در برنامه «تیتر یک» یکشنبه ۲۷ اردیبهشت، به این موضوع می‌پردازیم که آیا بازگشایی بورس تهران در روز سه‌شنبه، اقدامی است مفید یا منفی و استدلال‌های مخالفان و موافقان بازگشایی را مرور خواهیم کرد. همچنین نگاه خواهیم کرد که وضعیت بازار بدهی در آمریکا چگونه است و ریسک‌های ژئوپلتیکی در این بازارها چگونه بر نرخ بهره اثر گذاشته است. وضعیت شرکت‌های تولیدکننده فلزات اساسی را نیز در این برنامه از «تیتر یک» مرور می‌کنیم که طبق آخرین آمارهای منتشرشده، چه میزان تولید داشته‌اند و جنگ چه میزان اثرگذاری بر عملکرد این شرکت‌ها داشته است.

با تیتر یک امشب همراه باشید.

تولید شرکت‌های فلزات اساسی حاضر در بورس

داده‌های تازه از گزارش تولید صنعتی شرکت‌های بورسی در اسفند ۱۴۰۴ نشان می‌دهد صنعت فلزات اساسی به‌عنوان یکی از ستون‌های اصلی تولید در اقتصاد ایران درگیر یک افت هم‌زمان در سه شاخص کلیدی شده است: تولید، صادرات و تقاضا. ثبت رشد منفی ۱۱.۷ درصدی تولید در این گروه، در کنار کاهش ۸.۹ درصدی صادرات و افزایش موجودی انبارها، نشان می‌دهد بازار این محصولات با مازاد عرضه و افت فروش مواجه شده است. این روند، که تحت تأثیر شرایط جنگی و محدودیت‌های تجاری تشدید شده، نه‌تنها نشانه‌ای از کاهش تحرک در بازار داخلی است، بلکه بیانگر تضعیف جایگاه صادراتی این صنعت نیز هست. در چنین فضایی، فلزات اساسی که همواره به‌عنوان موتور محرک صنعت شناخته می‌شدند، اکنون به آینه‌ای از رکود صنعتی تبدیل شده‌اند، رکودی که اگر تداوم یابد، می‌تواند به کاهش بیشتر تولید و تعمیق فشار بر بنگاه‌های بزرگ این حوزه منجر شود.

پایان پادشاهی اروپا؛ تله بنزینی چین برای ایران

صنعت خودرو در جهان در حال عبور از یک پیچ تاریخی بزرگ است؛ جایی که معادلات سنتی قدرت تغییر کرده و غول‌های باسابقه اروپایی، جای خود را به پیشگامان جدیدی در عرصه تکنولوژی واگذار کرده‌اند. در این میان، صنعت خودروی ایران برای بقا و عبور از بحران‌های فعلی، ناگزیر به انتخاب شرکای تجاری جدید است. اما آیا در این مسیر، استراتژی درستی را پیش گرفته‌ایم؟

بررسی داده‌های جدید از بازارهای جهانی نشان می‌دهد که یک عدم تقارن بزرگ میان تخصص شرکای احتمالی آینده ما و زیرساخت‌های موجود در کشور وجود دارد؛ تضادی پنهان که می‌تواند آینده صنعت خودروی ایران را به سمت یک بن‌بست استراتژیک هدایت کند. اما عدم توسعه زیرساخت‌های نوین در کشور، چگونه ما را در یک پارادوکس بزرگ صنعتی و تکنولوژیک گرفتار کرده است؟

بحران بدهی آمریکا چقدر جدی است؟

بازارهای جهانی در پایان هفته با موجی از نگرانی‌های ژئوپلیتیکی و تورمی مواجه شدند؛ نگرانی‌هایی که از آسیا تا بازار بدهی آمریکا و اروپا را تحت تاثیر قرار داد. بازده اوراق ۳۰ ساله خزانه‌داری ایالات متحده به بالاترین سطح از سال ۲۰۰۷ رسید و بازارها نشانه‌هایی از فشار سنگین تامین مالی دولت‌ها را نشان دادند که با اظهار نظر مقام‌های ایرانی درباره‌ی هزینه‌های جنگ برای اقتصاد آمریکا، همزمان بود. جهش قیمت نفت برنت تا محدوده ۱۱۰ دلار، نگرانی‌ها درباره بازگشت تورم را تشدید کرد و باعث شد بورس‌های آمریکا، اروپا و آسیا با افت مواجه شوند. در این میان برخلاف انتظار، طلا و نقره نیز سقوط کردند و سرمایه‌گذاران بیشتر به سمت نقدینگی و دلار حرکت کردند. مجموعه این تحولات نشان می‌دهد که بازارها فعلا بیش از هر چیز روی ریسک جنگ، نفت و آینده تورم متمرکز شده‌اند.

آیا زمان مناسبی برای بازگشایی بورس است؟

بازگشایی بازار سرمایه در شرایط «نه جنگ و نه صلح» به یکی از مهم‌ترین و چالش‌برانگیزترین مباحث اقتصاد ایران تبدیل شده است. در همین راستا، از ۱۰ نفر از کارشناسان و تحلیلگران بازار سرمایه درباره زمان، شیوه و الزامات بازگشایی بورس نظرسنجی کردیم؛ نظرسنجی‌ای که نشان می‌دهد اگرچه اصل بازگشایی برای بسیاری از فعالان بازار پذیرفته شده، اما درباره نحوه اجرا و میزان آمادگی بازار اختلاف‌نظر جدی وجود دارد.

موافقان بازگشایی معتقدند ادامه توقف معاملات، نقدشوندگی بازار را مختل کرده و سرمایه سهامداران را در وضعیت قفل‌شدگی قرار داده است. از نگاه این گروه، تأخیر بیشتر می‌تواند بازگشت بازار به شرایط عادی را دشوارتر کند. این کارشناسان بر بازگشایی تدریجی بازار همراه با حمایت دولت، محدودیت موقت دامنه نوسان، کنترل فشار فروش حقوقی‌ها و هماهنگی میان سازمان بورس، بانک مرکزی، وزارت اقتصاد و صندوق تثبیت تأکید دارند. برخی نیز هشدار می‌دهند در صورت نبود حمایت گسترده و منابع کافی، بازار با ریزش سنگین مواجه خواهد شد.

در مقابل، مخالفان بازگشایی می‌گویند ابهام درباره خسارت شرکت‌ها، وضعیت تولید، تأمین انرژی، ریسک‌های سیاسی و احتمال تشدید تنش‌ها همچنان پابرجاست. به باور این گروه، بازگشایی بدون شفافیت، برنامه حمایتی و مدیریت حرفه‌ای، می‌تواند بحران اعتماد در بازار سرمایه را عمیق‌تر کرده و حتی زمینه‌ساز ریزش بیشتر بورس شود.

وضعیت پیچیده استارمر در بریتانیا

کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر بریتانیا، روزهای دشواری را در زندگی سیاسی خود سپری می‌کند. اکنون که نزدیک دو سال از پایان 14 ساله دولت محافظه‌کاران و روی کار آمدن حزب کارگر می‌گذرد، این حزب در انتخابات شوراهای محلی شکست سختی را متحمل گشت و نزدیک 1500 کرسی را از دست داد. این حزب همچنین صندلی‌های زیادی را در پارلمان اسکاتلند و ولز واگذار کرد. اکنون فشار قابل‌توجهی از سوی هم‌حزبی‌های نخست‌وزیر از جمله از سوی تعدادی از اعضای کابینه و متحدین نزدیک او برای کناره‌گیری استارمر وارد می‌شود. استارمر کناره‌گیری خود را موجب تسهیل قدرت‌گیری حزب کم‌وبیش نوظهور اصلاحات با اندیشه‌های ضدمهاجرت می‌داند. از جهاتی می‌توان گفت که بریتانیا روزها و سال‌های دشواری را از لحاظ سیاسی سپری کرده است. بریتانیا ظرف مدت پنج سال چهار نخست‌وزیر عوض کرد و اکنون استارمر می‌گوید که نمی‌خواهد با استعفای خود این روند ادامه دهد. در این برنامه به جنبه‌های بیشتری از این رویدادها پرداخته خواهد شد.