وزارت صنعت، معدن و تجارت (صمت) آمارهای مربوط به جواز تاسیس و پروانه بهرهبرداری واحدهای صنعتی را در گزارشات ماهیانه اعلام و در دسترس عموم قرار میدهد. گزارشاتی که از عمق اعداد و ارقام آن میتوان به وضعیت نامساعد صنعت در ایران رسید.
برای مثال میتوان مشاهده کرد در پنج سال گذشته میزان سرمایه حقیقی ثبت شده جهت دریافت جواز تاسیس کاهشی بوده است. این کاهش سرمایه نشان میدهد تمایل حقیقی افراد برای ورود به بخش صنعت و سرمایهگذاری در این بخش افت پیدا کرده است. همچنین بررسی این آمارها در کنار وضعیت ویژه صنعت در سالهای گذشته سوالاتی را به ذهن متبادر میکند.
سرمایه مورد نیاز برای ایجاد یک شغل در اقتصاد چقدر است؟ آیا واحدهای صنعتی تازهوارد به اندازه تمایلشان توان سرمایهگذاری داشتهاند؟ میزان سرمایه محقق شده در بخش صنعت در هر سال چقدر بوده است؟ سهم هر یک از انواع پروانهبهره برداری در تزریق سرمایه به صنعت چقدر بوده است؟
این گزارش سومین قسمت از بررسی آمارهای صمت بوده و نگاهی عمیق به وضعیت سرمایه در بخش صنعت داشته است.
جواز تاسیس و پروانه بهره برداری چیست؟
برای درک بهتر این گزارش، بد نیست گریزی به مفاهیم مهم در این آمارها زده شود.
«جواز تاسیس» اولین مفهومی است که شروع یک فرآیند صنعتی را کلید میزند. به بیان سادهتر زمانی که یک فرد حقیقی یا حقوقی تصمیم به ایجاد یا توسعه واحد صنعتی خود میگیرد ابتدا باید «جواز تاسیس» خود را ثبت و دریافت کند. برای دریافت این جواز رقم مربوط به سرمایه مورد نیاز برای شروع یک پروژه و میزان اشتغال آن نیز ثبت میشود. هر چند باید در نظر داشت که این ارقام هنوز به واقعیت نپیوسته و صرفا برآوردی خوداظهار گونه از ایجاد یا توسعه این واحد صنعتی است. پس میتوان انتظار داشت این ارقام معمولا بیش برآوردی داشته باشد چراکه بانکها بر اساس طرحهای ثبت شده و ارقام ذکر شده در آن اقدام به اعطای تسهیلات برای ایجاد یا توسعه واحدهای صنعتی میکنند. اما با این وجود روند ثبت همین ارقام نیز میتواند بخشی از حقیقت را برای ما محقق سازد. عمر جواز تاسیس یک سال است؛ به عبارتی افراد باید در مدتی که جواز خود را دریافت کردند مرحله بعدی فرآیند ایجاد یا توسعه واحد خود را جلو ببرند؛ یعنی گرفتن «پروانه بهرهبرداری». (البته طبق قانون امکان تمدید عمر جواز تاسیس نیز وجود دارد ولی اگر جوازی تمدید نشود منقضی خواهد شد.)
دریافت «پروانه بهرهبرداری» به افراد این اجازه را میدهد که ماشینآلات خود را نصب و فرآیند تولید را آغاز کنند. برای دریافت این پروانه نیز میزان سرمایه و اشتغال به کار گرفته شده در واحد صنعتی جمعآوری و ثبت میشود. ارقام در این بخش واقعیت رخ داده در واحد صنعتی است نه یک برآورد. همچنین برای ایجاد یا توسعه واحدهای صنعتی به طور جداگانه پروانه بهرهبرداری صادر میشود که مقایسه آنها با یکدیگر میتواند بخش دیگری از حقیقت را در درک وضعیت صنعت تکمیل کند.
میزان تحقق سرمایه در بخش صنعت چقدر بوده است؟
همانطور که عنوان شد یکی از ارقامی که در زمان دریافت جواز تاسیس و پروانه بهرهبرداری ثبت میشود میزان سرمایه است. زمانیکه این سرمایه در زمان دریافت جواز تاسیس اعلام میشود نشان از میزان سرمایه برآوردی افراد دارد اما این میزان سرمایه در زمان دریافت پروانه بهره برداری دیگر صرفا یک برآورد نیست بلکه سرمایهگذاری بالفعل پروژه است.
بررسی روند سرمایه در جواز تاسیس و پروانه بهرهبرداری یک سیر صعودی را نشان میدهد و این اتفاق کاملا طبیعی است. چرا که تورم باعث بزرگ شدن ارقام و بیارزش شدن پول شده لذا هر چه به سال ۱۴۰۴ نزدیک میشویم با ارقام بزرگتری سر و کار داریم. با این وجود میزان سرمایه ثبت شده در جوازهای تاسیس سال ۱۴۰۴ نسبت به سال ۱۴۰۲ کمتر بوده است. حال این سوال پیش میآید که اگر سرمایه اسمی (با احتساب تورم) نسبت به سال ۱۴۰۲ کاهش یافته، سرمایه حقیقی (بدون در نظر گرفتن تورم) چه روندی را طی کرده است؟
در تبدیل ارقام سرمایه اسمی به حقیقی از شاخص قیمت تولیدکننده استفاده شده است. بدین وسیله اثر تورم از ارقام مربوط به هر سال خارج شده و تمامی ارقام به یک سال پایه بازمیگردد. در این گزارش سال پایه ۱۴۰۰ است. آمار نشان میدهد از اگر در سال ۱۴۰۰ میزان سرمایه در جوازهای تاسیس یک هزار و ۲۰۰ همت بوده، این رقم تا سال ۱۴۰۴ مداوما کاهش یافته تا اینکه در سال گذشته به ۵۲۰ همت (به ارزش سال ۱۴۰۰) رسیده است. به عبارتی درست است که در سال ۱۴۰۴، حدود ۱۹۶۱ همت سرمایه به ثبت رسیده اما اگر این رقم را به سال ۱۴۰۰ برگردانیم در آن سال فقط ۵۲۰ همت ارزش داشته است. حال با این توضیح، ارقام حقیقی معنای بیشتری به آمارها میدهند.
بررسی ارقام مربوط به سرمایه بالفعل شده در پروانه بهرهبرداری ایجاد و توسعه نیز یک کاهش معنیدار را نشان میدهد. مجموع سرمایه پروانههای بهرهبرداری از ۲۸۸ همت در سال ۱۴۰۳ به حدود ۲۲۰ همت در سال ۱۴۰۴ رسیده است.
به طور کلی میتوان گفت در پنج سال گذشته، میزان سرمایه بالفعل شده نسبت به سرمایه برآوردی در بخش صنعت حدود ۲۹ درصد بوده است. این یعنی تقریبا از هر ۱۰ واحد پولی که قرار بوده در این صنعت سرمایهگذاری شود تنها ۳ واحد واقعا عملی شده است. از این سه واحد نیز سهم سرمایهگذاری در توسعه واحدهای صنعتی بیشتر از سرمایهگذاری در جهت ایجاد آنها بوده است.
اگر میزان سرمایه حقیقی را به تعداد جوازها و پروانههای بهرهبرداری در هر سال تقسیم کنیم به رقم سرانه این سرمایه میرسیم که میتواند همزمان انگیزه فعالان اقتصادی و شرایط محیط کسب و کار در سرمایهگذاری را نشان دهد. این ارقام حکایت از آن دارد که برای ثبت هر جواز تاسیس تقریبا ۳۰ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان سرمایه (به ارزش سال ۱۴۰۰) در سال گذشته به ثبت رسیده است که تغییر چندانی نسبت به ۱۴۰۳ نداشته است. این عدم تغییر در پروانه بهرهبرداری توسعه نیز دیده میشود. اما نکته جالب اینجاست که انگیزه سرمایهگذاری برای دریافت پروانه بهرهبرداری ایجاد به شدت کاهش یافته است. مجموعا میتوان گفت افراد یا برای ایجاد و توسعه واحد صنعتی ورود نکردهاند یا اگر ورود کردند چشمانداز منفی نسبت به شرایط کسب و کار نداشتند به همین دلیل میزان سرمایه خود را تغییری ندادند. اما آنهایی که در سال ۱۴۰۴ وارد محیط کسب و کار شدند و پروانه بهرهبرداری گرفتند نتوانستند سرمایه اعلام شده خود را عملی کنند و شرایط اقتصادی این سال تحقق سرمایهگذاری را با مشکل مواجه ساخته است.
برای ایجاد یک شغل چقدر سرمایه نیاز است؟
آمارهای صمت حقیقت مهمی از هزینه ایجاد یک شغل در سال ۱۴۰۴ اعلام کرده است. طبق این آمار برآورد افراد برای ایجاد یک شغل در اقتصاد حدود ۴ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان بوده است. در حالیکه در واقعیت هزینه در این سال هزینه ایجاد یک شغل در شرکتهای تازهتاسیس ۳ میلیارد و ۹۰۰ میلیون تومان و در شرکتهایی که توسعه پیدا کردند یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان بوده است.
تمامی ارقام مذکور نسبت به سالهای قبل رشد داشته که کاملا طبیعی و در نتیجه تورم بوده است. اما زمانیکه این هزینه ایجاد شغل را با ارقام حقیقی محاسبه کنیم ابعاد دیگری از وضعیت صنعت مشخص میشود.
بر اساس این آمار اگر در سال ۱۴۰۰ هزینه ایجاد یک شغل در پروانه توسعهای یک میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان و در پروانه ایجادی یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان بوده، این ارقام در سال ۱۴۰۴ به ترتیب به یک میلیارد تومان و ۵۰۰ میلیون تومان کاهش پیدا کرده است. این کاهش نتیجه چیست؟ آیا هزینه واقعی ایجاد شغل در ایران کاهش یافته؟
این کاهش نتیجه واقعی تحریم است. اقتصاد ایران از مزیتهای خود فاصله گرفته، صنعت فرسوده و استهلاک بالای ماشینآلات باعث شده تصمیم فعالان حوزه صنعت نسبت به شیوه فعالیت در این بازار تغییر کند. این آمار نشان میدهد صنعت ایران به دلیل محدودیتهای تکنولوژیک قید سرمایهگذاری بر روی ماشینآلات و تجهیزات پیشرفته را زده و به سمت کارگرمحورتر کردن فعالیتها حرکت میکند. پس کاهش هزینه واقعی ایجاد شغل به معنای بهبود وضعیت صنعت نیست بلکه نماگر فرسودگی سرمایهها و تغییر جهت صنعت است. صنعت ایران در این مدت از سرمایهبر بودن به سمت کاربر بودن حرکت کرده که حرکتی خلاف جهت توسعه اقتصادی در عصر مدرن است.