اکوایران: شوک‌های فناوری یکی از عوامل اصلی چرخه‌های رونق و رکود در اقتصاد هستند. با این‌حال یک اقتصاددان معتقد است که نمی‌توان نوسانات فناوری را دلیل اصلی شوک‌های اقتصادی چه از نوع مثبت چه از نوع منفی تلقی کرد. به عبارتی متغیر و عاملی دیگر در این زمینه مهم‌ترین تاثیر را دارد.

فرانک شوستاک (Frank Shostak) در نوشته‌ای در انستیتو میزس عنوان کرده که برخی اقتصاددانان، مانند فین کیدلند و ادوارد سی. پرسکات  برندگان جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۰۴ معتقدند که یکی از عوامل اصلی پشت چرخه‌های رونق-رکود اقتصادی، شوک‌های فناوری هستند.

050501

برای اعتبارسنجی این دیدگاه، کیدلند و پرسکات از مدل رشد سولو (رابرت سولو، برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۱۹۸۷) استفاده کردند که خود بر پایه تابع تولید کاب-داگلاس از نوع زیر است؛

Y = AK(1-α)Nα

در این معادله،  Y تولید واقعی است،  A عامل فناوری، K  موجودی سرمایه، و N تعداد کارگران شاغل است. α  یک پارامتر است.

در نگاه رایج، روابط میان متغیرهای مختلف اقتصادی را می‌توان به وسیله اعدادی که «پارامتر» نامیده می‌شوند، نمایش داد. برای مثال، رابطه میان مخارج مصرفی شخصی و درآمد پس از کسر مالیات را می‌توان به شکل زیر توصیف کرد:

مصرف شخصی = α * درآمد پس از کسر مالیات

که در آن آلفا (α) یک پارامتر است. بنابراین، اگر آلفا برابر با ۰.۸ باشد، آنگاه برای درآمد پس از کسر مالیات ۱۰۰ دلار، این رابطه نشان می‌دهد که مصرف شخصی برابر با ۸۰ دلار خواهد بود. پارامتر آلفا به وسیله یک روش آماری تعیین می‌شود. روش آماری همچنین این امکان را فراهم می‌کند که بررسی شود آیا عدد به‌دست‌آمده، برآورد معتبری از پارامتر واقعی در جهان حقیقی است یا خیر.

به جای استفاده از روش‌های آماری متعارف برای برآورد پارامتر آلفا، کیدلند و پرسکات روشی را معرفی کردند که آن را «کالیبراسیون» نامیدند. این روش دقیقا چیست؟

چارچوب کیدلند و پرسکات از مطالعات مختلف، دیدگاه کارشناسان و تحلیل داده‌ها برای شکل دادن به یک برداشت درباره پارامترها استفاده می‌کند. برای مثال، کیدلند و پرسکات با استفاده از داده‌های تاریخی مربوط به دستمزدها و درآمدها، تعیین کرده‌اند که پارامتر α در تابع تولید کاب-داگلاس حدود ۰.۶۴ است. با ترکیب اطلاعات مربوط به α با اطلاعات مربوط به تولید ناخالص داخلی واقعی، موجودی سرمایه و تعداد کارگران شاغل، می‌توان عامل فناوری A را استخراج کرد. پس از استخراج عامل فناوری  A، می‌توان از آن برای ارزیابی اثری که بر نوسانات تولید واقعی Y دارد استفاده کرد.

کیدلند و پرسکات در پژوهش خود، به این نتیجه رسیده‌اند که یک شوک ناشی از فناوری می‌تواند ۷۰ درصد از نوسانات تولید ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم را توضیح دهد.

معرفی روش کالیبراسیون ظاهرا پاسخی به انتقاد رابرت لوکاس (برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۵) است که اتکای مدل‌های دارای پارامترهای ثابت را برای ارزیابی پیامدهای سیاست‌های دولتی بر اقتصاد مورد پرسش قرار داده بود. از نظر لوکاس، تغییر در سیاست‌های دولت، پارامترهای موجود در جهان واقعی را تغییر خواهد داد. بنابراین، مدلی که از پارامترهای بدون تغییر استفاده می‌کند، نتایج گمراه‌کننده‌ای تولید خواهد کرد. (تغییر در سیاست‌های دولت رفتار مشارکت‌کنندگان در اقتصاد را تغییر می‌دهد. مدل دارای پارامترهای ثابت این موضوع را نادیده می‌گیرد.) در این زمینه، رابرت لوکاس با لودویگ فون میزس هم‌نظر است. به گفته میزس؛

«در حوزه اقتصاد، هیچ رابطه ثابتی وجود ندارد.»

050501

مدل رونق-رکود کیدلند و پرسکات

چه سازوکاری در چارچوب کیدلند و پرسکات وجود دارد که شوک فناوری را به چرخه‌های رونق-رکود تبدیل می‌کند؟

یک شوک مثبت فناوری به این معناست که با مقدار معینی از سرمایه و نیروی کار، اقتصاد قادر خواهد بود تولید بیشتری ایجاد کند.

بهره‌وری بالاتر به افزایش دستمزدها منجر می‌شود. این امر به نوبه خود تمایل کارگران برای کار بیشتر و کاهش زمان فراغت را افزایش می‌دهد. بازده بالاتر سرمایه موجب افزایش سرمایه‌گذاری می‌شود. همه این عوامل در کنار هم به رونق اقتصادی و افزایش رفاه منجر می‌شوند.

یک رکود اقتصادی ناشی از یک شوک منفی فناوری است که بازده نیروی کار و سرمایه را کاهش می‌دهد. این موضوع به نوبه خود باعث می‌شود کارگران ساعات کمتری کار کنند و سرمایه‌گذاری سرمایه کاهش یابد. در نتیجه، این وضعیت به کاهش تولید، یعنی یک رکود اقتصادی، منجر می‌شود. (شوک منفی فناوری به رویدادی اشاره دارد که ظرفیت تولید کلی یک اقتصاد را کاهش می‌دهد.)

با وجود استفاده از روش کالیبراسیون، کیدلند و پرسکات همچنان از یک مدل دارای پارامترهای ثابت برای تعیین اهمیت شوک فناوری در ایجاد چرخه‌های رونق-رکود اقتصادی استفاده می‌کنند. دوباره باید تأکید کرد که روش کالیبراسیون درباره تعیین پارامترهاست، اما نه از طریق روش‌های آماری متعارف، بلکه از طریق بررسی داده‌های تاریخی و دیدگاه کارشناسان.

این ادعا که یک شوک فناوری پارامتر α در تابع تولید کاب-داگلاس را تغییر نخواهد داد، به معنای آن است که ما با ماشین‌ها سر و کار داریم، نه با انسان‌ها. این موضوع به نوبه خود نشان می‌دهد که نتیجه‌گیری کیدلند و پرسکات مبنی بر اینکه یک شوک ناشی از فناوری می‌تواند ۷۰ درصد از نوسانات داده‌های پس از جنگ آمریکا را توضیح دهد، قابل تردید است.

از نظر مفهومی، حتی اگر کسی بپذیرد که پارامتر α که از طریق کالیبراسیون به دست آمده، در طول زمان ثابت باقی می‌ماند، این موضوع انتقاد لوکاس را برطرف نمی‌کند؛ زیرا تغییر در سیاست‌های دولت و سایر شوک‌ها، مانند شوک‌های فناوری، بر رفتار انسان‌ها اثر خواهند گذاشت و در نتیجه پارامتر α را تغییر خواهند داد.

رونق اقتصادی به معنای رفاه اقتصادی نیست

بر خلاف دیدگاه کیدلند و پرسکات ، یک رونق اقتصادی به معنای رفاه اقتصادی و ایجاد ثروت نیست، بلکه به معنای منحرف شدن منابع از فعالیت‌های ثروت‌آفرین به سمت فعالیت‌هایی است که مصرف‌کننده هستند و ثروت تولید نمی‌کنند (یعنی فرآیند ایجاد ثروت را تضعیف می‌کنند).

یا می‌توان گفت که یک رونق اقتصادی باعث شکل‌گیری فعالیت‌هایی می‌شود که درگیر مصرفی هستند که پشتوانه آن تولید قبلی ثروت نیست (یعنی مصرف غیرمولد).

اگر به هر دلیلی این انحراف منابع متوقف شود، فعالیت‌های غیرمولدی که در نتیجه این انحراف شکل گرفته‌اند، تحت فشار قرار می‌گیرند؛ در این حالت یک رکود اقتصادی پدیدار می‌شود.

بنابراین، چیزی که برای توضیح چگونگی شکل‌گیری چرخه‌های رونق-رکود لازم است، شناسایی سازوکاری است که باعث ایجاد انحراف پایدار منابع از تولیدکنندگان ثروت به سمت تولیدکنندگان غیرثروت می‌شود.

مورای روتبارد

سیاست‌های بانک مرکزی؛ عامل اصلی پشت چرخه‌های رونق-رکود

در یک بازار آزاد و بدون مداخله، می‌توان تصور کرد که اقتصاد در معرض شوک‌های مختلف قرار خواهد داشت، اما تصور پدیده‌ای مانند چرخه‌های تکرارشونده رونق-رکود دشوار است.

به گفته روتبارد؛

«پیش از انقلاب صنعتی، یعنی تقریباً تا اواخر قرن هجدهم، هیچ رونق و رکود منظم و تکرارشونده‌ای وجود نداشت. هر زمان که پادشاهی وارد جنگ می‌شد یا دارایی رعایای خود را مصادره می‌کرد، یک بحران اقتصادی ناگهانی رخ می‌داد؛ اما هیچ نشانه‌ای از پدیده کاملاً مدرن نوسانات عمومی و نسبتاً منظم در وضعیت کسب‌وکارها، یعنی دوره‌های گسترش و انقباض اقتصادی، وجود نداشت.»

پدیده چرخه‌های رونق-رکود به شکلی با دنیای مدرن مرتبط است. اما این ارتباط چیست؟

بررسی دقیق نشان می‌دهد که این ارتباط، نظام بانکی مدرن است که توسط بانک مرکزی هماهنگ می‌شود. منبع چرخه‌های رونق-رکود، همان چیزی است که ادعا می‌شود «محافظ» اقتصاد است؛ یعنی خود بانک مرکزی.

هرگاه بانک مرکزی سیاست پولی خود را تسهیل می‌کند، این امر باعث آغاز انحراف ثروت از تولیدکنندگان ثروت به سمت دارندگان پول و اعتباری می‌شود که به‌صورت مصنوعی و از هیچ ایجاد شده است.

ظهور فعالیت‌های اقتصادی بر پایه سیاست پولی آسان‌گیرانه بانک مرکزی، باعث شکل‌گیری رونق اقتصادی می‌شود.

سیاست پولی آسان‌گیرانه باعث فقیرتر شدن اقتصادی تولیدکنندگان ثروت می‌شود. زمانی که بانک مرکزی سیاست پولی خود را سخت‌تر می‌کند، انحراف منابع به سمت فعالیت‌هایی که بر اساس سیاست پولی انبساطی قبلی بانک مرکزی شکل گرفته بودند، متوقف می‌شود.

این موضوع به نابودی آنها یا همان چیزی که «رکود اقتصادی» نامیده می‌شود، منجر می‌شود.

هسته اصلی چرخه‌های تجاری، فرآیند انحراف منابع از فعالیت‌های ثروت‌آفرین به سمت فعالیت‌های غیرثروت‌آفرین از طریق تورم پول و اعتبار است. این فرآیند توسط سیاست‌های پولی بانک مرکزی آغاز می‌شود.

تغییر فناوری هیچ ارتباطی با چرخه‌های رونق-رکود ندارد

تغییر در فناوری می‌تواند برای فرآیند ایجاد ثروت اهمیت داشته باشد. فناوری بهتر می‌تواند فرآیند ایجاد ثروت را تقویت کند. برعکس، یک شوک منفی فناوری می‌تواند این فرآیند را تضعیف کند.

با این حال، تمام این موارد هیچ ارتباطی با چرخه‌های رونق-رکود ندارند.

بار دیگر، هسته اصلی چرخه‌های تجاری، فرآیند انحراف منابع از تولیدکنندگان ثروت به سمت فعالیت‌های غیرثروت‌آفرین از طریق تورم است. این فرآیند توسط سیاست‌های پولی بانک مرکزی به حرکت درمی‌آید.

آنچه کیدلند و پرسکات اثبات کرده‌اند، یک روش جدید برای درک پدیده چرخه‌های تجاری نیست، بلکه روشی متفاوت برای برازش منحنی با داده‌هاست.

از طریق کالیبراسیون، اکنون می‌توان مدل‌های خیالی مختلفی را معرفی کرد. آنچه در اینجا داریم، تأکید بر توسعه روشی برای برازش منحنی است، نه تلاش برای شناسایی ماهیت واقعی چیزی که باعث ایجاد چرخه‌های رونق-رکود می‌شود.

تغییرات فناوری می‌توانند برای فرآیند ایجاد ثروت اهمیت داشته باشند. با این حال، این موضوع هیچ ارتباطی با پدیده چرخه‌های رونق-رکود ندارد.

مدل‌های ریاضی مختلفی که ظاهراً نشان داده‌اند تغییرات فناوری عامل اصلی ایجاد چرخه‌های رونق-رکود هستند، به علل ایجاد چرخه‌های رونق-رکود نمی‌پردازند، بلکه صرفاً نوسانات موجود در داده‌ها را توصیف می‌کنند.