نوسانات قیمت ارز در روزها و هفته‌های اخیر سر و صدای زیادی به پا کرده است. سوالی که ممکن است در این بین به وجود بیاید موضوع قدرت خرید دلاری مردم است. چرا که براساس شرایط فعلی اقتصاد ایران نرخ ارز یکی از مهم‌ترین شاخص‌ها برای ارزیابی وضعیت کلی است.

بررسی‌ها نشان می‌دهد که از سال 1360 تا سال 1389 روند حداقل دستمزد دریافتی تعدیل شده با متوسط نرخ ارز در هر سال صعودی بوده است. به‌طوری که در سال 1389 حداقل دستمزد دلاری معادل 285 دلار برآورد شده است. با این‌حال بعد از اعمال تحریم‌ها در سال‌های 1389 و 1390 روند حداقل دستمزد دلاری نزولی شد. گرچه با انعقاد برجام این شاخص باز هم افزایش یافت اما این افزایش به حدی نبود که به نرخ قبل از اعمال تحریم‌ها در سال 1389 برسد.

در نهایت زمانی که در سال 1397 ترامپ از برجام شد و محدودیت‌های تحریمی بار دیگر بر اقتصاد ایران سایه افکند، حداقل دستمزد دلاری با وضعیت مواجه شد که برای آن توصیف آن می‌توان از کلمه سقوط استفاده کرد. از سال 1397 به این سو دامنه تغییرات حداقل دستمزد دلاری بین 83 دلار تا 120 دلار در ماه متغیر بوده است.

برآوردها حاکی از آن است که از ابتدای سال جاری تا به الان اگر متوسط نرخ ارز را معیار بگیریم، حداقل دستمزد دلاری معادل 95 دلار محاسبه می‌شود. البته در هفته‌های اخیر این شاخص به دلیل تغییرات صعودی نرخ ارز به پایین‌تر از 90 دلار نیز کاهش پیدا کرده است.

روی هم رفته آنچه اهمیت دارد این است که اگر هدف سیاستگذار بهبود معیشتی و رفاه مردم است، یکی از اصلی‌ترین متغیرهای هدف برای آن نرخ ارز است. نرخ ارزی که متاثر از بسیاری چیزها است که البته در این بین نقش تحریم‌ها و محاصره دریایی از اهمیت بیشتری برخوردار است.