وی بیان کرد: این به معنای نبود برنامه نیست. سالهاست که این سناریوها مورد توجه بوده است؛ از زمانی که این نگرانی وجود داشت که بنادر جنوبی میتوانند به نقطه آسیبپذیر تبدیل شوند. به همین دلیل، سیاستهایی مانند عضویت در اتحادیه اقتصادی اوراسیا، توسعه بنادر شمالی، تقویت گذرگاههای مرزی و گسترش تجارت ریلی دنبال شد تا در صورت محدود شدن جنوب، مسیرهای جایگزین فعال باشند.
قنبری اشاره کرد: در کنار آن، موضوع ذخایر راهبردی و خودکفایی نیز همواره در دستور کار بوده است؛ از جمله تأکید بر تولید داخلی کالاهای اساسی مانند گندم، خرید تضمینی و افزایش ظرفیت تابآوری اقتصادی. بنابراین، تابآوری برای ما موضوع جدیدی نیست.
معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه مطرح کرد: با این حال، نباید تصور کرد شرایط بدون هزینه خواهد بود. ما در جنگ هستیم و جنگ با خود خسارت و فشار به همراه دارد. اما این وضعیت قابل مدیریت است، هرچند جزئیات آن در این مقطع قابل بیان نیست.
وی گفت: در مورد نگرانیهای عمومی درباره کالاهای اساسی و دارو نیز باید توجه داشت که بخشی از این فضا میتواند ناشی از عملیات روانی باشد. اگر جای طرف مقابل بودم، صرفاً به محاصره بسنده نمیکردم و تلاش میکردم از طریق رسانهها سطح نگرانی در داخل را افزایش دهم. بنابراین برای تحلیل واقعبینانه، این عامل باید در نظر گرفته شود.
در پاسخ به این سوال که آیا فشارهای اقتصادی آمریکا ممکن است تشدید شود، قنبری اظهار داشت: تقریباً همه ابزارهای فشار پیشتر اعمال شده است و اکنون تمرکز بیشتر بر افزایش اثربخشی همین ابزارهاست، نه خلق ابزارهای جدید. اقتصاد ایران نیز اقتصادی نیست که برای اولین بار با تحریم مواجه شده باشد. طی سالهای گذشته، کشور ناگزیر به سمت تنوعبخشی حرکت کرده و همین امر بخشی از آسیبپذیریها را کاهش داده است. اگرچه وابستگیهایی به بنادر جنوبی و برخی منابع خاص وجود داشته، اما این وابستگیها نسبت به گذشته کمتر شده است.
او با اشاره به تجربه تولید داخلی افزود: در برخی حوزهها از واردکننده به تولیدکننده و حتی صادرکننده تبدیل شدهایم. این دستاوردها امروز در شرایط فشار اهمیت خود را نشان میدهد.
در ادامه، قنبری به موضوع امارات و دبی اشاره کرد: آنچه در عمل برای ایران اهمیت داشت، دبی بود نه کل امارات. دبی بهدلیل نقش بندری، مالی و سابقه حضور ایرانیان، به یک مرکز مهم برای تجارت ایران تبدیل شده بود. اما وابستگی بیش از حد به آن، از سالها قبل بهعنوان یک ریسک شناخته شد و تلاشهایی برای تنوعبخشی انجام گرفت.
به گفته او، از دست دادن دبی به معنای فروپاشی تجارت ایران نیست، چراکه تجارت مسیر خود را پیدا میکند و گزینههای جایگزین وجود دارد. اگر این عامل تعیینکننده بود، آمریکا به سمت محاصره دریایی نمیرفت.
در مورد محاصره دریایی، قنبری تأکید کرد: چنین اقدامی هم ورودی اقتصاد (واردات کالا) و هم خروجی آن (صادرات نفت) را هدف قرار میدهد و علاوه بر اثر واقعی، بر ایجاد ترس از کمبود نیز حساب میکند. با این حال، برای این وضعیت نیز سیاستهای مقابلهای وجود دارد.
او درباره تنگه هرمز نیز توضیح داد: موضع ایران بستن تنگه نیست، بلکه مدیریت آن در شرایط جنگی است. از منظر اقتصادی نیز، ارائه خدمات در این مسیر میتواند مشمول هزینه باشد؛ همانطور که در سایر نقاط جهان نیز چنین است. در حقوق بینالملل نیز بسیاری از قواعد بر اساس واقعیتهای میدانی شکل میگیرند.
در بخش دیگری از این گفتوگو، قنبری به پیچیدگی رفع تحریمها اشاره کرده و گفت:
رفع تحریمها و آزادسازی داراییهای بلوکهشده بهشدت به هم وابستهاند، اما ساختار تحریمها بسیار پیچیده و چندلایه است و نمیتوان انتظار داشت با یک توافق ساده، همه آنها بهطور کامل رفع شود. به همین دلیل، مذاکرات معمولاً همزمان بر رفع تحریمها و دستیابی به نتایج ملموس مانند فروش نفت و دسترسی به منابع مالی تمرکز دارد.
او همچنین درباره سرمایهگذاری خارجی افزود: محدودیتی از سوی ایران برای سرمایهگذاری خارجی وجود ندارد و موانع اصلی ناشی از تحریمهای آمریکاست. حتی در صورت عدم ورود مستقیم سرمایه، امکان همکاری در قالب انتقال فناوری، اجرای پروژهها و مشارکتهای فنی وجود دارد.
در خصوص روابط اقتصادی با اروپا نیز قنبری نگاه انتقادی دارد و گفت: اروپا پس از خروج آمریکا از توافق هستهای، عملاً نتوانست نقش مؤثری ایفا کند و سهم اقتصادی خود را بهشدت کاهش داد. در واقع، اروپا زمانی میتواند در معادلات نقش داشته باشد که بتواند مستقل از آمریکا، منافع اقتصادی ملموسی ارائه دهد.
در نهایت، او درباره آینده جنگ و احتمال توافق بیان کرد: پیشبینی در این شرایط کار دشواری است، اما آنچه روشن است این است که هیچ جنگی بیپایان نیست. مسئله اصلی، یافتن نقطه بهینه برای پایان جنگ است؛ نقطهای که در آن بیشترین منافع حاصل و از تکرار درگیری جلوگیری شود. هدف این است که پس از پایان جنگ، کشور بتواند وارد دورهای از ثبات و بازسازی شود و هزینههای تحمیلشده جبران گردد.