چرا بسیاری از مردم احساس می‌کنند تورمی که هر ماه اعلام می‌شود، با واقعیت زندگی‌شان همخوانی ندارد؟ این پرسشی است که سال‌ها در اقتصاد ایران مطرح بوده و پژوهش تازه پژوهشکده پولی و بانکی نشان می‌دهد پاسخ آن بیش از آنکه به «درست یا غلط بودن» آمار مربوط باشد، به تفاوت الگوی مصرف خانوارها بازمی‌گردد.

این مطالعه با بررسی داده‌های هزینه و درآمد خانوار و تغییرات قیمت‌ها در سال‌های ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۳، نشان می‌دهد اگرچه میانگین تورم کل برای دهک‌های مختلف درآمدی در بیشتر سال‌ها تفاوت چشمگیری نداشته، اما ترکیب این تورم و فشار آن بر گروه‌های مختلف جامعه یکسان نبوده است.

بررسی‌ها نشان می‌دهد پس از خروج آمریکا از برجام و جهش نرخ ارز، تورم کالاهای غیرخوراکی بیشتر دهک‌های پردرآمد را تحت تأثیر قرار داد؛ زیرا سهم این اقلام در سبد مصرفی آن‌ها بیشتر بود. اما در سال ۱۴۰۱ و هم‌زمان با حذف ارز ترجیحی، شرایط تغییر کرد. افزایش شدید قیمت کالاهای اساسی مانند مرغ، تخم‌مرغ، روغن و سایر اقلام خوراکی، فشار تورمی بیشتری را به خانوارهای کم‌درآمد وارد کرد؛ چراکه خوراکی‌ها سهم بزرگ‌تری از هزینه‌های این خانوارها را تشکیل می‌دهد.

این تفاوت در سال ۱۴۰۳ نیز در برخی گروه‌های کالایی قابل مشاهده است. برای مثال، تورم قند و شکر بیشترین فشار را بر دهک اول وارد کرده، در حالی که تورم گوشت بیشتر دهک‌های پردرآمد را تحت تأثیر قرار داده است. همچنین در بخش غیرخوراکی، هزینه‌های مسکن، حمل‌ونقل و انرژی برای دهک‌های پایین سنگین‌تر بوده، در مقابل تورم گروه‌هایی مانند آموزش، تفریح و فرهنگ، بهداشت و درمان و پوشاک بیشتر بر دهک‌های بالاتر اثر گذاشته است.

نتیجه این پژوهش آن است که تجربه تورم برای همه یکسان نیست. هرچند نرخ تورم عمومی ممکن است برای کل اقتصاد عددی واحد باشد، اما اثر آن بر معیشت خانوارها بسته به سطح درآمد و ترکیب سبد مصرفی آن‌ها متفاوت است. به همین دلیل، در زمان وقوع شوک‌های قیمتی و ارزی، سیاست‌های حمایتی باید بیش از همه بر گروه‌هایی متمرکز شود که آسیب‌پذیری بیشتری در برابر تورم دارند.