اکونومیست در جایی دیگر با اشاره به این که «چین کنترل بازارهای نفت را از دست اوپک خارج کرده»؛ در توضیح چرایی این تغییرات به این واقعیت اشاره کرده که وقتی قدرت بازار از قدرت خرید نشات گرفته باشد، واردکنندگان نفت میتوانند عملکرد بهتری داشته باشند. درباره نقش چین در کنترل بازار نفت هم باید گفت که در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، چین با مدیریت واردات نفت خام توانست به مهار قیمتها کمک کند- و از این طریق نشان داد که چگونه خریداران بزرگ میتوانند باعث ایجاد توازن شوند.
به گزارش سرویس ترجمه شفقنا از نشریه اکونومیست؛ جنگ ایران باعث وقوع بزرگترین شوک در زمینه عرضه نفت در تاریخ این محصول شد. با این حال به رغم پیشبینیها و تخمینهای بسیاری از تحلیلگران در آغاز مناقشه؛ حتی در اوج این درگیری نیز قیمت نفت هرگز به مرز ۱۵۰ دلار در هر بشکه نرسید.
[این امر البته مدیون و مرهون فعالیتهای کشورهای متفاوتی بود و] برای این امر باید از چند دولت سپاسگزار بود.
کمی پس از اینکه تنگه هرمز توسط ایران غیرقابلعبور شد و در واقع این کشور از عبور و خروج روزانه ۱۴ میلیون بشکه نفت خام از خلیج فارس جلوگیری کرد، پادشاهیهای نفتی ابوظبی و ریاض از طریق خطوط لولهای که مسیرشان از این تنگه نمیگذشت، روزانه ۵ میلیون بشکه بیشتر روانه بازار کردند.
وزرای نفتی واشنگتن و توکیو نیز روزانه ۲ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری خود را آزادسازی کردند و در کنار این فعالیتها سهمیهبندی دولتی در کشورهای فقیرتر نیز بخشی از تقاضا را کاهش داد.
اما بدون تصمیمات بیسروصدایی که در پکن اتخاذ شد، فاجعهای تمامعیار رخ میداد. در حقیقت اینکه چین بین ماههای فوریه و ژوئن واردات نفت خام خود را به نصف رساند- و نزدیک به ۵.۵ میلیون بشکه واردات روزانه نفت خام خود را کاهش داد- به گفته کارشناسان توانسته موجب کاهش ۳۰ دلاری (یا بیشتر) قیمت نفت برنت شود.
این میزان کاهش خرید بیش از نیمی از رکورد کاهش تقاضای جهانی در دوران قرنطینههای کووید-۱۹ را شامل میشود- که تمام کشورهای خریدار نفت رویهمرفته تقاضای خرید خود را ۹ میلیون بشکه کاهش دادند.
[نکته جالب این که] برخلاف دوران همهگیری کرونا که باعث ایجاد رکود در اقتصاد جهانی شد، این بار کاهش خرید نفت باعث رکود نشد و تولید ناخالص داخلی چین به روند مناسب خود ادامه داد؛ شاید به این دلیل که کاهش خرید نفت خام توسط چین، ربطی به مشکلات اقتصادی این کشور نداشت.
این توانایی در کم و زیاد کردن تقاضای نفت به بزرگترین واردکننده نفت جهان این اجازه را داده قیمتها را تحت تاثیر قرار داده و تغییر دهد- و این کاری است که سازمان کشورهای صادرکننده نفت یا همان اوپک و متحدانش مدتهاست با کنترل نیمی از تولید جهانی آن را به انجام میرسانند.
حالا با توجه به همزمانی تضعیف این کارتل (اوپک)- به دلیل خروج امارات متحده عربی و همچنین کاهش ظرفیت تولید اعضای باقیمانده اوپک در حوزه خلیج فارس- با افزایش قدرت چین در بازار نفت؛ میتوان گفت که جای این دو در مناسبات قدرت نقت تغییر کرده و این همان چیزی است که یکی از مدیران ارشد تجارت نفت روی آن تاکید داشته است: «چین تبدیل به اوپکِ جدید شده است».
اوپک بیش از چهل سال است که با استفاده از سهمیهبندی تولید، سعی دارد قیمتها را بالا نگه دارد.
در نقطه مقابل، اما، واردکنندگان نمیتوانند با استفاده از جیرهبندی تقاضا قیمتها را پایین نگه دارند- که البته دلیل این ناتوانی به این حقیقت بازمیگردد که خریداران پراکندهتر از فروشندگان هستند.
در این میان البته چینِ یک استثناست؛ کشوری عظیم با یک ساختار اقتصادی دولتمحور که برخلاف گروه «اوپکپلاس» که تصمیمگیری در آن نیازمند توافق میان ۲۱ کشور است، میتواند به دستور یک نفر- یعنی رئیسجمهور شی جینپینگ- بهصورت یکجانبه عمل کند.