل از آن به رهبران سنتی و سیاست‌مداران می‌رسد - دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

 اما دهقانان راهی برای زنده‌ماندن پیدا می‌کنند. مثلاً کوکالروس‌های پرویی - پرورش‌دهندگان برگ کوکا که بخش عمده‌ای از آن برای تولید کوکائین استفاده می‌شود - یاد گرفته‌اند که با کارتل‌های مواد مخدر که به آنها وام و کمک‌های اداری ارائه می‌دهند، زندگی کنند. آن‌ها که توسط دولت رها شده‌اند، نظام اخلاقی بدیلی ایجاد کرده‌اند که بر ضرورت‌های زندگی معیشتی و تعهد به خانواده و جامعه استوار است.

 به نوشته اصلانی، دهقانان به‌عنوان حائلی عمل می‌کنند که سرمایه‌داری درنده‌خو را که هیچ احترامی برای طبیعت قائل نیست، مهار می‌کند... . اینکه بخش زیادی از زمین‌های قابل‌کشت جهان در دست دهقانان باقی می‌ماند، ما را در برابر تسلط کامل شرکت‌ها بر زمین و فروپاشی محیط‌زیست محافظت می‌کند و به همین دلیل به نقل‌قولی از یک دهقان کامبوجی اشاره می‌کند: «برنج همراه ماست. می‌گوییم انسان‌ها نوزده روح دارند و برنج هم همین تعداد روح دارد.» در واقع نگاه قدسی به زمین صرفاً بازمانده‌ای از گذشته نیست، بلکه می‌تواند مانعی در برابر بهره‌برداری مخرب از طبیعت باشد.

نتیجه‌گیری

اصلانی از دل این روایت به ما یادآوری می‌کند که  (همچنین) غرب ممکن است از شر دهقانان خود خلاص شده باشد، اما ۲۵۰ سال پس از انقلاب صنعتی، «بیشتر جهان بدون انجام این کار مدرن شده است».  امروزه دهقانان بیشتری نسبت به هر زمان دیگری در تاریخ وجود دارند. خانوارهای دهقانی حدود ۲ میلیارد نفر، یعنی یک‌چهارم جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند. شیوه زندگی آنها بسیار مقاوم‌تر از کار در کارخانه است و هیچ چیز عقب‌ماندگی در آن وجود ندارد. ۳۵۰ میلیون تن نیشکر تولید شده در هند که سالانه بزرگ‌ترین تولید هر کشوری است و رقمی است که از سال ۱۹۸۰ سه برابر شده است، همه از مزارع خانوادگی حاصل می‌شود. در شرایطی که زمین تاب صنعتی‌شدن همگانی را ندارد، هیچ چیزی به‌اندازه زمین نمی‌تواند جمعیت‌های بزرگ را تأمین و حفظ کند.

او نتیجه می‌گیرد که دهقانان فاقد اصلی‌ترین چیزی هستند که به آن نیاز دارند: سرمایه‌گذاری بلندمدت دولت‌ها در خاک، آب و ذخایر گیاهی که زمانی امپراتوری‌های کشاورزی فراهم می‌کردند و اگر به تلاش برای اجرای افسانه شهری ادامه دهیم، تولید مواد غذایی بی‌ثبات و اکوسیستم سیاره نابود می‌شود و موج بی‌سابقه‌ای از آوارگان و پناه‌جویان به راه خواهد افتاد. از این روست که ما باید به‌خاطر خودمان هم شده امیدوار باشیم که دهقانان نه‌تنها بخشی از گذشته ما، بلکه بخشی از آینده ما هستند.

یک نقد منفی

 گاردین البته در نقد خود به این کتاب، می‌نویسد که نویسنده گاهی در استدلال‌های تاریخی خود دچار لغزش می‌شود. او مثال می‌زند که آدام اسمیت معتقد نبود آینده سرمایه‌داری تنها زمانی فرامی‌رسد که دهقانان جای خود را به زمین‌داران ثروتمند تکنوکرات بدهند؛ اسمیت در واقع از زمین‌دارانی انتقاد می‌کرد که بدون مشارکت در تولید، درآمد کسب می‌کردند. همچنین روایت کتاب درباره به‌قدرت‌رسیدن ویلیام اورنج و ماری بدون خون‌ریزی، خشونت‌های بعدی در اسکاتلند و ایرلند را نادیده می‌گیرد.