مسئله امروز اقتصاد فقط رشد پایین یا تورم بالا نیست؛ مسئله اصلی از بین رفتن افق تصمیمگیری است.
وقتی نااطمینانی مزمن میشود، هم بنگاه، هم مردم و هم سیاستگذار وارد وضعیت تعلیق میشوند؛ تصمیمها کوتاهمدت، واکنشی و حداقلی میشوند و برنامهها روی کاغذ میمانند، بیآنکه ارادهای برای اجرای آنها شکل بگیرد. خطر بزرگتر اما عادت کردن به همین وضعیت است؛ جایی که «بیثباتی» تبدیل به نرمال جدید میشود و همه یاد میگیرند با آن کنار بیایند، نه اینکه آن را اصلاح کنند.