وقتی نهادهای آماری، تورم را اعلام میکنند، اغلب مردم احساس میکنند که رقم برآورد شده برای تورم نادرست یا حتی دروغ است. بسیاری از آنها تصور میکنند که تورم محاسبه شده، آنچه را که به واقع بر سر سفره و قدرت خرید آنها آمده را نشان نمیدهد. اما این موضوعی نیست که پژوهشگران اقتصادی به آن فکر نکرده باشند. عمده این اختلاف نظرها و احساسات متفاوت و در برخی اوقات متناقض ناشی از سبد مصرفی متفاوت گروههای جامعه در مقایسه با یکدیگر است.
پژوهشکده پولی و بانکی در همین زمینه گزارشی با عنوان «تحولات تورم در ایران؛ نگاهی به تغییرات ماهانه و سالانه آن براساس دهکهای درآمدی» منتشر کرده که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد.

فشار تورم به کدام دهک بیشتر وارد شده است؟
مطالعهای که توسط پژوهشکده پولی و بانکی صورت گرفته نگاهی دقیق و جزئی به توزیع تورم در گروههای درآمدی مختلف پرداخته است. اهمیت هر قلم کالا در سبد خانوارها و دهکبندی آنها مطابق با دادههای هزینه و درآمد خانوار در سال 1402 انجام شده و قیمت کالاها نیز براساس شاخص قیمت اعلام شده از سوی بانک مرکزی در فاصله سالهای 1396 تا 1403 صورت گرفته است.
بررسیها نشان میدهد که در بازه زمانی سالهای 1396 تا 1403 میانگین تورم کل سه دهک بالا و سه دهک پایین نسبتا همسو بوده با این تفاوت که در سال 1401 میانگین تورم کل سه دهک پایین و کمتر برخوردار از شاخص سه دهک برخوردارتر جامعه فاصله گرفته است. امری که با مشاهده میانگین تورم اقلام خوراکی و غیرخوراکی این گروهها مشخصتر و شفافتر میشود. روند میانگین تورم غیرخوراکی سه دهک بالا و پایین جامعه بین سال 1396 تا 1400 حاکی از آن است که میانگین تورم غیرخوراکیها برای دهکهای بالاتر بیشتر از دهکهای پایینتر بوده، چرا که شوک ارزی ناشی از خروج آمریکا از برجام بیشتر به کالاهای مصرفی دهکهای بالاتر و برخوردارتر وارد آمده است.

در مقابل میانگین تورم خوراکیها که در فاصله سالهای 1396 تا 1400 به هم نزدیک بوده، به یکباره در سال 1401 شاخص مربوط به دهکهای فقیرتر از ثروتمندتر فاصله گرفته و بیشتر شده است. دلیل اصلی اینکه فشار تورمی در این سال بیشتر به طبقه فقیرتر وارد شده ناشی از اصلاحات مربوط به حذف ارز ترجیحی و جهش قیمت کالاهای اساسی مانند مرغ، تخممرغ، روغن و ... بوده است.

دهکهای مختلف به تورم کدام اقلام حساسترند؟
در بخش دیگری از مطالعه، پژوهشگران پژوهشکده پولی و بانکی به بررسی جزئیات تورم اقلام خوراکی و غیرخوراکی و فشار آن بر هر یک از دهکهای یک، پنج و ده پرداختهاند. بررسیها نشان میدهد که در بحث غیرخوراکیها تورم بخشهای حملونقل، اثاث و وسایل مورد استفاده در خانه و مسکن، آب، برق، گاز و سایر سوختها در سال 1403 بیش از دهکهای دهم و پنجم به دهک اول وارد شده و در مقابل تورم گروههای تفریح و فرهنگ، بهداشت و درمان، پوشاک و کفش و آموزش بیشتر بر خانوارهای دهکهای پنجم و دهم موثر بوده است.

از طرف دیگر در میان خوراکیها در سال 1403 تورم قند و شکر بیشترین فشار تورمی را به دهک اول یعنی فقیرترینها بعد دهک پنجم و بعد دهک دهم یعنی برخوردارترینها وارد کرده است. در مقابل نیز تورم گوشت بالاترین تورم را به دهک دهم و بعد دهکهای پنجم و اول وارد آورده است.

بدین ترتیب همانطور که مشاهده میشود فشار عمومی تورم به تمام گروههای درآمدی نسبتا نزدیک به هم است اما در برخی مقاطع زمانی که شوکهای قیمتی و ارزی به اقتصاد کشور وارد شده، توزیع تورم تغییر پیدا کرده که این امر را میتوان در سالهای پس از خروج آمریکا از برجام و همچنین حذف ارز ترجیحی 4 هزار و 200 تومانی مشاهده کرد. از همینرو ضروری است تا دولتهای مختلفی که روی کار میآیند ابتدا به عواقب سیاستهای خود که ممکن است به تورم منجر شود توجه کرده و همچنین در زمینه سیاستگذاری نیز افرادی را تحت حمایت قرار دهند که آسیبپذیری بیشتری در مواجهه با تورم دارند.