در ادامه، سراغ صنعت خودرو رفتیم؛ جایی که برندهایی مثل بنز، تویوتا و فولکسواگن برای بقا، به فناوری و نرمافزار چینی پناه بردهاند. آیا چین فقط بازار خودرو را فتح کرده یا آینده صنعت جهانی را بازنویسی میکند؟
در بخش دیگری از برنامه، بحران زنجیره تامین دارو را بررسی کردیم؛ بحرانی که فقط نتیجه جنگ نیست و ریشه در مشکلات ساختاری اقتصاد ایران، از قیمتگذاری دستوری تا کمبود نقدینگی و اختلال در تامین مواد اولیه دارد.
همچنین بررسی کردیم که آیا نفت ۱۰۰ دلاری امروز میتواند همان شوک سنگین دهه ۷۰ را به اقتصاد آمریکا وارد کند یا نه؛ و دیدیم چرا اقتصاد آمریکا نسبت به گذشته نفتمحور کمتری دارد.
و در نهایت، با مرور آمار مالکیت مسکن در استانهای مختلف، از شکاف عمیق میان شهر و روستا و تصویری متفاوت از بحران مسکن در ایران گفتیم.
با «تیتر یک» امروز یکشنبه 20 اردیبهشت 1405 همراه باشید.
استفاده بهینه از تنگه هرمز
دنیای اقتصاد در سرمقاله امروز خود به قلم جعفرخیرخواهان نوشت، پس از تنشهای اخیر منطقه، خاورمیانه وارد نوعی «صلح سرد» شده؛ وضعیتی که نه حاصل دوستی، بلکه نتیجه ترس از هزینههای سنگین اقتصادی و امنیتی جنگ برای همه طرفهاست. نویسنده با استفاده از مفاهیم نظریه بازیها توضیح میدهد که ایران اکنون در نقطهای قرار گرفته که باید تصمیم بگیرد از موقعیت ژئوپلیتیک خود برای «ایجاد ترس» استفاده کند یا برای «خلق ارزش اقتصادی.»
به اعتقاد این تحلیل، اگر ایران فقط بر تهدید بستن تنگه هرمز تکیه کند، جهان بهمرور مسیرهای جایگزین طراحی خواهد کرد. اما اگر بتواند امنیت تنگه را بهعنوان یک مزیت پایدار عرضه کند، هرمز از یک «گلوگاه نظامی» به «سکوی اقتصادی» تبدیل میشود. راهبرد پیشنهادی، توسعه هابهای انرژی، لجستیک، پالایشگاهها و کریدورهای تجاری در سواحل مکران و هرمز است؛ بهگونهای که منافع قدرتهای بزرگ به ثبات این منطقه گره بخورد.
در این نگاه، ایران باید از بازیگری که میتواند نظم را برهم بزند، به بازیگری تبدیل شود که «ثبات» را مدیریت میکند؛ چون در نظم جدید جهانی، سود اصلی نه در تولید ناامنی، بلکه در فروش امنیت و پیشبینیپذیری است.
چرا بنز و تویوتا «چینی» میشوند؟
وقتی مدیران برندهای لوکس اروپایی در نمایشگاه پکن به زبان چینی حرف میزنند، یعنی قواعد بازی عوض شده است. چینیها با سلاح «سرعت ۲۴ ماهه تولید» و تکنولوژی، بازارهای جهانی را فتح کرده و سهم غربیها را به شدت کاهش دادهاند.
حالا واکنش غولهایی مثل تویوتا و فولکسواگن، پناه بردن به نرمافزارهای شیائومی و هواوی است. اما آیا این وابستگی ناجی آنهاست یا طناب داری که با دست خودشان برای آینده میبافند؟
تاثیر جنگ بر زنجیره تامین دارو
بحران دارو فقط نتیجه جنگ نیست؛ صنعت داروی ایران مدتهاست با بیماریهای مزمن اقتصاد دستوپنجه نرم میکند.
افزایش شدید هزینه مواد اولیه، نوسانات ارزی، کمبود نقدینگی، بدهی سنگین دولت به شرکتهای دارویی و قیمتگذاری دستوری، زنجیره تولید دارو را در شرایطی شکننده قرار داده است.
در چنین وضعیتی، هر شوک تازه میتواند بحران را عمیقتر کند. جنگ و آسیب به صنایع پتروشیمی، اختلال در تأمین نهادههای شیمیایی، مشکلات لجستیک و توقف فعالیت برخی شرکتهای واسطه، فشار مضاعفی به این صنعت وارد کرده است. صنعتی که از تحقیق و توسعه تا تولید، بستهبندی، حملونقل و توزیع، به زنجیرهای پیچیده و بهشدت وابسته به سایر بخشهای اقتصاد متکی است.
واقعیت این است که کمبود دارو یا افزایش قیمت آن، فقط نتیجه یک اتفاق مقطعی نیست؛ بلکه حاصل سالها مشکلات ساختاری در اقتصاد ایران است. وقتی تولیدکننده مواد اولیه را نقدی و با هزینه بالا تهیه میکند اما ماهها مطالباتش از دولت پرداخت نمیشود، طبیعی است که کل زنجیره دچار اختلال شود.
شاید مهمترین راه حمایت از صنعت دارو، اصلاح ساختارهای اقتصادی، کاهش مداخلات دستوری و اعتماد بیشتر به بخش خصوصی باشد.
آیا جهش نفتی اخیر مثل گذشته بر اقتصاد آمریکا تاثیرگذار است؟
نفت دوباره وارد کانال ۱۰۰ دلار شده؛ عددی که برای بسیاری یادآور شوکهای بزرگ اقتصادی، تورمهای سنگین و حتی رکود در اقتصاد آمریکاست. اما آیا واقعاً نفت ۱۰۰ دلاری امروز همان تهدیدی است که در دهه ۷۰ میلادی اقتصاد آمریکا را فلج کرد؟
واقعیت این است که اگر قیمت نفت را با تورم تعدیل کنیم، شوکهای تاریخی بسیار سنگینتر از وضعیت فعلی بودند. در بحران نفتی ۱۹۷۹ و ۱۹۸۰، قیمت واقعی نفت معادل بیش از ۱۵۰ دلار امروز بود. حتی جهش سال ۲۰۰۸ هم فشار بیشتری نسبت به سطوح فعلی ایجاد میکرد.
از سوی دیگر، ساختار اقتصاد آمریکا تغییر کرده است. اقتصاد امروز کمتر از گذشته به نفت وابسته است؛ بهرهوری انرژی بالاتر رفته، خودروها کممصرفتر شدهاند و سهم فناوری و خدمات در تولید ناخالص داخلی افزایش یافته است. مهمتر از همه، انقلاب شیل آمریکا را از یک واردکننده بزرگ نفت به یکی از تولیدکنندگان اصلی جهان تبدیل کرده است.
البته نفت گران هنوز میتواند تورم را تشدید کند و کار فدرال رزرو را سختتر کند، اما شاید این بار نفت ۱۰۰ دلاری دیگر آن هیولای قدیمی نباشد.
نرخ مالکیت مسکن در هر استان
مالکیت خانه در ایران فقط یک عدد ساده نیست؛ پشت این آمار، تفاوتهای عمیق اقتصادی و اجتماعی بین استانها، شهرها و روستاها پنهان شده است.
بررسی دادههای هزینه و درآمد خانوار در سال ۱۴۰۳ نشان میدهد مازندران، گیلان و هرمزگان بالاترین نرخ مالکیت مسکن را دارند، در حالی که تهران و قم در انتهای جدول قرار گرفتهاند. اما تصویر اصلی زمانی آشکار میشود که دادهها را به تفکیک شهری و روستایی بررسی کنیم.
در اغلب استانها، میزان مالکیت در روستاها بیشتر از شهرهاست؛ موضوعی که به تفاوت قیمت زمین، تراکم جمعیت و قدرت خرید خانوارها برمیگردد. با این حال، در برخی استانها مانند کردستان و کرمانشاه، شکاف میان مالکیت شهری و روستایی بسیار چشمگیر است؛ جایی که حدود ۹۰ درصد روستاییان مالک خانهاند اما در شهرها این عدد به حوالی ۶۰ درصد میرسد.
این شکاف فقط یک تفاوت آماری نیست؛ بلکه نشانهای از نابرابری اقتصادی، تمرکز مالکیت و فشار بر مستاجران شهری است. از سوی دیگر، کمبود فرصتهای اقتصادی در روستاها باعث مهاجرت بیشتر به شهرها شده و همین روند، بحران مسکن شهری را تشدید میکند. شکافی که نمیتوان در تحلیل بازار مسکن نسبت به آن بیتفاوت ماند.
خاورمیانه در مدار بیثباتی کنترلشده
در خاورمیانه، معادلهای پیچیدهتر از همیشه در حال شکلگیری است؛ جایی که همزمان صدای دیپلماسی، تهدید نظامی و تحرکات میدانی در کنار هم شنیده میشود و مرز میان «جنگ» و «صلح» هر روز مبهمتر از قبل به نظر میرسد.
از تنگه هرمز تا جنوب لبنان، منطقه وارد مرحلهای شده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک تنش مقطعی دانست. اختلال در ترافیک دریایی، توقف یا تغییر مسیر کشتیها و ادامه تبادل تهدید میان تهران و واشنگتن، تنها بخشی از تصویری است که از وضعیت کنونی ترسیم میشود. همزمان، آمریکا همچنان در انتظار پاسخ ایران به بسته پیشنهادی آتشبس و آغاز مذاکرات است؛ بستهای که هنوز واکنش رسمی مشخصی از سوی تهران نداشته است.
در همین چارچوب، در گفتوگو اکوایران با رضا مجیدزاده، تحلیلگر مسائل بینالملل، این پرسش مطرح شد که آیا آمریکا واقعاً به دنبال پایان بحران است یا مدیریت آن؟ پاسخ او بر یک گزاره کلیدی تأکید دارد: تلاش برای تثبیت یک وضعیت «نه جنگ، نه صلح»؛ وضعیتی که در آن تنش کنترل میشود اما پایان نمییابد.
واکنش کشورهای عربی به توقف طرح ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز
آغاز عملیات ادعایی ترامپ به نام «پروژه آزادی» در منطقه تنگه هرمز به همان اندازه اعلام پایان آن غافلگیرکننده بود. رئیسجمهور ایالات متحد علت پایان این عملیات پس از کمتر از 48 ساعت را روند خوب در مذاکرات با ایران عنوان کرد.
از سوی دیگر بعضی رسانهها گزارش دادند که سعودی و کویت مجوز استفاده از پایگاههای آمریکا در خاک خودشان را در راستای اجرای این عملیات ندادند؛ امری که اگر درست باشد، میتوان گفت که در پایان زودهنگام عملیات بیاثر نبود.
مجموعه شواهد حاکی از آنند که کشورهای عرب کرانه جنوبی خلیج فارس نسبت به آینده امنیتی خود پس از توافق احتمالی ایران و ایالات متحد نگرانند. این نگرانی بهویژه از این بابت پررنگ است که مبادا واشینگتن در توافق خود با ایران، تنها دغدغههای امنیتی خود از قبیل برنامه هستهای ایران را در نظر بگیرد و در نتیجه این کشورها را در برابر ایران تنها بگذارد. چنانکه این اتفاق بیفتد، نقش ایالات متحد در تأمین امنیت این کشورها بهطور جدی در ذهن مقاماتشان دچار تزلزل خواهد شد.