۱۵ بهمن ۱۲۸۹ فقط روز ترور یک وزیر نبود؛ روزی بود که ایده «بودجهریزی مدرن» در ایران هدف گلوله قرار گرفت.
مرتضیقلیخان صنیعالدوله باور داشت دولتی که خدمات عمومی ارائه نمیدهد، حق گرفتن مالیات ندارد. او بودجه را نه دفتر دخلوخرج حکومت، بلکه سند قرارداد دولت با ملت میدانست؛ قراردادی که شرط بقایش، تولید ثروت، زیرساخت، آموزش و امنیت بود.
اما در کشوری با خزانهای تهی و ساختاری آلوده به نفوذ بیگانگان، این نگاه بیش از حد خطرناک بود. ترور او، پایان یک فرد نبود؛ حذف یک مسیر بود. مسیری که میتوانست مالیات را تابع رشد اقتصاد کند، نه جایگزین آن.
امروز، بیش از یک قرن بعد، جدالهای بودجهای ایران همچنان حول همان مسئله میچرخد: تأمین هزینهها بدون ساختن بستر تولید. شاید به همین دلیل است که صدای آن گلوله هنوز در اقتصاد ایران شنیده میشود.