وقتی پای مقایسه اقتصاد کشورها به میان می‌آید، یک سؤال بزرگ همیشه مطرح است: «پیشرفت واقعاً یعنی چه؟» آیا کشوری موفق است چون اقتصادش عظیم است، یا چون مردمش زندگی بهتری دارند؟ پاسخ به این سؤال بستگی دارد به اینکه کدام معیار را انتخاب کنیم: تولید ناخالص داخلی، درآمد سرانه یا قدرت خرید واقعی مردم.

در پنج دهه گذشته، مرکز اقتصاد جهان از غرب صنعتی به شرق آسیا منتقل شده است. چین، هند و کره جنوبی جایگاه‌هایی را به دست آورده‌اند که زمانی در اختیار قدرت‌های غربی بود. حتی کشورهایی که روزی عقب‌تر از ایران بودند، امروز جزو ۲۰ اقتصاد برتر جهان‌اند.

اما وقتی سرانه درآمد را بررسی می‌کنیم، تصویر کاملاً متفاوت می‌شود. کشورهای کوچک با جمعیت کم و سیاست‌گذاری متمرکز در صدر فهرست قرار می‌گیرند و اقتصادهای بزرگ الزاما رفاه بیشتری برای مردمشان ایجاد نمی‌کنند. شاخص برابری قدرت خرید تلاش می‌کند فاصله میان درآمد و زندگی واقعی مردم را نشان دهد؛ اینکه مردم با درآمدشان چه مقدار کالا و خدمات می‌توانند تهیه کنند.

نتیجه؟ هیچ عدد یا شاخصی به تنهایی حقیقت کامل را نمی‌گوید. برای درک اقتصاد جهان، باید قدرت، درآمد و رفاه را با هم نگاه کرد.